- رمان و داستان (۱۲۹۶)
- رمان ایرانی (۶۱۷)
- نوشته کاربران سایت (۲۷۶)
- رمان خارجی (۹۷)
- داستان بلند (۷۲)
- مجموعه داستان (۷۲)
- داستان کوتاه (۱۶۴)
- کتاب مخصوص موبایل (۷۰۲)
- رمان و داستان (۴۳۳)
- نوشته کاربران سایت (۲۲۸)
- جاوا (۷۰۰)
- اندروید (۱۶۶)
- رمان و داستان (۴۳۳)
- ادبیات (۲۶۱)
- نمایشنامه و فیلمنامه (۳۰)
- نقد ، بررسی و گفتگو (۱۴۹)
- شعر قدیم و معاصر (۷۱)
- زندگینامه (۱۰)
- کتاب گویا (صوتی) (۱۱۵)
- کامپیوتر و مهندسی (۳۳۸)
- برنامه نویسی (۷۸)
- الکترونیک (۱۰)
- انیمیشن و گرافیک (۲۳)
- هک و امنیت (۵۳)
- نرم افزار و سخت افزار (۷۴)
- اینترنت ، شبکه ، وب سایت (۴۸)
- موبایل (۵)
- مهندسی برق (۱۴)
- مهندسی مکانیک (۱۹)
- رباتیک (۶)
- تجارت الکترونیک (۸)
- علوم (۵۲۸)
- پزشکی و سلامت (۵۲)
- سیاست (۱۳)
- جغرافیا ، نقشه و باستان شناسی (۴۵)
- تاریخ (۷۳)
- روانشناسی و موفقیت (۶۷)
- فرهنگ و هنر (۲۳)
- علوم غریبه (۱۵۱)
- فلسفه (۳۶)
- اجتماعی (۲۵)
- مدیریت (۳۰)
- اقتصاد (۱۴)
- عمومی (۹۵)
- بانوان ، زیبایی و خانه داری (۹)
- کودکان (۴۰)
- متفرقه و سرگرمی (۱۵)
- ورزشی (۶)
- آموزش زبان انگلیسی (۳)
- خارجی و زبان اصلی (۱۰)
- محیط زیست (۱۲)
- مجله (۸)
- نودوهشتینامه (۸)
- رمان مخصوص موبایل کرکس های منتظر | مهران برزویی کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل آهو | مهسا راد کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل قرعه به نام سه نفر | fereshteh27 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل اگه گفتی من کی ام؟! | خیر ندیده کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل سمفونی مرگ | یاسمین.م کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل ناعادلانه به قضاوتم ننشین | mansi1982 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل آراز | .Baharak. کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل آن پنج دقیقه | niroomand کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل و هیجانی آخرین خون آشام | redmoon333 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه شرط بندی دردسر ساز | نرجس خاتون و MaRyAm.PaRiZaD کاربران انجمن نودهشتیا

نام کتاب : شروع از پایان
نویسنده : سامان (~shahrivar~) کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۱٫۷۹۴ مگا بایت
تعداد صفحات : ۱۲۱
خلاصه داستان :
داستان درباره ی یه دختره که یه روز که بیدار میشه متوجه میشه که همه مردن و فقط خودش زنده مونده ولی کم کم متوجه میشه که افراد دیگه ای هم زنده ان و اتفاقات غیر منتظره ای که درانتظارشن...
قالب کتاب : PDF
پسورد : www.98ia.com
منبع : wWw.98iA.Com
با تشکر از سامان عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .
بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی
که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.
دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی
دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : shahrivar, از, انجمن, ایرانی, داستان ایرانی, داستان رایگان, داستان فارسی, دانلود داستان, دانلود داستان ایرانی, دانلود داستان فارسی, دانلود داستان مجانی, دانلود رایگان داستان, دانلود رایگان رمان, دانلود رمان فارسی, دانلود کتاب رمان ایرانی, رمان, رمان عشقی, سامان, شروع, عاشقانه, نودهشتیا, پایان, کاربر, کتاب رمان ایرانی- رمان ایرانی و عاشقانه آنتی عشق | ~sun daughter~ و ~shahrivar~ کاربران انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل شروع از پایان | سامان ~shahrivar~ کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان مخصوص موبایل آنتی عشق | ~sun daughter~ و ~shahrivar~ کاربران انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه شروع یک داستان تازه | khale.ghezi کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه قبل از شروع | Mahsa Zahiri کاربر انجمن نودهشتیا
بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید
امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.
جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.
در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.
بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.
دست نویسنده درد نکنه موضوعش جدیده
اره من اولش فک میکردم توهمی باشه اما اینقدر قشنگ بود که باورم شده بود جز عالیییی ترین رمانایی بود که خونده بودم نه کش و قوس زیادی داشت نه خسته کننده میشد همه چیش به اندازه بود و قابل فهم و از همه مهمتر هیجان انگیز اغراق های شاخ و دم دارم توش نبود کلا تو یه کلمه محشررررررررررررررررررررره
یه رمان با موضوعی کاملا متفاوت…پیشنهاد میدم از دستش ندید…دست سامان درد نکنه..عالی بود..
من اینو قبلا خوندم خیلی خوشم اومدحداقل از کتابایی که تماما مث همخونه ان خیلی بهتره
مرسی آقا سامان بابت رمان قشنگتون… یه چیز کاملا متفاوت بود…
سه ماه پیش خوندمش الان اینجا چیکار میکنه؟؟!
)
خلاصش منو یاد کتاب کوری انداخت. کار مشترک سامان و خورشید که خیلی خوب بود
با اینکه از خلاصش چندان خوشم نیومد ولی با توجه به نظرات شما دانش میکنم ببینم چطوریه!امیدوارم قشنگ باشه
کتاب عالی هستش بارمانایی که تا الان خوندم ۱۸۰درجه فرق داشت اخرشم خوب تموم میشه
به نظر من که خیلی قشنگ بود. من چند بار خوندمش. ممنون از نویسنده عزیز:)
من عاشق این کتابم
جزو ۵ کتاب مورد علاقه ی منه
واقعا عالیه
شاید تخیلی باشه ولی قشنگه
من اولین رمانی که تو این سایت از کاربرها خوندم همین رمان بود. رمان خیلی قشنگیه. اینکه یه پسر جوون اینقدر قشنگ بنویسه واقعا جای تحسین داره
قشنگ بود اولش فکر کردم خیالیه و هر چی اتفاق میافته تو خواب خیلی ضد حال شد ولی وقتی خوندمو دیدم واقعیته خیلی خوش حال شدم متاوت و زیبا ممنون
به به بالاخره چشممون ب جمال این رمان روشن شد.
یکی از قدیمی ترین والبته جذاب ترین وجالبترین مضمون ها رو درپی داره.
واقعا کم نظیر ترین داستانیه ک خوندم . . .
به شدت توصیه میشه.
خیلی موضوعش جالبه و قشنگو متفاوتو هیجان انگیزه،خیلی خوشم اومد فقط آخرش یکم با عجله تموم شده مثل قصه گویی که نزدیکه صبحه و میخواد تا صبح نشده قصشو تموم کنه!
ولی در کل عالی بود
aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiii booooood mamnoooooon az nevisande khooooobesh.
نمونشو نخوندین مطمئـــــــــنم
دلم میخواست میتونستم بیشتر از یه بار توصیه کنم
شدیدا توصیــــــــــــــــــــه میشود
کمتر دیدم پسری اینقدر بااحساس وشیک بنویسه……خوشم اومد اساسی.قلم خوبی داری نویسنده جون..دمت گرم..بازم بنویس…آه راستی..من جطور میتونم داستانمو بذارم تو سایت.؟یه راهنمایی تپل و خوشگل بدید ممنون میشم
باید تو انجمن عضو شید و داستانتونو تو بخش کتاب بذارید …
دوستان مرسی که میخونید و نظر میدید. من نظراتتونو دنبال میکنم و استفاده میکنم .
کتابت عالی بود.یکی از باحال ترین و قشنگ ترین رمان هایی بود که خوندم. میشه راهنماییم کنید که چه جوری میشه یه رمان بذارم تو سایت؟
حرف نداره. من یه هفته پیش تو یه روز سه بار خوندمش. خوبیش به اینه که الکی چرت و پرت ننوشته و اون جایی که باید ، رمان تموم می شه و پر و بال الکی بهش نداده. موضوعشم خیلی متفاوته. خیلیم قشنگه.
هنوز نخونمش ولی مطمئنم که از اون باحالاست… خیلی مشتاقم که بخونمش!!! خیلی متفاوتو جدیده! ممنون سامان جان!!!!
تبریک میگم به شهریور
این دومین کتابی بود که تو انجمن خوندم و واقعا دوسش دارم ۳بار خوندم:D
خوشحالم که بلاخره روی صفحه اول سایت اومد
سلام راستش من یه مشکلی دارم قبلا که سایت باز میکردم زیر عکس ۹۸ia یه نواری بود که از اونجا میشد برم توی قسمت انجمن یا کتابهای انجمن و این چیزا ولی الان چند روز که هر چقدر میام توی سایت این قسمتا نداره یعنی من هیچ جوره به کتابهای در حال تایپ و کتابهای کامل شده و چیزایه دیگه دسترسی ندارم و چون نمیدونستم چکار کنم اینجا نوشتم!!!!!میشه یکی کمک کنه؟………………………………لطفا ):
اون نوار بالای صفحه اصلی هنوز سر جاشه . بزنید رو تالار گفتمان وارد انجمن میشید . یه نوار پایین ترشم بزنید رو انجمن وارد میشید .
اینم لینک انجمن :
http://www.forum.98ia.com/
عالی عای عالی عالی عالی عالی عالی
فوق العاده بود از موقعی که دانلودش کردم تا حالا بیشتر از نصفشو خوندم محشششششششششششششششششششششششششر بود واقعا به سامان عزیز تبریک میگم قلمش خیلی خوبه و آدم و جذب میکنه جزو قشنگترین رمان هایی بود که تا به حال خوندم سامان عزیز واقعا خسته نباشی کتابت خییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللیییییییییییییییییییییییی قشنگ بود با این که تخیلی بود ولی اینقدر قشنگ بود که نتونستم از جلوی کامپیوترم تکون بخورم و متاسفانه چشام ترکید ولی ارزشش و داشت خسته نباشی سامن عزیز
مال خیلی وقت پیشه
خیلی واسم سوال بود که چرا رو صفحه ی اصلی نمیذارنش
عالی بود
خیلی خیلی خوبه
واقا عالیه
اما ای کاش فقط یکم باز نویسی بشه و یه تغییرات کوچیک داده بشه
چون شاید بعضی جاهاش تخیلی غیر قابل باور باشه و یه جاهاییش لازم باشه که تغییر کنه
اما عالی بود
حتما حتما بخونیدش !
از خلاصش به نظر میاد که شبیه رمان کوری باشه هنوز نخوندم ولی به نظر قشنگ میاد
من این کتاب رو خیلی وقته خوندم و کلی خوشم اومده پیشتهاد میکنم حتما بخونید متفاوت و جالبه
خیلی خیلی قشنگه این کتاب …. یه موضوع متفاوت و جذاب … قول می دم وقتی شروع کنین به خوندنش نتونین ازش دست بکشین … من که اینطوری بودم …
دنبال این رمان نبودم ولی چشمم که افتاد یادم اومد خلاصشو برام تعریف کردن گفتم باشه بخونم فکر کنم خوب باشه ممنون
ketabesho ghablan tooie hamin sait gozashte booodin..dar gar hal ketabe jalebie
واقعا عالی بود…قشنگ ترین کتاب تخیلی که خوندم. خیلی وقت پیش خوندمش متعجبم چرا انقدر دیر اومد. واقعا کار های شهریور رو دوست دارم. همیشه سوژه هاش و قلمش خواننده رو جذب می کنه.
علاوه بر موضوع جدیدش هدف هم داشت.
حتما بخونید.
من می خوام دانلودش کنم ولی از خلاصش خوشم نیومد طبق نظر های شما می خوام بخونمش امیدوارم قشنگ باشه ممنون از سایت خوبه تون
فوقالعاده کتاب قشنگیه
اولین رمانیه که در عین تخیلی بودن خواننده رو کاملا جذب خودش میکنه
قلم نویسنده بسیار شیوا و روون بود
ممنون از نویسنده عزیز این رمان!
خیلی قشنگه بخونید از دستش ندید
یه داستان متفاوت تخیلی در عین حال زیبا و هیجان انگیز
سلام سامان جون عزیز.رمانت فوق العاده بودراستی وقتی که عضوشدم چجوری میتونم داستانموبزارم توبخش کتاب؟ممنون میشم اگه بیشترراهنماییم کنی داداشی
وارد بخش کتابهای در حال تایپ میشید و یه تاپیک جدید ایجاد میکنید و کتابتونو اونجا میذارید . وارد انجمن که بشید مدیرا بیشتر راهنمایی تون میکنن
رمان بسیار زیبا و متفاوتی است. من که خیلی این رمان را دوست دارم. همون زمان که تو انجمن نوشته شد خوندمش واقعا عالی است .دستتون درد نکنه
توصیه میکنم بخونید
رمان متفاوت و قشنگی بود ولی آخراش خیلی زود تموم شد می تونست طولانی تر باشه.
Khili gashange vagean azatoon mamnonam saman jan hamishe khosh Hal va payande bashi
سامان جوون عاشقتم عالی بود از ۲۰ نمره بهت ۱۰۰ میدم عالی بود عایییییی و کاملا متفاوت از این عقلی که تو داری و تونستی این رمان رو بینویسی باید انیشتنگ میشدی برو این کتابتو چاپ کن خدایی بری چاپش کنی فروش میبره
واااییی خیلی قشنگ بود دیشب طی ۲ ساعت خوندم خیلی باحال بود
واقعا آقا سامان خیلی قشنگ احساس دخترارو به تصویر میکشه و بیان میکنه
وای چقدر نظر مثبت.منم عاشق کتابای شهریورم.یعنی جونم درمیره واسه کتابای اینجوری که دیگه خلاصشو خوندم دارم پس میفتم بریم دانلودکنیم مستفیض شیم.دستت شمش طلا شهریور جون:-)
موضوعش متفاوت بود.خیلی خوشم اومد .به دوستان توصیه می کنم بخوننش .داستانش جذاب بود.مرسی از نویسنده و خسته نباشید می گم به ایشون.منتظر کارهای بعدیشون هستیم
رمان بسیار جالب و متفاوتیه من قبلا خوندمش منتظر کارهای بعدیشون هستم .فکر نویسنده هم درد نکنه .
رمان فوق العاده جذاب وشیرینی وبه نظر من کاملا مشخصه که یه مرد نویسندش بوده
موضوعشم فوق العاده جذاب وجدیده
پس خوندنش از دست ندید
ممنون از شهریور عزیز بابت نوشتن این کتاب قشنگ
خیلی رمان جالبی بود ب نظرم, و چیزی ک جالب ترش میکرد این بود ک نویسنده با وجود پسر بودنش احساسات کیانا رو خوب بیان کرده بود, فقط ی کوچولو زیادی خوش ب حال بهزاد شده بود, ک اونم با توجه ب شرایط میشه نادیده گرفت, در کل من خییییلییییییییی خوشم اومد, با توجه ب رمان آنتی عشق ک از آقا سامان خونده بودم فک میکردم ک این رمان هم خوب باشه, واقعا دست و مغزتون درد نکنه;-)
من یه مشکلی دارم اینکه وقتی رمانی رو دانلود میکنم میخوام بازش کنم password میخواد نمیدونم باید چیکار کنم ممنون میشم اگه کمک کنید.
سلام دمت گرم واقعاً حال کردم تاحالا اینطوری نخونده بودم محشر بود ،به نظر من بهزاد و کیانا برای این انتخاب شده بودن که هر دوتاش افسردگی و مایوس شده بودن ،آرش هم عشقو بهشون نشون داد،خیلی توپ بود
وقتی میام این سایت کلی حال میکنم با اینکه من اهل کتاب نیستم ولی کم کم دارم علاقه مند میشم از رمان خونای قهار تقاضای پیشنهاد سازنده دارم جز جذابیتش هیچیش مهم نیست
ترجیحا تو مایه های همین باشه خوشم اومد
ارویک اون http نداره ها!
واااااااااااااااای خوندمش واقعا محشر بود… از نویسنده واقعا قدر دانی میکنم به امید داستان های بیشتر از این نویسنده…
تخیلی در عین حال واقعی خیییییییییییلی قشنگ بووود!
خیلی خیلی بد هستین ….نمیشه که همه کتابها با فرمت PDF باشه و جاوا نذارید ….. واقعا که ………..من منتظرم تو رو خدا خیلی عقب موندم…..
مرسی
سلام.موضوع متفاوتی داست.خوشمااااااااان آمد. ممنون از نویسندش.
پیشنهاد میکنم حتما بخونینش.
benazare man vaghean ketabe ghashangie va dalile khoobiam bara etefaghi ke oftade ovorde
از داستان های تخیلی خیلی خوشم میاد .موضوعش متفاوته
بعده چند وقت رمان نخوندن از خلاصش خوشم اومدو میخوام بخونم
من این کتاب رو یک سال پیش خوندم اون زمان اسم نویسنداش مشخص نبود
کتاب خوبیه اما به نظر من همه ی رمان های ایرانی تخیلیه این یکم بیشتر!!!!!!!!!!!!۱
وای خدای من این دیگه چی بود از اول تا آخرش تماما مو به تنم سیخ شد سامان جان جدا که دستت طلا بابا تا عمر دارم این رمانو یادم نمیره
من کلا کتاب تخیلی دوست ندارم ولی این کتاب خیلی قشنگ نوشته شده بود.ممنون
کتاب جالبی بود. متفاوت بود و البته خیلی تخیلی. ولی خوب در کل خوب بود.
دست نویسندش درد نکنه. خسته نباشی عزیزم.
عزیزم چکارکردی بامغزت!!!!!!!نکن این کاراروووووو.چقدرطول میکشه یه رماندانلودشه اونوقت…..!!!!!!!!!!!!!!!!!البته عزیزم اینوهم بگم که نشون دادی اگه تخیلی ننویسی واگه کارمشترک نداشته باشی وخودت تنهاکارکنی مطمئنامیتونی کارهای بهتروبی نقص تری داشته باشی.باآرزوی موفقیت.
وااااااای!!!
چرا تموم شد؟نمیخواستم تموم بشه!!! :دی
این رمان موضوعش تَـکه!! توصیف ها به اندازس.آدمو خسته نمی کنه!اما خب تخیلیه که ممکنه بعضیا خوششون نیاد
شهریور عزیز تبریک می گم.به عنوان یه پسر واقــعـــا خوب تونسته بودی احساسات یه دختر رو به تصویر بکشی. ![]()
در مجموع رمان قشـنگی بود.قشنگ و متفاوت.به همه توصیه می کنم بخونیدش
عاااااااااااااااااااااااالیییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووود
یه نخد کلی و اساسی برای دوستایی که شک دارن به خوندن داستان…
من این رمانو به پیشنهاد یکی از دوستام خوندم… دختری که روزی ۲ تا رمان حد اقل تموم میکنه… اون دختر بهم پیشنهاد داد تا اینو حتما بخونم… منم خوندمش و مطمئنا خیلی نظرمو جلب کرد…
اینکه یه پسر از زبون دختر بنویسه برام غیر قابل هضمه… ولی آقای شهریور (جدیدا فهمیدم اسمشون سامانه :-” ) خیلی عالی احساسات دخترو به تصویر کشیدن… بعد از اینکه فهمیدم این رمان نویسندش مرده واقعا تعجب کردم… چرا که خیلی زیبا نوشته شده بود…
توصیف صحنه ها… احساسات و خلاصه همه چیز عالی بود…
آقا سامان جزو معدود نویسنده های مردی هستن که من داستاناشونو دنبال میکنم…
واقعا جا داره ازشون بابت کارای زیباشون تشکر کنم…
و این رمانم حتما توصیه میکنم… چرا که با وچود تخیلی بودن رمان ، آدرنالین خونم موقع خوندنش حسابی بالا اومد… واقعا عالی بود و کششی وصف نشدنی بین منو داستان تو همون ابتدا برقرار شد…
و در مورد دوستاییم که نسخه ی جاوا میخوا بهتره تو گوگل سرچ کنین… منم تو گوشی خوندم این رمانو… و در آر بازم مرسی…
خیلی دوس داشتم این رمانو… به جرات میتونم بگم بهترین رمان تخیلی ای بود که خوندم…:)
خیلی رمانش قشنگ بود!من که خیلی خوشم اومد!با بقیه رمانا از نظر داستان فرق خیلی خیلی زیادی داشت
محشر بود
ساید اولش فکر کنید مسخرسو قشنگ نیست…اما اصلا” به حستون توجه نکنید…ادامه بدید…خودتون می بینید که چه قد قشنگه….خیلی قشنگ نوشته شده و اون شرایطو توصیف کرده…مممنون از نویسنده
منم این کتابو خیلی وقت پیش خوندم بیشتر از پنج شیش بار!!!خیلی عالیه…دستت مرسی سامان خان!!!!!!!!!!
یعنی میخوام بگم کمتر مردیه که بتونه اینجور زیبا ورون وناب بنویسه بانوشته های سامان من عقیدم نسبت به اقایون ۱۸۰ درجه فرق کرده اصلا کتابهاشونو نمیخوندم وشعارم بود که نویسنده مرد……است درسته تخیلیه ولی خیلی قشنگه حتما بخونید تا به حرف من برسید مرسی سامان جون منتظر بعدی هستیم….راستی تاریک هست مال همین نویسندس خیلی باحاله
با وجودی که تا حالا بیشتر کتابای سایتو خوندم این اولین باره که نظر میدم. به نظرم قدرت خلاقیت و تخیل نویسنده بسیار عالی بود و ایشون میتونن یه نویسنده ی بسیارموفقی بشن.
ghashang bod vali man vaghti nazararo khondam ehsas kardam ba ye romaane fogholade movajeh misham vali onghad ha ham mahshahr nabod dar har sorat be nevisandash khaste nabashid migam va barash arezoie movafaghiat daram
اقا سامان توپ بود
به نظرم نقطه ی قوت رمانت اینه که احساسات زن ها رو خوب پردازش میکنی
و چون مردی احساسات مردانه را هم
در کل عالی بود
بعد از مدت ها یه کتاب متفاوت و جالب
افرررررررررررررررررررررییین واقعا محشر بود
مرسی نمیدونم چرا حس میکنم این و قبلا از همینجا کرفتم و خوندم.ولی بدجوری تخیلی بود
نمیدونم همین بود یا نه.ممنون میشم راهنماییم کنین.
