تابلو اعلانات (با رفرش تغییر میکند)

توجه داشته باشید که کتابها ابتدا در انجمن توسط نویسندگان نوشته می شود . برای به روز بودن از نوشته های جدید و دیدن رمانهای در حال تایپ اینجا و برای دیدن رمانهای کامل شده اینجا کلیک کنید.

بایگانی
موضوعات
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا

1 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : اولین شب آرامش …

2 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : hoda_f1 کاربر انجمن نودهشتیا

3 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۴۳ مگا بایت

4 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۱۰۶

14 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

داستان در مورد دختر خود ساخته ای به نامِ غزل که دارای موقعیت اجتماعی و مالی بسیار بالاییه…..برای اولین بار به شدت عاشق میشه و پس از وصال ضربه ای باور نکردنی میخوره……خیانتی غیر قابل تصور که باعث ویرانی کامل یه خانواده میشه و جریانات بعدی…

 

5 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

6 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

7 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

11 رمان ایرانی و عاشقانه اولین شب آرامش... | hoda f1 کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از hoda_f1 عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 


برای دیدن رمانهای در حال تایپ اینجا و برای دیدن رمانهای کامل شده اینجا کلیک کنید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , ,




طنین 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۱۷

قشنگه. بخونید…..

موافق 0 مخالف 0


nazanin 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۳۷

ketabe ghashangie ,tosie mikonam bekhunid :)

موافق 0 مخالف 0


horiye 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۰۲

قشنگه

موافق 0 مخالف 0


نسیم 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۰۷

به نظر قشنگ میاد
مرسی

موافق 0 مخالف 0


پرنده ی اسیر 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۲۶

قشنگه فقط من وقتی داشتم این کتاب رو میخوندم کلی از دست دختره حرص خوردم اخه خیلی راحت پسره رو بخشید باید اشکش رو در میاورد

موافق 0 مخالف 0

    Farima 
    ۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۵۹

    roza  :
    دست نویسنده درد نکنه، موضوعش جدید بود و همچنین خسته نباشید به نویسنده برای تلاشی که به خاطر تحقیق در زمینه داستان انجام داده بود (اون قسمت های زندان رو می گم)
    روی هم رفته به دوستان توصیه می کنم داستان رو بخونن

    موافق 0 مخالف 0



سپیده 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۰۵:۲۶

قشنگ بود این کتاب موضوع جالبی هم داشت
دوسش داشتم این داستان رو
همزمان با شخصیت ها هم احساساتی میشد ادم
دست نویسنده خیلی درد نکنه

موافق 0 مخالف 0


بهناز 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۰۹:۳۱

مرسی از نظراتون ک انقدر در مورد داستان مارو راهنمایی میکنن! بابا خجالت بکشین! باید بگم ک اگر طول داستانی از بیست صفحه بیشتر بشه، اسمش داستان کوتاه نیست ، داستان بلنده، یعنی رمان!!
الان نویسنده این رمان بیاد ببینه کاربر ها ب جای نظر دادن در مورد رمانش دارن درباره ی رمان های دیگه نظر میدن… خیلی بده ها!
ب قول اون دو سه نفر دختره نباید این طور می بخشید . !
برای من ک دانلود شد سرورتون مشکل داره احتمالا.
مرسی از سایت

موافق 0 مخالف 0


roza 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۲۸

دست نویسنده درد نکنه، موضوعش جدید بود و همچنین خسته نباشید به نویسنده برای تلاشی که به خاطر تحقیق در زمینه داستان انجام داده بود (اون قسمت های زندان رو می گم)
روی هم رفته به دوستان توصیه می کنم داستان رو بخونن

موافق 0 مخالف 0


nonash 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۴۷

متاسفم اما رابطه شخصیتا غیر معقول بود…. واقعا بعد اون همه بدبختی پسر رو بخشید خیلی تعجب آور بود… حتی اینکه وقتی از زندان درومد نوید رو دید و دلش لزرید…. خیلی بی منطق بود…. و تمام گناه پسره با یه مشهد رفتن و یه کلیه دادن پاک شد؟؟؟؟
چرا واسه توبه نرف خودشو لو بده دختره آزاد شه؟؟؟

موافق 0 مخالف 0


تی تی جون 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۲۸

درکل کمی غیر واقعی بود ولی بازم بدک نیست

موافق 0 مخالف 0


آزاده 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۱۳

خیلی قشنگ شروع کرده بودی ومسیر داستان هم عالی بود….حتی قسمت اول انتقام ولی………..
کاش اینطور تمومش نکرده بودی ……
کاملا با نظر nonashموافقم…..

