موضوعات
بایگانی

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : آسانسور

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : نیلا…  کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۳٫۰۵ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۲۸۸

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

منا پرستار شیطون ، خوش زبون ، نسبتا بی دست و پا و پر حرفیه که در یکی از بیمارستان های تهران در حال گذروندن طرحه. ماجرای سوار شدنش توی آسانسور و آشنا شدن با یکی از همسایه ها سرآغاز داستانه ، داستانی که قسمت براش در نظرگرفته و ...

 

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه آسانسور | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از نیلا…  عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید

امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.

جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.

بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

ُُSahar_iX 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۴

اول…;))
خوندمش… خیلی عالی بود…
پیشنهاد میکنم بخونیدش…!


sogi 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۴

akhjoon man aval shodam!!!!!!!!!!!!!!!!bache ha man to dane romana moshkel daram kasi mitoone komakam kone?


رها 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۶

دوم شدم!!!!!!!!!هورا!!!!!!!!!!!!نخوندم ولی دارم دانلود می کنم.امیدوارم خوب باشه.


zari.s 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۷

دانلود کردم امیدوارم قشنگ باشه مثل بقیه رمانای نیلا جون


sogi 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۹

misha rahnemaiim konid? man vaghti tabligh skipp ra rad mikonam minvisa bargozary vali harchi sabr mikonam hichi nemiad misha lotf konid begid baiad chi kar konam?


الناز گوگولی 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۰

من قبلا خوندم
حتما بخونید ارزشو خوندنو داره


ناهید 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۱

من موقع تایپش خوندم.خیلی قشنگه.


سمین 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۴

من خیلی خوشم اومد دستت طلا نیلایی


پونه 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۴

محشره بخونید ، من تو انجمن خوندم


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۷

من به کارایه نیلا جوووووووون اعتماد دارم مطمعنم علیییییییه شما هم بخونیدش


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۰۴

امیدوارم قشنگ باشه


marjan 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۰۹

کارای نیلا کلا خوبن ولی اینی کی یکم شلوغه یه بار خوندنش خالی از لطف نیست


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۱۰

منم موقع تایپ خوندم اما تا نصفه هاش ولی تا همون جاهم که خوندم عالی بود حتما بخونیدش .ممنون نیلا جون


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۱۲

من اون موقعی که در حال تایپ بود توی انجمن خوندمش.خیلی قشنگه به نظرم
مرسی نیلا جون کارات همیشه به دل میشینه


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۱۷

من هنوز نخوندمش ولی مطمئنم مثل همه کتابهای نیلا که رو سایته و من همشونو خوندم قشنگه


nazi 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۱۹

من خودندمش خیلی خوب و خنده داره


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۴

بچه ها دانلود نمیشه چیکار کنم؟


مهسا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۳۲

من در حال تایپ خوندمش خیلی باحاله واقعا ارزش خوندنشو داره .
کلا کارای نیلا جوون عالین


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۳۴

من موقع تایپ خوندمش عالییییییییییه حتما بخونید………


saba 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۴۲

eftezahe!dokhtare khoodesham nemidoone kio doost dare?ziadi kesh dare


آرزو... 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۴۸

نیلا دوست عزیزم همیشه کاراش عالیه . بهتون پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنین . مثل همه کارهای قبلی عالیه . خسته نباشی دوستم


nazanin 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۲

نیلا جون همه کاراش عالی بودن اما آسانسور نسبت به اونا ضعیفتر بود..میشد بهتر روش کار کرد .نیلا جون مرسی بابت کتابای قشنگت

    پری کوچولو 
    ۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۴

    به نظر من خیلی عالی بود حتی از رمانای دیگش قشنگتره
    من تو بامنی رم دوست داشتم



reem 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۴

manam moghe type khoondamesh,kheily bahale
mamnoon khanom nila <3


sogand77 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۶

خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قشنگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه


setareh 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۷

رمان قشنگ و جالبیه
پیشنهادمیکنم بخونیدش.
مرسی نیلا


حانیه 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۹

خیلی خیلی قشنگه من خوندمش حتما بخونین


aida 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۹

عاااااااااااااااااااالیهههههههههههههههه


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۱

جالبببببببببببببببببببب


hasti 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۸

من قبلا خوندم خیلی قشنگه
حتما بخونید ارزشو خوندنو داره


عادله 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۲۳

وایییییییییییی حتما بخونیدش خیییییییییلی قشنگه !!!!!!!!!!


به امید او 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۲۹

عالیه من که خیلی خوشم اومد مرسی از نیلا جون


fatima h 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۵

واسه موبایل نمیذارید؟؟؟؟؟؟ )-:


nastaran 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۷

واسه موبایل نمیزارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :( (((((

    ناشناس 
    ۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۸

    سلام نیلا جون همه داستانایی که مینویسی واقعا قشنگه ای کاش بقیه هم از تو یاد بگیرن فقط اگه لطف میکردی رماناتو به صورت کتابچه مخصوص موبایلم در میاوردی عالی میشد



۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۲

مگه میشه کارهای نیلا جون بد باشه؟؟؟؟؟
ممنون از رمان های قشنگتون..


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۲

من موقع تایپ خوندمش . کتاب های نیلا نیاز به تعریف نداره . عالیه .


A.T 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۰

من این رمانو قبلا تو فروم خوندم
خداییش حرف نداره
بدجور عالییییییییییییییییییییییییییییییه
دستت طلا نیلا جوووووووووووووووووووووووون


mah 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۵

daram dan mikonam fekr mikonam ghashang bashe… :)


مریم پائیزی 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۷

دستت درست نیلا جون .به نظر من این کارت عالی بود. هم از نظر ادبیات قوی بود و هم غیر قابل پیش بینی بودن آخرش


hani 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۸

همه رماناتون شبیه همه شبیه قرار نبود دروغ شیرین اسیرعاشق توبامنی…همه الکی و کشکی باهم عروسی میکنن ولی بعد عاشق هم میشن…هرچند قشنگن ولی
امیدوارم این اون شکلی نباشه


رها 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۹

سلام چجوری میتونم کمکتون کتاب تایپ کنم؟


hani 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۰

امیدوارم شبیه بقیه نباشه….


sasa 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۸

قشنگه
دستت درد نکنه نیلا جون


HIRODIA 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۰

این چرا اینجوری شده.میره توی سایت سارینا ویژن و گزینه رد تبلیغ نداره.عسل جون میشه چک کنی؟؟شرمنده.ممنون گلم :-)


Gisu 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۳

chetori brae iPad dawnlod Kontamination? Lotfan rahnamaee Konid Mammon


سوده 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۴

سلالم خوبید؟
بچه ها کسی رمان بچه تهرونو نداره واسه ام ایمیل کنه اگه داشتید به این آدرس ایمیل کنید….soodeh87@yahoo.com


zeynab 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۳

من نخوندم ولی انگار خیلییییی قشنگهههههه

بچه ها واسه موبایلش هم توی انجمن هست از اونجا بگیرید
منم از اونجا گرفتم


wenela 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۴

عالیهههههههههههههههههههه این کتاب
مرسی نیلا جون


الهه بهاری 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۳

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ جون من کتابای نیلا جونو خلاصه نخونده دانلودم


naha 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۹

سلام ببخشید سوالی که دارم ربطی به این کتاب نداره من خیلی وقت پیش یه رمان خوندم میدونم اون موقع این کتاب و خیلی دوست داستم ولی هر چی فکر می کنم اسم کتاب یادم نیست از موضوعه رمانم خیلی کم یادم مونده یه موقع فکر نکنین خنگما :D
چیزی که ازش یادمه اینه یه دختری مجبور میشه بره با یه خانواده دیگه زندگی کنه خونشون خیلی بزرگ بوده
این خوانواده یه پسر داشتن که پسره ساختمونی که توش بوده با پدر مادرش فرق داشته این دختر رو هم دوست نداشته همش تو خودش بوده ولی کم کم بهش علاقه مند می شه یه پسر دیگه ای که اینم نمی دونم کی بود قرار میشه چهره این دخترو نقاشی بکشه که پسر اولیه همش حسودی می کرده او دوست نداشته
تورو خدا فوشم ندین ها همیم و ازش یادمه اگه می دونین اسم رومانش پیه ممنون میشم کمکم کنین خیلی گشتن ولی پیدا نکردمش :(

    hiva.h 
    ۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۰۲

    عزیزم اگه از اون قسمت نقاشی و اینا فاکتور بگیریم شبیه رمان “دیوار شیشه ای” هستش!!!!!! :-) !!!!!!!

      naha 
      ۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۴۲

      hiva.h مرسی عزیزم از راهنماییت دارم دانلودش می کنم خلاصشو که خوندم به نظرم همینه خدا کنه درست باشه یه عالم ممنوووووووون




mina 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۲۰

به نظر من کتابای قبلی نیلا جان قشنگتر بود بازم ارزش خوندن داشت ممنون.


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۲۷

لطفا جاوا بزارین :( (((((((((


نرجس 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۳

سلام . من همه ی رمانای نیلا جون رو خوندمش وهمه ی کاراشون عالی بودن و به قلم زیباشون ایمان دارم واسه ی همین این یکی رو هم دانلود میکنم وبه نظرات بقیه هم کاری ندارم


سَم 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۵

بخونید خیلی قشنگه


pegah 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۶

وااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!
من چرا هر موقع یام بازم اخرررررررم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:((
امیدوارم خوووووو باشه
همه بروبچ ممنون


setayesh 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۸

نخوندم ولی میدونم که بازم کل کاشتی


عارفه 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۹

نوشه های نیلا جون همیشه قشنگ و جذابه.امیدوارم بازم موضوعی جدید برای گفتن داشته باشه.با تشکر.


masomeh 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۲

ممنون نیلا جون مثل کارای قبلیت خیلی قشنگه !


roza 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۳

salam mamnon az hamaton


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۴

چه عجب بالاخره یه رمان گذاشتن
بچه ها کسی میدونه داستان جدید هما پور اصفهانی اسمش چیه؟

    hiva.h 
    ۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۱۴

    توسکا جدیدترین رمان هما تو انجمنه…منم منتظر کاراش هستم…ممنون میشم اگه خبری گرفتی بگی دوست عزیز!



۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۰۵

مرسی محشربود


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۱۶

عالی عالی عالیــــــــه. من در حال تایپ اینو خوندم واقها محشره. در کنار طنزش واقعیت و تو خودش جا داده. از اون طنز بی مزه ها هم نیست. عالیه.


ashli 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۴۱

کارای نیلا جون همش عالیه …فقط نیلا جون من از اسم شخصیت های داستانت خوشم نمیاد اما دست به قلمت حرف نداره………..ممممننننممممون…


baran98 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۰

هنوز نخوندم ولی کتابای نیلا جون عاللللللللللللللییییییییییییییییه.ممنون نیلا جون


baran98 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۱

هنوز نخوندم ولی کتابای نیلا جون عاللللللللللللللییییییییییییییییه.ممنووووون نیلا جون


Marziyeh 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۶

عالی بود . من همیشه کتاب های نیلا جونا دوست دارم


مرتضی 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۰۷

جون ننت فرمت جاوا بزار


مرتضی 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۲

بچه ها کسی میدونه چرا م مودب پور ممنوع القلم شده؟؟؟؟؟


ساناز 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۴

با حاله بخونید


tannaz 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۳۵

آخ جوووون, دمتون گرم, رمان نذاشتید حالا ک گذاشتید نیلاااااا! ایییی ول حال کردم اساسی, تو مسافرت چقد رمان میچسبه اونم نییییلااااااا!


فریده 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۴۳

قشنگه
پیشنهاد میکنم بخونیدش


سیما 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۰۹

معععععععععععععععررررررررررررررررررررررککککککککککککککککککککککهههههههههه


مهشید 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۱۰

ایولللللللللل……بلاخره آسانسور اومد….عااااااااااااااااااااااااااااشقتم


sogand 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۱۱

vaaaaaaaaai man asheghe roman haye nilaaaam khodayi kheili kheili ghashang minevise alan dl kardam miram bekhonam bebinam chijoorie vali inam motmaenam mesle baghie ketabashe
:X


sogand 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۱۲

vaaaaaaaaai man asheghe roman haye nilaaaam khodayi kheili kheili ghashang minevise alan dl kardam miram bekhonam bebinam chijoorie


اهو 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۱۴

کتابش فوق العادس من زمانه تایپ خوندم حتما بخونید


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۲۱

منم از این رمان خوشم اومد.جالب بوددددددد


A.J 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۲۳

فوووووووووووووووووووق العاااااااااااااااااااااااااادههههههههههههههه


love like this 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۲۶

میدونم که کارای نیلا جون حرف نداره نخونده میگم که رمانش حتما ارزش خوندنو داره
دستت درد نکنه نیلا جوووووون


T.T 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۳۰

دارم دانلود میکنم.خداکنه خوب باشه آخه تنها تفریم خوندن این رماناست.


مهسا صاتخی 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۶

man khili vaghte montazere in romanam ?aliyeeeeeeeee mer30 nilaaaaaaa


مهدیه 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۹

امیدوارم مثل رمان وسوسه قشنگ باشه


راضیه تنها 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۰

mishe mobilesham bezarid mamnon misham akhe ashghe neveshtehaye nila jonam


توسا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۵

در حال تایپ خوندم خیلی خوشگللللللللللللللللللللللللللللله


آیدا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۷

مثل بقیه ها محشر بود حتما بخونین


takboos 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۹

اولاشو در حال تایپ خوندم
که خوب بود!
اما همه چیز به آخرش بستگی داره
اگه خوب تموم بشه یعنی رمانه خوبیه:))
در غیر این صورت نظری ندارم :( (


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰

نیلا جون عاشششششقتم نوشته هات حرف نداره دیونتم به خدا
راستی میخوام عضو شم چیکار کنم؟


آیدا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰

میشه اسم چند تا رمان قشنگ رو بهم بگین؟؟؟؟


takboos 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۴

اوه یه چیزی یادم رفت
جلد رمان خیلی خوشگله :)


محمد 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۵

میشه بگین برای تایپ چطور میتونم عضو بشم ؟


saghi 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۸

nila joon dastet talast hamishe behtarinaro minawisi allan dnl mekonam omid ke khob basha…..