اسمشم همین طوریا بود.آخه ازون اصلا خوشم نیومد واقعا گیجم کرده بود.مثه آدم فضایی ها بود.
شهریور عزیز میشه بگی اینو تازه نوشتی یا نه که من ازین ابهام در بیام؟
عااااااااااااااااااااااااااااالی بود.دست نویسندش درد نکنه.واقعا برام جالب بود که با این که نویسندش یه آقاست اینقدر قشنگ از احساسات مربوط به دخترا نوشته بود.که این نشون از هنر وتخیل قوی نویسندشه.بازم مررررررررررررررررررررسی آقا سامان
خیلی کتاب زیبا و با موضوع جدیدی بود که نمی تونی حدس بزنی چی قراره بشه ……مرسییییی………
فقط تو یک کلام هرکی نخونده از کفش رفته تو این بل بشوی همخونگی واقعا داستان به جا والبته خوشگلی بود……..دست نویسنده طلا…اقا سامان دستتون درد نکنه
واقعا موضوع خیلی قشنگ و جدیدی داشت
فکر نمیکردم یه پسر هم بتونه به این زیبایی احساسات یه دختر رو توصیف کنه
با این که موضوعش تخیلی بود ولی عجیب به دل مینشست
واقعا پسراهم انقدر بااحساسن؟
خسته نباشی
سلام.خیلی کتاب جالبی بود.هم تخیلیه هم واقعی. دست نویسندش درد نکنه.
هر کی هم نخونده بخونه.من که اینقدر هول بودم ببینم آخرش چی میشه از ساعت۲ نیمه شب تا ۶صبح خوندم تموم کردم. خیلی خیلی جالبه.
واقعا رمان عالییییییییییی و زیبایییییییییییییییی بود. موضوع فوق العاده جالبی داشت و توصیفات خیلی خوب بود.
معمولا کتابهای تخیلی زیاد عشقی نیستن!کارشما واقعا متفاوته از سایرین ! جا داره بهتون تبریک بگم!منتظرم بعدیا هستیم مشتاقانه
Tosifat va bayanesh ghashang bud, vali man khosham naUmad. Salighas dige. Man az inke kheili sahe dasht halam bad shod..Vali mozooesh motefavet bud. Kheili takhayoli bud.
واقعا قشنگ بود یک رمان متفاوت بود دیگه از این همه رمان با موضوعات تکراری خسته شده بودم ولی این رمان کاملا فرق داشت حتما بخونید
salam man kheyli vaghte az in saite ketab migiram va mikhoonam ama hich vaght nazar nadadam alan majboor shodam
akhe nemitoonam danlod konam vaghti safeye danlod miad shomarash roo 10 sabete va 0 nemishe ke bekham skip konam lotfan rahnamaim konid kheyli narahatam nemitoonam in ketbo danlod konam pleaseeee
موضوع خوب وجالبی داشت اما پردازش وقایع خیلی ضعیف بود.میشد با چنین موضوعی داستانی به مراتب قوی تر و ادبی تر نوشت.ممنون از نویسنده ی خلاق این اثر.
salam khili bahal bood ba inke nevisande mard bood ama khili ghashang ehsasato neshoon dad.az los bazio nazo eshveye alaki ham khabari nabood.mer30
رمان فوق العاده ای بود واقعا جذاب و خوندنی بود بعد این همه رمان مزخرف واقعا جای تشکر داشت واسه همین واسه بار اول نظرمو اینجا نوشتم……
عالیه شدید فوقالعادست . من اصولا از قلم نویسنده های مرد خوشم نمیاد اما این کتاب محشره . نویسنده احساسات دخترونه رو به قدری زیبا توصیف کرده که فقط می تونم بگم عالیه. و باید بگم همین قوه ی تخیل نویسنده باعث شده کارش تک باشه . واینم بگم که من این رمانو تو ۳ ساعت تموم کردم پس ببینین چیه که ادن اینجوری جذبش میشه من حتا افطار نکردم تا اینو تموم کنم . . . نویسنده جون تکی فوق العاده ای محشرییییییی یه دونه ای دردونه ای . بازم برامون بنویس . منتظر کتابای بعدیت هستم
دوستان توجه کنید لطفا سوالای بی ربط و خصوصی نپرسید!! فقط راجع به داستان نظر بدید!
خیلی خوشم اومد….بعد از مدتها یه کتاب با موضوع جدید خوندم…تخیلی بود ولی تخیلش خیلی جالب بود…
ممنون از نویسنده خوبش…درضمن خیلی هنر میخواد یه پسر اینقدر خوب از زبون دختر بنویسه…اگه اسم نویسنده نبود عمرا میفهمیدم کار یه پسره…
عالی بود توصیه میکنم
واقعا رمان عالی بود هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر بتونه انقدر قشنگ احساسات یه دختر را به تصویر بکشه. راستش این رمان یه جورایی متفاوت چون تخیل واقعیت عشق احساس را در کنار هم گذاشته و اخر رمان برخلاف رمانهای دیگه خوب تموم میشه چه چیزی قشنگتر از احساسات پاک مادرانه.
مرسی
من تو سایت عضو بودم ولی رمز عبورمو فراموش کردم
الانم که میخوام از اول ثبت نام کنم ایمیل قبلی رو میزنم قبول نمیکنه
خواهشا کمکم کنید
برام جالب بود که یک پسر رمانو از زبان یک دختر نوشته هیچ وقت فکر نمیکردم یه پسر بتونه از زبان یک دختر بنویسه و احساسات اون ختر را به این خوبی توصیف کنه
salaaaaaaam.chera romanaye jadido vase mobail nemizarid.lotfan javab mano bedid modiran aziz sayt.man bayad ta ki montazer bemonam.khaheshan zodtar.h.
سلام الان درحال دان رمانم اصولا نظردوستان درمورد کتابهای توی صفحه اصلی خیلی تاثیرداره تو دان کردنم اینجا هم که همه ترکوندن پس لابدتعریفیه دیگه راستی من کتابای دیگه نویسنده عزیزو ازکدو قسمت پیداکنم کتابهای کامل شده اعضارو دیدم نبود منظورم کوری وتاریک هست اگه اثردیگه هم هست دوست دارم بخونم ازانتی عشق خوشم اومد دانم تموم شد برم بخونم ببینم چه کرده اقابعد بیام ولابدمنم بترکونم تعریف
این جور که معلومه رمان قشنگیه..
اما اگه میشه نسخه موبایل این رمان رو هم بزارید..
ممنون ار همه.
هانی جون سلام ، ببخشید پیغامی میذارم که ربطی به این کتاب نداره
من با برنامه mozilla fire fox سایت رو باز می کردم و میتونستم به تمام قسمتها برم اما از امروز سایت با این برنامه باز نمیشه ( یعنی نمیتونم به قسمت های دیگر برم فقط صفحه اصلی فعال هست ) میشه بگید بهترین برنامه مورو گری که با سایت همخونی داره کدومه
یا اینکه این مشکل رو من دارم یا کسانی دیگر هم این مشکل را دارند.
مرسی از لطف شما .
فوق العاده بود سامی خان
فقط کجا دخترا اینقد فین فینی و گریه کن هستند که ما نفهمیدیم
این دیگه چه جورش بود مگه ما بچه ۲ ساله ایم!!!!!!!ناز نازیاشم اینقد شاشو نیستند:@
بازم بخاطر نیمچه تنوعی که توی رمانای فعلی دادی مرسی…
دیشب این رمان رو تو ۲ ساعت خوندم البته به این دلیل که وسط خوندن فقط صفحاتش رو می پروندم که زود تموم بشه و ببینم سر شخصیت های کتاب چی میاد کلا اخر کتاب بهتر از اولاش بود(حد اقل در سطح رمان عاشقانه فارسی نوشتن) با وجود این که نویسنده زحمت خودش رو کشیده بود ولی من احساس کردم که سرسری از رو بعضی اتفاق ها رد شده تا خیلی زود به اخر رمان برسه شاید اگه بیشتر به این موضوع پرداخته می شد مخصوصا در اوایل کتاب ، داستان میتونست تاثیر گذار باشه
فکر نکنم با عقل جور در بیاد که یه دختر ۱۸ ساله بعد از این که با این همه جنازه رو به رو بشه بتونه انقد راحت و سریع به شرایط مسلط بشه با همه چی کنار بیاد و پاشه بره رشت تازه رانندگی هم یاد بگیره
زیاد هم رو اتفاق هایی که باید به خاطر مرگ دسته جمعی ادم ها رخ میداد کار نشده بود
مثلا تو شهری مثل تهران وقتی ۱۲۰۰۰ نفر جمعیتش خدایی نکرده باهم بیمیرن و جنازه ها همون طور رو زمین بمونه به ۲۴ ساعت نکشیده بوی تعفن همه ایران رو بر میداره چه برسه به این که همه ۷۴ میلیون جمعیت ایران و ۷ میلیارد جمعیت کره زمین باهم بمیرن بعدش هم حتما موش ها حمله میکنن و طاعون دوباره پا میگیره و القصه یه آلبر کامو میخواد برای قصه پردازی این جور صحنه ها
تو این داستان وقتی مرگ به سراغ ادم ها اومده حتما یه عده پشت ماشین بودن تهران هم که حتما خیلی از خیابون هاش ترافیک بوده و تعداد زیادی ماشین همه خیابونا رو بستن جاده های بین شهری هم (مخصوصا تهران رشت) حتما کیپ تا کیپ ماشین بوده بعد از مرگشون هم حتما ماشین ها وسط جاده مونده اون وقت چطور کیانا از از بین اون ماشینا تونسته رانندگی بکنه و رد بشه مگر این که به جای ماشین سوار هلی کپتر شده باشه
یا این که وقتی همه مردن یعنی دیگه تو سازمان های اب و برق و مخابرات هم کسی وجود نداره پس اینها چطور هم اب داشتن هم برق هم تلفون و هم اینترنت هم سوخت هواپیما!!!!!!!!!!!!!!!!!
در کل کارایی که شخصیت های کتاب توی موقعیت های به اون حد بحرانی انجام میدادن اصلا باور پذیر نبود که هیچ یه جورایی خنده دار هم بود
کیانا دختری که همه اطرافیانش رو با هم از دست میده و کلی جنازه دورو برشن و توی هوای به اون کثیفی نفس میکشه به فکر اینه که بهزاد اون رو برای همیشه میخواد یا نه و این بین اون همه مشکل تبدیل میشه به تنها دغدغه زندگیش و با وجود این که در اون حد ارش رو دوست داشته درست لحظه ای که ارش داره تو تب میسوزه و بیمار شده به بهزاد میگه بیا باهم نامزد شیم بعد هم جفتشون میرن و تا صبح هم سراغی از ارش بیچاره نمی گیرن
راستش ادمایی که همچین بحران هایی رو پشت سر میزارن باید یه جورایی به مرز دیوانگی برسن نه این که به ناز و عشوه و شکستن دل کسی فکر کنن
سوژه ای که انتخاب شده بود کمی به رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو شبیه بود ولی کوری روایتی بود از تغییر و تحول انسان ها در موقعیت های مختلف که به نظر من این تغییر و تحول ها میتونست در مورد شخصیت های شروع از پایان هم مصداق داشته باشه که وقتی انسان ها تنها میشن و مجبورا به خودشون تکیه کنن تا چه حد می تونن شخصیت های متزلزلی پیدا کنن به هر حال این یه سوژه سنگین بود و نیازمند شکیبایی و کار بیشتر
به جز این موارد چیزای دیگه ای هم بود که ننوشتم اولاچون رمان رو ناقص خوندم مخصوصا اواسطش رو ثانیا چون دیگه حوصله تایپ ندارم
چیزایی هم که این جا نوشتم نظرات من هستن که به هیچ وجه با اونا قصد کم ارزش کردن کار نویسنده یا زیر سوال بردن نظرات دوستای دیگه رو ندارم فقط اشکالاتی بود که فکر میکردم باید عنوان کنم شهریور عزیز به شما هم به خاطر وقتی که رو این رمان صرف کردین خسته نباشید میگم
ژینا :
دیشب این رمان رو تو ۲ ساعت خوندم البته به این دلیل که وسط خوندن فقط صفحاتش رو می پروندم که زود تموم بشه و ببینم سر شخصیت های کتاب چی میاد کلا اخر کتاب بهتر از اولاش بود(حد اقل در سطح رمان عاشقانه فارسی نوشتن) با وجود این که نویسنده زحمت خودش رو کشیده بود ولی من احساس کردم که سرسری از رو بعضی اتفاق ها رد شده تا خیلی زود به اخر رمان برسه شاید اگه بیشتر به این موضوع پرداخته می شد مخصوصا در اوایل کتاب ، داستان میتونست تاثیر گذار باشه
فکر نکنم با عقل جور در بیاد که یه دختر ۱۸ ساله بعد از این که با این همه جنازه رو به رو بشه بتونه انقد راحت و سریع به شرایط مسلط بشه با همه چی کنار بیاد و پاشه بره رشت تازه رانندگی هم یاد بگیره
زیاد هم رو اتفاق هایی که باید به خاطر مرگ دسته جمعی ادم ها رخ میداد کار نشده بود
مثلا تو شهری مثل تهران وقتی ۱۲۰۰۰ نفر جمعیتش خدایی نکرده باهم بیمیرن و جنازه ها همون طور رو زمین بمونه به ۲۴ ساعت نکشیده بوی تعفن همه ایران رو بر میداره چه برسه به این که همه ۷۴ میلیون جمعیت ایران و ۷ میلیارد جمعیت کره زمین باهم بمیرن بعدش هم حتما موش ها حمله میکنن و طاعون دوباره پا میگیره و القصه یه آلبر کامو میخواد برای قصه پردازی این جور صحنه ها
تو این داستان وقتی مرگ به سراغ ادم ها اومده حتما یه عده پشت ماشین بودن تهران هم که حتما خیلی از خیابون هاش ترافیک بوده و تعداد زیادی ماشین همه خیابونا رو بستن جاده های بین شهری هم (مخصوصا تهران رشت) حتما کیپ تا کیپ ماشین بوده بعد از مرگشون هم حتما ماشین ها وسط جاده مونده اون وقت چطور کیانا از از بین اون ماشینا تونسته رانندگی بکنه و رد بشه مگر این که به جای ماشین سوار هلی کپتر شده باشه
یا این که وقتی همه مردن یعنی دیگه تو سازمان های اب و برق و مخابرات هم کسی وجود نداره پس اینها چطور هم اب داشتن هم برق هم تلفون و هم اینترنت هم سوخت هواپیما!!!!!!!!!!!!!!!!!
در کل کارایی که شخصیت های کتاب توی موقعیت های به اون حد بحرانی انجام میدادن اصلا باور پذیر نبود که هیچ یه جورایی خنده دار هم بود
کیانا دختری که همه اطرافیانش رو با هم از دست میده و کلی جنازه دورو برشن و توی هوای به اون کثیفی نفس میکشه به فکر اینه که بهزاد اون رو برای همیشه میخواد یا نه و این بین اون همه مشکل تبدیل میشه به تنها دغدغه زندگیش و با وجود این که در اون حد ارش رو دوست داشته درست لحظه ای که ارش داره تو تب میسوزه و بیمار شده به بهزاد میگه بیا باهم نامزد شیم بعد هم جفتشون میرن و تا صبح هم سراغی از ارش بیچاره نمی گیرن
راستش ادمایی که همچین بحران هایی رو پشت سر میزارن باید یه جورایی به مرز دیوانگی برسن نه این که به ناز و عشوه و شکستن دل کسی فکر کنن
سوژه ای که انتخاب شده بود کمی به رمان کوری اثر ژوزه ساراماگو شبیه بود ولی کوری روایتی بود از تغییر و تحول انسان ها در موقعیت های مختلف که به نظر من این تغییر و تحول ها میتونست در مورد شخصیت های شروع از پایان هم مصداق داشته باشه که وقتی انسان ها تنها میشن و مجبورا به خودشون تکیه کنن تا چه حد می تونن شخصیت های متزلزلی پیدا کنن به هر حال این یه سوژه سنگین بود و نیازمند شکیبایی و کار بیشتر
به جز این موارد چیزای دیگه ای هم بود که ننوشتم اولاچون رمان رو ناقص خوندم مخصوصا اواسطش رو ثانیا چون دیگه حوصله تایپ ندارم
چیزایی هم که این جا نوشتم نظرات من هستن که به هیچ وجه با اونا قصد کم ارزش کردن کار نویسنده یا زیر سوال بردن نظرات دوستای دیگه رو ندارم فقط اشکالاتی بود که فکر میکردم باید عنوان کنم شهریور عزیز به شما هم به خاطر وقتی که رو این رمان صرف کردین خسته نباشید میگم
سلام منم موافقم که ایراداتی به این کتاب وارد بود اما چون تخیلی بود به نظرم خیلی به چشم نمیاد…چون این اشکالاتی که شما گرفتی همشون بعد از قبول کردن مرگ دسته جمعی مردم جهان بوده…و وقتی داری از ترافیک جاده صحبت میکنی یعنی اونو نمیتونی وایسه خودت هضم کنی اما مرگ اون همه آدمو میتونی…به نظر من رمان تخیلی بود و اینا هم ویژگی همون تخیلی بودنشه…از جناب نویسنده هم خیلی ممنونم!
پرستوی عزیزم من مشکلی با غیر واقعی بودن موضوع اصلی داستان نداشتم من تو همین نظر قبلیم اسم ۲ تا کتاب رو اوردم که موضوعشون غیر واقعیه اما جزو شاهکارای ادبیات جهان هستن و من خودم به شخصه عاشقشونم یکی کوری یکی هم طاعون اما مثلا تو رمان کوری بعد از این که همه کور میشن این موضوع تمام رخداد های معمولی انسان رو تحت الشعاع قرار میده و طوری داستان جلو میره که ادم واقعا باورش میشه که همه ادما کور شدن و میتونه با شخصیت ها ارتباط برقرار کنه اما تنها چیزی که تو این رمان به واسطه شخصیت پردازی کیانا و بهزاد و توصیف ضعیف فضا ها و نبودن ارتباط منطقی بین رخدادها و مرن همه انسان ها و احساس نمیشد این قضیه بود که همه مرده باشن و این چند نفر زنده مونده باشن به هر حال کسی هم از نویسنده این کتاب در حد ساراماگو یا البر کامو انتظار نداره و من به خاطر زحمتی هم که واسه کتاب کشیدن ازشون تشکر می کنم
سلام به همه
اقا سامان رمان نسبتا زیبا با موضوعی بسیار زیبا و کم نظیر در ایران به قلم اورده بودید اما لازمه چند نکته از دیدگاه خودم بگم : ۱ در قسمت های بایانی رمان از بعضی موضوعات سرسری گذر کرده بودید انگار از نوشتن خسته شده باشید !
۲ برام جالب بود که یه بسر احساسات یه دختر رو به قلم بیاره و از زبون اون صحبت کنه تا حد زیادی موفق بودید ولی مطمئن هستم که در بعضی از قسمت ها یه خانوم احساسی متفاوت با احساس کیانا داره
در اخر میخواستم بدونم اگر کارهای دیگه ای از خودتون دارید اونها رو معرفی کنید
منم با نظر ژینا موافقم از نویسنده بعید بود بعد از اون همه رمانهای قوی ای که نوشته بود اینقدر سطحی به همه جی بپردازه و فقط به رابطه عاطفی دختره و پسره بپردازه مسخره بود دوسش نداشتم حیف انتی عشق نیست متاسفم
سلام
من از رمان های ایرانی اصلا خوشم نمیاد چون خیلی موضوعاشون تکراری و کلیشه ای اند . اما از این کتاب به خاطر اسمش خوشم اومد و اینکه نویسنده اش از کتاب کوری خوشش میاد … من هم کتاب کوری و هم کتاب بینایی رو دوست دارم و فیلم کوری رو هم دیدم …
در رابطه با نظرهایی که داده شد از نظر خانم ژینا موافقم…این رمان موضوعش خیلی جالب بود و اینکه یدفعه این اتفاق خیلی سخت بیوفته و زندگی رو دگرگون کنه ، جالب بود اما توی روند داستان خیلی خیلی خیلی کم به موضوع مردن همه آدم ها اشاره کرده بود و همش درگیر عشق یا بهتره بگم هوس کیانا و بهزاد بود … کاری که توی اون شرایط خیلی درکش سخته ! وجود یه پسر بچه ۶ ساله وسط اون همه آدم مرده و راحت با این قضیه کنار اومدن … تازه بیرون رفتن و گردش کردن … خب در کل ایرادات خیلی زیاد بودن و مهمتر از این ، اینه که خود آقای شهریور اعتراف به قوی نبودن رمان کرده و به نظر من در آینده با فکری پربارتر میتونه این رمان رو دوباره بنویسه و بهتر بنویسه
در ضمن اصلا نمیشه با کوری مقایسه اش کنیم اصلا… من وقتی فیلمش رو دیدم تا یک هفته توی خودم بودم و خیلی تاثیر زیادی روی روحیه ام گذاشت اما با خوندن این رمان فقط احساس عاطفی ام تحت تاثیر قرار گرفت …
باز هم ازتون متشکرم که ایده ایی جدید دادین و مطمئنا با خوندن کوری این به ذهنتون رسید پس کتاب و فیلم بیشتر بخوندید و ببینید تا ذهنتون بیشتر قوی بشه و از این نویسنده های کلیشه ای فاصله بگیرید .. من مطمئنم که می تونید موفق بشید
Taze dishab in ketabo ro sait didam az bas azash tarif shod hamoon dishab ta sob dakhlesho avordam ham noghat mosbat dasht ham manfi vali inghad ke be delam neshast mishe noktehae manfisho nadid gereft bayad eteraf konam joze madod ketabai bod ke to sait khondam o vaghan lezat bordam vaghan dadmet garm saman montazere karae daditam.
به نظر من اصلا جالب نبود نمیدونم چرا به هررمانی شما میگید عالی .چقد سطح تفکرا اومده پایین
سلام من دلم میخواد این رمان دانلود کنم ولی متاسفانه نمیشه من همیشه تو این سایت راحت کتاب هارو دانلود میکردم ولی الان نمیدونم چرا نمیشه دانلود کرد خواهشا میشه یه نفر راهنمایی کنه ممنون…….