موافق 0 مخالف 0


behnaz 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۲۰

والا من که هر چی کتاب تو این سایت بود رو خوندم همشونم قشنگ بودن اینو هنوز نخوندم ام وقتی دوستان میگن قشنگه لابد قشنگه دیگه پس میخوونم ممنونم

موافق 0 مخالف 0


omidam 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۱۳

بچه ها من چطوری باید دوستمو که عضو رو پیدا کنم کمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممک

موافق 1 مخالف 0

    اسمون 
    ۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۰۰

    omidam  :
    بچه ها من چطوری باید دوستمو که عضو رو پیدا کنم کمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممک

    باید بری قسمت جستجوی سایت.قسمت بالای همین صفحس.بعد قسمت جستجوی کاربر اسمه کاربریشو بنویسی سرچ کنی

    موافق 0 مخالف 0



زهره 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۴۳

ولی به نظر من داستانی که آخرش دو نفر بهم نرسن به درد نمیخوره
اگه قرار بود نبخشتش یعنی کسی به کسی نمیرسید و داستان بد تموم میشد
همینجور که تمومش کردی عالیه عزیز دلمممممممممممممم

موافق 0 مخالف 0


sisi 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۱۷

mishe chandta ketabe ghashang mese gharar nabood, tooska, hamsaye man ina moarefi konin?? mamnoon

موافق 0 مخالف 0


NAZI 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۳۷

سلام وقتی رو دکمه رد کردن میزنم بعد بارگذاری میزنه ودیگه هیچ لطفا بیشتر راهنماییم کنید آخه قبلا زود میتونستم دانلود کنم ولی الان نمیشه

موافق 0 مخالف 0


angel 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۱۵

با عرض سلام خدمت نویسنده عزیز موارد زیر به نظرم رسید:
۱- موضوع رمان جدید بود
۲-وابستگی بیش از حد نوید بعد از اون کاری که کرده بود کمی غیر قابل باور بود
۳-چرا در اون مدت زندانی بودن هیچ کاری نکرد می تونست خودش را لو بده اگه اونقدر وابسته بود
۴-قلم خوبی دارید
بازم خسته نباشید منتظر کارهای بعدیتون هستیم

موافق 0 مخالف 0


سحر نقره فام 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۰۶:۱۲

موضوع متفاوتی داشت .نثر خوبی هم داشت.درمورد دوستانی که میگن باید نوید خودش رو لو میداد فکر کنم چون اشاره ای شده بودبه مافیای قدرت وتهدید خونوادش نمیتونسته این کارو بکنه البته باید بیشتر دراین مورد توضیح داده میشداما هر چقدر هم اعمال نوید توجیه بشه رفتار غزل بعد از آزادی یکم غیر معقول بنظر میاد.

موافق 0 مخالف 0


tare 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۰۷:۱۰

سلام مرسی از داستانت.ولی یه کم اغراق آمیز بود آدم بعد ۷ سال بیاد بیرون و با نبودن بابا و از دست دادن مامان و کل زندگی و همه آرزوهاش به این راحتی با مساله به این بزرگی کنار بیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فک نکنم درست باشه نوید اگه واقعا عاشق بود اگه خودشم میمرد نباید میذاشت زنش اینقد مصیبت بکشه

موافق 0 مخالف 0


hoda_f1 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۳۵

سلام و با تشکر از همه دوستانی که کتابم رو خوندند و نظر دادن…
یه تشکر ویژه میکنم از نقد هایی که کردین…شخصا خیلی صریح و واضح نقد میکنم اما متاسفانه خیلی از دوستان نویسنده نقد پذیر نیستن و فقط انتظار تعریف دارن…
در مورد نقد نوناش موافقم وقتی که خودم به عقب برگشتم و بعد از چند ماه کتاب رو خوندم به این نتیجه رسیدم…و البته یه سری مسائل دیگه که مطمنن در کارهای بعدی مراعاتشون میکنم…
در مورد اعتراف نکردن نوید گفته بودم که خانوادش شامل مادر و برادرش تهدید میشدن و در خطر بودن بنابراین نمیتونسته ریسک کنه…
خوشحال میشم که بازم نقد بشم که مسلما تاثیر به سزایی در نوشته های بعدیم خواهد داشت…
با تشکر…

موافق 0 مخالف 0


sahar 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۳۰

سلام
دسته گلت درد نکنه نویسنده ی عزیز رمان خوبی بود
بخونید ضرر نداره..