آیدا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۹

هیچکس نمی تونه چند تا رمان قشنگ بهم معرفی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    A.T 
    ۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۴

    رمان هایی مثه:
    تمنای وجودم ، زندگی غیر مشترک ، وسوسه ، تو با منی ، همیشه یکی هست ، قرار نبود ، عشق چیز دیگریست ، بمون کنارم …
    بازم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟
    همه تو سایت هست



آتنا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۴

تاره دانلود کردم.اما نیلا جون من کارات رو خیییییییلی دوست دارم . همیشه چند باره می خونم.امیدوارم ابن هم مثل کارای قبلیت باشه


ثمر 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۷

سلام.اولا چرامخصوص موبایل ته کشیده؟دوما نها جون اسم رمان احتمالا فاخته بوده


anooshka 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۱

man hanoz nakhondam…..vali nakhonde migam alyyyyyyyyyyyyyyy
ketaba nila jon harf nadare….hamashon ghashangan. mrCCCCCCCCCCC NILA jonam


مرجان بانو 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۲

ببخشید ولی با اینکه من همه کارای نیلا رو دوست دارم اما این کتابش واقعا نسبت به قبلیا ضعیف بود.حس میکردم وسطای کتاب نیلا جون دیگه حوصلش سر رفته و یجورایی میخواد کتابو نمام کنه.چون اخرش خیلی هول هولکب و بی منطق تمام شد.راجع به شخصیات هیچکدوم از مردا توضیح خاصی داده نشد.اصلا نیلا کی عاشق دکتر شد که زود بله داد؟ببخش نیلا جون.ولی بازم دوست دارم


zar zar 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۲

من تنها کتابی که موقع تایپ خوندم همین بود فوق العاده بود با اینکه بعدش سر درد میگرفتم ولی حاضر نبودم ولش کنم. شخصیت منا خیلی خیلی بامزه بود . عاشق اون قسمت تولده هستم


hasti 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۵

مرسی خیلی وقته می خوام بخونمش


anooshka 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۵

ayda jon taghriban hame ketaba in sayt ghashangan…..
ham khone….ham sayeye man…elaheye naz….tamanaye vojodam…zendegi gheyre moshtarak….pedare khob…..donya pas az donya…
kheyi ziyadan…..saligheha fargh dare azizam.


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۷

آیدا جون کتابایی مثل:
همسایه من،راننده سرویس، نوتریکا،همه هستی من،جایی که قلب انجاست،آیین من،عشق و آتش،وسوسه،غزل، منشی مدیر،مجنون تر از فرهاد، شاه ماهی تلافی
بازم هستا بگم؟همشون عالین عالی


anooshka 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۸

delam ye romane ghamgin mikhad
age kasi khonde moarefi kone
merCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCCC


anooshka 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۹

VAAAY MAJNONTAR AZ FARHAD ALYYYYYYYYYYY
MAN KHONDAM. NEMIDONAM TO IN SAYT HAST YA NA….AKHE KHEYLI ZIYADE


شیدا 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۴۳

نیلا جون دستت درد نکند و خسته نباشی.مثل کتابای دیگرت این هم قشنگ بود.اما عزیزم من صدای زنگ خطر رو میشنوم.ما دیگه از ادمای سنگین عاقل خوشمون نمیادوهمه قهرمانای مورد علاقه مون یا لوده هستن یا لجباز یا مغرور.چقدر خوب میشد که شما قشر فرهنگی با داستانا وقلم زیباتون به خوانندهاشخصیتهای دیگرم نشون بدیدنه اینکه یک نابغه تنهاست یا اینکه باید شلوغ وگیج ولجباز باشی تا یک ادم درست حسابی عاشقت بشه


بوژنه 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۴۶

قشنگ بود


میتی65 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۵۱

منم خوندمش قشنگ بود بخونید دوستان دست نیلا درد نکنه


eli.h 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۵۸

کتاب قشنگی بود …ممنون


عاطفه 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۰۸

قشنگه دوستش دارم


ay naz 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۱۹

منم وقتی تایپ میشد خوندم خوب هست ولی نمیدونم چرا یهویی تموم شد


پریسا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۲۸

کتاب قشنگی بود ولی من کارای قبلی نیلا جونو بیشتر دوست داشتم


elham56 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۲۸

داستان های نیلا جون خیلی قشنگن امیدوارم اینم مثله اونا باشه!!


amin 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۰

من از کله شقی منا خیلی خوشم میاد اینکه قصد تلافی داشت و نتونست درست تلافی کنه. چون تو واقعیت همیشه نمیشه کاریو که میخوای بکنی. و اینکه سخت نگرفت و یه غرور خاصی داشت خیلی جالب بود. کل کلاش با بهزاد خیلی قشنگ بود.


anoosh 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۳

وااااااااااااااااااااااااااااااااااای باز نیلا نوشت مرسیییییییییییییییییییییییییییییی
دوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست دارم
اولاشو خوندم
خووووووووووووووووووووووف بوووووووووووود
بببببببببببببببببببببببوووووووووووووووووووووووووووووووووووووس


فاطمه زهرا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۵

ببخشید میشه بگید چی جوری کتابی رو که نوشتیم تو سایت قرار دهیم؟


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۴۰

دوستان همه گفتند okاست پس میخونیمممممممممممممممممممم


fatemeh 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۴۱

سلام به همه من این کتابو وقتی در حال تایپب بود خوندم جالب بود توصیه میکنم بخونیدش کلا نوشته های نیلا محشره .اگه نخونده بودمشم چشم بسته میگفتم عالیه مرسسسسسییی نیلاجون خسته نباشی.


بهناز 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۴۱

دست نیلا جون درد نکنه . من عاشق رماناشمممم….
چقدر لوسین هی میگین من اول شدم من دوم شدم!!!
حالا منم باید بگم هییی من آخر شدم؟؟!! هه! ممنون از نود هشتیا


پریسا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۴۴

وای نیلا جونم عاشقتم چقدر ذوق کردم کتابتو دیدم مرسییییییییییییییی


پانی 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۵۲

من دوستش نداشتم نسبت به کارای قبلی ضعیفتر بود


anoosh 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۳۹

دانلود نمیشه
از دیشب این جور شده چکار کنم


گلنوش 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۴۲

یه جوری بود
ولی انصافا بدی نبود :)


fati 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۵۵

واسه مبایل نمیزارید خواهشششششششششش


Sara 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۰۱

Salam..mishe komakam konid to goshieye man na parniano va mikone na ketabche..chi kar konam!,?:(


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۴۰

چند جا نون رو جا انداختم به کوچیکی من ببخشید,اگه دارید بگید که دل خودمو خوش کنم,منتظرما؟!!!


آیدا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۴۷

میشه رمان میتراود مهتاب رو تو این سایت بذارین؟؟


شادیه 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۵:۰۶

اصلا جالب نبود بعد از وسوسه بعید بود یه همچین کتابی


مرجان 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۵:۰۹

کارای نیلا جون معرکه اس…
مرسی نیلا جونمممممممممممممممم


Zhr 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۶:۰۳

به نظر من ضعف بزرگ این کتاب مشخص نکردن قهرمان اصلی مرد تقریبأ تا انتهای داستان بود دختر عاشق صد نفر شده بود اعصابم خورد شد با این حال ممنون از نویسنده


m.sheibani 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۷:۴۹

ببخشید. میدونم اینجا جاش نیست.اما نمیدونم سوالمو کجا بپرسم.
یه کتاب رمان دارم می نویسم . وقتی تمام شد چه جوری میتونم توی سایت بزارم؟


m.sheibani 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۷:۵۱

توی تالار گفتمان هم دنبالش گشتم پیدا نکردم


نیلا... 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۱۶

سلام…
امیدوارم از خوندن رمان لذت برده باشید
البته شاید برای بعضیا زیاد جالب نبوده باشه ….که این بیشتر بسته به نظر شخصی افراد داره
در هر صورت از اینکه این رمانو می خونید و نظراتتونو می گید …واقعا ممنون


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۲۸

سلام.
کتاب خیلی قشنگی بود.فقط یه مشکلی داشت.تو کل داستان خرابکاری های منا به چشم میومد،اینکه چه احساسی نسبت به دکترا و بقیه داشت نوشته نشده.اینکه عاشق دکتر محسنی شده بود،بهتر بود احساساتشو می نوشتی اینجوری خیلی قشنگ تر از اینی که هست میشد.
توی رمان تو با منی هم همینطور بود،احساسات اهو نسبت به عماد درست نوشته نشده بود.
کارای قشنگی داری نیلا جان.موفق باشی.


مینا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۴۰

نیلا جونم سلام این نوشته ات بابقیقه خیلی متفاوته مطمئنی اینو خودت نوشتی ؟؟آخه همه چی فرق می کنه شخصیت منا یه جوریه اصلا نمی شه باهاش ارتباط برقرار کرد خود گیری های که با خود ش داره قابل قبول نیست اصلا یه جوریه !!!!من تمام کاراهاتونو چه خوب یا به که یکم بد می خونم چون فوق العاده می نویسی ژاله تو ورود عشق ممنوع یا هدی تو وسوسه آهو تو بمون کنارم همه عالی شخصیت پردازی شده بودن اما اینجا اصلا از منا ادم سر درنمی اورد چه جور ادمیه با چه شخصیتی البته ببخشید ها این فقط نظر منه با تمام این حرفا من رمانو خوندم وخشم اومد مخصوصا از محسنی اونو که خیلی خوب تو صیفش کردی دوست دارمممممممممممممممممممممممممممممم نیلایی


مینا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۴۲

البته اینم بگم کارای فوق العاده نیلا انتظارارو یکم بالا می بره تقصیر ما که نیست


تیام 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۴۵

سلام من خوندمش خیلی شلوغ پلوغ و در هم برهم و غیر واقعیه یه جورایی سر در گم بودم بذار بشمرم حدود ۶ تا مرد اگه اشتباه نکنم تو طول داستان از این خانوم خوششون اومد که راستش با توجه به شخصیت منا که دختر پر حرف و دست و پا چلفتی بود یه جورایی بعیده درسته که این داستانه و نویسنده می تونه تا حدی توش اغراق کنه ولی به نظر من باید تا حدودی واقعیت ها رو هم درنظر گرفت! در هر صورت امیدوارم موفق باشید نیلا جون


m.sheibani 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۲۰

سلام
کسی نمیتونه کمکم کنه؟
رمانم کامل شد چجوری میتونم بزارم تو سایت؟


reyhan 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۴۲

ایشالا خوشمل باشه امید وارم


پروانه 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۱

ُلام من در حین تایپ خوندمش و همیشه تشکر هم میکردم. اما به نظرم عاشق شدن مردهای دستان اصلا منطقی نبود.با یک نگاه و یک برخورد توام با کل کل که افراد عاشق نمی شن. ضمن اینکه اصلا احساسات افراد هم قابل درک نبود. البته داستان درست تموم شد و اگر یک نفر بود که توانسته بود شناختی از ما پیدا کند همین شخصی بود که منا به او بله گفت. اما باز هم روند داستان بسیار غیر قابل درک بود.
ممنون از نویسنده


نیلوفر 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰

نیلا جون لطفا رمان هایت را برای موبایل هم بزار ممنون میشم


نیلوفر 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱

نیلاجون لطفا رمان هایت را برای موبایل هم بزار ممنون میشم


سارا25 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۲

نیلاجون لطفا رمان هایت را برای موبایل هم بزار ممنون میشم۰


2ne2 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱

قشنگ بوددددد


مهدیه 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴

نیلا جان مرسی واقعا قلمت حرف نداره امیدوارم رمان بعدیت زودتر آماده بشه


assieh 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۰

کتاب قشنگی بود.ولی بنظرمن شخصیت بهزاد و داییش اضافی بودن اگه بجای این دو شخصیت ، نقش دامون (دکتر)پررنگتر میشد خیلی قشنگتر میشد.درکل کتاب خوبی بود .


nooshin 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۰۵

salam,bacheha me taze varedam.doos daram ketabe talayeh ro bekhoonam ,too in saite niss,kasi mitoone komakam kone?


htn 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۴۱

مثل کارای دیگه ی نیلا جون قشنگ بود ولی عشقولانش خیلی کم بود خیلی خوب بود مخصوصا این که تا آخرش نمی فهمیدی که دختره کیو دوست داره و با کی میره مرسی نیلا جون


shadab 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۴۲

به نظر من از بقیه ی کارای نیلا ضعیف تر بود
با این حال بازم قشنگ بود


بیتا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۵۹

مرسی نیلا جون مثل همیشه قشنگه.ولی چرا قسمتهای بامزه ی رمانهات راحذف کردی؟


bahar 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۳

من نمیدونم چرا انقد رمان های این نویسنده طرفدار داره به نظر من که رمان هاش خیلی بچه گانس.


ghorobe eshgh 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۷

کار نیلا رو خیلی دوست دارم


BEHNOOSH 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۸

عالی‌ بود مثل همیشه، خانم نیلا خسته نباشید.


G!rl 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۲۲

دیگه لازم به گفتن کلمه “عالی” نیست..خود طرافدارای نیلا میدونن منظورم چیه..مرسی خیلی خوب بود،خسته نباشی نیلایی


لیلا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۰

خیلی خیلی خیلی قشنگ بود.


sor0ur 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۸

چه عجب بالاخره تموم شد!!!!خیلی وقته منتظراین رمانم!نیلا جون مرسی از اینکه رمانای به این قشنگی مینویسی.دست به قلمت فوق العاده است(بی تعارف میگم)کارات عالیه.مثل همیشه گل کاشتی!


hoda_f1 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۸

توصیه میکنم حتما بخونید…..خیلی خیلی خندیدم…یه تشکر ویژه از نیلا جون بابت رمان جذاب و خنده دارش….


Mahsa.R 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۹

ارزش یه بار خوندنو داره


reihaneh 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۰۴

قشنگ بود ولی بقیه ی رمان های نیلا جون قشنگ تر بود.