سلام … اول از نویسنده به خاطر اینکه لااقل یکم وقت گذاشته ، فکر کرده و خلاقیت تو داستانش بخرج داده تشکر میکنم … این خیلی خوبه که خواسته داستانش متفاوت باشه …
حالا میرسیم به نقد …
سامان یا شهریوره عزیز … داستانتون تخیلی بود، قبول ولی بهتره که تو داستان تخیلی هم به نکات اصلی توجه کنی تا جذابیت داستان از دست نره …
مثلا کوری همون کتابی که دوستش داری و تو نوشتن که کتابتم خیلی ازش تاثیر گرفتی … کتاب تخیلی بود ولی اونقدر رون و با توجه به واقعیات نوشته شده بود که خواننده رو کاملا مجذوب میکرد …البته اینکه بخوام این کتابو با شاهکاری مثل کوری مقایسه کنم خیلی اشتباهه ولی برای اینکه بخوای نویسنده خوبی شی باید اینکارو بکنی…
یه مثال برات میزنم … تمام امورات روزانه ما …هر چند که به چشم هم نمیاد ولی توسط انسانها هدایت میشه … منظورم اینه که نیروگاه برق … سیستم ابرسانی شهر … سیستم گازرسانی شاید به نظر کاملا مکانیکی و خودکار بیان ولی واقعیت اینه که وقتی کسی نباشه که هدایتشون کنه اونا هم از کار میافتن ….
و سوال من اینه … تا ۵ ماه چطور بدون وجود هیچ انسانی اینا خود به خود به کار ادامه میدادن …
تو داستانت میخواستی بگی که کیانا و بهزاد تو ایران تنها هستن …ولی این متاسفانه اصلا احساس نمیشد …
بازم ازت ممنونم و امیدوارم تو داستانای بعدیت پیشرفت بیشتری داشته باشی …
عزیزم اولا که خودت داری میگی داستان.دوما تنها بودن کیانا و بهزاد تو ایران و اون اتفاقا یه خواب بود نه واقعیت!اونا تو خواب فقط همدیگرو میشناسن و کیانا میفهمه که از لحظه لحظه های زندگیش بهترین استفاده رو کنه.این نظر منه و نظر شما قابل احترام دوستم
خیییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود خییییییلللللللللللیییییییییییییی….من که خیلی خوشم اومد واقعا ممنون از سامان که یه رمان جدید و متفاوت برامون ارائه کرد واقعا ممنون.بچه ها حتما بخونیدش کاملا متفاوت با رمانای دیگه هس.بازم ممنون
برای rayne :عزیزم اولا که خودت داری میگی داستان.دوما تنها بودن کیانا و بهزاد تو ایران و اون اتفاقا یه خواب بود نه واقعیت!اونا تو خواب فقط همدیگرو میشناسن و کیانا میفهمه که از لحظه لحظه های زندگیش بهترین استفاده رو کنه.این نظر منه و نظر شما قابل احترام دوستم
عزیزم حتی اگه همه این اتفاقات توی خواب هم بوده باشه با این همه تضاد و مشکل که مغز هر ادمی قادر به تشخیصش هست چجوری کیانا هیچ شکی به چیزی نبرد ؟؟؟؟
منظورم اینه که مرگ همه ادمها خودش یه چیز تخیلیه ولی در شرایط خاص قابل قبول ولی اینکه با وجود مرگ همه ادمها بازم کلیه امکانات موجود باشه … این دیگه خیلی فراتر از تخیله و از نظر من غیر قابل توجیه …
این فقط میتونه کم کاری نویسنده رو تو پرداخت داستانش نشون بده …بازم از نویسنده معذرت میخوام !
با اینهمه تعریف مگه میشه دانلود نکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تخیلی ولی قشنگ!نکات مثبتی داشت و نتیجه گیریه خوبی تونستم ازش بگیرم.ممنون سامان
شاید عجیب باشه براتون ولی من اصلا دوست نداشتم خیلی سرسری بود
قسمت اولش که همش در مورد رابطه بود اخه یعنی بین اون همه مرده و اون همه وحشت چطوری میشه همش رابطه برقرار کرد بعدشم در مورد غذا و خوردن و پوشیدن مگه توی شهری که همه دارن متعفن میشن میشه اب و برق پیدا کرد ؟؟ خوب اگر قراره تخیل بشه باید درست تخیل بشه نه اینطوری که
اصلا جالب نبود و حتی تخیلشم با تخیل جور درنمیاومد فقط یک رمان عاشقانه خیلی سطحی و سرسری بود که صحنه های ماچ و بوسش بیشتر از مطالب مفید کتاب بود
من از داستان های تخیلی خوشم میاد یعنی در واقع عاشقشم….ولی به شرطی که منطقی باشه! درسته که موضوع داستان جالب بود ولی منطقی نبود و منم با نظرات دوستانم ژینا و ریحانه موافق هستم. سامان عزیز دوست دارم بازم از این رمان ها بنویسی ولی دقت بیشتری داشته باشی.. ممنون
salam,man kheyli roman khoondam vali in vaghean kheyli motefavet boud..va vaghean neveshtane hamchin romani,ye ghoveye takhayole ali mikhad…va man be shakhse be nevisandeye in dastan tabrik migam..vaghean biyaym pishe khodemoon fekr konimo khodemoono jaye shakhsiyataye oon dastan gharar bedim,age ye hamchin forsati ham ma midashtim chikar mikardim…man bad az khoondane in dastan ehsas mikonam didgaham nesbat be hamechi taghir karde…vaghean bravo…
بایدزیباباشه مثل سریال waking deadراستی به وب من» بیایدوحال کنیدaydahappy.blogfa.com
سلام
خیلی اتفاقی به این سایت اومد از خلاصش خوشم اومد دانلودش کردم و خوشحالام ک با ی موضوع جدید ک از نظر عقلی کاملا غیر ممکن ولی از نظر دنیای ماورای دنیای مادی و اینکه خدا همه کار میتونه بکنه کاملا شبیه ی معجزه اشنا شدم من تو این داستان از شخصیت بهزاد خوشم اومد و فکر نمیکنم چنین مرد با احساس وجود داشته باشه ب اینکه چقد رک خواسته و احساسشو گفت و در عمل کاملا نشون میداد واقعا علاقه مند شدم با اینکه ب نظرم میشد ب این رمان بیشتر پرو بال داده بشه و انقد زود تموم نشه ب نظرم اونطور بهتر بود.
دوستای گلم بریدفیلم مردگان متحرک روکه تازه دوفصلش ساخته شده روببینیدضدتای این موضوع کتاب رومی ارزه البته اینم جالب بودونویسنده زحمت کشیده بود
نازنین جان خسته نشدیدازقصه ی عشق من واس عشق احترام قایلموحتی عاشق شدم ولی دیگه خسته ازاین رمان های تکراری
سلام متاسفم که اینجا این سوالو میپرسم اما نمیدونم باید برای پرسیدنش کجا برم؟؟
راستش دنبال اسم یه رمانم درباره یه دختر چادریه با پسری ازدواج که میکنه که دوسش نداره و هردو به اجبار ازدواج میکنن اما پسره خیلی خشنه و همسرشو کتک میزنه وقتی بچه شون ۵ یا ۶ سالشه دختره به اسم کلاس ایروبیک میره فنون رزمی یاد میگیره و از خونه پسره با دخترش فرار میکنه
با اینکه اولای کتابم ولی میتونم بگم اقا سامان علاقه ی خاصی به سریال فلش فوروارد دارن.نه؟
سلام اقا سامان موضوع جدید و ابتکارتون تو داستان واقعا عالی بود رمان تخیلی بود ولی باید پردازش بیشری روی چیزی که مینویسین داشته باشیم ازتون به خاطر این همه تلاش و خلاقیت ممنونم ولی کتاب های بعدیتون رو سرسری و بی منطق تموم نکنید منتظر اثار بعدی شما هستم
اول از همه بگم خدا قوت . خسته نباشی . جسارتت ستودنیه !
چند وقتی بود رمان از یک نویسنده ی مرد و جوان نخونده بودم . من عاشق سریال های lost و walking dead هستم و رمان تو فضای اون سریال ها رو داشت . و من میخوام بگم یک بار دیگه این رمان رو ویرایش کن ! یعنی قسمت اول داستان رو سعی کن هیجانی تر بنویسی . ولی در کل عالی بود .
بسیار قشنگ بود من که تازه امروز دانلود کرده بودم ۴دفعه خوندمش تروخدا باز هم از این رمان ها بذارید از نویسنده ی جوان و خوش ذوقش ممنوووووووووووووووووووووون
این کتاب فوق العاده بود، در اولین فرصت یکبار دیگه هم می خونمش ، ست مریزاد به نویسندش
کتاب واقعا قشنگی بود با اینکه من از کتاب های تخیلی بدم میاد ولی این کتاب واقعا قشنگه حتما بخوندیش…..
واقعاممنون از رمان خوبت اقاسامان.بعدازمدت هاخوندن رمان های عاشقانه ی تکراری ی رمان پیداشدک علاوه بر تخیلی بودن عاشقانه هم باشه.منم مثل بقیه ی دوستان که براشون جالب بود شخصیت اول داستان زن بود ولی نویسنده مرد منم خیلی تعجب کردم ولی شماخیلی خوب احساسات یک دختررو نوشته بودید.بازهم ممنون از داستان خوبتون.امیدوارم بازهم ادامه بدید.موفق باشید
سلام جناب شهریور واقعا از رمانتون بسیارلذت بردم خیلى قشنگ نوشتید امیدوارم بزودى کارهاى دیگرى از شمارو ببینم خسته نباشید
من این کتابو با شوق و ذوق دانلود کردم…..چون دیگه از داستانای دختر پسرای جوون و رفلکسای برخوردی عجیبشون نسبت به هم واقعا داشتم دیوونه میشدم که این مسئله توسط نویسنهده ها تکرار میشد فقط با فرق کوچیک که اونم نحوه ی اشنا شدنشون با هم بود….برگردیم سر بحث اصلی….اولای کتاب خوب بود….ولی کم کم ضعف خودشو نشون داد…اگه وافعا سعی نویسنده در اینه که محیط رو دقیقا بازگو کنه باید به همه چیز توجه کنه….نه فقط به چیزای روتین مثل فضای شهر و لباس و مایحتاج اولیه زندگی…یکی از چیزایی که منو خیلی اذیت کرد….برخورد ها و تفکرات یه دختر ۱۸ ساله که به طرز فجیعی مبتدیانه و واقعا آزار دهنده بود….در رابطه ی این دختر با پسری که میشه گفت اخرین همجنسش تو اون شرایط بوده باید گفت که دقیقا از حرف ها و کنایات وبرخوردهای روز مره و تفکرات الکی و فانتزی دخترونه استفاده شده که همون بحث بازگویی شرایط اون موقع رو نقض میکنه…یه دختر که این صحنه هارو دیده مطمئنا دیگه به این جور چیزا مث چه میدونم همسر بهزاد…لج ولجبازی های الکی که واقعا منو ازار داد و غیره غیره توجهی نمیکنه….باید فضای جدید و عجیب غریب داستان رو با گفت و گو و اخلاقیات تازه جلوه داد و توصیف کرد نه توصیف خیابون…که هر کسی راحت میتونه اینارو تصور کنه….فقط یه پوینت مثبت داشت که اونام داستانش بود و گرنه بقیش تکراری مث بقیه رمانا…(روابط فانتزی بین دختر و پسر)….اما بخش روتین انتقاد:(متشکر از زحمات نویسنده ی عزیز)….ناراحت نشی دوست گرامی…به جای این که بشینم کلا به ارتباط دختر پسره فک کنم….فقط و فقط یه ریزه رفتم تو عمق داستان…مرسی از وقتت…سعی کن داستانتو Real بنویسی…نه فانتزی…این جوری ارزش کار میره بالا…
حرفهای شما درست..ولی گاهی هم تنوع لازمه توی قسمتهایی از داستان…مثلا اینکه رابطه ی کیانا و بهزاد توی یه شرایط عادی میبود بهتر بود یا با اینهمه هیجان؟؟درسته ک یه جاهایی رمان شکل داشت و از بحث اصلی خارج میشد…ولی باید از تخیل قوی نویسنده تشکر کنیم که زمانی که همه ی رمانها یکنواخت و تکراری هستن..یه موضوع جدید ارایه دادن..حتی تا حدودی..با تشکر از نویسنده
man alan romano tamoom kardam faghat mitoonam dar yek jomle tosifesh konam,fogholade bood.
vaghean behet tabrik migam kheyli zehnet bazo khalaghe,ye filmnameye kheyli ghashang mishe az too romanet dar biari.khaste nabashi.
خوب اینم ازاین یک خسته نباشی به نویسنده تخیلت قوی یا فوق قوی داستان جالب بوداماکوتاه بایه همچین حجمی از هیجان باید خیلی نکات پرورش داده میشدتنها قسمتی که فول از پرورش بود احساسات رمانتیک قشنگشون بود واردی ها بعداین که نمی دونم چرامن یاد فیلم لاست انداخت بیخودی ها اصلاشایدیک درصدم شبیه نبود اما من یاد لاست انداخت منم که عاشق لاست بازاین که اممممم اها شهریور عزیز مخت واقعا عالی کارمیکنه عجب ایدهای معرکهاست ازوقتی تموم کردم چند بار باخودم زمزمه کردم وای اگه اینطوری بشه موضوع کم ازفیلمای تخیلی هالیوودنداره حالا درسته نگارشش یک کمی ایییی ولی درکل خووووووب بود خسته نباشی اااااراستی یکی بگه من اون یکی کتابای این اقای محترم وخلاق ازکجا گیربیارم
نویسنده ی این رمان…اقا سامان..وااای اعتماد بنفست با خوندن این نظرا میره بالای ۱۰۰۰۰..ولی این خیلی خوبه چون باعث میشه رمانای محشررررررررررررررر تر از این بنویسی..عالی بود…عالیییییییییییی
واقعاشماپسری یانه تجربه زیادی درارتباط بادختراداری .رمان خوبی بود یعنی موضوع جدیدی داشت البته نقدبچه هادرموردزودجمع کردن داستان یاتوجه نکردن به جزییات داستان مثلااموری شهری که روروال پیش میرفت بیان حس درست درمقابل اون همه مرده وخیلی چیزای دیگه.ولی درکل حااااااالللللل کرررررددمموفق باشی
سلام خسته نباشی نویسنده ی عزیز رمان بسیار خوبی بود موضوعش هم متفاوت بود استعداد خوبی داری تبریک میگم
منتظر رمان های بعدیت هستم..
دخترا دخترا خودتونو کشتین
چرا ندید پدید بازی در میارین
خوب مگه اولین باره که یه پسر رمان می نویسه
که این همه عزیزمو جونم راه انداختید
یه تشکر کنید وخلاص دیگه
مثل الان من
توپ بود قلمت پایدار
چیه دارین قوربون صدقه ی پسر بیچاره میرین
کار جالبی بود ولی … راوی غیر هم جنس ! بزرگترین نویسنده های دنیا هم با تامل کامل، راوی رو برای روایت کارهاشون انتخاب می کنند که با خودشون همجنس نباشه .
کار احتیاج به بازنویسی داره … شاید اگر داستان رو از دیدگاه بهزاد روایت می کردید کار موفق تر از این می شد . به هر حال ممنون !
میگما من خیلی از این رمان خوشم اومد, از نویسندشم خیلی سپاسگذارم, ولی دیگه اینقدرام قشنگ نبود والا, خیلی هم نیازی ب تخیل قوی نداشت, نمیگم ضعیف بود, ولی دیگه اینطوریا هم نبود, شما ی جوری از تخیلی بودنش حرف میزنین انگار کتاب هری پاتره, و سامان جونم جی کی رولینگ!!!!
ب نظر من بیشتر از این ک رمان جنبه ی تخیلی داشته باشه, جنبه ی احساسی و عاشقانه داره.
ولی بازم میگم همونطور ک اول گفتم رمان قشنگیه, و من هم ازش خوشم اومد!
موضوعی که انتخاب کرده بود جالب بود ولی سطحی نوشته شده بود. بازم مرسی از نویسندش
آی مردم از خنده.نه بخاطر کتاب ها.بخاطر نظرات باحال بعضیا.
کتابو خوندم عالی بود.توووووووووووووپ.مرسی از نویسنده بخاطر اینکه الکی کشش نداده بود.تو همه داستاتایی که خوندم تک بود.مرسی
salam vaghean ketabe jaleb va ghashangi boood aghaye sharivar vaghean ali boddddddddddddddddddddddddddddddddddddddddd nemuidoonam chi begam ama gol kashtiiiiii be manaye vaghei fogholade bodddddddddddddddddddd mishe karaye digatonam ke mese in bashe moarefi konin jalebb va motefavet bashe
سلام
اول از همه تشکر میکنم از سامان شهریورو به خاطر وقتی که گذاشته بود و این رمانو نوشته بود. این رمان با رماناه دیگه فرق میکرد. رمان قشنگی بود ولی من از ابتدا تا آخر همش یاد رمان ” کوری” میفتاذم و با اینکه کوری ی رمان سمبلیک و اجتماعی سیاسیه ولی به شدت شباهتایی دیده میشدو دوست دارم بدونم آقا سامان این رمانو خوندن یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتی بعضی جاهای رمان جاهایی که مربوط به نیک میشد، جایی که صحبت از به وجود آمدن یک رهبر و یک جامعه جدید بود، من یاد داستان خارجیه ” مزرعه حیوانات” یا همون انیمال فارم میفتادم….
به هرحال مرسیو بهتر از رمانای دیگه بود و به قول یکی از خواننده ها و با وجود اینکه نویسنده پسر هست و لی خوب تونسته از زبون ی دختر بنویسه…..
dastet dard nakone agha saman vali unghada ke bache ha migan nabud dg. moshkele bozorgesh in bud ke man asan nafamidam chi shod in behzade asheghe in shod. shayad chon pesar budi in moshkel pish umad akhe man ke dokhtaram hess mikonam dokhtar aval un hesse vasash moheme badesh rabete. in moshkele bozorge roman bud vali takhayolet harf nadash va ba yekiaz bache kamelannn movafegham kheili mano yade lost andakh . dar kol merc
وای داستانش محشره اصن با داستانای دیگه کلی فرق داره پیشنهاد میکنم بخونیدش……
dalil inke mikham begam in dastan zaeef bood takhayoli bodnesh nist , teenager haye emrooz cheghadr sathi dastan mipasandand. dast nevisande dard nakone ama man bishtar az 20 safhe natoonestam bekhoonam.
من که از چیزای تخیلی خوشم نمیاد مخصوصا اگه تخیلشم غیر منطقی باشه مثل اینکه این کتاب هم از اون دسته هاست از دانلود کردنش پشیمون شدم
vaaaaaaaaaaay cheghad tariiif shode az in ketab.
vajeb shod k hatman bkhonamesh
Bahat moafegham manam goftam zafe roman sahneye bish az hadesh bud eshgh yani ehsas na in chiza
ناشیانه نوشته شده بود. مخصوصا تقلاها برای با هم بودن و پس زدن ها که فقط صفحاتو پر می کرد
خیلی قشنگ بود من خوندم به شما هم پیشنهاد میکنم بخونیدش در کل موضوش جالبه
توپ بود دست گلت درد نکنه شهریور خان . اگه شهریوری باشی که دیگه آخرشی
لذت بردم از داستان متفاوتت . دارم میرم بقیه داستاناتو سرچ کنم. موفق باشی جوون
به نظرم موضوعش ناب و متفاوت بود
فقط روابط مطرح شده تو جریان کتاب یکمی سیر غیر منطقی و کش داری رو طی میکرد
ولی در کل خوب بود
ممنون از نویسنده ی خوبش
به نظرمن اگه این رمان توعواطف واحساسات شکل نمیگرفت وجنبه ی علمی وترسناک وتخیلی وکمی هم عشق وعلاقه داشت عالی میشد
موضوع رمان جالب بود و قوه ی تخیل نویسنده واقعا قابل تقدیره
ولی مشکل اینجاست که رمان زیادی تخیلی بود و همونجور که خیلی از دوستان گفتن نمیشه با وجود مرگ همه ی انسان ها همه چیز سرجای خودش باشه
و یه اشکال بزرگ دیگه که داشت این بود که دو شخصیت اصلی رمان زیادی باهم رابطه داشتن یعنی همش یا تو بغل هم بودن یا داشتن همدیگه رو میبوسیدن
یه جورایی زیادی صحنه ی سانسوری داشت
استفاده از اینجور صنحه ها باعث جذب مخاطب میشه ولی کار چندان جالبی نیست
اگه نویسنده بتونه بدون وارد شدن به این مسائل مخاطب جذب کنه هنر کرده
آقا سامان خسته نباشید میگم داستان واقعا زیبا بود .اما یه سوال واقعا لازم بود براى نشون دادن عشق بهزاد از این روش استفاده کنید؟؟؟؟؟
ببخشید آقای شهریور میخواستم بپرسم که این موضوع از کجا به ذهنتون رسیده؟یعنی جرقه اصلی نوشتن این داسنان از کجا بوده؟
یه نکته هم به دوستان عزیزم!اینکه آقای شهریور واقعا در ابراز اخساسات دختران خیلی خوب عمل کردن شکی نیست!ولی ایشون فقط از زبان دختر داستان ماجرا رو تعریف کردن در واقع شخصیت اصلی داستان بهزاد بوده!
سلام…هر کتابی رو که میخوام دانلود کنم تا قسمت بعد از رد کردن تبلیغ(بارگذاری) میره و بعد از اون دیگه تو همون صفحه می ایسته و جلوتر نمیره…..چکار باید بکنم؟
ممنون
سلام.. اگر مرورگرتون اکسپلورر هست از منوی tools گزینه ی pop up blocker رو turn off کنید، تا لینک دانلود براتون نمایش داده بشه!
عالی بووووووووود …. خوبیش این بود که بعدش که برمی گردن خیلی قضیه کش دار نمی شه و داستان رو لوس نمی کنه ![]()
دوستش داشتم
تخیلی و زیبا بود.
ممنون شهریور جان.
پگاه جان گیر میدیا تخیلی بودهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
منم با نظر دوسنان موافقم این همه صحنه سازی در نشان دادن احساس بی تأثیره و تا حدودی به خواننده حس بدی رو منتقل میکنه.رمانتیک بودن، خرج کردن احساس و هیجان و لمس عشق در این چیزا خلاصه نمیشه. عشق خیلی فراتر و با ارزش تر از اینهاست.
رمان خوبی بود به نظرم اگه ضعف های کوچیکی داشته باشه باز هم از خیلی از رمان های عاشقانه که فقط یک موضوع پیش پا افتاده دارن بهتر بود چون این رمان به یک قوه ی تخیل قوی نیاز داشته اینکه چیزیو به تصور بکشی که اتفاق نیفتاده و احتمالا اتفاق نمیوفته مهم تر و با ارزش تر از اینکه چیزهایو بنویسی که واقعیت داره و هر روز داره توی جامعه اتفاق میافته
من از نویسنده های مرد متنفرم ولی وقتی این کتاب رو خوندم ،شیفته ی قلمتون شدم….تنها رمانی بود که همه چیز درست و بجا بود و توضیحات اضافه نداشت….ممنون به خاطر کتاب عالیتون…..