موافق 0 مخالف 0


مهدیه 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۴۹

سلام
از کاربرای عزیز میخوام بحای نوشتن چرت و پرت که دانلود نمیشه . دانلودش کردم . میخوام بخونم . امیدوارم قششنگ باشه . آخرش چی میشه و …… برن کتاب و بخونن بعد برای انتقاد و پیشنهاد وقت خودشون و ما رو تلف کنن این جوری خیلی بهتر یه کمکی هم به نویسنده میشه تا ضعفا رو بر طرف کنه و سریع بعد کتاب قوی تر و قشنگ تری رو تو سایت بزاره . د همین کارها رو کردیم که وضع کشورمون الان اینه دیگه . بابا یه ذره به خودمون بیایم هرچیزی جایی داره ما اینو کی می خواهیم یاد بگیریم .اههههههههههههههههههه

موافق 0 مخالف 0


dr.mahsa 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۵۸

ممنون

موافق 0 مخالف 0


رویا 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۴۷

خوب بود

موافق 0 مخالف 0


elena 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۵۳

kheyli ghashang bod

موافق 0 مخالف 0


Farzaneh 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۰۴

سلام دوستان من تقریبا تازه وارد هستم چند تا کتاب از اینجا دانلود کردم و تو همه نظرات برای کتابها دیدم یکسری سولات هست که شما پرسیدید مگر این کتابها را خود نویسنده اصلی داستان اینجا میگذارند چون سوالها جوری هست که به نظر از نویسنده اصلی سوال میشه نه از کسی که تایپ کرده میشه راهنمایی کنید من خیلی نمیدونم اینجا چه خبره

موافق 0 مخالف 0

    hoda_f1 
    ۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۰۱

    Farzaneh  :
    سلام دوستان من تقریبا تازه وارد هستم چند تا کتاب از اینجا دانلود کردم و تو همه نظرات برای کتابها دیدم یکسری سولات هست که شما پرسیدید مگر این کتابها را خود نویسنده اصلی داستان اینجا میگذارند چون سوالها جوری هست که به نظر از نویسنده اصلی سوال میشه نه از کسی که تایپ کرده میشه راهنمایی کنید من خیلی نمیدونم اینجا چه خبره

    فرزانه عزیز
    داستان در بخش انجمن همین سایت نوشته میشه و بعد از اتمام تبدیل به کتاب میشه…
    کتاب رو مدیران روی صفحه اصلی میگذارند ولی طبعا نویسنده ها سر میزنن و نظرات رو میخونن و گاها جواب میدن…
    وقتی نویسنده کتابی کاربر انجمن هست منظور انجمن همین سایته و کتابهای نویسنده ای دیگر انجمن ها در این سایت گذاشته نمیشه…

    موافق 0 مخالف 0



samira14 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۰۷

عالییییییییییییییییییییییی بود ولی غزل باید از نویدم انتقام سختی می گرفت. رمان می تونست طولانی تر و جذاب تر باشه.

موافق 0 مخالف 0


نسیم 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۵۲

قشنگ و متفاوت بود
مرسی ردا جون

موافق 0 مخالف 0


فاطمه 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۴۶

سلام هدی خانم
داستان تأمل برانگیزی نوشته بودی . چند روز فکرم را حسابی مشغول کرده بود . یه جوری نوشته بودی که انگار واقعاً اتفاق افتاده بود . قشنگ بود و قسمت پایانی داستان تداعی کننده حدیث امام علی (ع) بود گه گفته بودند : در عفو لذتی هست که در انتقام نیست . حتی با وجود اینکه پریسا را ادب کرده بود باز از محبتش به پریسا دریغ نکرد و نوید را هم بخشید . محتوای داستانت خوب بود و ایرادی نداشت فقط تنها چیزی که فکر کنم ممکنه حواست نبود این بود که یه جا نوشته بودی موبایل فینگر تاچ آخرین مدل و یه جای دیگه گفته بودی تو آشپزخونه پریسا وسایلی بود که باهاشون آشنایی نداشتی و طبیعی بود که بعد از ۷ سال همه چیز تغییر کنه . قبل از ۷ سال مدلهای گوشی موبایل تاچ نبوده و می تونستی یه مدل در حد همون سالها بگی و بعد از ۷ سال همون ماکرویو یا وسایل امروزی هستند که ممکنه یکی بعد از سالها از زندان آزاد بشه و باهاشون آشنایی نداشته باشه .
به هر حال خیلی قشنگ بود . منتظر داستان بعدیتان هستم
موفق باشید