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۱۰

دیگه وسطاش داشت حوصلم سر میرفت……..
ولی تا اخراش نمیدونستم با کی ازدواج میکنه
مرسیییییییییییییییی


ت.م.نگار 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۱۸

مثل بقیه نوشته هات عالی بود خخخخخخخخخخخخخخوووووووووووووووبببببببببببببب مرسی عزیزم


نفس 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۸

mamnoon nila jun


raha 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۷

عالی بود نیلا جون.موضوعشم جدید بود.ایول.مرسیییییییییییییییییییییییییی :)


محمد 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۱۵

خیلی بد بوووووووووووووذ


hiva.h 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۳

اینو دیگه کسی نمیتونه بگه تکراری چون واقعا چنین موضوعی من که نخونده بودم…مرسی قشنگه…ولی از نیلا یکوچولو بیشتر انتظار داشتم!


پریسا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۱

نیلا جون قشنگ بود مرسی ، ولی وسوسه بهتر از این بود ،من قلمتو خیلی دوست دارم امیدوارم بازم کارای قشنگتو ببینم


سلدا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۱

نیلا جون نخونده میگم دستت خیلی مرسی عاششششششششششششششققققتتتتتتتمممممممم دانلودش کردم


فاطمه 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۶

خیییلییی قشنگه از دست ندینش ….دستو پنجولت طلا نیلا جون …


بهاره 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۰۶

خوب بود.منا خیلی خنگ بود و اعصاب خورد کن اما خوب تموم شد


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۱۶

نیلا جون مرسی بازم مثل همیشه عالی خسته نباشی


Roya 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۳۵

نیلا جون ممنون قشنگ بود ولی به نظر من نسبت به کارهای قبلیت ضعیفتر بود.


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۳۷

سلام نیلا جان عالی بود کتاباتو خیلی دوست دارم


لیلی لیلوون 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۲

سلام من رمانو خوندم نسبت به کارای قبلی که از نیلا جون خوندم کار ضعیفی بود داستانی شلوغ و تقریبا بی هدف و تا حدی غیر واقعی به هر حال نیلا عزیزم خسته نباشی بازم منتظر رمان های قشنگت هستم


تنها 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۶

سلام وای چقدر خوشحالم بالاخره این رومان اسانسور تموم شد نیلا جووووووووووون خیلی گلی منتظر رومانهای بعدیت هستم بی صبرانه ادمین جونم مرسی


منال 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۴۳

رمان قشنگیه ایشالله اینم خوب باشه


منال 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۴۴

رمان عشقولان بگذارید ممنون میشم


Xambur 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۷

bekhoda download nemishe


نازی 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۷

این کتاب فوق العاده ست اصلا از دستش ندید مثل همه ی کتابای نیلا جون سراسر خنده و شیطنت خیلییییییییییییییییی خوشگله حتما بخونید


123 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۱۳

سلام بچه ها توروخدا واسه یه نفر دعا کنین
حالش بده تو بیما رستانه
دعا کنید


keynaz 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۱۸

ba inke hanoz nakhondam vali midonam aliye asheghetam nila jooooooooooooooooooon


انا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۲۷

خیلی قشنگ بود من موقع تایپش خوندم


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۲۹

نیلاجون دستت طلا منتظر رمان های بعدیت هستم


nadia 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۳۷

قشنگ بود ……ولی نه به قشنگی رمان های قبلیت نیلا جان
ممنون.


mahuniya 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۸

سلام من وقتی در حال تایپ بود خوندمش
واقعا محشره به همتون توصیه میکنم حتما بخونیدش..


mary 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۹

man moghe typesh ye chizayi khoondam,,be nazaram bayad ghashang bashe..khaste nabashi nila joon


ali 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۵

رمان براموبایل بزاریدخواهشازود


زهرا 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۳۳

واقعا شخصیت منا حال ادمو بهم میزنه


مینو 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۴۶

فعلا”دانلوذ کردم مطمئنم که باید خوب بشد منتظر تلاتشهای بعدیت هستم


مسعود1992 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۰۲

خوشم میاد از مردایی که مثل دامون عاشقن……یعنی همه جوره عاشقن…


زهرا 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۱

میشه واسه موبایلشو هم بزارین؟


fatemeh 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۵

چرا دانلود میکنم باز نمیکنه


onlygirl 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۴۲

مثه کارای دیگه نیلا جوووووووووووووووون عالیییییییییییییییییییییییییییی بود


koosha 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۴۳

aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bud
dastet tala nila jooooooooooooooooooooooooon


۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۵۶

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخخخخخخخخ ججججججججججججوووووووووووووووونننننننننننننننن

بابا چه عجب بالاخره این کتاب آسانسور نیلا جونو گذاشتید من عاشق کتابای نیلا جونم

واقعا ممنون


tara 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۴:۰۴

mishe ye khoorde bishtar darbarehye ketab toozi bedid akhe kheily namafho0me


ava 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۷:۱۹

سلام
ممنون از کتاب قشنگتون خیلی خیلی قشنگ بود و موضوعشم کلیشه ای و تکراری نبود
میشه اسم چندتا از کتابهای دیگر نیلا جون رو به من معرفی کنید


همیسا 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۷:۴۳

سلام وخسته نباشید به نظر من خیلی بهتر وپخته تر از کتابهای قبلیه نیلا جان بود و سبکش متفاوت بود برای همین شاید برای بعضی ها یه جوری بوده!ولی من خیلی دوستش داشتم کلا اینکه خیلی چیزها مرموز بود والبته به عمد و فکر شده از سوی نویسنده و تو یاید حدس میزدی خیلی روش خوبی بود بازم ممنون


رهــا بانو 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۲۲

+دوست داشتم یه ذره بیشتر شخصیت مُنا رو بپروری که بتونم بیشتر باهاش ارتباط برقرار کنم
+رمان طنز جالبی داشت.خوشم اومد :) )
+انصافا موضوعشم تکراری نبود :)
+فقط چرا هر مردی به منا می رسید عاشقش می شد؟!؟!؟
+دامون رو دوست داشتم
+تا آخرش معلوم نبود قهرمان مرد داستان کیه!! یعنی غیرقابل پیش بینی بود.از همین خوشم اومد :)
+اما راستش انتخاب اسم ها تو زیاد دوست ندارم !!

    hani 
    ۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۶

    واقعا راست گفتید
    متفاوت وجالب…من حدودا۲۰تایی رمان تو این۲ماه خوندم و واقعا اگه بعضیاش داستان تکراری داشته ولی جالب بوده…
    ممنوووووووووووون از نیلا جون



ارغوان 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۳۶

سلام.چه خوب شد که آخرش منا با دامون ازدواج کرد اگه این طوری نمیشد خیلی غصه میخوردم آخه دامون رو بیشتر از بقیه دوست داشتم.
نیلا جون خوبی داستانات به اینه که واسه شخصیت های رمانت اسم های عجیب غریب که حتی نشه تلفظش کرد نمیذاری این خیلی خوبه.فقط فرزاد و بهزاد و من هی با هم قاطی میکردم.این مدل رمانا رو دوست دارم

    hani 
    ۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۳

    ok
    واقعا راست گفتید
    متفاوت….ونامعلوم



mona 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲

اخ جون کتابای نیلا نخونده میگیم خوبه مرسی نیلا جون


hiva.h 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۱۱

m.sheibani  :
سلام
کسی نمیتونه کمکم کنه؟
رمانم کامل شد چجوری میتونم بزارم تو سایت؟

ببیین دوست عزیز برو تو انجمن…پایین صفحه یه نوار هست روش نوشته نمایش مدیران انجمن(یا سایت!)…روش کلیک کن اسم مدیرارو نشونت میده…رو یکیشون کلیک کن…سمت راست صفحه مشخصات اون مدیرو نوشته…روی همون نوار روی پاکت نامه کلیک کن و درخواستتو بگو…جواب میگیری…امیدوارم موفق بشی!


فرزانه 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۱۷

به نظرم اصلا خوب نبود البته ببخش نیلا جون. آخه انتظار داشتم مثل رمانایه دیگت قشنگ باشه.مثل اینکه هدفت این بوده که فقط یه قصه ای بنویسی


مهتاب 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۵۱

منم با نظر فرزانه موافقم خوب نبود


shadi 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۲

eftezah bood yani chi khode dokhtaram nemidoone keio doost dare!nila jooon roomanat yekam bikelase sai kon ba kelas tar benevisi


الی 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۳

به نظرم خوب بود، بر خلاف نظرات دوستان، تنها کتاب نیلا بود که واقعا دوست داشتم و زیاد اشکال نگرشی نداشت…. اون کتابش که تو چارت هست ( تو با منی) رو اصلا دوست نداشتم، اینو گفتم که بدونین شاید سلیقه هامون فرق داره و زیاد به نظر من اتکا نکنین….:) خسته نباشی‌ نیلا جون، خیلی‌ یاد خودم افتادم…؛)))))) با خنگ بازی هاش =)))


ghazal 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۴

قشنگ بود.اما من کتابای دیگه اتو بیشتر دوست داشتم.در واقع از شخصیت های داستانی که دختره توش خیلی خنگه خوشم نمیاد.اما در کل بامزه بود.
ممنون


ghazal 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۵

راستی نیلا جون میشه کتابایی که تا الان نوشتی و فهرست کنی؟بعضی هاشو خوندم.اما دوست دارم همه کتاباتو بخونم.ممنون


الی 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۷

به نظرم خوب بود، بر خلاف نظرات دوستان، تنها کتاب نیلا بود که واقعا دوست داشتم و زیاد اشکال نگارشی نداشت( منظورم اینه که با خوندن متن میشد فهمید منظورش چیه، تو بعضی‌ کتباش خیلی‌ این شاخه اون شاخه میشد من نمی‌فهمیدم چی‌ میگه!!)… اون کتابش که تو چارت هست ( تو با منی) رو اصلا دوست نداشتم، اینو گفتم که بدونین شاید سلیقه هامون فرق داره و زیاد به نظر من اتکا نکنین….:) خسته نباشی‌ نیلا جون، خیلی‌ یاد خودم افتادم…؛)))))) با خنگ بازی هاش =)))


sor0ur 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۳

فوق العاده است
ازعالی هم عالی تره!مرسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ!


anzhela 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۳

زیباست…از دستش ندید..


سوگند 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۰

کتاب های نیلا تک هستن از نیلا چیزی غیر از این انتظار نمیره
عــــــــــــــــــــــــــــــــــــالـــــــــــــــــــــــــــــی بـــــــــــــــــــود


شکیلا 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۱

دانلود نمیشه/چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۰۶

har kar mikonam donlowd nemishe chikar konam?


soozan 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۸

kare nila hamishe aliye


۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۲

تا حالا کتابایی که از نیلا جون خوندم قشنگ بوده احتمالا این یکی هم قشنگه


kimia 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۲۳

kh ali bod.hamin alan tamomesh kardam.hatman bekhonidesh.kh roye man tasir gozasht.en avalin ketabi bod k az nila jon khondam.hatman baghie ketabasho mikhonam.pishnahad mikonam shoma ham bekhonid.


مرضیه 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۰۱

بخونید، خوبه.


۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۲۹

ببخشید نیلا جوون ولی من احساس میکنم داستانات خیلی تخیلین و از واقعیت دورن امید وارم این داستانت با بقیه ی داستانات متفاوت باشه.


بچه زاگرس 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۳

مرسی من که خوشم اومد عالی بود


نیکتا 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۴

امیدوارم همینطوری که ازش تعریف میکنین خوب باشه…


****پریسا **** 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۵

قشنگ بود ولی به رمانای قبلیش نمی رسید
یکم زیادی شلوغش کرده بود


دیبا 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۴۸

از وقتی کنکور دادم این ششمین رمانیه که خوندم و از همه عالیتر بود…فوق العاده بود.مرسی


shima.... 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۲۰

عالی بود.دست نیلا جون ندرده!!!!!!!!!


mahsa 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۴:۲۰

با تشکر از نویسنده کتاب برای زحمتی که کشیده بود ولی باید بگم من از این رمان خوشم نیومد ولی به هر حال زحمتی که برای این کتاب کشیدن قابل ستایشه


rooshan 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۶:۳۳

نیلا جون مثل همه ی کتابات عالی بود…من عاشق رماناتم…خیلی قشنگن…من وقتی میخونمشون همچی ذوق مرگ میشم و میخندم که اطرافیان به سلامت عقلم شک میکنن …واقعا ممنون.


nayereh 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۴۸

کارای نیلا جون توپ همش خوندم عاشقشم


طناز 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۰۴

عالیه ، روان ، ملموس ، قلم توانا


۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۴۸

من این رمان رو دوست داشتم مرسی از نیلای عزیز متشکرم به امید موفقتیهای روز افزون برای ایشون.


ملودی 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۲۷

کارای نیلا بی برو برگرد عالیه.بیشتر اوقات کتاباشو بعد یه رمان تلخ میخونم که اثرش از بین بره عین یه دارو میمونه واسم.واااااااااااااااااااااااای عاششششششششقشم.خدا واسمون نگهش داره نیلا جونو…


جیگر طلا 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳

خوب بود


tanin 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸

خیلی قشنگ بود نمی شد اخرش رو حدس زد ممنون

    niara 
    ۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸

    فوق العاده بودددددددددددددددددددددددددددد….از دست ندینش عالیییییییییییییییی مرسی



شادی 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹

sسلام نیلا خانم. ممنون بابت رمانتون .چقدر با رمانهای قبلیتون فرق داشتهم هم نسبت به رمانهای شادتون و هم نسبت به وسوسه. مدل قبلی نوشتنتون واسه من جذاب تر بود. منتظر رمان بعدیتون هستم .