چرا نظرم رو پاک کردید رمان شما اینقدر …. بود که ادم شرمش بیاد بخونه
شما احتمالا اینقدر تو زندگیتون محدود هستید که تصوراتتون از اون چیزی که بهش اشاره کردید محدود شده به چیزایی که تو این داستان بوده .
در مورد نظر دوستان دیگه هم باید بگم این اولین چیزیه که نوشتم . حدودا دو سال پیش … خودم الان تمام یا بیشتر عیب هاشو میبینم . من از این کارم اونقدر که باید راضی نیستم . فقط از موضوعش راضی ام از پرداختش خودم هم راضی نیستم . اگه امروز این رمان و با این موضوع مینوشتم مطمئنم چیز بهتر ی میشد . اما اون زمان برای راحتی خودم و این که داستانو زود تموم کنم یه روند معمولی رو پیش گرفتم و بیخیال خیلی مسائل و اتفاقاتی شدم که میدونستم میتونه داستان رو هیجانی کنه و تقویتش کنه . اگه یه روزی این داستانو دوباره بنویسم خیلی حر فهای دیگه ای واسه گفتن دارم .
ذهن نویسنده ی این رمان واقعا خلاقه و البته آزاد از فکرهای تکراری بعضی نویسنده ها …نثر کتاب کمی خام بود و بعضی جاها هم سنبل شده بود ولی موضوعش به نظرم فوق العاده بود …با کمی تجربه ی بیشتر به نظرم میشد این کتابو خیلی قشنگترکرد
ketab ghashang o jalebie faghat kheili jaha mitoonest jaleb tar az in beshe!!!kheili ham kootah bood!!!:-)
dar kol khoob bood mamnooon
به نظرم عالی بود!یه موضوع متفاوت بود!!!!!!!!!من هیچ وقت فکر نمیکردم یه نویسنده ی مرد بتونه یه رمان احساسی که حوصله ی آدمو سر نبر بنویسه!!!!!!!بهتون تبریک میگم آقا سامان!!!!!!:-)
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووووووووود آقا سامان دمت گرم.
فکر نمی کردم یه پسر همچین رمانی بنویسه.
عالی فکر کردم سامان دختره انقد احساسو خوب نشون داد قلمتو دوس دارم یه رمان اگه میشه بنویس که از زبون یه پسر باشه
با خوندنش یاد کتاب کوری افتادم، ممنون از نویسنده که موضوعشونو متفاوت انتخاب کردن ، نثر کتاب هم روان بود باز هم ممنونم
دل آرام جان رمانای همسایه ی من و پارلا رو بخون در ضمن رمان توسکا هم خوبه مال نویسنده قرار نبود
سلام
یه چند وقتی بود که رمان نخونده بودم.امروز به ایمیلم که سر زدم انجمن این رمانو فرستاده بود.دانلودش کردم و در عرض دو ساعت خوندمش.موضوش برام جالب بود.مثل بقیه رمانا فقط سعی نشده بود حرف از عشق و عاشقی باشه هر چند حول همین محور میگشت ولی کمی تفاوت داشت.به نظرم جالب بود.البته باید بگم انتظار نداشتم نوشته یه نویسنده مرد باشه.از نویسنه خوبش شهریار تشکر میکنم.دستت درد نکنه.
سلام بچه ها یه مشکل واسه من پیش اگه کمکم کنیدممنون میشم
من کتابهاروباorbitدان کردم بعدهمشو select allکردم بعدmove allبه یک پوشه دیگه ولی متاسفانه کتابهانه به اون پوشه منتقل شدندنه من دیگه میتونم اونهاروبخونم تویهنی گزینه move allغیرفعال شده توروخداکمکم کنیدبچه خیلی حالم گرفته شده
مطمئنید گزینه ی move all رو انتخاب کردید نه remove all ؟؟
در قسمت سرچ ویندوزتون نام چندتا از کتابایی که یادتونه دانلود کردید رو سرچ کنید! اگر حذف نکرده باشید پیداش میکنید!
واااااااااااااااااااااااااااااااااای
۲ ساعته تمومش کردم
فقط میتونم بگم عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی
همه چیزو خوب توصیف کرده بود
با اینکه غیز قابل بتور بود ولی با تصویز سازی ها اونو واسمون ملموس کرده بود
و با اینکه نویسنده کتاب پسر بود احساسات دخترارو خوب به تصویر کشیده بود،نه به طور کامل بلکه تا یه جایی
مرسی سامان<3
lotfan bw nazarat ehteram bezarid va javab bedid mamnoon lotfan komakam konid ta betoonam dobare ketabaro danlod konam vaghan az tavajoh bish andazatoon mamnooooooooon
دوباره سلام…ممنون از راهنماییتون ولی با تغییر این گزینه، باز هم دانلود نمیشه و روی بارگذاری گیر میکنه….لطفا راهنماییم کنید…از اکسپلورر استفاده میکنم
اول هیستوری مرورگرتونو پاک کنید! اگه بازم همون مشکل رو دارید، دقت کنید وقتی در مرحله بارگذاری میمونه نوار خاکستری رنگ بالای صفحه تون میاد؟؟ که سایتو block میکنه! اگر همچین چیزی می بینید بر روش راست کلیک کنید گزینه downlod file رو بزنید!
منم از داستانش خوشم اومد اما نه در این حد!کاری به نقاط ضعفش که کم هم نبوده ندارم چون آقا سامان خودشون گفتن که اولین رمانشون بوده!پس قابل توجیه و تشکره!فقط شما دخترا دارین زیادی شلوغش میکنین !آخه یه جورایی اگه دقت کنین تا این حد هم در ابراز احساسات ما ها موفق نبوده!فقط به طور سطحی از ما ها شناخت دارن!بعدشم هیچ دختر نویسنده ای اونقدر از احساسات دقیق یه پسر نمینویسه!به نظر منم زیادی تو داستانشون از نکات سانسوری استفاده کرده بودن! که چیز عجیبی نیست چون اکثر رمانامون اینطوریه! (چون اگه نبود رمان نمیشد)!ولی ای کاش همون قدر که تو ابراز احساسات زحمت کشیده بودن به بقیه قسمتای رمان هم توجه داشتن!و سعی میکردن لااقل دلیل مرگ و میر جهانی رو بگن!مثلا اینکه حادثه ۲۰۱۲ زودتر از موعد مقرر اتفاق افتاده!!!
راستش من اصلا از کتابای تخیلی خوشم نمیاد ولییییییییییییی این کتاب یه چیزه دیگه هس. عالییییییییییییییییییییییییییهههههههههههههههه
سامان جان رمانت عالیییییییییییییییییییییی بود حرف نداشت اصلا نمیتونم بگم چقد قشنگ بود واقعا بعضی جاها شوکه میشدم بعضی جاها احساساتی بعضی جاها گریه میکردم اصلا هرچی بگم کم گفتم قدرت تخیلت خرف نداشت از نظر من همه ی صحنه هاشم قشنگ بود ………. اصلا نمیدونم چی بگم ازت میخوام بازم ازین رمانا بنویسی خیلی دوست دارم مرسییییییییییییییییییییییی
سامان جان عزیز اومدم بگم خودتم مثله رمنا زیابیی اما گفتی عکسه خودم نیست اما به هر حال حتما خودتم باید جذاب باشی اما راجعه به رمانت من اولشو وقتی خوندم اینقدر خندیدم که اشکم در اومد و اما جاهای احاسی شو جوری نوشتی که ادم دیونه می شه ها ای شیطون خیلی جسوریا تا حالا هیچ کس اینقدر پیش نرفته بود تورو خدا همین مدلی ادامه بده عالی ادم باید از خودن رمان لذت ببره که ما خیلی بردیم دستت درد نکنه
رمان فوق العاده ای بود متنوع و جدید بود به نظرمن که ایرادی نداشت واقعا ممنون بازم از این رمانا بنویس.
با این که رمان جالبی بود و متفات اما اقای نویسنده درک کردن موضویی ربطی به محدودیت یک فرد نداره به شخصیتش مربوطه ..درسته شما ازادید تو کتابتون هرجور که دوست دارید از ابراز احساسات حرف بزنید ما در اوج ازادی باید یه سری چارچوب ها را رعایت کرد…
سلام . ممنون از نویسنده محترم رمان به خاطر نثر روانشون . با خوندن خلاصه داستان فکر کردم قراره یک رمان تخیلی بخونم . ولی به نظر من فقط موضوع و زمینه رمان تخیلی بود و کل متن داستان با اون بستر هیچ ربطی نداشت حتی کمی غیر جا افتاده و غیر واقعی بود . برام جالب بود با مرگ ۷ میلیارد آدم همچنان برق هست … موبایل هست … اینتر نت هست … جاده ها قابل ترددند … هیچ بیماری شیوع پیدا نکرد و… جدا از شرایط محیطی یعنی واقعا در یک دنیایی که همه مردن و افراد باقی مونده هم همه عزیزانشون رو از دست دادند، بزرگترین دغدغه یک آقای دکتر پیدا کردن دختر مورد علاقش هست ؟ برای یه دختر ۱۸ ساله ای که مادرش رو غسل داده و خاک کرده دغدغش نامزدی برای شناخت بیشتره ؟ برای مریمی که یک هفته تنها میون اون همه مرده بوده و به گفته خودش تنهایی خانواده خودش رو خاک میکرده فکر ازدواج با یک مرد پیر چقدر قابل هضمه ؟یک دنیا ادم مرد و شخصیتهای ما چقدر راحت زندگی می کنند . حرف می زنند.
شادی *** :سلام . ممنون از نویسنده محترم رمان به خاطر نثر روانشون . با خوندن خلاصه داستان فکر کردم قراره یک رمان تخیلی بخونم . ولی به نظر من فقط موضوع و زمینه رمان تخیلی بود و کل متن داستان با اون بستر هیچ ربطی نداشت حتی کمی غیر جا افتاده و غیر واقعی بود . برام جالب بود با مرگ ۷ میلیارد آدم همچنان برق هست … موبایل هست … اینتر نت هست … جاده ها قابل ترددند … هیچ بیماری شیوع پیدا نکرد و… جدا از شرایط محیطی یعنی واقعا در یک دنیایی که همه مردن و افراد باقی مونده هم همه عزیزانشون رو از دست دادند، بزرگترین دغدغه یک آقای دکتر پیدا کردن دختر مورد علاقش هست ؟ برای یه دختر ۱۸ ساله ای که مادرش رو غسل داده و خاک کرده دغدغش نامزدی برای شناخت بیشتره ؟ برای مریمی که یک هفته تنها میون اون همه مرده بوده و به گفته خودش تنهایی خانواده خودش رو خاک میکرده فکر ازدواج با یک مرد پیر چقدر قابل هضمه ؟یک دنیا ادم مرد و شخصیتهای ما چقدر راحت زندگی می کنند . حرف می زنند.
عزیزم شدیدا درست میگی شما
نویسنده با این که زحمت زیادی کشیدن متاسفانه کار خوبی درنیاوردن
رویایا شبانه روزی پسرا که قشنگ مشخص شد چیه دست کم این اقا پسر رویاش همش همون مسائلی هست که تو کتا بمیخونید
کل کره زمین مردن دختره قرمه سبزی درست میکنه گریه میکنه
همه جور امکاناتیم دارن از قبیل اب برق گاز تلفن اینترنت سوخت بوی گندم همه جارو برنداشته اقا سامان مثلا ۷ میلیارد ادم مرده بودنا!نه مریضی ای نه هیچی!
من اگه جای کیانا بودم و کسی از راه نرسیده اونطوری بوسم میکرد و بهم دست میزد یه مقاومت کوچولو میکردم دست کم کمش!جیغی چیزی میکشیدم با پشت دست میکوبیدم تو دهن بهزاد اصلا ممکن نبود بذارم بدون مقاومت بهم دست درازی کنه
دوستان عزیز برای نظرتون به شدت احترام قائلم ولی چه طوری میتونید بگید نویسنده اینقدر خوب دختره رو بیان کرده؟زیادم جالب نبود و من و کسایی کمه میشناسم و دخترن هرگز و به هیچ وجه اینطوری رفتار نمیکنیم
اصلا و ابدا مدام هم گریه نمیکنن دخترا حتی لوسترینوشن
عشق ۲طرف نه تنها عشق نبود بلکه مدام دست درازی و تجاوز بود و کلا بهزاد به خودش اجازه هرکاری رو میداد در حالی که پسرکوچولو هه مریض شده بود مشغول بوسیدن بودند و نامزد کردن!
اتفاق به این مهمی افتاده کارای بیخود میکنن یعنی چه!کلا با وجود اینکه از نویسنده ممنونم به هیچ وجه داستان مورد قبولی نبود امیدوارم کارای بهتری از ایشون ببینم
کلک خوب واردی در زمینه های احساسی همه چی رو ریز ریز گفتی. ماشالا اسفند دود کنم خیلی با تجربه ای
قشنگ بود دوست داشتم چرا رمان جدید نمیذارید؟؟؟امروز دوازدهمه آخرین رمان مال هفتم بود؟؟؟
بچه ی رمان مث وقتی یاری من..وقتی باری تو میخوام…… که شخصیت مردش خشن باشه …. خواهش میکنم راهنماییم کنین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام ادمین جون من اصلا گزینه remove allرو ندارم من تمام کتابهایی که دان کردمو select all کردم بعد گزینه move file روزدم کتابا به اون پوشه انتخابی نرفتندولی توهمون صفحه دانلودی orbitهستندامادیگه گزینه move fileغیرفعال شده ومن نمیتونم کتابهاروبازکنم وبخونم
Mahshar bud allli bud. Rasti man ham hamsayeye man ham parla va hsm tuskaro khundam. Tuska az hame ghashang tare. Asheghe asiram ghashange. Msmnun saman jun jedan mahshar bud mersi. :-*:-*:-*:-* <3<3<3<3
Mahshar bud allli bud. Rasti man ham hamsayeye man ham parla va hsm tuskaro khundam. Tuska az hame ghashang tare. Asheghe asiram ghashange. Mamnun saman jun jedan mahshar bud mersi. :-*:-*:-*:-* <3<3<3<3
سلام از رمان فوق العاده نویسنده تشکر می کنم که با وجود این که مرد بودن احساسات یه دختر رو به زیبایی به نگارش در اوردن بازم متشکرم عالی بود
به نظر من نویسنده این رمان خلاقه من هیچ وقت موضوعی رو که اصلا نتونم تو واقعیت ببینم دوست نداشتم اما موضوع این رمان زیبا ومتفاوت بود.
fogholadeh bo0d. man kheili khosham o0mad…nesbat b baghie y romana motefavet bo0d. man k b hame tosie mikonam bekhonan… dast nevisandash dard nakone.
به نظرم خوب نبود.تحت تاثیر کوری ساراماگو نوشته بودید انگار.موضوع میتونست خوب باشه اما نه این طوری.گلی سوال ذهنی برای آدم پیش میومد و همه شونم بی جواب.مهم ترین سوالم اینه که چرا این اتفاق افتاد؟چه طوری تو اون شرایط تونست یه قرمه سبزی و پیتزای خوشمزه درست کنه؟چرا سکس یه آدم تحصیل کرده رو انقدر وحشیانه جلوه دادید؟کلا خوب نبود…
من این رمانو خیلی وقت پیش خوندم خوب بود ولی به نظرم این اقا سامان همون نویسنده روش بدجور بازه
در کل رمان سراسر پر بود از صحنه های سکسی یعنی به تمام معنا متاسفم که به جز سکس حرفی نداشت برا زدن یعنی چی دوس داشتن مگه تو سکس خلاصه میشه البته از دید پسرا وقتی ببینیم اره یه جورایی نویسنده ام که پسر بوده در ضمن من نمیدونم این اقا دکتر تو داستان که اینقدر گرم مزاجه چطوری تا دکتر شدن صبر کرده مسخره
خانوم آرزو، باید بگم که اشتباه میکنید، باور کنید خود سکس نصفی از عشق، میتونید تحقیق کنید، متاسفانه این تو فرهنگ ما جا افتاده … امیدوارم که باز ادمین کامنت منو پاک نکنه
ارزوجون، خانومی من که از کتابهایی که توش صحنه داشته باشه خوشم میاد، هرکی هم دوس نداره نخونه ، اینجا که دیگه زوری نیست
سلام خیلی قشنگ بود خیلی.باهم بحث نکنید هرکی از یه چیزی خوشش میاد دیگه.مرسی سامان جان.قلم خوبی داری……….
هانی جون میشه رمان جدید بذارین؟من هر روز میام سر میزنم ولی رمان جدیدی نذاشتین
لطفا زودتر رمان جدید بذارید….ممنون
aliiiiiiiiiiiiiiiii bod ye chize tak nab yechize fogholade vaghan mr30000000000000000000
سلام.میدونم جای این سوال نیست ولی میشه چندتا رمان مثل کسی پشت سرم آب نریخت بهم معرفی کنید؟کتابای غم انگیز.مرسی
جالب نبود میشه گفت مسخره بود ! بازم آخرای داستان یخورده قابل تحمل بود !
عالییییییییییییییییییییییییییییییییی بود.اصلا توقع نداشتم ولی خیلیییییییییییییییییییییی خوب بود.واقعا ممنون به خاطره کتابه قشنگت.
یادم باشه اگه حوس کردم کتاب بنویسم اسم پسرونه برای نویسندش بزارم هم تعداد نظرات مثبت زیاد میشه هم کلی قربون صدقه ام میرن….. اما اینکه میگن نویسنده چقدر با احساسات یه دختر آشنا بوده!!!! این داستان کلا از جهت احساسی مردانه بود. اصلا احساسی نداشت همش غریزه بود.دختر خانم های عزیز ،اقای نویسنده عزیز ،رفع غریزه به جای خودش محترم اما به نظر من یه رمان موندگار و موفق باید سرشار از احساس و عاطفه باشه، قبول ندارین به لیست کتابای پر طرفدار همین سایت یه نگاه بندازین
میدونین چیه؟ما یه نکته ای را فراموش میکنیم.اونم اینکه رمان باید تمیز باشه.یعنی آدم وقتی میخونه وصحنه هاشو تصور میکنه از خودش حداقل خجالت نکشه.راستش بعضی از رمانای ایرانی دست کتابای توایلایت رو از پشت بستن. والا خانوم استفانی مایر هم شرمش میشه این چیزا رو به قلم بیاره.با این وضوح.رمان عاشقانه ی تمیز یه چیز دیگس.البته عشق مطمئنا فقط به خوابیدن کنار هم معنی نیشه.خیلی گسترده تره.اگه میخواین معنی عشقو بدونین کتابای قرار نبود،بمون کنارم،هم خونه،و دروغ شیرین را بخونید.معنای وسیع تر عشق را نشون میده.
فک کنم شما عاشق رمان هایی که دختر و پسر توی یه خونه زندگی میکنن و کسی مزاحمت براشون ایجاد نمیکنه و زود زود همدیگرو میبینن و کل کل میکنن و …هستید؟عایا؟!
بنظرت تکراری نشده؟
بیشتر کسایی که سایت ۹۸ia رو میشناسن این کتابایی رو که شما گفتید رو خوندن دیگه این رمانا که شبیه هم هستن دوست ندارن
معنی عشق واقعی رو میشه تو تک تک رمان های ایرانی و خارجی پیدا کرد مهم مخاطبی هستش که کتابو میخونه
هرکسی یه نظری داره عزیز نظر شما هم محتررررررررررررررررررررررم :l
زیبا بود. همین الان تمومش کردم. خیلی برام جالب بود که یه پسر از طرف یه دختر حرف بزنه. یه بار سعی کردم رمانی بنویسم که شخصیتش یه پسر باشه ولی چون نتونستم شخصیت اصلیشو دوست داشته باشم ادامش ندادم و نیمه کاره موند. چیز یگه ای که خیلی برام جالب بود متفاوت بودن موضوع بود. این خیلی دلچسبش میکرد. قلم گیرایی دارید اقا سامان باید اعتراف کنم که نثرتون قویه ولی از توصیف بعضی چیزا متوجه شدم میتونید بهتر از این هم بنویسید. بسیار عالی. موفق باشید
سلام خیلی خیلی خیلی ممنون از راهنماییت
دانلود کردم………………هــــــــــــــــــــــــــــــــــورا……………مرســــــــــــی
چرا اینقدر فروم باز نمیشه…
برنامه هر روزم حرص خوردن سر این مسئلس…
میدونم اینجا جاش نیست ولی آخه الان من تو این وضعیت کجا باید اینو بگم؟؟!
آخه چرا هر ۱۰ ساعت ، ۲ ساعتش فروم باز نمیشه؟؟!:((
ســـــــــــــــــــــلام
آقا سامان دستت درد نکنه
رمانت خییییییلیییییییییی قشنگ بود
وسط این همه رمان یه رمان تخیلی خیلی کیف داد
کاشکی ما هم از این خوابا ببینیم:دی
kheili motefavet bud va albate ghashang takhaioli bud vali khob gheire momken gheire momkene:D sahnehai ke migan ham be nazare man az ruye eshgh bude na havas
یعنی واقعا دست آقا سامان درد نکنه، داستان کوتاهی بود اما خیلی خیلی قشنگ و زیبا.
راستی منو هم یاد این انداخت که فرصتهام و الکی از دست ندم و با چشمهای باز به دیگر مسائل زندگی نگاه کنم
بازم یه دنیا سپاسگزارم.
من خیلی منتظر رمان این نویسنده بودم.حالا میرم سریع میخونم.امیدوارم خوب باشه.
kheyliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii……………………. ghashang boddd vaghean motafavet va ghavi bood
باسلام
انقدر از این رمان تعریف میشه برای موبایل هم بذازین تا نفرات بیشتری بتونن از خوندنش لذت ببر.
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی وقته برای رمان برای موبایل نذاشتین.
maniya عزیز اگه برای موبایل میخواهی از گوگل سرچ کن خودم هم از گوگل واسه موبایل گرفتم
khob bod chera roman jadid nemizariiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiid?
والله دروغ گفتن اصلا کتابش خوب نبود احساس میکردی نویسندش خیلی هوسبازه نتونستی یه کمی کمتر هوستو نشون بدی در کل سراسر کتاب هوس بود لطفا دفعهی دیگه نوشتی از زبون پسر بنویس چون هوست بدرد جنس خودت میخوره
عالی بود .موضوع داستان جدید بود .از آن داستانهایی که میشه چند بار خوند.از سامان عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا ممنونم.حتما بخونید.
واقعا خیلی خیلی … زیبا بود منکه عاشقش شدم و چند دفعه خوندمش موضوعشم جالبه کلاکه هیجان انگیزه!ممنون از نویسنده خوووبش! همه دوستان باید بخوننش عالیه!