موافق 0 مخالف 0


Sani 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۰۳

کتاب قشنگی بود دست نویسندش درد نکنه فقط یه چیز این وسط رو نروه اونم اینکه چرا تو کتابای ایرانی بعد از کلی بلا که سره دختره میاد باز مثل این احمقا می بخشه اصلا قابل باور نیست مخصوصا تو این کتاب ……..

موافق 0 مخالف 0


مهناز 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۴۳

فاطمه  :سلام هدی خانمداستان تأمل برانگیزی نوشته بودی . چند روز فکرم را حسابی مشغول کرده بود . یه جوری نوشته بودی که انگار واقعاً اتفاق افتاده بود . قشنگ بود و قسمت پایانی داستان تداعی کننده حدیث امام علی (ع) بود گه گفته بودند : در عفو لذتی هست که در انتقام نیست . حتی با وجود اینکه پریسا را ادب کرده بود باز از محبتش به پریسا دریغ نکرد و نوید را هم بخشید . محتوای داستانت خوب بود و ایرادی نداشت فقط تنها چیزی که فکر کنم ممکنه حواست نبود این بود که یه جا نوشته بودی موبایل فینگر تاچ آخرین مدل و یه جای دیگه گفته بودی تو آشپزخونه پریسا وسایلی بود که باهاشون آشنایی نداشتی و طبیعی بود که بعد از ۷ سال همه چیز تغییر کنه . قبل از ۷ سال مدلهای گوشی موبایل تاچ نبوده و می تونستی یه مدل در حد همون سالها بگی و بعد از ۷ سال همون ماکرویو یا وسایل امروزی هستند که ممکنه یکی بعد از سالها از زندان آزاد بشه و باهاشون آشنایی نداشته باشه .به هر حال خیلی قشنگ بود . منتظر داستان بعدیتان هستمموفق باشید

Sani  :کتاب قشنگی بود دست نویسندش درد نکنه فقط یه چیز این وسط رو نروه اونم اینکه چرا تو کتابای ایرانی بعد از کلی بلا که سره دختره میاد باز مثل این احمقا می بخشه اصلا قابل باور نیست مخصوصا تو این کتاب ……..

فاطمه جان به نکته جالبی اشاره کردند . باور نمیکردم کسی اینقدر ریز بین و دقیق باشه. همین طور با نظر sani جون هم موافقم.

موافق 0 مخالف 0


sarzamin 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۲۸

به نظرم کتاب قشنگی بود ولی با دوستانی که گفتند چرا نوید را بخشید می توانم بگم که این فقط توی قصه بودم چون فکر کنم آبرو و حیثیت از دست رفته یک دختر با هیچ اشک و آه و توبه ای هم مرهم نمی شه بنابراین اگر در واقعیت بود اصلا همچین دختری را که این قدر راحت به خاطر یک هوس (چون لیاقت کلمه عشق را امثال نوید ندارند) مرارت و جراحات ۷ ساله خود که به نظرم تا آخر عمرش همراهش هستند را فراموش می کنم ارزش هیچ عاطفه ای را ندارد چون اگر دختری برای خودش و نجابتش ارزشی قائل نباشه دیگه برای چه ارزش قائله؟؟؟

موافق 0 مخالف 0


رها 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۱۴

اولش به نظرم داستان جالبی اومد اتفاقا خوب هم ادامه پیدا کرد ولی واقعا مسخره و هندی تموم شد نمیدونم چرا نویسنده ها اینقدر علاقه دارن همه چیز تا این حد گل و بلبل تموم شه… به نظر من آدمی که یکبار خیانت میکنه بازهم میتونه اینکارو بکنه و واقعیت اینه که آدمهایی مثل نوید نمیتونن تا این حد عوض شن چون ذات آدما تغییر کردنی نیست … خانم نویسنده خیلی از اینا بهتر میتونستی داستان رو تموم کنی تا هم ما لذت ببریم هم ماندگاری داستان تو ذهن خواننده بیشتر بشه…

موافق 0 مخالف 0


mohammad 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۱۷

خیلی قشنگ بود ممنون

موافق 0 مخالف 0


بیتا 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۲۶

هدی جون دستت درد نکنه خیلی آموزنده وجالب بود بخصوص اعتماد به همه!ولی درمورد آخرش با رها جون موافقم.