رها 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷

خوندم
قشنگ بود


۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۳

اول از همه از زحماتتون تشکر می کنم دوم نمیدونم چرا همه از این رمان تعریف کردن به نظرمن بدترین وسطحی ترین رمانی که تا حالا خوندم اصلا نتونستم کامل بخونمش چرا اینقدر تکراری وبد واقعا متاسفم برای وقتی که گذاشتم جالبه همه (از جاندار بی جان ) توی این رمان عاشق دختره میشن کاش یکمم اخلاق وشخصیت داشت .
دیگه از این به بعد رمانای بعضی از کاربرای سایتو دانلود نمی کنم


دریا 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۱۹

آخییییش بعد یه مدت یک کتاب خوب خوندم


rihanna 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۴۷

aliiiiiie kheili ghashange hatman bekhonidesh karaye nila jooon mahshare :)


رها 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۷

تورو خدا بهم بگید این چرا میره تو سایت سارینا ویژن من رمانای نیلا رو خیلی دوست دارم نمیتونم ازش بگذرم کمکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک مسئول سایت و اونایی که میدونید چرا اینجوری میشه لطفا کمک کنید


nafas75 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۸

زیبا جون عقشمی دوست جونم بازم مثل همیشه عالی
خسته نباشی عزیزم زحمت کشیدی
دست گلت درد نکنه


زهرا 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۲۶

مثل همیشه………………………..زنده باد نیلا جوووووووون عاشقتم


feedback 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۰۸

یک کتاب خوب و خواندنی با کلی هیجان و طنز
این کار رو خیلی دوست دارم. موفق باشی همیشه


محبوبه 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۳۷

من از نیلا بیشتر از این توقع داشتم


Rozina 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۳۸

داستان قشنگیه … و نسبت به بقیه ی داستانای توی سایت متفاوت و جدید بود.ممنون نیلا جان.


غزل 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۴

نیلا میتونه بهتر از این باشه … نسبت به رمانای قبلیش جذابیت کمتری داشت ولی بازم خوب بود … دستت درد نکنه نیلا جون ..
منتظر رمانای جذاب بعدیت هستیم …


بهانه 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۳

مرسی نیلاجون خسته نباشی همیشه خوب مینویسی …
بی صبرانه منتظر رمان جدیدت هستیم


بهانه 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۵

مرسی نیلاجون خوب بود ولی هیجان و زیبایی رمانای سابقو نداشت ولی بازم زیبا بود .
بی صبرانه منتظر رمان جدیدت هستیم


۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۶

خوندنش خالی ازلطف نیست
قشنگه..متفاوته ازنوشته های نیلا
ممنون ازسایت خوبتون
ونویسنده گرام


تارا 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۳

چرا لینکش خرابه باز نمیشه براممممممممممم


۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۲

زیاد خوشم نیومد


angel_S 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۳۰

قشنگ بود
نیلا جون خیلی کاراتو دوست دارم


shahriyar 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۰۵

سلام. ممنون نیلا جون واقعاً قشنگ بود. من نوشته‌هات رو دوست دارم. امیدوارم کتابهای بیشتر و بهتری ازت ببینیم.


مرسا 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۳۴

مرسی خیلی قشنگ بود من رمان های نیلا جون را خیلی دوست دارم تشکر.


الهه بهاری 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۱۷

سلام نیلا جون من رمان های تو رو دوست دارم اما این رمانت رون نبود


naghmeh 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۳۷

خیلی قشنگ بود ..عالی..ولی به نظر من وسوسه یه سروگردن از اسانسور بهتر بود البته اینو بگم که این رمان نسبت به خیلی از رمانی موجود واقعا بهتر و روان تره .بقول خود نیلا:دستو پنجولت طلاااااااا نیلا جون!!!!!


san7 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۱

خلاصه اش که جالب بود. امیدوارم مثل کارای دیگه نیلا جون قشنگ باشه.


برق خورشید 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۲

با سلام
نیلای عزیز به نظر من هر داستان جدیدت نسبت به قبلی رشد میکنه
باید بگم که داستانات البته وسوسه و آسانسور بیشتر، مهیج اند و آدمو راغب به خوندن باقیش میکنه
آخر داستان به طرز غیر قابل پیش بینی عوض شد به طوری که از شوک خنده ام گرفت
واقعا جای تبریک داره
استعداد بالقوه ای توی نوشتن داری
روحیه ت قابل تقدیره
از این داستانای خوب و مهیج بیشتر بنویس
با ارزوی ذهنی پویاتر و توفیق بیشتر برای تو عزیزم


gandom 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۲۷

nilaaa jooon doset daram


الهام1995 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۵

اولاشو موقع تایپ خوندم قشنگ بود


fatemeh 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۰

جالب بود….آدمو جذب میکنه….خداقوت به نویسندش!!!


fariba 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۹

من نمیتونم بازش کنم :(


kenZo! 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۰

تازه بد از ۲ ماه فهمیدم چرا نمیتونم از این سایت دانلود کنم .(مرور گر باید firefox باشه)D:


saba yk 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۲

aliye tosiye mikonam bekhunid vagean thanks nila joooooooooooon


۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۴۵

سلام من دارم یه رمان مینویسم میخواستم بدونم چطوری میشه گذاشتش سایت؟ممنون میشم راهنماییم کنین.

    honey_x 
    ۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۰۴:۲۲

    از بالای صفحه تالار گفتمان را کلیک کنید و ثبت نام کنید.. وقتی وارد انجمن شدید بمن یا همکارانم در بخش کتاب پیام بدید تا راهنماییتون کنیم.



۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۲۵

ممنون.واقعا قشنگ بود.خسته نباشی .


۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۰۴:۰۷

با سلام و خسته نباشید من داستان اسانسورتان را تا صحفه ۱۲ خواندم متاسفانه از نظر من اشتباهات زیادی دارید فقط خوبی شما در نوشتن داستان توضیح دادن صحنه است و ادم می تونه تصویر را خوب ببیند ولی هیچ به تناقض گویی خودتان دقت ندارید حتی اگر موردها هم کوچک باشد هر چند در این ۱۲ صحفه اشتباهات بزرگ می کنید … اولین ایراد کوچک وقتی در را باز می کنید پسر سی ساله ای هم در را باز می کند و بیرون می اید و شما هم بیرون امدید شما با در ور می ارید صدای مادر محمد از درون می اید حالا محمد چرا وقتی از واحدش بیرون امد در را پشت سرش نبست و به راهش ادامه نداد در صورتی که او می بایست با خصوصیات اخلاقی که در ادامه از او شرح می دهید می بایست می رفت . ۲… اشتباه دوم .. دو بسته کارتون و یک مجسمه بزرک را چگونه پیرزن تا دم اسانسور اورده بود پیرزنی که حتی نمی تواند داخل اسانسور بایستد و تا طبقه ۱۳ برود در صورتی که با گفته خودش اگر شما دو جوان غیبی از سر نمی رسیدید او مجبورا می بایست تا طبقه ۱۳ می برد ۳٫٫ وقتی دو بسته و مجسمه داخل اسانسور بردید اسانسور به جای اینکه اول به پارکینگ برود مستقیم به طبقه ۱۳ می رود
۴٫٫معلوم است شما بعنوان نویسنده دنبال یک بهانه می گشتید که دختر و پسر باهم خلوت کنند و یا بیشتر باهم دیالوگ داشته باشند بنابراین می بایستی یک فکر درست تر و حقیقی پیدا می کردید چون پیرزن این دو نفر را نمی شناخت چطور می تواند کلید امانتی را به دو غربیه بدهد و ان هم به جای اینکه حداقل دو دقیقه در طبقه پنجم بایستد و منتظر بشود و کلید واحد دخترش را بگیرد می گوید بذارید زیر دری خوب پیرزن مخ خودش را از دست داده شما دو جوان چطور مسئولیت اینکار را می توانید قبول بکنید اگر در ایران وقتی همه چیز را روی هوا می زنند اگر یکی بیاد و کلید را ور دارد و فرض گیریم خانه خالی است ولی دو بسته و مجسمه که است ببرند کی پاسخ گو خواهد بود …

    جیران 
    ۰۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۳۸

    من کاملا با حرف اقا کیوان موافقم منم از بس اشتباه پیدا کردم حوصله ام سر رفت و تا اخرش نخوندم تازه هیچ لزومی نداره حرکات و حالت های ریز و دقیق و هم بنویسید خسته شدم از بس حرکات اضافه رو خوندم…


    جیران 
    ۰۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰

    من کاملا با حرف اقا کیوان موافقم منم از بس اشتباه پیدا کردم حوصله ام سر رفت و تا اخرش نخوندم تازه هیچ لزومی نداره حرکات و حالت های ریز و دقیق و هم بنویسید خسته شدم از بس حرکات اضافه رو خوندم…
    ولی در کل واسه پر کردن بیکاری ها خوبه…



parnian 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۴۴

kheyli ghashango motafavete


moon shine 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۶

کلا کتابهای نیلا رو دوست دارم …داستان خوندن یه جورسرگرمیه …مثل خیلی چیزهای دیگه …نوشتهءذهن ادمه نه واقعیت …یه وقتهایی ذهن خواننده یه سری چیزها رو نمیبینه واصلا یادش میره …نباید بهش خرده گرفت …باید دید این کتاب سرگرم کننده بوده …که به نظر من بوده …چون من از اولش که تایپش شروع شد میخوندمش …
سخت نگیرید وبد قضاوت نکنید …نیلا برای داستان هاش زحمت میکشه ..با کلی مشغله و گرفتاری داستانش رو اپ میکرد …
درست نیست یه نفر رو بکوبید یا کلا نفیش کنید …اگه تا صفحهءدوازده خوندید پس یعنی ارزش خوندن داشته که تا اون صفحه پیش رفتید …
ازت ممنونم نیلا …داستانت قشنگ بود ومن راضی بودم …خسته نباشید گل خانوم …
بابت وقت وزحمتی که کشیدی یه دنیا ممنون


ساناز 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۶

تو رو خدا یکی بگه چجوری دانلودش کنم بعد از اینکه رد تبلیغ میزنم مینویسه بار گذاری اما هرچی صبر میکنم هیچ اتفاقی نمیفته


Anahel 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۴۵

سلام من از خوندن داستان لذت بردم به خصوص توصیف دوست داشتن های که منا به دامون گفت و تشکر می کنم از نبلا جون و خسته نباشی


BLOOOOOOOOOOOOOOD 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۹

من یک نکته ای را اصلا متوجه نمی شوم و خواهشمندم که یک نفر برایم توضیح دهد… خواهش می کنم… این نکته را می خواهم از آن هایی که از رمان خوششان آمده و لذت بردند، بپرسم……………………………………………………. به نظر شما چگونه یک داستان کاملا تکراری می تواند این همه طرفدار داشته باشد؟ آخر چطوری؟ من قسم می خورم که از همان اوایل آخر داستان را حدس زدم………. نمی خواهم به نویسنده توهین کنم… بالاخره ایشان زحمت کشیدند و من سپاس گزارم ولی ای کاش داستان های نویسندگان ایرانی کمی پیچیده تر می شد… این عشق های آبکی و رویایی مال بچه هاست… و هرکس این چنین داستان های ساده ای می نویسد، عقل مردم را کوچک فرض کرده یا زیاد به ذهنش برای ایجاد داستانی متنوع فشار نیاورده است… من قصد ناراحت کردن کسی را ندارم… و خواهش می کنم… خواهش می کنم که مردم عزیز این قدر به داستان های ساده قانع نباشید….

    vanooshe 
    ۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۵

    BLOOOOOOOOOOOOOOD  :
    من یک نکته ای را اصلا متوجه نمی شوم و خواهشمندم که یک نفر برایم توضیح دهد… خواهش می کنم… این نکته را می خواهم از آن هایی که از رمان خوششان آمده و لذت بردند، بپرسم……………………………………………………. به نظر شما چگونه یک داستان کاملا تکراری می تواند این همه طرفدار داشته باشد؟ آخر چطوری؟ من قسم می خورم که از همان اوایل آخر داستان را حدس زدم………. نمی خواهم به نویسنده توهین کنم… بالاخره ایشان زحمت کشیدند و من سپاس گزارم ولی ای کاش داستان های نویسندگان ایرانی کمی پیچیده تر می شد… این عشق های آبکی و رویایی مال بچه هاست… و هرکس این چنین داستان های ساده ای می نویسد، عقل مردم را کوچک فرض کرده یا زیاد به ذهنش برای ایجاد داستانی متنوع فشار نیاورده است… من قصد ناراحت کردن کسی را ندارم… و خواهش می کنم… خواهش می کنم که مردم عزیز این قدر به داستان های ساده قانع نباشید….

    خسته نباشی نیلا جون,میدونم که واسه نوشتن رمانت زحمت کشیدی,اما منم با نظر دوست عزیزمون موافقم,چرا انقدر ضعیف؟؟!!!

      پروشات 
      ۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۹

      منم همین نظر رو دارم.




مروارید 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۳

اکثر کارای نیلاجون واقعا قشنگند ولی این رمان از بقیه ضعبف تر بود…
به نظر من منا اونقدر شخصیت جذابی نداشت که همه عاشقش بشن و بااینکه صفحات کتاب کم نبود اخر داستان خیلی سریع تموم شد…
بازم خسته نباشی نیلاجون


eli ghelgheli 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۳۸

نیلا ایول کارات حرف نداره اینم مثل بقیه رمانات حرف نداشت گوماهو


SAMANEH 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۲۳

ghashang &motefavet m30 nila joon


mahsa 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۵

خیلی قشنگ بود طنزهاشم خیلی بامزه بودن من که کلی خندیدم اخرشم خیلی بودتموم شددرکل عالی بود ممنون!


narmineh 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۱

ajab parastare kharshansiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!naaaaaaaaaaaaaaaaaaa????????????????????????????


ندا 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۴۵

ای بدک نبود :!!! یخورده گیج کننده بود


من 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۳۳

ایا باید برنامه ای توکاکپیوتر نصب باشه که بتونیم این رمانارو بخونیم دانلود کردم ولی خبری از رمان نیست

    hiva.h 
    ۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۰۲

    بله عزیزم باید pdf رو کامپیوترت نصب باشه.



آندیا 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۲۱

عالی بود…
از نیلا انتظار غیر از این نداشتم…
فقط اینکه نیلا جون…
چرا اسم و خلاصه رماناتو از موضوعات غیر انتخاب میکنی…
در کل عالی…
منتظر کارای دیگه ت هستم…

    hiva.h 
    ۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷

    ولی بنظر من اسمش خیلی به موضوع میخورد…بیشتر اتفاقات این داستان از همون اول تو اسانسور بود…مخصوصا اخرش که دامون تو اسانسور به عشقش اعتراف کرد(عقششون در اسانسور اشکار شد!!!!).