خوب بود ولی خب نمیدونم چرا بعضیا اینقده جو گیر هستن!!بابا بچه ها به جای اینکه قربون صدقه نویسنده برین و عزیزم و جونم الکی راه بندازین به کتاب نظر بدین.ب نظر منئ این کتاب فقط گویندش یه دختر بود وگرنه کاملا احساسات بهزاد رو به تصویر می کشید.این حرفا و کارای کیانا رو هم پسرا راحت میتونن تصور کنن پس ربطی به قوه تخیل قوی نویسندش نداره.احتمالا اقا سامان هم خیلی وارد بودن و تجربه زیادی در ارتباط با دخترا داشتن به هر حال با وجود یه سری اشکالات ارزش ی بار خوندن داره.بازم ممنون
خـــــــــــــیلی عـــــــــــــالی بــــــــــــــــود
دوسش میــــــــــــدارم
ممــــــــنونم ســــامـــان جــان خسـته نبـاشی
vaghean ziba va dar eine hal khiali bood dastetoon dard nakone shahrivar jan
aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bood merc shahrivar
من قبلا این رمانو خوندم نظر هم دادم هم اون موقع هم الان میگم نویسنده قلم خوبی داره قشنگ احساسات دخترا رو بیان کرده اما عالی نه..شاید چون فقط باید یه دختر باشی تا بفهمی وقتی با هزاران جسدتو یه روز برخورد میکنی جه بلایی ممکنه سر روح بیچاره ت بیاد.
در مورد احساسات بهزاد هم به نظر میرسید این احساسات بیشتر تمایلات غریزی بود تا احساسات عاطفی.آخه این بابا هربار که کیانا میرسید فرتی میرفت سراغ همین قضیه.البته شاید اونم به جنبه جلوگیری از انقراض نسل انسان و این چیزا فکر میکرده که اگه اینجور باشه جدا باید به روح فداکارشون آفرین گفت!!!!در هر حال عشقش خیلی باور پذیر نبود هرچند شاید این طبیعی ترین واکنش قریب به اکثر ذکور در مواجه با همچین موقعیتیه.همینطور داستان یه مقدار سریع و سرسری از وقایع (البته به جز یک سری وقایع!!!)و توصیف مکانها و آدما گذشت.خوب بود همونطور که خود کیانا یک بار میگه از زنده موندن اون تو این همه آدم هدف مهمتری دنبال میشد.با اینحال گفتم نویسنده ش قشنگ مینویسه.پس بازم بنویس نویسنده جون..راستی فکر کنم اون عکس آدام لمبارد باشه.نیست؟
من اصلا از رمان خوشم نیومد! برای اینکه فکر میکنم یه تقلید کورکورانه از سریال بی نظیر لاست بود…همه ی شخصیتا همون خصوصیاتو داشتن…حتی اسماهم بعضی جاها عوض نشده بود…رمان سطحی بود…جذاب نبود اصلا…مثلا جیمز دقیقا شخصیت سویر یا همون جیمز فورد رو داشت…بهزادم که لابد دکتر جک شپرد بود…!و یعنی اینقدر همه دختر ندیده بودن که تا کیانا رو میدیدن میخواستن باهاش رابطه جنسی داشته باشن؟ یا اینقدر کیانا بی خیال بود که فقط داشت به بهزاد فکر میکردو روابط مسخرشون؟!بهزاد یه مرد۳۰ساله با تحصیلات عالی بود که زنشو که خیلیم عاشقش بودو از دست داده بود و حالا گیر یه دختر۱۸ساله بود؟! اینا واقعا گوشه ای از اشکالات بود…من خودم مینویسم و کلاسم رفتم…میتونم نویسندرو راهنمایی کنم…البته اگه قصد عوض کردن سبکشونو دارن!
من کاملا با شما موافقم چون دقیقا به نکته ای اشاره کردی که میخواستم بگم
سررررررررررررررریااااال لااااااااااااااااااااااااااست.کاملا تقلیدی بود.ولی خداییش من که حدودا یه سال پیش خوندمش بدم نیومد.ولی مرسی دقت
من تازه این رمانو دارم میخونم و تا صفه۳۰ هم بیشتر فعلا وخ نکردم بخونم ولی واقعا جالب بود و موضوعش جدید!قلمتون هم خیلی خوبه آنتی عشق رو هم ک خوندم واقعا آدم رغبت میکرد ک بخونه قلمتون خوبه خیلی!تبریک میگم بابت این استعداد نویسندگی!
دستت طلا.عـــــــــــــــــــــــــــــــــــالی بود به جان خودم .خستگی ازتنم در رفت.
معرکه بود و جالب و متفاوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت فوق العاده با احساس
محشر بود موضوعش فوق العاده ترین کتابی که نویسنده ش ایرانی بود واقعا زیبا
دوستان ممنون میشم کسی تو پیدا کردن اسم یه کتاب که از نوشته های کاربرای سایته کمکم کنه.. اگه کسی اسمه کتاب و میدونه بگه پیشاپیش ممنون..
داستان در مورد دختریه که از خارج اومده و اول داستان خونه ای میخره بغل خونه خانواده مادریش و برای انتقام اومده و بشدت از خانواده مادریش متنفره و همین طور بیماری قلبی داره.. یه کاری می کنه که داییش که فکر کنم اسمش همایونه عاشقش بشه تا بتونه از این طریق اونو ببره خارج تا از مغز استخوانش استفاده کنه برای پیوند برای علاج بیماری مادرش آخر داستان هم می فهمه اون داییش نیست و به هم می رسن..
chon man ghabl ham nazaramo dar morede ketab gozashte boodam va ham inke 2 ta ketabo goftam agar kasi dare baram mail kone.ama alan aslan nazaram va……………….. nist.bazam tnx az sit aalitoon
عاللیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود مرسیییییییی خیلی وقت بود داستان به این قشنگی نخونده بودم
خواهش میکنم اقا سامان بازم از این داستانای قشنگ بنویسید
mer3000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
رمان قشنگی بود من خیلی خوشم اومد موضوعش با بقیه فرق داره و تکراری نیست چون همه ی رمانا همش در مورد اینکه هم خونه یا بعد ازدواج عاشق هم می شن که یکیشو بخونی انگار همرو خوندی از سامان (~shahrivar~) ممنونم امیدوارم برای رمانهای دیگشم موضوع متفاوت جالب انتخاب کنه .
یه احساسی بهم میگه این داستان واقعیت داشته و از یک نظر منطقی نیست که یک انسان انقدر درجه تخیلش بالا باشه و از نظر دیگه این که زیادی تخیلی بودن انسان را به درجه جنون میرسونه من بعد از خوندن این رمان ذهنم به دوران افتاده و نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم چون احتمال میدم مثل موضوع این داستان در حقیقت(جهان هستی) رخ دهد.
و اما می خوام بدونم چرا نویسنده همچین موضوعی رو انتخاب کرده به نظر من انتخاب این موضوع بر میگرده به پیش گویی که اخر زمان را سال ۲۰۱۲ میداند.
این رمان واقعا قشنگ و جذابِ (;
به همه توصیه میکنم حتما حتما بخونن .
دست سامان عزیز هم درد نکنه واقعا رماناش زیباست
حدودا یه هفته ای میشه رمانتونو خوندم.توی سایتتون تازه واردم.سایت خوبی دارین.باید از نویسنده تشکر کنم چون موضوع جدیدی برای نوشتن داشتن.ارزش خوندن رو داشت
ممنون
خیلی قشنگ بود با موضوع کاملا متفاوت عاشق داستان شدم خیلی جالب بود ولی یه چیزی اینکه من با اینکه نسبت ب بوسیدن حساسیت خاصی ندارم یه خرده دیگه حالم بهم خورد چ برسه ب اونایی ک حساسن ینی حتی تا آخر داستانم آدم شکش میبرد این عشق همش خالصه یا نصف بیترش هوسه از جانب بهزاد!
فقط این ایرادو داش ک تو جزئیات زیاده روی بود وگرنه موضوعش و قلمش و پیچش داستان فوق العاده بود!!!
مرسی
وای دارم از ذوق میمیرم ، بابا این رمان خیلی جالبه …. انگار دارم فیلم میبینم. مرســــــــــــــی
جالب و دوست داشتنی… در واقع فوع العاده باحال!!
سامان عزیز تخیلتون رو تحسین می کنم. واقعا موضوع جالبی رو انتخاب کرده بودین.
داستان تخیلی نوشتن اصلا کار راحتی نیست ولی شما به خوبی از پسش بر اومدی بودین.
امیدوارم بازم شاید کارای محشرتون باشیم… ممنون.
موضوعش بسیار متفاوت بود
ولی بظرم شخصیت بهرام یکم نچسب بود حداقل از دید من که یه پسرم اینجور بود چون وحشی بازی هم زیاد درمیاورد:دی
کلا آدمی نبود که بتونه یه دختر ۱۸ساله رو اینقد جذب خودش کنه.
ولی داستانش واقعا زیبا و متفاوت بود
تبریک میگم به نویسنده
romane khubi bud ama yekam dur az vaqe iyat bud ama dar kol dusesh dashtam mersiiiiiiiii
عالییییییییییییییییییییییییه
من شب ساعت ۱۲ دانلودش کردم و تا صبح خوندم تمومش کردم
شهریور جان اگه کتاب دیگه ای داری بهم بگو
ممنون بابت کتاب قشنگت
سلام مرسی از سامان عزیز . رمان جالبی بود با اینکه نویسنده ان پسر بود ولی جالب احساسات یه دختر رو بیان کرده بود .بازم مرسیییییییییییییییییییییییییییی.
سلام خیلی قشنگ بود عاااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود راستی بازم کتاب نوشتی؟
khiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii dosesh daram. hatman bekhonid..
خیلی باحال بود من که کف کردم.
ولی یه سوال کلی…….
چرا همه ی شخصیت اصلی ها تو بیشتر کتابا دخترن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی آقا سامان دمتون گرم کتاب خیلی قشنگی نوشتین.اقعا ممنون. مردیم از بس کتاب هایی فقط با موضوع عاشقانه خوندیم ، این یکی حداقل یه کم هیجان داشت!
سلام نویسنده من اصلا رمانتو دوست نداشتم از یه پسره ۳۰ ساله که از نظر رفتاری باید پخته تر عمل کن رفتارهای دور از ذهنی انجام می داد فقط به درد قشر زیر ۲۰ سال می خورد و کسایی که دنباله تخیلات هستن اما باز هم ممنون که جرات نوشتن داشتی به امید رمانهای بهتر و بهتر
من اصلا دوست نداشتم خیلی تخیلی بود مخصوصا رفتار بهروز اییی اما امیدوارم بهتر بنویسید نویسنده گرامی و از چرا این دختره همش گریه می کرد ؟
خیلللللللللللللللللللللللللیییییییییییییی خوب نبود
عالی بود:دی
هم هیجانی بود هم متفاوت
تخیلی بودنشم جالب بود
ولی صحنه زیاد داشت:دی
سلام….موضوع تکراری و برگرفته از رمان کوری – پرداختن مدام و پی در پی به موضوع مسائل جنسی…یکم از جذابیتشو کم می کرد!!تموم زندگی ادمها به این مسئله ختم نمی شه!
اگه از زبان یه شخص مزکر نوشته بودین خیلی بهتر می شد…
شهریورجان خدایی بایدبیشترهیجانیش میکردی به نظرمن فقط۵درصدهیجان داشت اونم به زورررررررررر امیدوارم ناراحت نشی به هرحال طبق گفته ی خودت اولین کارت بودوتونگارشش مشکل زیادی نبود اماسعی کن یه باردیگه بنویسیش ووشخصیت های جالب ترروبیاری بای ممنون ازت درضمن شخصیت بهزاداصلاجالب نبودبازدختره بهتربودش
شهریور عزیز کتاب قشنگی بود براحتی تونستم با شخصیتها ارتباط بر قرار کنم. احساسها و نیازها به درستی بیان شده بود و خیلی صادقانه بود و به همین دلیل به دل می نشست. ولی بهتره از بیان خیلی جزعیات احساسی صرفه نظر کنی و با ظرافت تمام بقیه را به عهده تخیل خواننده بگذاری . عزیزم به این نکته هم توجه داشته باش که شما همه گونه مخاطبی داری و باید سعی کنی طوری بنویسی که برداشت غلطی از نوشتت نداشته باشند. بازم منتظر نوشته های خوبت هستم.
سلام
راستش من برای دانلود کتاب کلی نظرات را می خونم و در واقع کلی وسواس به خرج می دم تا یک رمان را دانلود کنم وقتی دیدم اینقدر نظرات خوب برای این کتاب هست و از طرفی هم فضای داستان ظاهرا یک فضای تخیلی است معطل نکردم و دانلودش کردم ولی واقعا از وقتی که گذاشتم بابتش متاسفم اصلا رمان جالبی نبود
نویسنده اصلا به توصیف فضایی که به وجود اومده و مشکلات احتمالی نپرداخته بود مثلا قطعی برق ، آب ، تلفن و … وقتی اپراتورهایی نباشن که به اوضاع مثلا تصفیه خونه برسن خوب آب قطع میشه .
یک ضعف بزرگ دیگه این بود که وقتی افراد همونطور که نویسنده گفته هرکی در هر حالتی که بوده مرده خوب پس خیابونا هم پر از ماشین است و عملا نمی شه راهی برای رانندگی پیدا کرد .
عمدتا این رمان به یک نیاز جسمانی که از طرف یک پسر به یک دختر ابراز میشه پرداخته بود و اصلا به نظر من این عشق نبود این همه اش نیاز جنسی اون پسر بود .
موضوع جدید و فوق العاده جذابی داشت اما اونجور که فکر میکردم پیش نرفت و سرسری از خیلی چیزا گذشته بود .
کتاب قشنگی بود خوبیش این بود که زرد نبود ! خیلی شیک و تمیز نوشته شده بود و به نظرم این موضوع واسه این بود که زیاد وارد جزیات نشده بود!! واین که وارد جزیات نشده بود احتمالا واسه این بود که یه نویستنده ی مرد نمیتونه وارد جزیات احساسات دخترانه بشه!!
در هر صورت من اینو یکی از نقاط قوت میدونم!! راستش من خودم دوست دارم کتاب زود سر و تهش هم بیاد! از این کتاب ها که همش توضیح میدن و بعدشم ۳۰۰ صفحه میذارن جلوی آدم بدون هیچ جذابیتی خوشم نمیاد! این هم به نظرم به موقع تموم شد
من نویسنده نیستم! اما یه خواننده ی آماتور هم محسوب نمیشم!! قلم خوبی بود! و تبها اشکالش به نظر این بود که بعضی از جاهاش قابل درک نبود! در واقع نمیشه اشکال دقیقی ازش گرفت ولی بعضی جاهاش دلنشین نبود! نمیدونم میتونم منظورمو خوب برسونم یا نه؟؟
شما قطعا وقتی تونستید یه همچین کتابی بنویسید از من بیشتر میدونید! ولی با نوشتن این نظر میخواستم بگم که این کتاب انقدر خوب بود که ارزش نوشتن نظر رو داشته باشه!!
در هر صورت از کتابتون ممنونم! بهترین کتابی نبود که خواندم ولی یکی از بهترین ها بود!
با تچکر!
))
نوشته های شما خیلی به واقعیت نزدیکه و خیلی قابل باور! کتاب آنتی عشق!
هم همین طوری بود!
از این نظر طولانی معذرت میخوام! البته اگه خواندینش!
مریم جان کجاش تخیلی بوداین که همه مردندددددددددددددددددددیه تخیل بودولی اونقداهم رمان غرق تخیل نبود
جالب بود امیدوارم نویسنده عزیز کاراش از این که هست عالیتر بشه ممننننننننننننننننننننننننننننننننننننننون
واااااااااااای فوق العاده بووود ممنونم
خیلییییی ممنونم
دشت نویشندش درد نکنه
توووووووووووووووووووووووووووووپ بود!!!!!!!!عاشقتم ساماااااااااااااان!!!!!!!موضوعش جدید بود و دلایل جالبی هم برای این اتفاقات اورده شده بود..خوشم اومد و واقعا خسته نباشید!
وایییییییییییی کتاب مورد علاقه ی من رو صفحه………..
تبریکی دوباره به سامان شهریور عزیز
و میگم که این کتاب فوق العادس یکی از بهترین کتاباییه که خوندمممممممممم
مثل همیشه سامان گل کاشتی
خیلی عالی بود ، واقعا مرسی
از خوندنش لذت بردم … اونم بعد از خوندن کلی رمان تکراری
به خصوص که نویسنده مرد بود و بی قراری یک مرد رو خوب توصیف کرده بود:)
مرسی
من بیشتر نظراتی رو که دوستان داده بودند رو خوندم.چه موافق چه مخالف!ولی به نظر من متاسفانه خیلی از دوستان گرامی عمیق به این داستان نگاه نکرده بودند.رمان کوری و شروع از پایان به نظر من هر دو یه حرف برای گفتن دارند.اون هم اینکه خیلی گذرا و سطحی از فرصتهایی که بهمون داده میشه نگذریم.خوبه که به مسائل پیرامونمون بیشتر توجه داشته باشیم و بدونیم که هرفرصتی رو باید غنیمت شمرد چون ممکنه دیگه امکان تکرار اون فرصت هیچوقت توی زندگی برامون پیش نیاد.در کل وقتی رمان رو میخوندی خیلی به فکر فرو میبردتت،من که خیلی دوستش داشتم.توصیه میکنم کتاب رو عمیق مطالعه کنید.ممنون از نویسنده گرامی بابت ذهن خلاقشون برای نگارش این داستان.منتظر کارای بعدی شما هستم.آرزوی موفقیت براتون دارم
قشنگه حتما بخونید متفاوت بود خوشم اومد پاستوریزه نبود مثل خیلی از کتابها که حال آدمو بهم میزنه مرسی آقا سامان هیچوقت فکر نمیکردم یه پسر همچین داستانی بنویسه اونم از زبان یه دختر محشر بود اگه کتابهای دیگه هم دارید لطفا معرفی کنید
salam….man bade 1mah omadam in chand vaght be khatere ye seri az moshkelat natonestam biyam……..in ketaba khondam ……..alyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy ..hatman bekhonid,,,,,merc az nevisande golesh.
واقعا قشنگترین رمانی بود که خونده بودم
پارسال خوندمش
راستی اون جلد اولیش خیلی خیلی قشنگتره اینه که
فوق العاده بود…واقعاََ به عنوان یه رمانِ ایرانی تک بود…حالم دیگه ازین رمانای کلیشه ای و رویاهای دخترونه که یه پسره رویایی رو زمینه ی داستان میکنن و تا تهش میرن بهم میخوره…واقاََ واس کسایی که میان اینجا میگن جالب نبود و درسِ این قضیه رو درک نمیکنن متاسفم…خوشحالم که میتونیم به نویسنده هامون امیدوار باشیم…کوضوعش جوری بود که افکار پیش پا افتادمو تغییر داد و باعث شد به موقعیتم فکر کنم…سامان…پرچمت بالاس مشتی…
خییییییلللللللللییییییییییییییی باااحااااللل بوووووووووووووووووووووووووووودددد
خیلییییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود متفاوت و جذاب. واقعا مرسی از نویسنده
خیییییییییییلی قشنگ بود و متفاوت.دست نویسنده درد نکنه و اما اوناییکه خوششون نیومده میتونستن تو صفحات اول بیخیال بشنو نخونن.ایراد گرفتن با انتقاد سازنده فرق داره بعضیا واقعا ایراد الکی گرفتن
miciiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii khili khili khili ghashang bood zaafam dashta vali man tahal az hezarta romani k khoondam ino joze khili khoofash midoonam mici saman jooooooonam
kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiii kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii mahshare……….hatmane hatman bekhuninesh
مرسی داستانش خیلی قشنگ و جالب بود از نتیجه گیری اخرش از اتفاقی که براشون افتاد خیلی خوشم اوم تلنگر با حالی بهشون وارد شد ولی خوب زیاد به جزییات این اتفاق-همونطور که بقیه گفتن – توجه نشده بود جا داشت که بهتر ازین هم باشه ولی بازم مرسی ساما عزیز که یه رمانی متفاوت با بقیه داستانای این سایت نوشتی. راستی جالب ترین نکتش این بود که یه پسر از زبونه یه دختر نوشت و خوب هم نوشت
خیلی خوشم اومد…..ممنون سامان جان….بازم بنویس….منتظر نوشته های قشنگ بعد هستیم……
همه رمانای برتر معرفی شده قشنگن….من همه رو خوندم…پیشنهاد میکنم شما ها هم بخونیدشون….
سلام
آقا سامان واقعا بابت رمانتون ممنونم.خیلی عالی بود.
واقعا موضوعی جدید و متفاوت داشت.و اینکه آخرش بخواد نتیجه اخلاقی هم بگیره حرف نداشت.
امیدوارم به زودی رمان دیگری بگذارید چون از نظر من کارتون عالی بود.و قلمی بسیار زیبا دارید.
من فکر میکنم موضوع جالبیو واسه نوشتن انتخاب کردی ولی نتونستی قشنگ بهش پروبال بدی رمان خوبی بود ولی در مایسه با رمان های دیگه ضعیف بود.
به نظر من این رمان باید جزو رمان های تخیلی عشقی قرار بگیره پس طبیعیه که دنبال واقعیت نباید توش باشیم. مثل رمانtwilighit.به نظر من این یه کار تخیلی خیلی قشنگ بود. ممنون از نویسنده.
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده عزیز
من کتاب های عاشقانه زیادی خوندم ولی چیزی که خیلی به نظرم در این رمان با رمان های دیگه فرق داشت این بود که اول ،شخصیت مذکر داستان ابراز احساسات میکنه و یا به عبارتی عاشق میشه.
و یکی از دلایلی که باعث شد این داستان بیشتر به دلم بشینه این بود.
خیلی خیلی خیلی خیلی ……. قشنگ بود
اصلا فکرشو نمیکردم اینقدر جدید و قشنگ و متفاوت باشه !!!!!!!!
مرسییییییییییی سامان جون !
بعد از ده تا رمان که داستانهای شبیه به هم داشت این رمان متفاوت تو سرحالم اورد !
عشق است رمان های نود و هشتیارو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مر ۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰۳۰
وااااای پسر رمانت محشر بود قشنگترین رمانی بود که تا حالا خوندم دمت گرم
کتاب قشنگی بود روی تخیلی بودن داستان کم وشاید سطحی کار شده بود .در کل لذت بردم مرسسسسسسسسسسسسسسسی
خداوکیلی خجالت نمیکشی تو؟…داستانِ به این قشنگی و سکسی جلوه دادی؟….اصن چه ربطی داشت؟…کله موضوع اصلی و ول کردی چسبیدی به رویاهای سکسیِ شب و نصفِ شب خودت…ببین فقط داستان و خراب کردی اگه یه محوریت دیگه داشت اون قسمتاشم جذاب میشد ولی اینجوری داستانت خیلی مصنوعی شد…میتونستی با این موضوعی که انتخاب کردی قوی ترین رمان ممکن و ارایه بدی…
همین که موضوعش جدید بود خوب بود…..اینقد اینجا رمانای تکراری به پستم خورد که داشتم نا امید میشدم…..خوشحام که اینو خوندم…..بی صبرانه منتظر کارای بعدی و متفاوت هستم … البته از این نویسنده
اولش داستان با ایده جالبی شروع شد اما فقط خوب شروع شد و بعد شد مثل همه رمانهای دیگه . از نظر من جالب نبود.