موافق 0 مخالف 0


بیتا 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۲۶

هدی جان دستت درد نکنهخیلی جالب بودواینکه به هرکسی اعتمادنکنیم خوب بود ولی در مرد پایلن قصه با رها جون موافقم .آدم اینفد ولوبااین همه کدورت حامله هم بشه نوبره!

موافق 0 مخالف 0


Farzaneh 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۳۴

hoda_f1  :

Farzaneh  :سلام دوستان من تقریبا تازه وارد هستم چند تا کتاب از اینجا دانلود کردم و تو همه نظرات برای کتابها دیدم یکسری سولات هست که شما پرسیدید مگر این کتابها را خود نویسنده اصلی داستان اینجا میگذارند چون سوالها جوری هست که به نظر از نویسنده اصلی سوال میشه نه از کسی که تایپ کرده میشه راهنمایی کنید من خیلی نمیدونم اینجا چه خبره

فرزانه عزیزداستان در بخش انجمن همین سایت نوشته میشه و بعد از اتمام تبدیل به کتاب میشه…کتاب رو مدیران روی صفحه اصلی میگذارند ولی طبعا نویسنده ها سر میزنن و نظرات رو میخونن و گاها جواب میدن…وقتی نویسنده کتابی کاربر انجمن هست منظور انجمن همین سایته و کتابهای نویسنده ای دیگر انجمن ها در این سایت گذاشته نمیشه…

ممنون برای توضیح کتاب خوبی بود من خوندمش ولی در باورم نمیگنجه با این همه بلا غزل بتونه نوید را ببخشه به همین راحتی فاصله بین عشق و نقرت خیلی کمه مطمئنن غزل با فوت پدرش م بیماری مادرش محاله بتونه با کسی که این بلاها را سرش آورده زندگی کنه هر روز و هر ساعت با کسی زندگی کنی که به طریقی قاتل پدرت باشه و نابود ککنده مادرت کمی از محالات است شاید یتونی ببخشی و انتقام نگیری اما اینکه بازم عاشقش باشی و بخواهی باهاش زندگی کنی دور از واقعیت هست اما بازم رمان جالبی بود و موضوع تقریبا جدید بود امیدوارم موفق باشید (البته من نظر خودم را گفتم و مطمئنا شما نویسنده داستان بودید و در نظر شما هم این پایان بهترین بوده)

موافق 0 مخالف 0


مریم گلی 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۲۱

سلام
کاملاً با رها موافقم.کسی که یه بار خیانت می کنه ،اون هم از جنس هوس ، “حتماً ” اگر فرصت کنه تکرار هم می کنه و کنترل این جور اشخاص سخت و در مواردی امکان ناپذیر است.
بنابراین بهتر بود نویسنده یه نکته آموزشی به خواننده هایش یاد می داد و نه یه زیرآبی رفتن امروزی.بخشش زمانی روحانی و عرفانی است که شخصیت یه ” زن ” این طور بی ارزش قلمداد نشه.سعی کنیم با نوشتن چند صفحه از افکارمان ،خودمان برای جنس خود اقتدار و عظمت بیافرینیم و ضعف و بخشش های زندگی خراب کن را این بار به دستان جنس مخالف بسپاریم و ببینیم آیا جواب دلخواه می گیریم ؟ آیا می گیریم؟واقعاً می گیریم؟؟؟؟؟

موافق 0 مخالف 0


ramzvraz 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۳۲

کتاب فوق العاده قشنگی حتما بخونیدش ممکنه ادم های احساسی مثل خودم وسطاش گریش بگیره ولی اخره خوبه

موافق 0 مخالف 0


raha 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۲۹

واقعا قشنگ بود طوری که اشکم در اومد.
عشقی واقعی بود اما تلخ…
بخونید حتما
ممنون از نویسنده اش
رهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

موافق 0 مخالف 0


raha 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۳۲

یادم رفت….حق نوید نبود بخشده بشه.عشق غزل واقعی بود ولی نوید چی؟؟؟؟؟

موافق 0 مخالف 0


مریم 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰

به نظرم واقعا کار نوید قابل بخشش نبود مگه خروس قندی طرفو دزدیده بود یا عروسکش رو قایم کرده بود. بعنی یه آدم نرمال خیلی دیگه کوتاه بیاد از طرف انتقام نمی گیره. بعدش از نظر روانشناسی معمولا اونایی که بهشون تجاوز می شه نمی تونن رابطه سالم جنسی برقرار کنند.