رویااااااااااا 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۴:۴۹

من نمیفهمم چرا بعضی بچه ها انقدر تعریف الکی میکنن…..
من خودم همه کتابای نیلارو خوندم اما همشون معمولی رو به ضعیف بود که شخصیت اصلی یه دختر دست و پا چلفتی و دلقک بود…..
اون دوستانی که میگن بهترین کتابه کاملا مشخصه نمیدونن رمان چیه….
قصدم توهین به نویسنده نیست اما امیدوارم بیاد و این نظراتو بخونه بلکه یه کار متفاوت ازش ببینیم….مرسییییییییییی.


hasti 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۰۸

خوب بود.
میگم اینایی که اول از همه میان و تعریف و تمجید میکنند. احتمالا فامیل یا دوستای نویسنده ها نیستند.
البته منظورم این کتاب نیست اگر چه اول این هم چنان بعضی ها ریسه رفتند که آدم وسوسه میشه کار و زندگی و بزاره و کتاب رو بخونه.
اغلب کتابها انقدر که دوستان روغن داغش رو زیاد میکنند جالب نیستند و یا شاید بشه گفت ارزش خوندن نداره.
کتابهای نیلاجون همیشه قشنگ هستند اینم هم خوب بود ولی روش کم کار شده بود.


۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۵۵

سلام بسختی و بزحمت تونستم بالاخره یکی رو دانلود کنم
خدایا شکرت


nasi 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۵۷

عالی بود راستی بچه ها چرا ادامه مرثیه عشق (واهمه با تونبودن) نیامده یعنی تموم نشد؟


maryam.mm 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸

هرکاری که میکنم دانلود نمیشه……..کمک


tannaz 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۲۹

morOorgar hatman nabayad fire fox bashe man khOdam ba opera mini dan mikOnam


سایه 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۵۴

salam nila joon khaste nabashi roman e ghashangiii bood…khosoosan in mona kheili bahal booood….bacheha age mishe be man romani ham mese parla moarefi konid mamnoon misham …..


zhina 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۱

کتاب قشنگیه ولی ۱ روز داستانو ۸۰ صفحه کش داده!!!!!!! ۲ روزش ۱۴۰ صفحس!


بهروز 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۹

من همه ی کار های نیلا رو خوندم همشونم عالی بودن امیدوارم اینم همینطور باشه


۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۶

سلام نیلای عسلممممممممممممممم کارای تو بی نظیره اینم هطما مثل اونلی دیگه قشنگه راستش من هر ثانیه منتظر یه نوشته جدید از تو هستم تا سریع دانلود کنمو شبا تا صبح بخونمش خسته نباشی


Vorujak.SD 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۰

na roman jalebi bud o hamasham tanz bud man ke khosham amad


عارفه 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۶

مثل همیشه عالی بود و جدید


S@yeh 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۳۴

عالیییییی بود مرسی نیلا جون…….:D


sarina_jo0o0on 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۸

رمانای نیلا جون همیشه عالی بوده . اینم عالی بود پیشنهاد میکنم بخونیدش.بابت نوشتن و تایپ کتاب واقعا ممنونم.


PARMIS 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۵

hatman dan konid
kheyli khoshkele!!!3


raha 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۳

فوق العاده بود ممنون


۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۴

نیلا جون دمت گرم کلی حال کردیم….. فکمون درد گرفت از بس خندیدیم…..


mozhde 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۱

به نظرم کارای قبلیه نیلا خیلییییییییییییییییی قشنگتر بود من اصلا از شوخیا و رفتار منا خوشم نمیومد خیلی سبک بود بعدش با این سبک بودنش کلی خواستگارم داشت . مثلا اونجا که رفت خونه خانم سهند همسایشون رفتارش خیلی زننده بود خیلی جلف بود . در کل بد نبودش . ولی من که نویسنده کتابو دیدم نیلاس انتظارم خیلی بالاتر از چیزی که خوندم بود. بازم میگم کتابایه قبلی که از نیلا خوندم خیلی بهتر بود .


fatemeh2 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۱۴

بچه هاازتون خواهش میکنم بگیدچه جوری ازzipخارجش کنم؟

    hey girl 
    ۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۳

    سلام،با کلیک راست روی پوشه ی zipشده و کلیک کردن روی گزینه ی extract hereاز اون حالت خارج میشه



پریناز بلا 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۵:۰۴

سلاممممممممممممممممممممممممممم به همه بازم گل کاشتی فکنم این رمانت ۷۳۴ رومین کتابی بود که خوندم رمان جالبی بود من چون خودم رمان می نویسم از کسایی که جاهای از رمان رو مجهول می گذارن بدم میاد البته توهین به نویسندگان عزیز نکردما بابای عزیزان


fariba 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۳۶

من که خوشم نیومد زیاد جالب نبود


zizi 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۰۰

جالب بود از این کتابا که همش شدن همخونه ۲ الی آخر که بهتر بود


fafa 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱

عالی بود


Silarta 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۱۹

خوب چون آخرش به هم میرسن ملت میگن قشنگه یه رمان که تهش تلخ تموم میشه بذارید خسته شدم از بس رمانای آبکی که تو خیالات میگنجه خوندم


زهرا 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۳

خیییییییییییییییییییییییییلی عالی بود.


laleh 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۸

kheyli ghashang bud tanzash aalie,man vaghean taajob mikonam nila chetor dastanesh inghadrkhube va tekrari nist,aalie man k ashgh e ketabasham.faghatbehem ketabhayekhubo moarefi konid vasamun.merci


RANA 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۹

خوب بود ولی اون یکی کاراش بهتر بودن


Parastoo 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۸

خیلی قشنگ بود حتما بخونیدش


hengame 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۳

امید وارم قشتگ باشه ، ولی من رمان های این نوسنده رو دوست دارم


۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۰

سلام نیلا جون
خوندم رمانتو قشنگ بود ولی رمانهای قبلیت خیلی بیشتر جذاب و خنده دار بود
از نوع نوشتنت خوشم میاد وقتی میخونم لذت میبرم
دوستت دارم . مژگان


sogol 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۶

خیلی عالی بود مثل همیشه .یکم هم خیالی بود ولی بازم عالی


۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۹

سلام میشه کمکم کمین؟هرکاری میکنم دانلودنمیشه چیکارکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


اتنا 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۳۳

از اون جایی که از همه کتاب هایی که نیلا خانم گذاشتند بسیار بسیار راضی ام بدون اینکه نظر هیچ کدومتونو بخونم دانلود میکنم و مطمئنم صد در صد قشنگ تموم میشه .


fffff 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۱

mesle baghie karaye nila aaaaaaaali bood


۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۰۳

aval az hame ye khaste nabashi be nevisande aziz ke zahmat keshidan va chenin ketabe ghashangio neveshtan..khoondamesh ketabe kheyli ghashang va jaabie …fazasazie ghashangi dare


سمیرا 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۲۶

ببخشید اینو می گم…یه داستان مثل عصیان با اون قدرت و فن بیان و محتوای عالی چند تا لایک می خوره …بعد این داستانا چندتا…من واقعا نمی فهمم …درک نمی کنم…..هنوزم تو خط اینجور داستانا هستید……

    samira 
    ۰۱ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۲۳

    من یکی از طرفدار های محکم رمانهای نیلام اما این دوتا اخری یه جوری بود (وسوسه . آسانسور) از نیلا جان بیشتر انتظار میرفت…اما مهم نیست چون زیادم بد نبود . منتظر کارهای بهتر بعدی تو میمانم



سمیرا 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۳۴

البته منظورم تشکر بود نه لایک………….


parastu 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۷

be nazare man ke aaaali bud hatman bekhuninesh.manke koli khandidam bahale


۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۳۴

سلام.
من خوندمش خوب بود اما آخراش خیلی غیر واقعی شد یکم
ولی در کل خوب بود مخصوصا از این نظر که نوشته هاش آمیخته با طنز بود من پسندیدمش


۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۵

من نمیتونم دانلود کنم.یکی کمکم کنه.شما چه طوری دانلود میکنید؟


فاطمه 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۵

سلام .یه سوال داشتم چطوری می تونم عضو این سایت بشم میشه کمکم کنید بگید کجا باید برم


۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۳

سلام .یه سوال دیگه داشتم چطوری می تونم رمانی در این سایت قرار بدم


۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۹

سلام آدمین جان.واقعا بعضیا جنبه کامنت گذاری ندارن.یعنی چی اول،دوم سوم میکنن؟ما میایم نظرات اینارو خونیم تا اگه خوب بود دانلود کنیم اما همه کامنت ها اینه(میرم بخونم امیدوارم خوب باشه)…………………………………………………………………………………………………………واقعا که یه کم جنبه داشته باشین


سمانه 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۱

با عرض سلام .چه طوری می تونم رمانم را داخل سایت بزارم ؟چند سال پیش نوشتم با دیدن سایت وسوسه شدم بزارمش .ممنون از راهنمایتون


atefe 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۸

کتاب قشنگیه کتابای نیلا جون همش قشنگه مرسی نیلا جون!!!!!!!!!!!


پارلا 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۳۰

جون نیلا جون نوشته مطمئنم عالیه.


IcEHeArT 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۰۴

kheyli ghashang boud


نانا 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۴۵

من دارم دانلود میکنم به نظر جالب میاد فکر کنم معتاد این سایت و رماناش شم


tannaz 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۲۶

chera bazia fek mikOnan romanaiee k akhareshoOn talkhe o bad tamoOm mishe o dar ko na omid konandas vaqeiee taro herfeiee tare?!!!!!!!


tannaz 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۳۰

manzoOram “dar kol” & ” herfeiee taran” boOd, XQZ me:-)


مهسا 370 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۵۱

کارای نیلا واقها محشره … من که این رمان و خیلی دوست داشتم … حتما بخونین


sss 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۴۶

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی توپه و خنده دار حتما بخونیدش


۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۲۱

رمان قشنگی بود.
ولی من هنوز چند تا سوال دارم.
۱)منا شماره محسنیو برای چی می خواست؟یعنی اون همه زحمت کشید واسه هیچی؟
۲)محسنی که نمی خواست کسی بفهمه با صبا نسبتی داره برای چی رفت دم خونه منا؟


rana 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۵۷

خیلی قشنگ بود بالاخره ی تصویر جدید از عشقو دیدیم
دست درد نکنه نیلا جون واقعا کارات قشنگه


elahe 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۵۴

خیلی خوب نبود


reihaneh 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۷

khili khob nabod! bachegane bod khili, ehsas mikonam beja dokhtare 24 sale ye dokhtare 12 sale shakhsiate dastane omidvaram karaye badi yekamm vagheytar bashe to intor afsaneye;) !


kimia 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۰

وای نیلا جون عاشقتمممممممممممممممممممممممممم خیلی عالی بود


طلیعه 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۶

عاشقتم نیلا جون کتابات خیلی قشنگن موفق باشی


ghazal 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۰

hani  :
همه رماناتون شبیه همه شبیه قرار نبود دروغ شیرین اسیرعاشق توبامنی…همه الکی و کشکی باهم عروسی میکنن ولی بعد عاشق هم میشن…هرچند قشنگن ولی
امیدوارم این اون شکلی نباشه

Man kamelan ba nazare Shoma mopvafegham moteasefane ketabeye nila jon ba inke zahmat mikeshe va zehne khalaghi dare ama kheiliiiiiiiiii kelisheiiiiiiiie hame etefaghat kheili alakio zood etefagh miofteeee


اتنا 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۱۷

من که گفتم خوب تموم میشه . این یکی هم مثل قبلیا عالی بود فقط من اخرش نفهمیدم چرا همه هی عاشق این دختره میشدن ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نسبت به کارای قبلی کمی زیادی از حد تخیلی بود ولی خوب اول داستان نوشته بود انتظار داشته باشین دیگه ما هم داشتیم ! در هر صورت دستتون درد نکنه .


ghazaal 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۰۴

نیلا جون عاشق رماناتم
این عاااااااااااااالی بووووووووووووود :)


artin 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۱۲

wowwwwwwwwwwwwwعالیییییییییییییییی بود نیلاجون .
عاشق رماناتم


shab 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۵۳

سلام مرسی ازرمانتون خیلی قشنگ بود


پارلا 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۵

عالییییییییییییییییی بود نیلا جون من رماناتو خیلی دوست دارم.
لطفا رمان جدید هم بزار.
مرسی


هما 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۲۵

سلام به همه. یه دوستی به نام Blooooooooooood نظر داده بود. مرسی ازش به خاطر دعوتش به متفاوت نگاه کردن. واقعا بچه ها چرا به این روزمرگی و مسائل پیش پا افتاده قناعت میکنید. یه کتابی هنوزم تو صفحه اوله به نام آنتی عشق. نمیگم خیلی توپ و معرکست ولی متفاوته. منتهی به هر کدوم از دوستام پیشنهاد کردم گفتن ضد حال بوده. با اینکه آخرش خوب تموم میشه اما در طول داستان چون سیر داستان بر خلاف همه ی داستانای آبکی دیگست و یه مدل جدیدی از دو تا زاویه به قضیه نگاه میکنه بچه ها خوششون نیومد اما من واقعا از فکر تازه ی نویسنده لذت بردم. بیاین یه کم دیدمون رو عوض کنیم. هر چی میخونیم سریع نیایم بنویسیم عالی بود پیشنهاد میکنم بخونید….. اگه کم نظر بگیره یا نقد و بررسی اش کنید نشون میده توقع رفته بالا و کار نویسنده ها هم رفته رفته بهتر میشه. مرسی از همه دوستام.
بازم یه خسته نباشید میگم هم به نویسنده های گل که زحمت میکشن و هم به تایپیستا و خلاصه به همه….


سوگند 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۰

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود


۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۲۶

باید عالی باشه همه ی کاری تو قشنگن امیدوارم به خوبی کمارهای قبلیت باشه


ه.ح 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۳

خیلییییییییی خوشم اومددددد


san7 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۲۷

عالی بود .مثل کاری قبلیت جای انتقاد نداره. ممنون


سارا 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۹

سلام

کتابو خوندم ..بدنبود.ولی کتابای دیگه ای که از نویسنده نیلا خونده بودم قشنگ تر بودن!