من دوباره کتاب رو خوندم و هنوزم سر هرفم هستم که یکی از بهترین کتابای ایرانی هست که تا حالا خوندم.ولی اقای سامان شما از زبون یک دختر نوشتید یک دختر نمیتونه اینجوری با این قضیه برخورد کنه کتاب شبیه کوری اثر ساراماگو بود.توصیفات و جمله بندی کتاب کمی ضعیف بود.یک نویسنده در زمینه ی اطلاعات وجمله بندی و نگارش باید دستش خیلی پر باشه.و بهترین چیز توی کتاب شما این بود که به توصیف لباس نپرداخته بودید چون متاسفانه اکثر کتابها شور این قضیه رو در میارن.ممنون میشم اگه جواب بدید.
kheeeeeeeeeeeeyliiiiiiiiiiiiiiiii ghashang bod ye shabe kolesho khondam kheyli jazbam kard be nevisandash tabrik migam
نویسنده ی گرامی کل داستان ششما یه بخش کوچکی از سریال بزرگ لاست بود جایی که همه از جزیره نجات پیدا کرده بودن داشتم همدیگه رو به یاد ممی ااوردن ارش هم همون (ارون)سریال لاست بود.نیک هم همون جان لاک بود در ضمن مسخره نیست که اتفاق به این بزرگی رخ داده باشه دختره بشینه غذا درست کنه هی به فکربهزاد باشه اونوقت. اروپاییها. بشینن هی تحقیق کنن. ایرانیا قورمه سبزی درست کنن . درضمن به اونایی که فرصت دوباره داده میشه باید ادمای خاصی باشن این دختر از همه ادما معمولیتر بود بقیه شخصیتها هم همینطور . ولی تو سریال لاست به چه کسایی فرصت داده شده بود خود نویسنده مقایسه کنه
سلام من برای دانلود این کتاب ها خواستم نرم افزار PDFرا نصب کنم اما نشد میشه راهنمایی ام کنید خیلی خیلی دوست دارم این کتاب رو بخونم…
سلام.. چرا نشد؟؟ وارد این بخش بشید تمامی نرم افزارای مورد نیازتون موجودِ! http://www.98ia.com/program
من اصلا از رمان خوشم نیومد! برای اینکه فکر میکنم یه تقلید کورکورانه از سریال بی نظیر لاست بود…همه ی شخصیتا همون خصوصیاتو داشتن…حتی اسماهم بعضی جاها عوض نشده بود…رمان سطحی بود…جذاب نبود اصلا…مثلا جیمز دقیقا شخصیت سویر یا همون جیمز فورد رو داشت…بهزادم که لابد دکتر جک شپرد بود…!و یعنی اینقدر همه دختر ندیده بودن که تا کیانا رو میدیدن میخواستن باهاش رابطه جنسی داشته باشن؟ یا اینقدر کیانا بی خیال بود که فقط داشت به بهزاد فکر میکردو روابط مسخرشون؟!بهزاد یه مرد۳۰ساله با تحصیلات عالی بود که زنشو که خیلیم عاشقش بودو از دست داده بود و حالا گیر یه دختر۱۸ساله بود؟! اینا واقعا گوشه ای از اشکالات بود…من خودم مینویسم و کلاسم رفتم…میتونم نویسندرو راهنمایی کنم…البته اگه قصد عوض کردن سبکشونو دارن!
درود سامان گرامی…..
امروز داستانت و خوندم…. قلم زیبایی داری” بهت تبریک میگم.شخصیتها رو دوست داشتم و راحت میشد با اونها ارتباط برقرار کرد.اما دخترها اینقدر دست و پاچلفتی و نق نق و نیستن…حداقلش من که نیستم… موضوعی و که انتخاب کردی جالب بود (جهان پس از انسان) خیلی بهش فکر میکنم و اینکه اگه عده ای زنده بمونن چه اتفاقاتی می افتد….
بچه ها در بالا نظراتی دادند که این تخیلی و بعضی قسمتها غیر واقعی…. به اون دسته از دوستان میگم که من در واقعیت چیزهای و میبینم و تجربه میکنم که در ذهن دیگران هیچ توضیحی برای اون وجود نداره.کتاب و شخصیتها رو دوست داشتم فان جالبی داشت” لذت بردم با اینکه رمان و کتابهای عاشقانه نمی خونم….قلمت متفاوت بود و متفاوت به دنیا نگاه کردی” سپاسگذارم….. سامی….
slm,dastane khubi bud kheli qashang mozu ro pish borde bud…..afarin…..vali eshqe behzad havas bud…….be nazare man roman harchi sangintar bashe qashangtare ……eshq in harekat nist
سلام.نمیخوام توهین کنم اما حس میکنم فیلمی شبیه اینو قبلا دیدم.البته مطمئن نیستم.روال داستان جالبه.متفاوته.اما به عقیده من بعضی از قسمت هاش شبیه فیلم های ….شده.درکل رمان قشنگیه.از نویسنده عزیزش ممنونم.
slm.khaste nabashi.az romanet khosham umad chon takhayoli bod.vali bazi jahash zyadi sharm avar bood vali bazam dastet dard nakone.
خوب بود.موضوع جدید و جالبی بود و به عقیده ی من میشد بیشتر روی این موضوع کار کرد.
من اصلا از رمانای تخیلی خوشم نمیاد ولی این یکی با بقیه فرق میکرد خیلی خوب میشد لمسش کردد….. واقعا عالی بودددددد…..مرسی
اول یه خسته نباشید به نویسنده میگم چون موضوع رمان و شخصیت پردازیشو خیلی دوست داشتم.نقطه قوتش به نظر من داستان متفاوتش بود به اضافه اینکه خیلی برام جالب بود یه نویسنده آقا داستانش رو به این خوبی از زبون یه دختر بیان کنه.البته نقطه ضعفهایی هم داشت.مثل کوتاه بودنش به نظر من این رمان میتونست بدون اینکه به ساختارش ضربه بخوره ۴۰۰ صفحه بشه و به نظرم یه کم با عجله پیش رفته بود.با اینحال خیلی ممنون از نویسنده.قبلا کارتو خونده بودم و منتظر کار بعدیت هستم.موفق باشی
سلام دوستان
یه خسته نباشید خوب به نویسنده ی فوق العاده اش
به نظر من نویسنده اش فوق العاده داستان نویسی کزده بود.خیلی متفاوت بود و با این که کوتاه بود ولی اونقدر موضوعش جالب بود که ادم و سرگرم کنه و بنظر من فوق العاده بووووووود.
فقط یه خواهشی دارم که بقیه نویسنده ها همین موضوع روبا شخصیت های جدید ننویسن خواهش میکنم.آخه تا حالا خیلی دیدم که وقتی یکی یه موضوع جدید مینویسه همه همون موضوع رو مینویسن و به نوعی تقلید میکنن و این اعصابمو بهم میریزه.
ارزش هر موضوع به یه بار خوندنشه نه صد بار در صد کتاب با اسم ها و حرفهای متفاوت…
سلام .رمان قشنگی بود البته نه اونقدر که ده بار بخونمش.به نظر من موضوع رمان قشنگ بود حتی اگه شبیه لاست بوده باشه بالاخره ادم باید از یه جا الهام بگیره ولی چیزی که درک نمیکنم برخورد خیلی راحت بیشتر نویسنده ها با بعضی مسایله .اخه تو این اوضاع کی تو فکر…….اینه مخصوصا بعضی جاها ادم هنگ میکنه مخصوصا تو این کتاب باز بقیخ یخ عقدی این وسط کردن ولی این ……..
بازم ممنون
سلام…وارد اون سایت هم شدم اما ببینید من وقتی کتاب را دان میکنم اصلا کتاب را باز نمیکنه بعضی از این نرم افزار ها نصب شدن اما فایده ای نداشته عذر میخوام که هی سوال میپرسم اما خیلی میخوام این کتاب رو بخونم…..من وارد اون سایتی که گفتید شدم اما PDFرو نصب نکرد دان میکنه اما باز نمیکنه..ممنون میسم اگه یه راهی بهم بدید هر چند سوالم ربطی به این بخش نداره…..
باور کنید تعداد دفعاتی که این رمان رو خوندم از دستم در رفته … محشر … متفاوت … زیبا
۱۰۰۰ بار ممنون شهریور
من واقعا ب آقا سامان تبریک میگم
خیییییلییییییی قشنگ احساسات ی دختر رو بیان کرده بود . من کلا رمان تخیلی نمیخونم ولی از تعریف ها منم تحریک شدم تا بخونم و از خوندنش اصلا پشیمون نیستم ک هیچ تازه خوشحال هم هستم ک خوندم
بازم تبریک میگم مر۲۹ +۱
من این رمان رو سال گذشته از توی یه وبلاگ پیدا کردم و خوندم ولی توی اون وبلاگ اسمی از نویسنده ی این کتاب نبود . الان که دیدم این رمان رو گذاشتین خیلی خوشحال شدم .درکل رمان زیبایی هستش و موضوع متفاوت داره و چون رمان هایی که ما میخونیم اکثرا مثل همخونه میمونه و این رمان یه موضوع تازه داره . و چون یکمی تخیلی هستش خواننده رو جذب میکنه و یه جذابیت خاصی میده میده به رمان .
شهریور عزیز قلمت زیباست خوشحال میشم رمان های دیگه ای از شما بخونم .
باز هم بابت کتاب زیبایی که نوشتی ممنون.
salambelakhare ye romane yezare motefavet didim
mamnoon az nevisande
ghashang bood
من واقعا از خوندن این کتاب لذت بردم…کاش نویسنده عزیز بیشتر کار میکرد برای نوشتنش ..چون زیادی کوتاه بود…شایدم من لذت بردم از خوندنش زود تموم شد..نمیدونم!!!!!!! ولی در هر صورت مرسی بابت این موضوع خاص(نویسنده عزیز)
mamnon saman aziz mesle hamishe alyyyyyyy va ziba .MONTAZERE KAR HAYE DG HASTIM BISAbraneee
من که خیلی حال کردم با این رمان. موضوعش جدید و جالب بود.آقا سامان دمتون گرم
اول باید تشکر کنم از نویسنوش که این کتاب و نوشته
به نظر من این رمان و اگر الان می خواستن بنویسن خیلی قشنگتر بود چون این افکاری که توی این کتاب هست برای یک تازه کار هستش مطمئن هستم که اگر الان می خواستن این کتاب و شروع کنن به کل کتاب فرق می کرد به کل همش .
کتاب قشنگی بود اما اصلا من خوشم نیومد نمی تونستم احساسات کیانا رو درک کنم هیچی ازش رو نمی تونستم درک کنم حتی بهزاد و آرش و مریم و ژان پل و نیک و همه ی افراد . به اوایل کتاب که رسیدم ولش کردم رفت اصلا نمی خواستم بخونم ولی بعد دو روز مجبور شدم ، فکرم درگیر بود اما آخراش قشنگ شد به کل اصلا به دلم نشست دوسش نداشتم سرسری رد میشد از وقایع زود می رفت زود میومد سریع بود همه چی
ولی من بازم میگم فکر این کتاب مبتدیانه بود انگار برای اول دبستانی ها می خونی اما نویسنده الان خیلی فرق کرده و طرز فکرش فرق داره اینو مطمئنم این کتاب و من شاید گفت نقد کردم نه نویسنده رو چون با کتاب آنتی عشقشون نشون میدن جای هیج نقدی براشون الان نیست متشکرم
من خوندم عالی بود هم موضوعش تک بود هم نگارشش ممنونم سامان جان منتظر رمانای بعدیتم
به نظر من فقط ارزش یه بار خوندنو داشت اونم به خاطر موضوع متفاوتش بود. به هر حال از نویسندش ممنونم
رمان خوبی بودمخصوصا چندخط پایانیه داستان که حسابی روم تاثیرگذاشت واقعا بعضی وقتا ما ادما فقط به یک تلنگر و یاد خدا احتاج داریم تا مسیر اصلی زندگیمونو پیدا کنیم ممنون از نویسنده بابت تلاش و وقتی که صرف رمان کردی
یکم از واقعیت دور بود اما خوب بود از شخصیت کیانا هم خوشم اومد یه دختر قوی و شجاع…..
کتاب فوق العاده بود.عالیییییییی.میشه کمکم کنید که چه جوری میتونم یه رمان بذارم تو سایت؟
وای فوق العاده بود…تو این همه رمانی که خوندم دید باحاله نویسنده تو این داستان نظرمو جلب کرد…اینکه تو خواب با یکی آشنا بشی که تو بیداریم واقعیت داشته باشه حس مرموزی به آدم انتقال میده…
وای فوق العاده بود…دید باحاله نویسنده نسبت به زندگی این رمانو از بقیه رمان های تکراری متمایز کرده …حتما بخوندیش
با سلام.موضوع جدید و جالبی داشت،ولی ببخشید که اینو میگم،حواشی این موضوع جدید هوس بود،نه عشق و بعضی از رفتارهایی که کیانا داشت هیچ همخونی با حیا و غرور یک دختر ایرانی نداشت.این داستان ضعفهایی داشت که دوستان اشاره کردن، امیدوارم نویسنده محترم در داستانهای بعدیشون بهتر عمل کنن.
موضوع جالبی داشت ولی متاسفانه چیزی به اسم عشق وجود نداشت میشه گفت همش هوس بود
سلام خیلی خیلی قشنگ بود ازتون تشکر میکنم امید وارم رمانای بیشتری ازتون بخونم
وااااااااااای عااااااااااالی بود
خیلی موضوعش جدید بود و ادمو جذب خودش میکرد
خیلی خوشم اومد
بچه ها اگه نخونین نصف عمرتون برباد رفته
کارت حرف نداره اقا سامان@-}–
یه سوال. دارم.در کل روند داستان کیانا جز گریه کردن چه کار مفید دیگه ای انجام داد؟در ضمن من اصلا خوشم نیومد.تخیلی و مسخره بود و هیچ مفهومی نداشت.
ای بابا خسته شدما چرا نمیشه دانلود کرد من قبلا زیاد کتاب دانلود می کردم تو رو خدا اذیتم نکنید حوصله ندارم
خییییلیییییییییییی متفاوت و جذاب بود
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییی
خیلییییییییییییییییییییییییی دوس داشتم!!!
Y aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bo0o0o0o0od!!!!!!!!!!!!mamno0o0o0n az neVsande!!!hadeaghal mozush tekrari nabud va khAliam jaDd bud!!!!:D
رمان جالبی بود برام چون با رمان های دیگه فرق داشت البته اگر اون قسمت های عاشقانه رو در نظر نگیریم چون نویسنده اش پیازداغشو زیادکرد ولی ممنونم ازش بخاطر وقتی که برای نوشتن این رمان گذاشت
من خیلی کتاب از این سایت دانلود کردم ولی این اولین باره واسه کتابی نظر میدم چون واقعا موضوعش جدید بود. تقریبا خیلی از کتابای این سایت تکراریه!
سلااام خیلی توپ بود البته اگه یکم احساسات دختر داستان رو بیشتر باز میکرد خوب بود و یکم از این شدت روابط نزدیکشون کم میکرد ولی عالی بود دشتت طلا
موضوعش خوب بود
فقط یکمی بچگونه کار شده بود
اگه بیشتر روش کار میشد عالی میشد
موضوع داستان خیلی جدید و جالب بود . من که خیــــــــــــــــــلی خوشم اومد ازش .
حتما بخونیدش
دست نویسندش درد نکنه
عااااااالی بـــــود …
من از زمانی که نشستم پاش دیگـــه تا تموم نشد پانشدم … ی روز کامل زمان گذاشتم واسش ….از نویسنده اش ممنونم
این داستان موضوع جدید داشت اما آخرش تکراری و قابل پیش بینی بود…..
امیدوارم قوه ی خلاقیت تون را تقویت کنید…. پایان یک پسر بنظرم جالب تر و بهتره….
البته اینم بد نبود!
به امید موفقیت های بیشتر!
وای نویسنده ی این داستان دیگه خیلی بانمک بود از بس رمانا آبکی شده دیده سوزه نیس ازخودش کتاب نوشته لااقل یکم با تحلیل بیشتری این کارو میکردی چه با حال که همون اول کار عین احمقا حالا اون وسط که کل دنیا مرده فکر میکنی با عقل جور در میاد که ادم به فکر بوسه و عاشقی باشه بابا تخیلم تا یه حد لااقل تخیلی مینویسی یه نتیجه ی قشنگ نه این که بخواین داستان عشقو هرطوری که شده تو قالب داستان در بیارین فکر کنم چندروز دیگه کتاب مینویسین تو کره ی ماه که اولین دیدارشون هم با یه بوسه ی عاشقانه شروع میشه ببین داستان سوزه ی زیبایی داشت ولی نه این که بخوای با یه موضوع تکرایه و غیرقابل باور عشق حالا همون وسط خرابش کنی اینا نظراتم بود واز همه ی نویسنده های سایت تشکر میکنم و خواهش میکنم هرسوزه ای را موضوع عشقی نکنید
خییییییییییییییلییییییییییی دوسش داشتم…خییییییییییییییلیییییییییییییی جالب بود! فقط ای کاش معلوم میشد چه اتفاقی افتاده بوده…که نه خواب بوده و نه واقعیت!!!!ولی نویسنده عزیز واقعا بهت تبریک میگم و ممنونم!
موضوعش جدید بود خیلی جالب بود که یک نویسنده ی پسر از زبان یک دختر نوشته بود
ولی در کل خیلی به دل نمی نشست
شهریور جان خسته نباشی رمانی کاملا متفاوت و تخیلی ک کاملا حال و هوای دیگه ای داشت ازت ممنونم دست ب قلم عالی داری میتونی بهتر از اینا هم برامون بنویسی منتظر رمان های بعدیت هستیم.
foghoooooolade bud ,mozoosh jadid va kheyliiii jaleb bud …..
hatman bekhoonid
من کتابو در حین تایپ خوندم فوق العاده جذاب با موضوعی جدید و پایانی شیرین
بخونیدش
سلام بر وبچه ۹۸ تیا آقاسامان من در تعجبم بعد از این همه کتابای خوشکل واونایی که با خورشید جون نوشتید این چی بود آخه بدنبودا خوب بود ولی به عنوان یه دختر خیلی خیلی بهم برخورد که شما فکر میکنید ذهن وفکر ۱دختر همش سکس وبوس و….است بخدا اشتباه میکنید باور کنید من موقعه خوندنش واقعا عصبی شدم ازاین طرز فکر شما با اینکه داستانش ۱جوری توذهنم واسم آشتا بود ولی نمیدونم چچوری خیلیم بهش فکرکردم که چرا ماجراش واسم آشناس یا قبلا شنیدم ولی خیلی روان بود نوشتنش درکل خوف خوف بود مرسی سامان جون
terekooooooooonD!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ali booooooood!!!!!!!!!!!!!:Dyooooohoooooooooooo!
قشنگ بود واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم ، تونستم تک تک احساسات شخصیت اول داستان رو درک کنم . مرسی از وقتی که گذاشتی یکم اوایلش من رو یاده رمان کوری مینداخت ولی در کل خیلی عالی بود
عالی بود متفاوت بود ولی یه سوالی که ذهنمو درگیر کرده اینه که بهزاد چرا همه فکر و ذکرش س. ک. سه عجیب بود برام شخصیت بد و یک کم غیر واقعی
خوب خیلی خوشحالم که این رمان روی صفحه اصلی قرار گرفت … امیدوارم زودتر بچه ها بهش امتیاز بدن و وارد آمار برترین ها بشه …
خود نویسنده نقایص داستان را می دونه ، اما من به شدت بهتون توصیه می کنم که این داستان را بخونید و از دستش ندین …
کسی هایی که خواهان یک داستان تخیلی هستن ، داستانی که فراسوی اتفاق های روزمره جامعه است ، کس هایی که دوست دارن قدرت خیلشون پیش تاز جلو بره ، من این کتاب را پیشنهاد می کنم …
عشق داستان خیلی خوب توصیف شده بود … احساسات کیانا با توجه به این که یک پسر توصیف کرده خیلی خوب بیان شده بود … اگه دنبال یک کتاب عشقی هستید و دوست دارید برای چند ساعت از دغدغه هاتون فرار کنید و سرگرم بشید این کتاب را بخونید …
توی خود ِ انجمن هم خیلی طرفدار داره این سایت … ایده داستان بی نطیر و تک ِ
موفق باشی نویسنده
خیلی عالی بود، این دومین باری بود که میدیدم یک نویسنده تفکرات خودمو روی کاغذ میاره و خوشحالم از اینکه کسای دیگه ای هم هستند که مثل من فکر میکنند.
اگه میشه لطفا چندتا رمان قشنگ بهم معرفی کنید…
با تشکر……………………………………………
سلام این داستان رو خوندم الان
یه نگاه سر سری هم به نظرات دوستان انداختم
برام جالب بود که اکثرا گفتن عالی بود البته عالی هم نه می گفتن عاااالی!!تفکرات دوستان برام عجیب و البته جالب انگیز ناک بود گاها!!!!
البته اگه نویسنده تازه کار باشن بله کتاب خوبی بود البته بیشتر به خاطر موضوع که تخیلی بود جالب بود
اما پرداخت خوبی نبود کتاب سطحی بود و حرف زیادی برا گفتن نداش
به نظرم اونطور که دوستان نوشتن اونقدرها هم به احساسات دختر داستان خوب پرداخته نشده بود کاملا غیر واقعی بود…
بیشتر از حس و عشق هم هوس حرف اول رو می زد تو داستان
به هرجال از نویسنده تشکر می کنم اگه قوه ی تخیلشون رو بهتر بهش می پرداختن داستان خیلی بهتر از آب در میومد
خسته نباشین و موفق باشین
سلام.رمان رو خوندم.واقعا کار عالی بود.اما اشکالات زیادی داشت.بنده شخصا میخواستم نقد کنم اما مصلما خود نویسنده از تمام این اشکالات باخبرن و میدونن باید برطرف بشن این اشکالات.پس دیگه نقد نمیکنم اما خیلی تشکرمیکنم از نویسنده ی گل.و منتظر بقیه ی کارهاش هستم.
salam shahrivar jan..man ke az roman vaghan lezat bordam..dar javabe dustan ham bayad begam ke ehsasat zamani ke shedat migiran ye seri masael ro poshte sareshoon miyaran ke ye ravande tabieye ehsasate va samanjan in mozoo ro kheili khub bayan kardan va ba vujude pesar budaneshoon ehsasate ye dokhtar ro kheili ziba bayan kardam..movafagh bashido paydar…
راستش از خلاصه اش مثل رمان همسایه ی من و موژان من اصلا خوشم یومد.!!!!!!!!!