موافق 0 مخالف 0


kimia 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۵۵

kheili ghashang bud dusesh dashtam

موافق 0 مخالف 0


eleana 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۰۱

باید از نویسنده کتاب تشکر کنم . قشنگ بود بالاخره یه کتاب متفاوت خوندم ولی خیلی راحت اونو میبخشه . بازم مرسی

موافق 0 مخالف 0


دایانا 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۴۸

قشنگ بود قلم خوبی داری با این که داستان روال کلیشه ای داشت ولی خوب بهش پرداختی تو قلمت خوبه یعنی عالیه ولی تخیلات متوسط با این قلمی که داری اگر یه داستان جدید با موضوع جدید یا با اتفاقات جدید بنویسی فوق العاده میشه . به نظرم با استعداد هستی خوب مینویسی کلمات را بجا به کار میبری جملاتو درست میسازی چیدمان داستانت هم خوبه یعنی در کل اگر از کلیشه ای بودن موضوع داستان بگذریم رمانت دیگه حرف نداره . داستان مرد یا زنی که از طرف دوست ضربه میخورن قدیمیه.به هر حال من که خوشم اومد.

موافق 0 مخالف 0


ghazal joon 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۱۵

mozo jaleb bod tahala nakhonde bodam vali:
bad az gozasht 7sal sakhti o rang omad birono tarafo bakhshid?
taze sare navid khonevedasho,babasho,madearesho,etebar,pol,zendgi,hame ra bakhto navido bakhshidesh?
age man bodam parisara mikoshtam,harchi bashe kam kari nakarde bod
mage mishe shab kasi pahloosh bekhabe va hamelash kone o nafahme,taghsir khodesh bod khodesh mikhast o natigasham did.dar kol khob bod.*******merci

موافق 0 مخالف 0


samane 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۱۲

ببخشید چه طوری باید عضو انجمن بشم؟راهنمایی کنین لطفا

موافق 0 مخالف 0


sahar 
۱۳ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۴۸

موضوع کلی داستان خوب بود. حسش هم خیلی عالی بود. اما در مورد بخشش سریع غزل و رفتار نوید با دوستان موافقم بی منطق بود کمی

موافق 0 مخالف 0


ندا 
۱۳ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۴۰

سلامممممممممم..کتاب بدی نبود اما به نظرم خیلی بد تموم شد حق پسره بخشش نبود یه عشق انقده ارزش نداره نوید اصلا ارزش نداره نوید هیچی نداشت نوید یه آشغال بود….غزل سست ترین دختری بود که میشد شناخت….من موافق این آخر واسه این قصه نبودم…اما نوع نگارشش قصش اینا خوب بود دست نویسندش درد نکنه

موافق 0 مخالف 0


سعید 
۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۱۶

سلام.وقتتون بخیر.من تازه یه ماهی میشه که از طریق دوستم با این سایت آشنا شدم و ضرر نکردم.اولین شب آرامش دومین رمانی بود که من خوندم و بی اندازه از نویسنده اش تشکر میکنم به خاطر قلم زیباشون فضا سازی ها دیالوگ بندی ها ریز بازی ها و……….
من یه جورایی هنرمندم تو فکر این بودم خیلی خوب میشد اگه یه نمایش رادیویی اونم سریالی ازش در می اومد.بازم از خانوم هدی.ت سپاسگذارم اونقدر محو داستان شدم که الان یه هفته اس انگار دارم با شخصیت هاش زندگی میکنم.به امید داستان های زیبای دیگر از این نویسنده

موافق 0 مخالف 0


نام

ایمیل

سایت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 70000 نفری مشترکین نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


ما را دنبال کنید :    اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها

استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی نودهشتیا به صورت تجاری ، ممنوع می باشد و با متخلفین برخورد می شود . در صورت کپی از مطالب ذکر منبع به صورت لینک مستقیم www.98ia.com الزامی می باشد . 

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

Powered by WordPress - Designed by WebAlfa