لیلای بیدل 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۵۶

سلام
مثل میشه عالی بوووووووووووووووووووود
عاشقتم


شیوا 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۰۹

من رمان ضعیف ایرانی خیلی دیده بودم .ولی متاسفانه این دیگه خیلی خیلی خیلی ضعیف بود.میدونم نویسنده کتاب خیلی حتما برای نگارش کتابش زحمت کشیده ولی واقعا چرا این قدر ضعیف و سطحی؟شخصیت اول کتاب و طرز صحبت کردنش که حال آدم رو به هم میزد .کلی اشتباهات نگارشی و وقایع دور از عقل هم داشت.به نظر منم بعضی نویسندهای ایرانی دیگه مخاطب رو خیلی دست کم میگیرن


Roya 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰

خواهش برای موبایل هم بذاریید


maryam94 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۵

قشنگ بود ….


ارژنگ 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۴

نویسنده ی محترم خانوم نیلا شما اسنعداد فوق العاده ای در نوشتن سوژه های جدید دارید هر چند که آخر داستان مشخص بود . اما شما این توانایی را داشتید که خواننده را تا پایان قصه همراتان کنید. با توجه به این که بسیاری از وقایع آن غیر قابل باور بود .
موفق باشید . ادیب.


مهتاب 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۶

موضوع تازه ی داشت …..اما برای خوندنش ادم گیج میشه معلوم نیست کی داره حرف می زنه کجاش فکره شخصیت بهزاد برام جالب بود.این کتاب ارزش یکبار خوندن رو داره…..


دریادل2012 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۵

من یکی دوتا رمان که از کاربرای دیگه خوندم…دیگه از تخیلی هم گذشته بود…ماورایی بود(پیشامدش توی زندگی خیلی کمه)…هنوز این کتابو نخوندم امیدوارم این دیگه اینجوری نباشه


۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۳۹

manzoram in bod ba goshim dan kardam


مریم 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۳۲

من دفعات پیش از رمانهایی که نوشتی کلی انتقاد کردم.
و نمیخواستم این رمان رو دانلود کنم
از ترس این که مثل بقیه باشه
ولی خب این دفعه رمانت نیلا جون خیلی بهتر از رمانای قبلیت بود.
قبلیا چنگی به دل نمیزد
و همون طور که قبلانم گفتم قبلیا شبیه به فیلم و رمان های خارجی بود.
ولی این رمان رو دوست داشتم
خب نوشتی
ممنون از زحمتت


۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۲۷

مرسی نیلا جون خیلی قشنگ بود


horiye 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۶

nila joooooooooooooooooooooooooonam salam.dastet dard nakone.ali booood.montazere roman badit hastam


hasti 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۵

پووووف… من که فقط چند صفحه ی اولش رو خوندم کلی اشکال نگارشی داشت. اصلا” نویسنده می دونه نگارش رو به چه “ن” ای می نویسن؟

به این می گن نویسنده؟؟

شما ها چه جوری تعریف می کنید با این همه اشکالات نگارشی؟


ملوسک 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۳۹

اصلا خوب نبود
چیه همتون میگین عالی بود؟
خیلی خنک و بی مزه بود
اگه واقعا رمان خنده دار میخواین برین رمانای م.مودب پور رو بخونین.
چی بود این؟


۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۵۲

آهای شماها باشمام مینو یاشما hastiیاشماملوسک خوب نیست چرا میزنی تو ذوق نویسنده نخون خوب…..خیلی هم بد نیست


kimia narenji 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۵۶

مثل همیشه عالی بود نیلا جون. دستت درد نکنه


*گیتی* 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۲۵

خیلی قشنگ بود بچه ها بخونین.می ارزه.
مثل بقیه ی کارای نیلا جون.
نیلا جو دستت درد نکنه خسته نباشی خانومی.


tara 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۴۱

roomane jalebi nist kheily mozakhraf aslan maloom nist chii be chii man ke nesfehash velesh kardam albatee bebakhshiid nila jo0n man roomanai ke minevisi kheily doost daram bishtareshoonoo khondam vali in rooman nesbat be roomanai ghabli zaif bood


۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۶:۲۸

در ادامه حرف شما دوست عزیز ارغوان من به شخصه فکر می کنم دختران جوان زیادی کاربر ان این سایت هستند و انها خیلی سطحی نگر و الکی خوش هستند من هم بسیار تعجب می کنم جرا این عده به یک داستان بی محتوا و پر از اشتباه و قاطی به این اندازه باور نکردنی ارزش و اعتبار می دهند من در بالا از ۱۲ صحفه ای که خواندم ایراد ایشون را شرح دادم و نیلا خانم دو هفته ای که از ان می گذرد نیامد جواب بدهند شخصیتهای که ایشون می افریند نمی توانند حقیقی و باور کردنی باشد ولی یک حرف شما به نظرم اشتباه باشد از پشت پرده خبر نداریم در ظاهر اینطور به نظر می رسدکه این سایت برای نویسندگان جوان است و این موقعیت و امکان را به همه ما می دهد اگر خواننده ای می اد و به یک داستان بعد احسن می گوید مدیران این سایت نمی توانند و به درستی هم دخالت نمی کنند من به شخصه بهتر از این سایت سایت دیگری را ندیدم امیدوارم که اشتباه نکرده باشم.

    ۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۴۶

    به نظر من که خیلی خوب بود محتوای خوبیم داشت یکیش اینکه چشمامونو روی عشق واقعی باغیر واقعی باز میکرد . از نظر باورشم باید بگم کاملا میشه حسش کرد شایدم چون شما پسرین براتون غیر قابل درکه یه حسن دیگشم تا نزدیکای اخراش نمی تونستی حدس بزنی کی به کی میرسه



آیدا 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۲۷

خیلی قشنگ بود با تشکر از نیلا جون.


فرزانه 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۴۸

خیلی قشنگ و خنده دار بود. من که خیلی خوشم اومد. میخام همه کتابهای نیلا را بخونم


عاطفه 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۹

نخوندمش ولی میشه از نظر های بچه ها فهمید که خوبه
در هر صورت ممنونم نیلا جون


nazi 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۷

فکر کنم آخرین نفری هستم که این کتابو میخونم خیلی قشنگ بود واقعا ازت ممنونم که زحمت کشیدی وبرای من ودوستانم همچین کتابیو نوشتی منتظر بقیه ی رمان های شما هستم.بای


negin 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۴۹

کیوان ۴۱  :در ادامه حرف شما دوست عزیز ارغوان من به شخصه فکر می کنم دختران جوان زیادی کاربر ان این سایت هستند و انها خیلی سطحی نگر و الکی خوش هستند من هم بسیار تعجب می کنم جرا این عده به یک داستان بی محتوا و پر از اشتباه و قاطی به این اندازه باور نکردنی ارزش و اعتبار می دهند من در بالا از ۱۲ صحفه ای که خواندم ایراد ایشون را شرح دادم و نیلا خانم دو هفته ای که از ان می گذرد نیامد جواب بدهند شخصیتهای که ایشون می افریند نمی توانند حقیقی و باور کردنی باشد ولی یک حرف شما به نظرم اشتباه باشد از پشت پرده خبر نداریم در ظاهر اینطور به نظر می رسدکه این سایت برای نویسندگان جوان است و این موقعیت و امکان را به همه ما می دهد اگر خواننده ای می اد و به یک داستان بعد احسن می گوید مدیران این سایت نمی توانند و به درستی هم دخالت نمی کنند من به شخصه بهتر از این سایت سایت دیگری را ندیدم امیدوارم که اشتباه نکرده باشم.

bayad begam shoma sakht dar eshtebah hastid shakhsiate adam haro k nemishe faghat az roye ye nazar dadan tashkhis dad


negin 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۲

dar zemn lotf mikonid java ham bezarid


پروشات 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۳۸

به نظر من انقدر هم تعریفی و قابل باور نبود.یعنی یه جورایی غیر واقعی و مصنوعی .جوری که بعضی جاهاش نمیشد صحنه رو تصور کرد.
بعدم خیلی بد از طرف افراد نقل قول میشد.یعنی باید میخوندی تا بفهمی کی اینو گفته .ادم گیج میشد. یعنی شیوه نگارش دلچسب نبود.
ولی بهر حال دستت درد نکنه نیلا جان.


tooska 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۲

خیلی از این رمان خوشم نیومد .اما آخر کتاب که فرق عشقها رو میگفت جالب بود.من عاشق ورود عشق ممنوع هستم.دوستهای نازنین من دو تا رمان وخیلی دوست داشتم یکی جایی که قلب آنجاست یکی دیگه اسمش خوب یادم نیست بادیگارد بود یا محافظ شخصی .اگه میشه لطف کنید pdfاش رو برام بذارید. ْْْtooska65@gmail.com


HASTI-M 
۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۰

عالــــــــــــــــــی بود واقعا جالب و جذاب بود.نیلی جون بازم گل کاشتی.


۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۵

سلام من همین که بفهمم به قلم نیلا جون هستش زودی دان میکنم واقعا غمهای خودمو فراموش میکنم و نیلا جون عاشقتم فقط کاش منم مث ابجیم یه لپ تاپ و یه خط اشتراک داشتم تا دیگه دزدکی و با بدبختی رمان دان نکنم بایییییییییییییییییییییییییییییی


۳۱ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۷

omid varam romane jalebi bashe
mer30 Nila jooon


۰۱ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۵۳

نیلاجان به نظرمن رمانای شماارزش خوندن داره
منتظررمان بعدیدهستم….


پرستو 
۰۱ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۰۲

نمیدونم چرا تو رمانای ایرانی همه عاشق یه نفر میشن تازه همه پولدار و با شخصیت و خوشکل و خوش تیپ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فکر کنم هندیا فیلم نامشونو از رمانای ما میگیرن!


نسیم 
۰۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۴۶

سلام نیلاجون خسته نباشیدراستش کتابهای شمااکثراپی دی اف هستندکاش جاربودندتامابتونیم بوسیله موبایل بخونیم اینطوری خیلی سخته ازخوندن کتابهای شماهم که نمیشه گذشت عزیزم…موفق باشید


ali 
۰۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۴۷

mercy khob bod


۰۱ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۱۹

رمان خیلی قشنگی بود


یاس پرپر 
۰۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۲۰

مرسی نیلا جون من خوندمش خیلی خوشگل بود مث بقیه رمانات منتظر رمانای جدیدت هستم


baran 
۰۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۳۱

من بعد از خوندن یه رمان بسیار سطحی و غم انگیز تصمیم گرفته بودم دیگه رمان نخونم اما وقتی تو خلاصه ی این کتاب دیدم نوشته پرستار دانلودش کردم چون من خودم دانشجوی پرستاریم و حس کردم خوب می تونم با این رمان ارتباط برقرار کنم.اما اصلا اون چیزی که تصور کرده بودم نبود و اصلا این حرفه رو اونطور که باید و شاید نشون نداده بود.با نظر آقا کیوان هم موافقم و واقعا اشکالات عمده ای داشت.
نیلا جون من چند تا رمان قبلیتو خونده بودم ازت بیشتر از این انتظار داشتم .امیدوارم ناراحت نشده باشی


مهریار 
۰۲ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۲۹

کسانی که در مورد یک کتاب نظر میدن “قشنگه” یا “خوب نیست” بهتر نیست بگن منظورشون از این افاضات چیه؟! چه چیزی یک رمان رو قشنگ میکنه یا معیار خوب بودن یک داستان چیه؟ چرا الکی با این کامنتها آدم رو از نگاه کردن به بخش نظرات منصرف میکنید؟ مطمئنا برای نویسنده هم چنین نظراتی ارزشی ندارن، اگه از کارش خوشتون اومده و میخواهید ازش حمایت کنید بهتر نیست بگید دلیل این خوش اومدنتون چیه؟!


negin 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۲۹

pas java koooooooooooooooooooosh????????? eee


فرزانه 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۴۰

خیلی عالی بود. همه کتابهای نیلا جون قشنگن
توصیه میکنم همشون را بخونید


پریا 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷

رمان قشنگی بود.ولی خیلی اشکال داشت چطور ی پرستار میترسه پس واسه چی پرستار شده تیکه های خوب زیاد داشت ولی ی داستان کاملا معمولی بود در هرصورت مرسی.


۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۰۴:۰۹

خوب بود


Gisu 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴

این دومین رمان که از نیلا مى خونم هر دوشونم عالى بودن .مرسى نیلا جان.


fatemeh 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۰۴

b nazaram ziad jaleeb nabood man k khosham nayoomad


ستاره 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۴۴

من کارای نیلا جون رو خیلی دوست دارم.اینو هنوز نخوندم اما به احتمال زیاد باید عالی باشه…!


سوگل 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۴۲

سلام نیلا جون رمانات محشرن من عاشق رماناتم خیلی خودمونی و گرم و هیجانی ان
دوست دارم بای


feri 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۴۳

سلام من تقریبا تا وسطای داستان رو خوندم.از الان میتونم بگم خیلی داستان جالبیه من که کلی خندیدم .ازتون بخاطره سایت خیلی توپی که دارین ممنونم.


یاسی 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۴۳

وااااااییییی نیلاااا جون کتابت حرف نداره من همه ی کتاب هاتو خوندم خیلی خیلی خوبه منتظر کتابهای دیگه ات هم هستم البته اگه مثل کتابهای قبلیت اینقدر دختره شیطون باشه که همه از دستش در عذاب باشن کتاب جدیدتون اسمش چیه.


۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۵۴

khundam aaaaaaaaaaliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bud merc nila jun!