با توجه به نظرات دانلدو می کنم.
یه سوال
چه جوری یه رمان به بخش رمان های توصیه شده توسط کاربران راه پیدا می کنه؟؟؟؟؟؟
برای این رمان خیلی نظر داده شده ولی اسمش نبود!!!!!!!
عااااالی بود متفاوت بود منم که عاشق کتابای تخیلی البته این با عشق هم میکس شده بود در کل عااااالی بوووووود پیشنهاد میدم که بخونیدش… مرررررررررررررررسی از نویسنده منتظر کتابای جدیدش هستیم…
از اول رمان تصمیم گرفتم اگه قراره این اتفاق بیفته دیگه نخونمش
وسطش که اونجوری شد وااااای گوشیم رو همچین پرت کردم که داغون شد
ولی در نهایت خوب بود و تا تهش خوندم
خیلی قشنگ بود واقعا شستت درد نکنه
بازم بینیویس
راستی خودمون رمان نوشتیم چجوری بزاریم اینجا؟؟؟؟؟
شهریور جان ممنون از داستان زیبات .برام مهم بود که معصومیت دختر ایرانی خوب نشون دادی.
هر نوشته تجربه ای تازه هست. اشکالاتی که دوستان گفتن چندان مهم نیست راجب آب اینترنت…
واقعا عالی بود…دستت طلا…..همینطور که از اسمش پیداست یک داستانه واقعیت که نیست..بعضی ها توقع دارن که همه چیز مثل یک واقعیت محض باشه.خوبی این داستان هم تخیلی بودنش وجدید بودن موضوعشه.آقا سامان ازت ممنون.بازهم داستان های زیبات رو
برامون بذار………………………….
از خلاصه اش زیاد خوشم نیومد.ولی با این همه نظرات عالی تصمیم گرفتم دانلودش کنم.مطئنم خوبه
تخیل نویسنده در اول واخر داستان خوب و متفاوت بود .ولی درمورد احساسات کیانا من با برخی از دوستان موافقم.کاملا مشخص بود که نویسنده مرداست.ازدیدیک مرد درباره احساسات یک دختر حرف میزد که چون غیر واقعی بودبه نظرم طنز امیز اومد.
به نظر من کتابه جالبی نبود بیشتر شخصیت های کتاب از فیلم last بر داشته شده بود ولی با این که نویسنده مرد بود اما خوب تونسته بود احساساته ۱ دخترو بیان کنه
سلام مرسی واسه این رمان متفاوت خیلی قشنگ بود وقتی از خواب بیدار شدن گفتم آخ که دیگه آخرش شد مثل پنجمین خورشید(حسابی زد تو برجکمون!!) اما بعد دیدم نه! خیلییییی قشنگه.
خوب بود ولی میتونست خیلی بهتر باشه.اوایل داستان میتونست خیلی موضوعات مختلفی رو بیان کنه که داستانش جذابیتر میشد.
vai in katab chaqd nazr dasht vaqan nakhonad khosham omad badan ka khon dam baz ham migam cha chory bod
قشنگ بود با موضوعی خیلی جذاب که البته بهتر میشد نوشته بشه راستی چرا با اینکه نویسنده مرد بود از زبون یه دختر نوشته شده بود بابا یه بارم از زبون مردا بذارید ببینیم شما مردا چه طور فکر میکنید آخه داداشم میگه داستانای شما دخترا مثل خودتونه رویایی و صد البته غیر واقعیه …ولی دست نویسنده درد نکنه من که از خوندن کتابای هم خونه ای خسته شدم
سلام از متفاوت بودن رمان خوشم اومد ولی اگه یکم از اعقایدمون پیروی میکردین بهتر بود.در هر حال من همیشه دنبال چیزای متفاوتم
با اینکه بعضی جاهای عشقیش حال بهم زن بود،ولی نکته های زیبایی داشت.
ممنون از نویسندش..
یـــــــــــــــــــــــــــه سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقا سامان واقعا اینو شما نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟رمان آنتی عشقت رو که با خورشید نوشته بودی رو خوندم.ولی ازت بعیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آخه پســـــــــــــــــــــــری…
شما چند سالتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
که این قدر تجربه دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستش با مریم جون موافقم..
چرا در مسائل دختر ها دخالت می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا پسری درمورد مسائل خودت بنویس!!!!!!!!!!!!!!!
چقدر ما مظلوم واقع می شیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من واقعاً نمیتونم بگم این رمان عشقی بود!!! احساسات بهزاد به هیچ وجه پاک نبود…فقط به خواهش های نفسانیش جواب میداد…. یعنی واقعاً مردها اینطورن؟ آدم یکم میترسه…رمان موضوع جالبی داشت و آدم جذب میشد ولی بهزاد اصلاً شخصیت جالبی نداشت… و دختری که تا حالا با یه پسرم دوست نبوده چطور میتونه انقدر راحت کنار بیاد؟ درسته که زیاد هم راحت نبود اما شاید اگر من بودم قبول این موضوع برام به سال هم میکشید!!! شاید فقط نظر من اینطوره! بهرحال موضوع جالب بود اما شخصیتها به هیچ وجه… برای تخیلت تبریک…
رها :
راستش از خلاصه اش مثل رمان همسایه ی من و موژان من اصلا خوشم یومد.!!!!!!!!!
با توجه به نظرات دانلدو می کنم.
یه سوال
چه جوری یه رمان به بخش رمان های توصیه شده توسط کاربران راه پیدا می کنه؟؟؟؟؟؟
برای این رمان خیلی نظر داده شده ولی اسمش نبود!!!!!!!
من دقیقاً این سوال رو دارم…نظرات این رمان که زیاده پس چرا جزو برترین ها نیست؟
fek konam age tedade tosie konid hash bala bere mire jozve ketabaye tosie shode tavasote karbaran ke alan baraye in ketab 398 as!!!omidvaram Bshtar she!!!bayad hodudanbalaye 500 ta beshe!!:D
موضوعش خیلی متفاوت و جالب بود
اما خوب عشق پسرا واقعا اینطوری
اینکه عشقش فقط تو جنسیت خلاصه شده بود نویسنده اش هم که پسر بود کلا از مرد جماعت ناامید شدم انقدر خفنن
راستی چرا شخصیت داستانا جدیدا انقدر بی بندبار و غرب زده ان انگار در حال جنگ با فرهنگ ایرانی اسلامی هستن
اما باز در کل خلاقیت خوبی تو موضوع داستان و اینکه این خواب یه تلنگر بود که خدا می خواست انسان هایی که توش درگیر بودن درسی از زندگی بگیرن خیلی به دلم نشست و تکونم داد کلی متنبه شدم
vay khoda alii bod asan nemitonam bgam vali in ketab age be chap miresid ba kami sansor kole jahano ba in ketab mibord ro hava vaghean mamnon az zahmataton shahrivar jan
سلام سامان خان خسته نباشی رمانتقشنگ بود وموضوع جالبی داشت هر چند بعضی ها گفتن که تقلید از یه فیلم بوده اما اگه قلید هم باشه خوب بود برام تازگی داشت دستت درد نکنه قبلا مخالف بودم که تو رمانها صحنه های سکسی نوته بشه ولی دید م که خیلی ها دوست دارن خب پس من چی بگم هر رمانی مخاطب خودش رو داره دیگه در ضمن تمنا میکنم از هانی جون سامان جون خلاصه از مسئولان سایت من تعریف رمان سگ مادر زاد رو زیاد شنیدم از توسایت برش داشتین؟برام رمانمیفرستید واقعا ممنون ولی من این رمان رو میخوام لطفا برام بفرستین درضمن نویسنده این رمان اسمش سامان هست ایا همین سامان شهریور خودمونه؟من اگه تعریفی از یه رمان ببینم اروم وقرار ندارم تا بخونمش لطفا برام بفرستینش خوااااااااااااهش میکنم بازم ممنون از زحمتاتون
دوسسسسسسسستون دارم
تنهایی منو بااین سایتتون پر کردن مرسی
سلام سامان خان خسته نباشی رمانت قشنگ بود وموضوع جالبی داشت هر چند بعضی ها گفتن که تقلید از یه فیلم بوده اما اگه تقلید هم باشه خوب بود برام تازگی داشت دستت درد نکنه قبلا مخالف بودم که تو رمانها صحنه های سکسی نوشته بشه ولی دید م که خیلی ها دوست دارن خب پس من چی بگم هر رمانی مخاطب خودش رو داره دیگه در ضمن تمنا میکنم از هانی جون سامان جون خلاصه از مسئولان سایت من تعریف رمان سگ مادر زاد رو زیاد شنیدم از توسایت برش داشتین؟برام رمان میفرستید واقعا ممنون ولی من این رمان رو میخوام لطفا برام بفرستین درضمن نویسنده این رمان اسمش سامان هست ایا همین سامان شهریور خودمونه؟من اگه تعریفی از یه رمان ببینم اروم وقرار ندارم تا بخونمش لطفا برام بفرستینش خوااااااااااااهش میکنم بازم ممنون از زحمتاتون
دوسسسسسسسستون دارم
تنهایی منو بااین سایتتون پر کردن مرسی
تا الان از کتابای تخیلی بدم میومد ولی وقتی این رمانو خوندم نظرم ۱۸۰درجه تغییر کرد البته بستگی به رمانش داره که این رمان خیلی خیلی قشنگ بود واقعا دست نویسنده طلا فقط یه خواهش دارم اگه میشه چندتا از کتابای تخیلی رو معرفی کنید
سلام سامان
ممنون از کتابت
هرچند خیلی دور از منطق بود اما خب موضوع خیلی جالب و متفاوتی داشت
دستت درد نکنه
سلام به همگی موضوع جدید وجالبی داره من که خیلی خوشم امد فقط یکمی شخصیت مرد اصلی داستان اولاش یکمی زیاده روی میکرد به نظر من اگه نویسنده یکمی ارومتر جلو میرفت خیلی بهتربود ولی در کل عالی دستت طلا
اولش فکر کردم خیلی رمان نچسبی باشه . اصلا از خلاصش خوشم نیومد اما وقتی خوندمش نظرم عوض شد … عالی بود ….
خیلی قشنگ و عاشقانه نوشته شده بود اونطوری که فرض میکنی نیست باید حتما بایدخونده بشه تا متوجه خوب بودنش بشی و
عااااااااااااااااااااااااااالییییییییییییییی بود
خیلی قشنگ وکاملامتفاوت ممنوووووووووووووووووووووووووون
خیلی جالب بود واقعا خوب بود ولی این دختره دم به دقیقه گریه میکرد . من لجم میگرفت
حرس میخوردم
رمان جالبی بود ارزش خوندن داشت من اولش فکر کردم تخیلی و مسخره است ولی وقتی خوندمش از اینکه توی تخیل و رویا افراط نشده بود و بیخودی کشش نداده بودی خیلی خوشم امد مرسی فکر نمیکردم یه پسر بتونه یه همچین رمانی بنویسه
داستان رمان بکر و فوق العاده بود جای تامل داره اما عشقی بین کیانا و بهزاد وجود نداشت این رابطه نعریفی از هوس بود با این حال به خاطر تخیل زیبای داستان تحسین بر انگیز
سلام وای رمان متفاوت .چیزی که این روزا کم پیدا میشه این که نویسنده یه پسره دیگه دیگه ….وقتی رمان میخونم فکر میکنم دخترا از رو احساس خودشون نظر پسرا رو مینویسن واز نظر من یه خورده احساساتی نوشتنه ولی وقتی نظر یه پسر رو توی نوشته میبینم نظرم راجع بهشون یه کم تغییر کرد در کل روی نظرم هستم که مردا احساس ندارن ..از نویسنده خیلی ممنونم رمان جالبیه حتما بخونید.در ضمن با اقای منصور موافقم که این رابطه فقط هوسه وپسران دیگه کاریش نمیشه کرد
سلاممممم. من حدود ۴-۵ سالی هست رمانای این سایت میخونم ولی خیلی کم نظر میدم. بعد از خوندن این رمان واقعا بی انصافی بود که نظر نزارمو از نویسنده اش تشکر نکنم.
آقای سامان بهتون تبریک میگم. فوق العـــــــــاده بود. درست زمانیکه که همه رمانا به محوریت یه موضوع تکراریه یه رمان جذاب با موضوع متفاوت نوشتید.
به جرات میتونم بگم بهترین رمانی بود که تو این مدت خوندم.خستــــــــه نباشید
منتظر رمانای جدیدی از شما هستیم.
یا علــــــــی
vaghan aliiiii bood
dastetoo dard nakone
be omide roozi ke hame chizi ke yadeshoon raftaro be yad biaran
bi nazir bood!
salam khaste nabashid migam b nevisandeie aziz.in ketab aaaalllllllllliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod.sabke jadido ghashangi bod .ishala maheie roman ha az in b bad intori bashan.bazam merc
من خیلی وقت پیش این رمانو خوندم و باید بگم محشرههههههههههههههههههههههه
این رمان واقعا محشر بود
داستان جدید وتاثر گذار
با تموم داستانایی که خوندم فرق داشت
واز همشون بهتر بود
دستتون واقعادرد نکنه
saman jon mahshar bod motefavet tarin romani bod k ta hala khondam b khatere dashtane hamchin ghalame khobiyo hamchin ghovete takhayole balaei behet tabrik migam moshtaghane montazere ketabaye badit hastam
سلام اقا سامان گل . واقعا کتاب محشری بود عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود . مدتها بود اینقدر با یه کتاب صفا نکرده بودم .دستت درست داداش . خیلی ممنون
به نظر من کتاب خیلی قشنگی بود.آموزنده هم بود.ممنون از نویسنده محترمش.
من هم به shahrivar عزیز خسته نباشید می گم و بهش بابت خلق این سوژه بسیار خلاقانه تبریک می گم. راستش اول داستان خیلی فوق العاده بود و من رو یاد کتاب کوری می انداخت ولی از اونجایی که خیلی یه دفعه یی بهزاد بد اخلاق و سرد به یه چشم دیگه به کیانا نگاه کرد یه کم حالم گرفته شد آخه خیلی غیر واقعی اینا عاشق هم شدن و به این فکر می کنم که بهزاد چه طور توی اون شرایط می تونست به این جور چیزها فکر کنه و به نظرم یه آدم فوق العاده هوس باز می یومد که می خواست از یه دختر خیلی جوون سو استفاده کنه ولی من از محتوای داستان واقعا خوشم اومد و به نظرم اگر کمتر از شیوه رمان نویسی ایرانی توش استفاده می شد می تونست با خیلی از کتابهای موفق خارجی رقابت کنه ولی با این حال هم تونست یک روز من رو محکم پای کامپیوترم بشونه کاری که فقط کتابهای sun daughter با من می کنند راستی توی داستان یه جاهاییش برام سوال بود اگر می شه shahrivar بهم جواب بده مثلا اینکه اگر رادیو وتلویزیون قطع بود چه طور اینتر نت هنوز قابل دسترس بود ؟ ازت بابت نوشتن این رمان بسیار خوب و زیبا منونم امیدوارم کارهای بعدیت رو زودتر توی سایت ببینم.
خیلی جالب نوشته شده بودطوری که نویسنده وقایع روبه هم به طورباورنکردنی ربط داده بود
چیزی بین رویاواقعیت به منظرخیلی جذاب بود
عالی بود مهشر بود نمیدونم چی بگم دست نویسنده دردنکنه خیلی متفاوت وزیبا
سلام ممنون از نویسندش ولی…..
اقای محتر شما اصلا احساسات یه دخترو نشون ندادین من که دخترم میفهمم اصلا هم اگه همه کسای که دوست دارم بمیرن مثل ماست قورمه سبزی نمی پ زم و دنبال س.ک.س نمیرم!!!تو زندگی در حالت عادی اون ریختی نمیکنم حالا چه برسه تو اون حالت ترسناک و حس تنهایی که باید داشته باشم!!!دوستان واقعا بعضی از خانمها که از مدل نوشتن احساساتش تعریف کردن واقعا شما اینطوری عمل میکنید در صورتی که این اتفاق براتون بیوفته؟؟؟اگر دخترید و میگید اینطوری حس میکنیم…..زبونم قاصره از گفتن چیز دیگه ای
رویاهای نویسنده قشنگ مشخصه چی هستن اقا سامان شما فقط به یک موضوع فکر میکردید وقتی این کتابو نوشتید درسته؟؟؟حدس میزنم تازه وارد دوران نوجوونی شدین وقتی این کتابو نوشتین چون دقیقا هوسای اون دوران در این کتاب دیده میشه ولی جتی نسبت به نوجوونا هم زیادی شما هوساتون ناجور بوده!لطفا از زبون یک دختر ننویسید و اگه مینویسید مواطب باشید لحنتون چه طوریه به شدت بهم برخورد از طرز فکتون دخترا همش راجعه به این موضوعات فکر نمیکنن در حقیقت اون یه طرز فکر کاملا پسرونس!اونم نه همه پسرا بعضیا به طور خاص اونطورین……که امیدوارم شما جزو اون دسته نباشین که جای تاسف داره…..
بهزاد کل فامیلش مردن زنشم مرده بوده حالا فقط به کیانا حمله میکنه و تجاوز میکنه بعد میگه دوستت دارم….زیبایی عشق رو نویسنده ها کاملا دارن از بین میبرن این چه عشقیه که همش راجع به این چیزاست؟؟موقعی که ارش مریض بود ولش کردن رفتن نامزد کردن به ماچ و بوسه خودشون رسیدن……پس احساساتشون کجاست؟؟؟این چه کارهاییه که مینویسین از زبون شخصیتا بعد میگین عشق؟؟؟زشته واقعا زشته…..لطفا پسرای محترم جواب بدن ایا واقعا تمام مدت فکرتون همینه؟؟مثل بهزاد؟خواهش میکنم صادقانه جواب بدین
یه چیزی سکایی که تو همچین اقعه ای حالا چه خواب چه واقعیت باشه نجات پیدا میکنن باید فوق العاده خاص باشن هیچ کدوم از اونها خاص نیستن و درواقع جزو مریض ترین پست ترین قشر جامعه ان تک تک شخصیتای نجات پیدا کرده
اما نکات اخلاقیش خوب بون و قلبم بعضی وقتا گرفت و فکر کردم اگه برای منم اتفاق بیفته چی میشه؟؟چیکار میکنم؟؟از این لحاظ ممنونم
از ۱۰۰ میدم ۲۰ فقط به دلیل تلاش نویسنده و نکات اخلاقی
نظراتون درسته وباعث شدمن اززاویه ی دیگه ای به این داستان نگاه کنم ولی امیدوارم قبول کنیدکه تاحدی زیاده روی کردید.درشرایط عادی معمولاکسی یه دختروبسرباهم تنهانمی ذاره چه برسه به اینجاکه کسی توکل کشوربیدانمی شه ولی آره زیاده روی های خودشوهم داشت درباره ی حس تنهایی وقتی فقط خودت مونده باشی با تنهاکسی که بیداش کنی نمی مونی حمله هاشم که تاحدودی ازطرف یه مردمنطقیه وکیاناهم که زودنبریدتوبغلش که اینقدربه توبرخورده امادرموردطرزبیان احساسات نمی تونم چیزی بگم جون تاحالاخداراشکردرهمچین موقعیتایی قرارنگرفتم تنهاجایی که باتوکاملاموافقم مثل ماست قورمه سبزی درست کردنشه که نویسنده راحت ترازاونچیزی که بایدازمرگ مادرکیاناگذشته واشکاله دیگه هم اینه که معمولارابطه هایی که ازروی نیازبرقرارمی شن به عشق ختم نمی شن حداقل ازطرف مردا,نه حالاتویه همچین شرایطی شایدولی بازم احتمالش خیلی کمه درموردتعریفاهم می گم که این کتاب تعریفی هست این سوژه هابه ذهن هرکسی نمی رسه وهرکسی هم نمی تونه اینطورخوب جمعش کنه ولی درمورد عشق خودمونیم الیناتوجوامع ماکی ازروعشق ازدواج می کنه؟اصلاعشقی به غیرازعشق بدرومادربه بچه اشونم هست؟
توصیه نمی کنم بخونید تعریفایی که ازش شده به هیچ وجه حقیقت ندارن من فقط جذب خلاصه داستان شدم و فکر کردم میره که جذاب باشه ولی دیدم که برعکس هرچی جلوتر میرفتم بهجای جذاب شدن متن……نفرت انگیز میشد و غیر قابل باور!پس وقتتون رو براش نذارید
دوستان محترم لطفا اگه تعریف می کنید…….که خیلی کردید اینجا واقعا مطمئنید که داستان اینقدر عالیه؟اصلا دقت کردید به چیزی که میخوندید؟اصلا نمیفهمم این همه تعریف از کجا اومدن و ادم رو گمراه میکنن لطفا نظر صادقانه بدید فقط تعریف نکنید تا کسی وقتش رو بیهوده تلف نکنه
tuye yeki az mavared bahat movafegam
dastanesh bad nabud vali aali ham nabud
kheyli azash tarif kardan
va man motmaenam k kheyli ha
be khatere inke nevisande ye pesare daran tarif mikonan
va hamash khastan azash soal beporsan
vagan adam narahat mishe vagti in chizaro mibine
bazam mamnun az nazaretun
bayad begam kol in roman chizi goz hararat roohie shoma nabud vaqean motasefam ke ye pesar in hame rahat raje be …….. roman minevise
vayy in ketab kheili ghashang bood yejorai shabihe seriale LOST bood beharhal aliiiii bood
با تشکر از نویسنده این کتاب
قلم گیرا و ایده جالب کتاب خیلی خوب بود
ولی پرداخت بیش از اندازه به رابطه دو شخصیت اون هم این قد شدید و نزدیک کیفیت کار رو پایین آورده و شخصیت پردازی نشده….
ولی اینطور که خوندم کار اول نویسنده اس امیدوارم شاهد کارای پخته تر از ایشون باشیم…….
سامان جون خیلی گلی سامان جون دمت جیزززززززززززز عالی بود حرف نداشت ۲بار پشتسر هم خوندمش مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
بیشتر از این نوع کتابا بنویسد تورو خدا.
خیلی آقاییییییییی سامان جون
slm man ye chand mahinmishe ke az in sayt vase roman khundan estefade mikonam vali ta ghablaz un az romn bizar budam va har ki ke roman mikhund ro maskhare mikardam ama az vaghti ke yeki az dustanam in sayto be man moarefi karde ruzy ye roman mikhunam be nazaram roman hash vaghan jalebe in roman ro ham man kheyli kheyli dust dashtam va koli bahash hal kardam va vaghan daste nevisandash dard nakone vali khodayi yekam zyad az had khial pardazy bud va vaghan dur az vaghyat bud vali ba in hal bazam ghashang bud va moshakhas bud nevisande barash zahmat keshide bud mamnunam
به نظرمن بهترین کتابی که ازکاربراخوندم قرارنبودبودکه این کتلب قشنگ بااون رقابت می کنه یاشاید هم قشنگ تره چون چیزیه خارج ازمعیارهای معمولی وواقعا خلاقیت می خوات همه چیه این رمان عالیه واقعا دستتون دردنکنه
aliiii bud vaghean az y nevisandeye irani unam tu in site in roman badE bud roman tu sabke romanaye amricaiiy bud az sahneha va masaele zanashuiiy va tashrihe una k begzarim va tu aksare romana mesle gharar nabu vojud dare az hame ghashang tar takhaiole balaye nevisande va khlghe in dastan bud vaghean alii bud ahsant makhsusan ertebate atefie kiana ba arash va maryam va…. vaghean dastet daed nakone saman jan romanet kheili az nazare sabk va takhayoli k b kar borD tak bud
قشنگ بود و متفاوت ولی ضعف زیاد داشت با نظر بعضی از دوستان موافقم بهزاد اصلا عاشق نبود عشق مقدس تر و قشنگ تر از این حرفاست بهزاد خیلی مضخرف بود فقط میخواست از کیانا سواستفاده کنه …
خوب بود، داستان خیلی تند پیشرفت، بهزاد نظر عاشق نبو بلکه دنبال هوس بود، جرا همیشه تفاوت سنی بین اینها زیاد، تو ایران دخترها زود ازدواج مکنند و پسرها دیر؟! بازم دستشون درد نکنه موضوع تا هدی متفاوت بود.
برای یه بارخوندن ارزش داره….ازتخیلی که توش به کاررفته خیلی خوشم اومد…آقاشهریورکتاب جدیدم نوشتیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
اولین باریه که دارم نظر میذارم…من تو این تابستون تقریبا روزی یه کتاب از انجمن خوندم ولی برای اولین بار حس کردم می تونم این رمانو نقد کنم چیزی که توی لیست نظرا بعضی وقتا خیلی کمیابه
شاید بیست دقیقه از شروع خوندن کتاب نگذشته بود که بلند شدم و چک کردم مامان و بابام زنده ان،خط تلفنمم چک کردم خلاصه میخوام بگم جوگیر داستان شدم
ولی بعد یواش یواش فاز منطق مخمو راه انداختم….نمیخوام زیاد گیر سه پیچ بدم که چرا مرده ها جاده تهران-رشتو پر نکردن و….فقط میخوام از چیزایی اسم ببرم که اصلا کردنش شاید تخیل رو واقعی تر کنه(علتشم چندواحد روانشناسیه که توی پزشکی پاس کردم) اگه کسی اطرافیانشو از دست بده و یک دفعه یه غریبه از راه برسه درسته که واکنش اولش وابسته شدنه درسته که اعتماد میکنه وللللی توی لحظه های بودن کنار اون آدم یاد قبلش میوفته…شاید اگه از خاطرات کیانا میگفتین (هرچند کم هرچند که شخصیت کیانا تنها و افسرده بود) به واقعی تر کردن داستان کمک زیادی می کرد.هرچی نباشه توی اون برهه بهزاد براش دوست همدم پدر مادر همسر و خلاصه همه چی میشه حتی اگه باهاش لج باشه
بازم به خاطر انتخاب موضوع جدید بهتون تبریک میگم با اینکه جای کار زیاد داره ولی حداقل به سری تکراری داستانهای ازدواج های اجباری و عاشق شدن شدید بعدش و پسر و دختر پولدار می ارزه
امیدوارم انجمن و همچنین شما موفق باشین و بعد از این سوژه های نابی رو توی رمانها ببینیم
سلام
ممنون از داستان زیبای شما. امیدوارم باز هم داستانهای زیباتری از شما بخوانم.
سلام…
ممنون جالب بود…
ولی تو خلاصه اش گفته بود همه مردن در صورتی که اگه می گفت اکثریت مردن بهتر بود…
سلام
رمان قشنگی بود. تقریبا مثل رمان کوری اما موضوعش متفاوت بود
دستت مرسی
راستش وقتی خلاصش را قبلا خونده بودم زیاد خوشم نیامد تا اینکه دیروزی تصمیم گرفتم بخونمش ، بر خلاف تصورم کتاب خوبی بود نسبت به کتاب های دیگه که موضوهاشون مثل همه هستش متفاوت تر بود،به نویسنده ی این کتاب خسته نباشید میگم و منتظر کتابهای بعدیشون هستم.
رمانش خیلی هیجان داشت کاش زیاد رمانتیکش نمیکردین . همین رمانتیک شدنش از هیجانش کم کرد به نظرم اگه میتونی دوباره بنویسش ولی قسمتای هیجانی و ترسناکشو بیشتر کنی و اینکه که خیلی میتونستی گسترشش بدی. حیف شد!
و اینم بگم این بهزاد چقدر منحرف بود آخه ؟:))))
انتظارای الکی از دختره داشت. انقدر دلم میخواست دختره خوردوخاکشیرش میکرد
)
mc aaaaaaaaali bood faghat be nazaram adabiatesh ye kocholo zaeef bood.ba tashakor.
mozue kamelan jjadidi dare v albate ye kuchulu takhayoli vali aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaalllllllllllllllllllllllllllllllllllllliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiieeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee hatman hatman hatman unayi ke az rommanaye tekrari mese gharar nabudo hamsaye man khaste shodan bekhunan
نه به کتاب قبلیم که صدای خندم هفت تا خونه اونورتر میفرت (اسانسور)
نه به این که چشمام مثل توپ گلف گرد شده بود عجب صحنه هایی داشت به خدا ایول داره سامان جان قلمت طلا هست…چون تخیلی بود یکم روی شخصیت کیانا و سنش کار میکردی بهتر بود…
منتظر کارایی بعدیت هستم.خودتم از طرف من ببوس
مررررررسی
فوق العادست از اون رمانایی که هیچ وقت فراموشش نمیکنم داستانش خیلی خاصه مطمینم قبلا مپلشو نخوندید
باور کنید من نمیدونم این سوالم را از کجا بپرسم دوستان اگه جوابم را میدونید بگید
بالای صفحه قسمت کتاب های انجمن می خوام کتاب روانشناسی دانلود کنم ولی نمیدونم چجوری! می خوام بدونم کتابهایی که در قسمت روانشناسی گذاشتید میشه دانلود کرد یا فقط مرفی اسم کتاب ها هستش ؟…ببخشید اینجا سوال پرسیدم
نظرم را قبلا درباره ی این کتاب گفتم باز هم ممنون از نویسنده
من عاشقه رمانهای خاص و متفاوت و تخیلیم مرسی از نویسنده عزیز قشنگ بود ولی ایرادای داشت مثلا کیانا تو طوله داستان خیلی گریه میکرد که واقعا حوصله آدمو سر میبرد آخه اگه آدم انقدر گریه کنه کور میشه به خدا باز هم ممنون
و اینو بگم که بهزاد عاشقه کیانا نبود فقط میخواست نیازاشو برطرف کنه و همش ازش سو استفاده میکرد حالم از همچین مردایی به هم میخوره
اقای شهریور اول بگم از اینکه یک پسر از زبون یه دختر مینویسه باید بگم کار شجاعانه ای کردین…..ولی یه کمی احساسات دختر رو ندیده گرفتین…..مثلا وقتی دختره میفهمه مامانش مرده بعد از اینکه بالاسرش گریه کرد نمیاد مادرش رو همونموقع دفن کنه اونم تو باغچه ی خونشون……هیچ دختری اینکار رو نمیکنه…..ویا ولع بهزاد در مقابل کیانا یه کمی زیادی بود برای کسی که قبلا هم زن داشته….ولی در کل ایده ی جالبی بود ولی باید بیشتر کار کنین من خودمم ۸ساله که مینویسم و یه کمی تجربه دارم اگه میخواین از زبون دختر بنویسین باید احساستش رو بیشتر کنین مرسی در کل خوب بود خسته نباشین
aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaalllllllllliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiie b hame tosie mikonam bkhonid.man khili vaghat pish khondam
حرف نداشت ممنون سامان جان خیلی خوشم اومد فکر کنم تا حالا ده بار خوندمش عاشقشم
سلام سامان جون کتابات عالیه اعتراف میکنم این سبک رمانو تا حالا جایی نخوندم قلمت خیلی علیه
میشه اسامی کتابایی که توی ۹۸ia گذاشتی رو بگی؟
آخه میخوام بخونم بقیه کتاباتو
میسی
سلام سامان جان خیلی رمانه قشنگی بود
من قبلا تو رمانای اینجوری فقط از رمان مودب پور (شیرین) خوشم اومده بود ولی الان میتونم بگم در حد اون احساساتیم کرد
بهت تبریک میگم
موفق باشی
رمان بسیار متفاوتی بود. جای کار زیادی برای نویسندش داشت ولی چون سوژه متفاوتی داشت از بقیه رمان ها متمایزش کرده بود. مرسی.
به نظرم کتاب تا حد زیادی از رمان کوری نوشته ژوزه ساراماگو اگه اشتباه نکنم الهام گرفته بود در کل منو یاد اون رمان انداخت و تا حد زیادی هم روی موضوعات اول داستان و اینکه اگه همه ادما بمیرن چه فاجعهای میشه خوب مانور نداده بود و نه از جنبه پزشکی در مورد عمل قلب نیک مطالعه کرده بود نه از جنبه روانپزشکی ماجرا که وقتی یه انسان مادرش فوت میشه نمیتونه انقدر راحت با موضوع کنار بیاد اگه از جنبه مخابراتی هم به قضیه نگاه کنیم اصلا تلفنها و اینترنت فابل توجیه نیست ولی من به شخصه از نویسنده تشکر میکنم و بهش خسته نباشید میگم ومنتظر کارای قویتر ایشون هستم
سلام سامان جان واقعا خسته نباشی خیلی قشنگ بود هرچند به جز این هم ازت انتظار نمیرفت من با خوندن آنتی عشق به نوشته هات علاقه مند شدم و حالا با این کتاب عاشق نثر روون و ذهن خلاقت شدم با اینکه موضوع تخیلی و غیر قابل باور بود ولی نثر و داستان پردازیت فوق العاده بود و شدیدا آدم رو جذب کتاب میکرد از یه پسر انتظار نداشتم انقد قشنگ احساسات یه دختر رو نمایش بده ولی خوب تو یه چیز دیگه ای واقعا خسته نباشی گل کاشتی فقط یه سوال دارم که جدا فکرم رو مشغول کرده واقعا پسرا در هر شرایطی وقتی با یه دختر تنها باشن همچین احساساتی دارن؟؟؟؟؟؟؟
aliiiiiiii bud vaghan tnx kheyliiiiiiiiiiiiiiiii likesh mikonam mer30 nevisandeye aziz khaste nabashi vaghan b hamchin nevisandehae niaz dari.
kheili ghashang va motefavet bod va in baram kheili jaleb bod ke shoma toneste bodin az zabon yek dokhtar be in khobi benavisid.
وای چرا تو داستانها هر پسری با دختره دوست شد برای اینکه تهدیدش کنه میخاد باش رابطه برقرار کنه در ضمن وسط این همه مرده وقتی همه خونواده هاشون مردن چطوری دلشون میگرفت لحظه به لحظه اینقد ماچ وبوسه راه بندازن سر تا پای کیانا برا بهزاد تحریک کننده بود حال ادمو بهم میزداگه اینا عشق بود پس هوس چیه در کل دستت درد نکنه کتابای قبلیت رو بیشتر دوست داشتم
سلام وای سامان جووووووون عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بوووووووووووود حرف نداره قربون دستت
سلام تازه میخوام شروع کنم بخونم کتابو ولی قبلش میخواستم به نویسندش بگم موضوع این رمان یکی از کابوسای دوران کودکیم بود واسه همین خیلی برام جالبه که بدونم چه اتفاقایی قراره تو این رمان بیافته……
خیلی خیلی قشنگ بود، به نظر من که هرکی میگه قشنگ نیست چرت گفته !!
منتظر رمان های بعدیتم بی صبرانه
تابستون خوندمش.
چرا پسره این قدر وحشی بود؟؟؟؟ چرا فکر کردید با گذاشتن صحنه کار خوب میشه؟؟؟؟
چرا از زبون دختره نوشتید؟؟؟؟؟؟
این قدر با روحیات دخترا آشنایید؟؟؟؟!!
رو نرومه…….
سامان عزیز
موضوع داستان جدید وجالب بود
ولی با توجه به موضوعی که انتخاب کردید خواننده انتظار توصیف بیشتری از شرایط را در تهران دارد ودو شخصصیت داستان بطور منطقی باید در مورد اینده ونحوه گذراندن این دوران با هم صحبت می کردند
دیگر اینکه با توجه به توصیف شخصیت بهزاد بعد از فوت همسرش اصرار بر ایجاد رابطه با شخصیت دختر غیر باور و و زیاده از حد بود.
پاینده باشید
سامان جان دستت درد نکنه.
رمان جالبیه من دوسش داشتم.
خسته نباشی.منتظر کارای بعدیت هستم
هم تخیلی هم عاشقانه…
قشنگ بود خوب شاید اگر از اتفاقه تخیلی داستان فاکتور بگیریم کمی تا قسمتی تکراری باشه ولی قشنگه و قابله خوندن حتی برای چند بار
Saman romaneto khondam , kheili mozoet ghavi ghavi bod , theme akhare zamanie ketabet ideie jadidi bod ama vchanta moshkele hadd dasht :
1. adama chera morde bodan? chera manteghi naneveshte bodi ke chi shode?
2. zabane ketabet meyar nabod o kheili mohavereie o zaeef neveshte shode bod
3. ghesmataie sexye ketabeto az hadd gozaronde bodi va badtar az hame faghat dar charchobe boose mahdodesh kardi
4. shakhsiate dokhtara ro ye toori neshon dadi ke engar dust daran faghat gerye konan!
be har hal merc ke dastanet harfe tazeie baraye goftan dasht … kash mishod baznevisish koni …
خیلییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود
آفرین به نویسنده
توصیفات عاشقانه اش طوری بود که مطمئن می شی نویسنده مذکر هست چون بیشتر جسمانی و فیزیکی هست
اما موضوع بکر داستان طوری بود که تحسین خواننده رو از داشتن خلاقیت اون هم توسط یک پسر کاملا بر می انگیزه
واقعا قلم نویسنده زیباست موضوعش فوق العاده بود و میتونم بگم قدرت تخیل ایشون واقعا ۲۰ اما راستش اگه من یه سری چیزا برام قابل لمس نیست من خودم چندتا از عزیزامواز دست دادم تا۱ ماه هنوز حالم سرجاش نیومده بود واینکه کیانا بعد ۱ روز به زندگی برگشت واقعا تخلیم نبود به نظرم مسخره بود واینکه وقتی همه مردم مردن چه جوری رانندگی میکرد چون ماشینا وسط جاده متوقف شدن واینکه خیلی ها تو اون ساعن خواب بودن تو همون خیابون تو همون بلوار اصلن با احتمالات جور در نمیاد واینکه من نمیفهمم ارشو دیدن باهاش زندگی کردن بعد میرن دنبالش میفهمن وقتی جنین بوده با مادرش مردهخ بعد بچه ی خودشون شبیه ارش میشه این مسئله خیلی ذهنمو مشغول کرده رملان تخلیه اما این نکته اصلا یه جوریه نمیتونم بفهمم و اینکه موجودات دیگه به زمین هجوم نیاوردن درباره موجودات فضایی هم باید بحث میشدواینکه وقتی ادما بمیرن وقتی کسی نیست برای نظارت مثلا یه کارخونه باید اتیش بگیره دراین بین بلاخره یه ماشین ممکنه نشتی داشته باشه پس بنزینش میره وباعت منفجرشدن این ماشین و ماشینهای دیگه میشه و درنیجه یک انفجار وحشتناک.
مادر بهزاد واقعن مشکل داشته که فکرمیکرده وقتی بهزاد از صبح تاشب میره بیمارستان یعنی حالش خوب شده.
بازم تشکرمیکنم از نویسنده اگه ممکنه این قضیه ارش و کمی توضیح بده.
hedi جان به نظرم خیلی از نکاتی که اشاره کردی خیلی انحرافی و حاشیه ای بوده , مثل اینکه موجودات فضایی چرا نیومدن؟!!! این دیگه خیلی سلیقه ای هست و به نظر من قرار نیست حالا چون تخیلی هست دیگه هر تخیلی توش دخیل باشه و حتما موجود فضایی این وسط لازم باشه!!!
در خصوص رانندگی، اول برای من هم سئوال شد که چه جوری بین اون همه ماشین که متوقف شده رانندگی می کنه؟ اما جوابش ساده هست، همه جا که ترافیک قفل شده که نداره که با متوقف بودن ماشین ها فضا برای حرکت نباشه، بالاخره از لا به لای ماشین ها می شه راه باز کرد و رد شد! تازه رانندگی در کنار ماشین های متوقف شده راحت تره، خودتی و خودت …
راجع به آرش هم باید بگم، این جریان یک خواب بوده که نمودی در واقعیت داشته، آدم ها و شخصیت هایی که به نوعی در واقعیت هم وجود داشتن، آرش به هر دلیلی فرضا مثل جذاب تر کردن داستان نمود متفاوتی در حقیقت داشته، فرزندی با مشخصات ظاهری مشخص که روزی قرار بوده از یک خانواده مشخص متولد بشه، به هر حال یک رد کوتاهی از حقیقت ِ وجود آرش در عالم واقعیت وجود داشته که در خواب جور دیگه ای خودش رو نشون داده!
در آخر راجع به اینکه سریع به زندگی عادی بر می گردن برای این بوده که شرایط کلا بحرانی و بغرنج بوده، شرایط عادی نبوده که کیانا و سایره بازماندگان فقط جای خالی عزیزشون رو حس کنن و غیر از جای خالی اونا زندگی عادی در جریان باشه!
یه شرایط اضطراری و نادری پیش اومده که ذهن بازماندگان رو کاملا منحرف می کنه که چی کار باید بکنن؟ چه جوری خودشون زنده بمونن ؟ بعد از این چه بلایی قراره سرشون بیاد؟ و … خلاصه اینکه دغدغه هایی ایجاد می شه که خیلی بزرگتر از یک جای خالی هست، یک زندگی روتین مثل دیروزشون در جریان نبوده که فقط جای خالی اون عزیز کم باشه، همه چیز به هم ریخته و فاکتورهای ذهنی متعدد و حیاتی در ذهنشون ایجاد می کنه که مسئله فکر کردن به جای خالی عزیزشون رو کمرنگ می کنه، اول باید ببینن اصلا خودشون زنده می مونن؟
dast goletoon dard nakone agh saman roman jalebi bood makhsoosan moazoo roman ke khellli be delam neshast jaleb o ghabel dark bood amma noktehay mohemmi hastan ke bayad bedoonin:vaghti khanande roman ya dastani ro mikhoone oon roman ya dastan bayad ba shkhsiat dastan tatabogh dashte bashe to roman shoma shakhsiat asli dastan dokhtar bood odar natije bayad ehsasat va gharayezesh dokhtaroone bashe ke too dastane to aslan intoar nabood to sahne haye ehsasi man ye dokhtar ba esasat dokhraroone nadidam man ye pesar ba gharayez o khaste haye fiziki didam va in baes shod man ba inke esm nevisandaro nakhoonde boodam aMMA TOONESTAM BA jorat begam nevisande ye mard boode in ye eshkal baes shod man az roman khelllllllliiiiiiii khoooobet irad begiram age toromanaye digat ke shakhsiat asli shoon dokhtare raayat koni ali mishe mesl romanaye r.etemadi ba inke ye mard bood amma toones mano ke dashtam romanasho mikhoondam be donyaye shakhsiataye zan o dokhtaresh bebare in mohemme omidvaram to ham roozi betooni mesl oon to shakhsiat pardazi hat moafagh beshi
عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود!!!!!!!!!!! واقعا خسته نباشید و ممنوووووووووووووون
اصلا تو صیفاتش قابل هضم نبود دختری که یهو پا می شه می بینه همه مردن چقر تونست راحت این خیالو هضم کنه واقعا جالبه!!!! کلا رمانش از خد تخیلی هم گذشته بود یا به پسر بچه چه جوری تونسته ۲ روز بین اون همه مرده طاقت بیاره خدا عالمه!!!
و هم چنین فک نکنم کسی وقتی با یه دختر می خوابه بگه وای فلان چیزت چه قد خوشگله کلان حال به هم زن بود.
با ابن حال خسته نباشی
هر چند تا هم که رمان خونده باشید اگه اینو نخونید نصف عمرتون بر باد فنا
خییییییییییییلی عالیییییییی
دست اقا سامان درد نکنه
من مشابه این داستانو سالها پیش توی یه سریال تلویزیونی دیدم اسمشو یادم نیست اما تو اون فیلم بعد از حمله عراقیا به خرمشهر و کشته شدن و فرار کردن مردم شهر یک دختر و پسر هشت نه ساله به همراه یه نوزاد چند ماهه تنها تو شهر باقی می مونند اونها سعی می کنند روال طبیعیه زندگی رو دنبال کنند پسره ناخوداگاه مرد خونه میشه و دختره هم مامان خونه (که دختره کاملا مثله مامانا به بچه دل میبنده ) شاید اسمش (بازی بزرگان )بود دقیقا یادم نیست پس نویسنده این کتاب زیاد هم نو اوری نکرده اما صرف نظر از اشکالای زیادش که قطعی برق و اینترنت و…رو درنظر نگفته بود نثر قشنگی داشت و من از خواندنش لذت بردم
سلام.رمان خیلی قشنگیه من اولین باره دارم نظرمیدم اونم بخاطر یه سوال!!!آقا شهریورچندسالتونه؟لطفا جواب بدین ممنون
شدیدا توصیه میشه!!!
به دلایل زیر:
توی تمام قسمت رمان خودم قشنگ تونستم همه رو جوی چشام تصور کنم!!
اصلا حتی یه کوچولو احساس نمیکردم که با کارا و رفتارای کیانا با توجه به این که یه پسر اونا رو نوشته بود غریبگی میکنم یا واسم گنگه…
در کل خیلی خوب بود…
موضوع و اتفاقات جالبی داشت…خسته نباشی…حسابی گل کاشتی…


%20(8).gif)

که در بالا