Eli 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۴۶

عالی بود. مرسی نیلا خانم
چند مورد مثبت داشت که این رمان رو از بقیه رمانها متفاوت تر و دلنشینتر کرده. اول اینکه از قیافه شخصیت ها تعریف انچنانی نشده و تصور قیافه آنها به عهده خواننده گذاشته شده.
و دیگر اینکه تا نزدیکای آخر رمان مشخص نبود منا عاشق کی بود و ذهن خواننده رو بیشتر درگیر داستان میکرد. برعکس بقیه رمانها که از اول معلوم میشه کی به کیه
درجه اغراق رمان کم بود و به واقعیت نزدیکی بیشتری داشت


پارلا 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۴۲

مثل همیشه شادریا،با حال،جذاب و قشنگ بود.
مرسی نیلا جون


مینا 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۲۶

من نمیتونم دان کنم….اخه چراااااااااااااااااااااااا…وقتیم که دان میشه باز نمیشه!!!!!


Phoenix.74 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۵۶

ضمن عرض تشکر!
نسخه موبایلشو نمی ذارین؟؟؟


spd 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۵۷

خیلی عالی بود….


nazila 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۰۶

khoub boud ama na ali.mesle gharar naboud ya tooska adamo jazb nemikard man gharar naboodo 2 10 saat tamoum kardam ino too 5 rouz daalilesh ine ke jazbam nemikard ama bad naboud.mamnounam


selina63 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۲۴

من فکر می کنم این رمان واقعاً ارزش ۴۱۸ نظر رو داره چون سوژه جدیدی داشت و جالب نوشته شده بود، مخصوصاً استفاده از آسانسور خیلی جالب بود.اما اینکه همه عاشق دختر داستان می شدند یکمی لوس و تکراری بود.


sarah 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۲۴

لطفا رمانا pdf نباشه روو گوشیامونم بخونه…………………………………
plzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzzz………………….


hasti 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۳۴

سلام دوستان.لطفا چندتا رمان قشنگو متفاوتو بهم معرفی کنید.هرچی میخونم موضوعاش تکراریه.ممنون میشم اگه ج بدید


shiva 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۱۱

قشنگ بود ممنونم نیلا جوووووون


شهره 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۲۸

خیلی قشنگ و عالی بود من کلا رمان های نیلا رو دوست دارم از اینم واقعا خوشم اومد کلا رمان هاش آدمو خیلی جذب میکنن و واقعا خنده دارو قشنگن


۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۱۳

سسسسسسسللللللللااااااااااامممممممم.نیلا جون رمانات همشون محشرن.چون همیشه شخصیتاش شوخ هستن. به نظر اادم شادی میای وهمین طورم شوخ. من همیشه سعی میکنم رمانای تورو بخونم یه دنیا ممنون خسته نباشی.بببببببببببووووووووووسسسسسسسسس


۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۲۱

سلام من یه مشکل دارم گوشی من برنامهpdfداره ولی بازم رمانارو باز نمیکنه یکی به من کمک کنهplllllllllllllllllllllllllllllllllllliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiizzzzzzzzzzzzzzzzze


zizigulu 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۰۳

keyvan jan majburet nakardan k khob nakhun to k janbe nadari albate bebakhshid manzuram ine k sathi negar nisi


۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۳۸

سته نباشی نیلی عزیز نثرت خیلی قویه اخر رمان هم خیلی زیبا تموم میکنی. ولی من هم حقو به مروارید میدم. اخه شخصیت داستان یه جورایی با همه پسرای اطرافش بود. این یه مقدار از جذابیت کم میکنه اخه عشق یه چیز دست نیافتنی و سکرته. ولی نثرت بسیار بسیار زیبا و قوی بود توصیفات عالی بود حتما کارای دیگتو میخونم. موفق باشید


آرزو 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۴۱

بی نظیر بود.نیلا تو بهترینی.
رمان جدید هم بزار


sepid 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۰۴

مرســـــــــــی
خیلی دوست داشتم
واقعا از شخصیت های سرتق که داری تو رمانت خوشم میاد نیلا جان
زوده زود رمان بذار با همین شخصیت ها
بازم مرســــــــــــــــــی


الهام 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۴۳

من خوندمش فکر نکنم تو عمرم چنین رمان خنده داری خونده باشم بدون صحنه های غم انگیر دوست دارم نینا


مریم 
۱۳ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۵۵

عـــــــــــــــــالی بود!!دمت نیلا جون باز شاهکار کردی!!!


Dokhtar darya 
۱۳ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۳۲

!!Ketabaye ghablie nila joon behtar bud ablate in nazareh shakhsie bandas


negar 
۱۴ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۱۶

salam man vaghean az in ketab khosham umad dastet vaghean dard nakone azizam ye aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
lame boooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooos


میترا 
۱۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۰۳

به نظر من خیلی چرت و مسخره بود . یه دختر عقده ای که از شهرستان پا شده اومده تهران خیلی هم بی نزاکته و در آن واحد و فقط در یک نگاه ۱- دوست پسر سابق ۲- همسایه روبرویی ۳- دکتر با شخصیت و معتمد بیمارستان ۴- زیباترین و خوش تیپ ترین دکتر بیمارستان ۵- پول دار ترین و تحصیل کرده ترین بیمار بیمارستان ۶- دایی پول دار مریض در بیمارستان ….. و همه هم با یک بار دیدن عاشق سینه چاکش میشن و با اینکه خیلی هم پر رو و بی پروا صحبت میکنه همه خواستار ازدواج با اون هستن !!!!!!!


۱۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۱۰

سلام من خوندمش قشنگ بود.ولی ادمو یه جورایی گیج میکرد من با نظر میتراجون موافقم چطوری این همه ادم توی همون نگاه اول عاشق یه دختر میشن مخصوصا دایی بهزاد که واقعا مسخره بود ولی درکل رمان بدی هم نبود..ارزش خوندن داره


نیلا... 
۱۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱

میترا  :
به نظر من خیلی چرت و مسخره بود . یه دختر عقده ای که از شهرستان پا شده اومده تهران خیلی هم بی نزاکته و در آن واحد و فقط در یک نگاه ۱- دوست پسر سابق ۲- همسایه روبرویی ۳- دکتر با شخصیت و معتمد بیمارستان ۴- زیباترین و خوش تیپ ترین دکتر بیمارستان ۵- پول دار ترین و تحصیل کرده ترین بیمار بیمارستان ۶- دایی پول دار مریض در بیمارستان ….. و همه هم با یک بار دیدن عاشق سینه چاکش میشن و با اینکه خیلی هم پر رو و بی پروا صحبت میکنه همه خواستار ازدواج با اون هستن !!!!!!!

میترا  :
به نظر من خیلی چرت و مسخره بود . یه دختر عقده ای که از شهرستان پا شده اومده تهران خیلی هم بی نزاکته و در آن واحد و فقط در یک نگاه ۱- دوست پسر سابق ۲- همسایه روبرویی ۳- دکتر با شخصیت و معتمد بیمارستان ۴- زیباترین و خوش تیپ ترین دکتر بیمارستان ۵- پول دار ترین و تحصیل کرده ترین بیمار بیمارستان ۶- دایی پول دار مریض در بیمارستان ….. و همه هم با یک بار دیدن عاشق سینه چاکش میشن و با اینکه خیلی هم پر رو و بی پروا صحبت میکنه همه خواستار ازدواج با اون هستن !!!!!!!

میترای عزیز ..
اول بهتره قبل از نقد یکم ارامش خودتو حفظ کنی که موقع گفتن بعضی حرفا به کسی توهین نکنی ..البته این یه نصیحت کاملا خواهرانه بود

حالا اینکه از نظر شما همه شهرستانی ها چه طور ادمایی هستن به خودتون مربوط میشه ..
واقعا نمی دونم شما چطور به این نتیجه رسید که شخصیت داستان یه دختر عقده ای…
شایدم عقیده داری که شهرستانی ها عقده ای هستن …در هر صورت بهتر نظرهای شخصیتونو برای خودتون نگه دارید و اگه قصد دارید نقد کنید درست و حسابی نقد کنید …و نفرتتونو از چیزی اینطور بیان نکنید
در ثانی بنده در ابتدای رمان قید کردم این یه رمان خیالی و قرارم نیست واقعیت داشته باشه …
قصد من یه موضوع عاشقانه نبوده …کاش کمی بهتر داستانو می خوندید و تو هر صفحه به جایی اینکه حرص بخورید که چرا اینطوری شده به عمق مطلب پی می برید که یهو انقدر عصبانی نشید ….و بهم نریزید
بله چنین چیزی امکان نداره که در ان واحد این همه آدم…. عاشق یک نفر بشن …
اما این یه داستان طنزه که خواسته هدفی رو دنبال که و حالا اگه مثل رمانهای دیگه یه سیر عاشقانه و اجتماعی رو طی نکرده بنا نیست …یه چیز چرت باشه..
هر کس سلیقه ای داره ….و قرارم نیست از هر چیزی خوشش بیاد..
ممنون که وقت گذاشتی و خوندی ….


yasiz 
۱۸ مرداد ۱۳۹۱ ۰۵:۱۳

نیلا جان ممنون از زحمتت.خوب بود.قوه تخیلت بالاست و این خوبه.ی نویسنده باید اینجوری باشه..تو هنوز اول راهی.با اینکه خیلی نوشتی ولی بازم باید ادامه بدی تا به اونجا که حقته برسی……
و دوستانی که نقد میکنن اینو بدونن که نیلا اعلام بهترین بودنو نکرده.هنوز خیلی مونده تا رمان هاش همه پسند بشه سعی کنین هدف گلوله های آتشینتون قرارش ندین…..
ممنون از همه


۱۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۳۱

جالب بود به خصوص که حین خوندن کلی هم خندیدم و لذت بردم.بخونید و مطمئن باشید که بعد از خوندنش نمی گید که اه چرا دانلودش کردم


۱۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۳۹

Man ashegh ghalam nila jun hastam…lotfan vase mobail ham bezarid


۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۵۳

نیلا جون کتابات عالیه من که خیلی دوسشون دارم
به دوستای عزیزمم پیشنهاد میکنم اگه دنبال یه کتاب عاشقانه و خنده دار هستن حتما این رمانو بخونن
نیلا جون بی صبرانه منتظر بقیه کتابات هستم


رامبد 
۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۰۷

سلام همه رمان های نیلاخوبن وطنزشون خنده ،چیزی که کم پیدامیشه رو به ماهدیه میدن
ومن یه کشف جدیدکردم که اسم اصلی نیلا…جون ………………نیلوفره
چیه باورنمیکنید؟


nastaran 
۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۰۷

be nazare man romanaye nila jaleb and vali heyli sathi va abai and


۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۵۰

میتونستی موضوعوجذاب ترکنید درکل بدنبود


meliSsa 
۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۱۴

قشنگ بود
میسی نیلایی


faraz 
۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۲۷

salllam man in rumanu ta safhe 45 khonde bodam ama majbor shudam goshimo felash kunam vase hamin delete shud hala peydashkardam khushhalam tnx


baran 
۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۲۸

میشه رو همه چی اینقدر ایراد بنی اسرائیلی نگیرید
به نظرم خیلی هم رمان قشنگی بود
کارای نیلا رو دوست دارم


naghmeh 
۲۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۴۰

vay khili bahal bood
mersi ke chand saat khndaro mehmone labam kardi
bazam benevis
booooooooooooooooos


ناشناس 
۲۲ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۱۲

وقتی کتاب (ورود عشق ممنوع) روخواندم عاشق کارات شدم


@ 
۲۲ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۳۷

خیلی قشنگ بود ولی نمی دونم چرا بیشتر رمانهای این سایت باید دختره از قشنگی نمره ی بیست داشته باشه یا همین جور پسره باید پولدار ترین خوشتیب ترین و…باشه چرا؟؟؟؟؟مگه ادم های معمولی یا حتی زشت دل ندارند یا تا به حال عاشق نشودن .یا اصلا مگه ما چند تا ادم خیلیییییییییی قشنگ متل شخصیت های توی رمان ها داریم همین داستان لیلی مجنون که همه وقتی دو نفر عاشق هم هستنئ میگن لیلی و مجنوند .لیلی خیلی زشت بوده.خواهش میکنم رمان های عاشقانه ای بنویسید بیشتر به واقعیت نزریک باشه و مشکلات امروزی داشته باشه نه اینکه مشکل پسره این باشه شاید ۱%دختره یکی دیگه رو دوست داره!!!!!!!!!


المیرا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۱۸

به نظر من منا اعصاب خردکن ترین شخصیت رمانهایی که در سالهای اخیر خوندم . یعنی یک پرستار چقدر میتونه بی مسئولیت الکی خوش جلف اه اه اونم تو شغلی مثل پرستاری به جای رسیدگی به مریض همش در حال هره کره کردنه .


سارای 4328 
۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ۰۸:۰۰

با تشکر از نویسنده با توجه به داستانهای قبلیش این اصلا گیرا نبود من که نصفه کاره رهاش کردم .


۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰

من این کتابو همون روزی که اومد تو سایت خوندم ولی وقت نشد نظر بدم کارای نیلا جون خیلی قشنگن همیشه.همین طورم که می بینین کلی طرفدار داره ولی این یکی نمیدونم یه جورایی ملموس نبود حداقل واسه منی که باکارای قبلیش بیشتر ارتباط برقرار میکردم.به هر حال دست نیلا جون درد نکنه که زحمت کشیدن.ولی طنز کتاب خیلی بانمک بود.
ولی یه چیزی دختره خیلی می شنگید!!چرا اینطوری بود؟در جواب اقای کیوان ۴۱ هم بگم نیلا جون اول کتاب گفته بود شاید این داستان اصلا تو واقعیت اتفاق نیفته.شما هم دیگه زیادی ریز ریز اشکال می گیری.مشکل منم با داستان اشکالاتش نبود.


gelareh kby 
۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۱۵

رمانش خیلی قشنگه و البته واقعی اگه نخونی از دست دادی….


۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ۰۹:۲۵

آخ جون نیلا
از الان می دونم که حرف نداه
بعد از خوندنش میام نظر قطعی می دم


پریا 
۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۳۹

آقا ای چه وضعشه چرا دیر دانلود میشن ۳ساعت نشستم پاش خسته شدم په در راه رضای خدا کمک


۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۲۳

واقعا منا ادمه بی مسولیته.موضوش زیاد جالب نبود.خوشم نیومد.ولی نیلا جون ممنونم بابته زحماتت…


۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۵۰

salam khob bood vali karaye ghablito bishtar doost dashtam


۲۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹

ghashang bud…thanks


fafa!joon 
۲۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۴۶

سلام ……
اول از همه از نیلا بابت نوشتن این رمان زیبا تشکرمیکنم.
اما از یه نویسنده ای مثل نیلا که کتابی مثل توبامنی رونوشته بعیده این چنین رمانی
حتی عشق وآتش و عاشق اسیر هم خیلی از این رمان سر بودن .
یه عشق یه طرفه که معلوم نیست ازکجاپیداش میشه.
هر کسی می بینتش عاشق اش میشه. ومورد توجه همس
اگه میگین این داستان خیالیه باید بگم رمان باید یه داستان واقعی باشه که از ذهن وخیال سرچشمه بگیره . ذهن وخیالی که بر اساس واقعیت ها پایه ریزی شده حالا خواه واقعیت ها خوب باشن یا بد.
یه کم هم به فکر ما باشید .درسته که یه رمانی میخوایم که ماروتوی حال خوبش فروببره وبه قول بعضیا دردامونو فرتموش کنیم .اما یه کم هم واقعی نگر باشیم .
این دوتا که هنوز نه دیدن نه پسندیدن عاشق هم میشن. اونم باکمترین نشونه!
منا تا آخرین لحضه داشت به بهزاد فکرمیکرد
این یعنی توی قلبش آمادگی جوونه های عشق چند نفرو باهم داشت. اما عاشق فقط خودشو می بینه و اونو!
درسته که تاحدی پردازش قوی بود ولی موضوع خاصی نداشت


fafa!joon 
۲۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۵۱

سلام ……
اول از همه از نیلا بابت نوشتن این رمان زیبا تشکرمیکنم.
اما از یه نویسنده ای مثل نیلا که کتابی مثل توبامنی رونوشته بعیده این چنین رمانی
حتی عشق وآتش و عاشق اسیر هم خیلی از این رمان سر بودن .
یه عشق یه طرفه که معلوم نیست ازکجاپیداش میشه.
هر کسی می بینتش عاشق اش میشه. ومورد توجه همس
اگه میگین این داستان خیالیه باید بگم رمان باید یه داستان واقعی باشه که از ذهن وخیال سرچشمه بگیره . ذهن وخیالی که بر اساس واقعیت ها پایه ریزی شده حالا خواه واقعیت ها خوب باشن یا بد.
یه کم هم به فکر ما باشید .درسته که یه رمانی میخوایم که ماروتوی حال خوبش فروببره وبه قول بعضیا دردامونو فرتموش کنیم .اما یه کم هم واقعی نگر باشیم .
این دوتا که هنوز نه دیدن نه پسندیدن عاشق هم میشن. اونم باکمترین نشونه!
منا تا آخرین لحضه داشت به بهزاد فکرمیکرد
این یعنی توی قلبش آمادگی جوونه های عشق چند نفرو باهم داشت. اما عاشق فقط خودشو می بینه و اونو!
درسته که تاحدی پردازش قوی بود ولی موضوع خاصی نداشت


ghazal 
۲۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۴۲

ketabe qashangi bud, man dastan haye dgeye nila juno khundam v az hamashunam khosham umade, inam qashang bud ama man be andazeye dastan haye qablish azash lezat nabordam. dar kol v dar moqayese ba bazi ketabaye dg aaaaali bud vali dar moqayese ba dgar dastan haye khode nila jun na.


sahel 
۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۵۰

واقعا خیلی عالی بود من تحت تاپیر قرار گرفتم نیلاخیلی ممنون


۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۴۹

کیوان ۴۱  :
در ادامه حرف شما دوست عزیز ارغوان من به شخصه فکر می کنم دختران جوان زیادی کاربر ان این سایت هستند و انها خیلی سطحی نگر و الکی خوش هستند من هم بسیار تعجب می کنم جرا این عده به یک داستان بی محتوا و پر از اشتباه و قاطی به این اندازه باور نکردنی ارزش و اعتبار می دهند من در بالا از ۱۲ صحفه ای که خواندم ایراد ایشون را شرح دادم و نیلا خانم دو هفته ای که از ان می گذرد نیامد جواب بدهند شخصیتهای که ایشون می افریند نمی توانند حقیقی و باور کردنی باشد ولی یک حرف شما به نظرم اشتباه باشد از پشت پرده خبر نداریم در ظاهر اینطور به نظر می رسدکه این سایت برای نویسندگان جوان است و این موقعیت و امکان را به همه ما می دهد اگر خواننده ای می اد و به یک داستان بعد احسن می گوید مدیران این سایت نمی توانند و به درستی هم دخالت نمی کنند من به شخصه بهتر از این سایت سایت دیگری را ندیدم امیدوارم که اشتباه نکرده باشم.

به نظر من که خیلی خوب بود محتوای خوبیم داشت یکیش اینکه چشمامونو روی عشق واقعی باغیر واقعی باز میکرد . از نظر باورشم باید بگم کاملا میشه حسش کرد شایدم چون شما پسرین براتون غیر قابل درکه یه حسن دیگشم تا نزدیکای اخراش نمی تونستی حدس بزنی کی به کی میرسه


nikta 
۳۱ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۲۸

سوژه ی تکراری……..منو جذب نکرد!فقط اخرشو دوس داشتم


naghmeh 
۳۱ مرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۴۱

خیلی قشنگ بود من قبل خوندن این کتاب کلی ناراحت بودم ولی چند صفحه که خوندم خیلی خندیدم جملات تو کتاب باحال نوشته شده بودن
دوست دارم نیلا جون منتظره نوشته های بعدیت هستم بوسسسسسسسسسسسس


مرضیه 
۰۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۲۸

خیلی بامزه بود کلی خندیدم ممنون ولی دختره چرا هی میخوره به اینو اون؟


۰۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۴۰

سلام
من دارم دانلودش میکنم
امیدوارم که اینم مپل بقیه رمانا خوب نه عالی باشه


۰۱ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۱۹

رمان زیبا و فوق العاده ای بود موضوعش هم خیلی جالب بود
ممنون نیلا جون دستت درد نکنه خسته نباشی امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشی منتظر رمان های زیبا و جدید شما خواهم بود


Niloofar 
۰۳ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۲۴

ممنون نیلا جون عالی بود.پیشنهاد می کنم بخونید!!!!


۰۳ شهریور ۱۳۹۱ ۱۸:۳۶

با نظر کیوان و میترا جان موافقم.
و شما نمی تونید با گفتن چند جمله در شروع خودتونو مبرا از همه چی کنید وهر چی خواستید بنویسید.
به شخصیت پرستار توهین کردید لطفا قبل از نوشتن کمی درباره کار پرستار تحقیق میکردید .
این شخصیت که ساختید با این لودگی های بی مزه ارزش خوندن نداره.


۰۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۱۷

وای خیلیییییییییی رمانه پرشور و قشنگی بود.کتابای نیلا جون حرف ندارهههههههههه.


elham.es 
۰۵ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۲۳

رمان زیاد جالبی نبود البته نسبت به رمانهای جذاب قبلی نویسنده ی عزیز راستش فکر نمیکردم نیلا خانم یه همچین رمانی بنویسن از ایشون خیلی خیلی بیشتر انتظار میرفت در هر حال بازم خیلی خیلی ممنون شاید انتظار من نسبت به نیلا خانم زیادی هست


taranoom 
۰۵ شهریور ۱۳۹۱ ۱۸:۲۶

قشنگ بود ارزش یک بارخوندن رو داشت.


raha 
۰۵ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۳۹

خوب بود.
سرگرم کننده و جالب…
ممنون و خسته نباشید به نیلا جان نویسنده کار…


شادی 
۰۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۲۲

افرین خییلی خوب بود.پایانش خیلی قوی بود..


maryam 
۰۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۴:۰۲

قشنگ بود کتابای نیلا جون دوست دارم ممنون


raha 
۰۸ شهریور ۱۳۹۱ ۰۰:۵۲

باحال و خوب!!!!!!!!!!!
ممنون از نویسندش…


مریم.نفس 
۰۸ شهریور ۱۳۹۱ ۰۲:۴۸

از خوندنش لذت بردم.با آرزوی موفقیت بیشتر برای تو نیلا جان.


fatemeh 
۰۸ شهریور ۱۳۹۱ ۱۰:۴۶

من هنوز نخوندم…ولی مگه میشه کار های نیلا جوووووووووووووون بد باشه…؟پس حتما ارزش خوندن داره…


sama 
۰۹ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۰۵

male man zipe barname on zip nadaram bekhonamesh


۰۹ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۳۸

نیلا جوووون رماناتو خیییلللییی دوست دارم و آسانسور هم مثل بقیه عالی بود


کیارا 
۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ۰۰:۰۸

نیلا جوووووووون من خیلی دوست دارم رمان هات همه خیلللللللللللللی قشنگن


۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ۰۷:۰۵

be nazar man mozoesh ghashang bod va az in khosham omad ke az zibayi royayi mona ke to aksar dastanha shakhsiatay asali az on barkhordaran naneveshte bodi va az tosif fazaye bimarestanetam khosham omad vali bayad begam to bimarestana har pezeshk ye otagh nadare
magar estesna bashe vali dar kol ghashang bod MRC


۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۱۱

خیلیییییییییییییی با حال بود :-)


شیوا 
۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۴۱

رمان قشنگی بود حتما بخونیدش . مرسی از سایتتون من تا حالا خیلی از داستاناتون رو خوندم ممنون از زحمتتون . فقط یک مقدار تو تایپ رمان ها دقت کنید غلط املایی زیاد دارند .


lootos 
۱۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۰۲

منم دارم دانلود میکنم ممنون از سایتتون تو تابستون که خیلی به دردم خورد حالا نوبت درس ولی سعی میکنم بازم سری به سایتتون بزنم با نهایت کمال وتشکر وارزوی پیشرفت روز افزون برای شما و یه تشکر ویژه از نویسنده های سایتتون امیدوارم همینطور به کارشون ادامه بدن


setareh 
۱۱ شهریور ۱۳۹۱ ۲۰:۲۸

قشنگ بود………….دوسش دارم


alijeab-e eshgh 
۱۲ شهریور ۱۳۹۱ ۱۴:۲۹

نیلا جان مثل همیشه عالی


dokhtar khanoom 
۱۲ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۴۳

دختره زیادی پرحرفه. آدمو کسل میکنه…
من حوصلم نیومد تا آخرش بخونم….
خسته کننده بود.


۱۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۰۱

nila jon kheili khob bod.vali mitonest jazab tar ham besh.dar kol khaste nabashiiiiiiiiiii


سامان 
۱۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۲۰

ممنون نیلا جون .عالی بود


زهرا 
۱۶ شهریور ۱۳۹۱ ۲۰:۱۸

من به شخصه از طرفدارای نیلا جون هستم وهمه رمانهاشو میخونم وازشون لذت میبرم ولی این رمان محتواش نسبت به بقیه رمانهاش ضعیف بود ولی به خاطر زحمتی که کشید کمال تشکر وخسته نباشی را دارم .دوسسسسسسسسسسسسسسسسسست دارررررررررررررررررررررررررررررمممممممممم.


mahya 
۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ۱۷:۲۳

وای ….. عالی بود نیلا جون خسته نباشی ! من توتابستون اعصاب همرو خورد کردم انقدر رمان خوندم ولی باز خسته نشدم ! البته خیلی هاش تکراری بود ! ولی واقعا از همتون ممنونم !!!!! ماچچچچچچچ


ghazal.a 
۱۹ شهریور ۱۳۹۱ ۱۹:۵۵

واقعا خسته کننده بود


الی22 
۲۰ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۴۹

خیلی خندیدم به خصوص از صفحه۵۴…نمیگم کدوم قسمت چون داستان واسه کسایی که نخوندن لو میره
بهتر بود شخصیت منا به عنوان یه پرستار بیشتر مسولیت پذیر باشه
نیلا جون خسته نباشی من که خیلی خندیدم امیدوارم بقیه داستانهات همینجور باشن چون چندتا دیگه از داستانهاتو دانلود کردم


Neda 
۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۹:۳۹

Ghashang boooooood vali kheyli shologh bod,,,,,az biyne tamae romanhat vasvase va dar aghoshe bad ke alan dar hale taype bishtae dos dashtam……vali karat harf nadare nila jon joni.meeeeeessrrrrrrrrrrrrrrrrrrr333333333000000000


mahsa 
۲۲ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۵۵

man ba nazaraye shoma don kardam, omidvaram hamintor k migin khob bashe


رومینا 
۲۳ شهریور ۱۳۹۱ ۱۷:۴۲

سلام
خواستم بپرسم نیلای عزیزکتاب جدیدی ننوشتن؟
من رمانهای ورودعشق ممنوع،توبامنی،عاشق اسیروآسانسورایشون روخوندم
اگه غیرازاین ها رمان دیگری دارن اطلاع بدین!
ممنون


ماندانا 
۲۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۹:۵۸

به نظر من بدددکک نبود،اولین کتاب نیلاست که خوندم،معمولی بود میتونست بهترم باشه


soha 
۲۵ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۱۹

nila joon mec eshgham aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod


۲۵ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۴۶

ارزش خوند رو داره


رفیق 
۲۵ شهریور ۱۳۹۱ ۱۸:۲۶

لطفا نرم افزار موبایلش رو هم برامون بذارید
ممنون


puneh 
۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۴:۲۱

نیلا جون مرسی واقعا قشنگ بود .


eli 
۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۹:۱۷

kheyli ghashang bood chon 2 taraf vaghee budan va mesle bazi ketaba fereshte haye biayb nabudan


sahar7300 
۳۰ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۵۳

من رمان های نیلا جونو خیلیییییی دوست دارم.. ولی عزیزم این یه مقداری زیادی شلووووووووووووووغ بود! بازم ممنون


آروشا 
۳۰ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۴۹

البته این یه نقده ها….
یکم از هم گسیخته بود از همون اولش هم تکلیف شخصیت اصلی داستان با خودش معلوم نبود. میدونی تمام اون روابط که با محمد بهزاد نیما فرزاد ودامون داشت توی لایه های سطحی بسط داده شده بود هیچ کدوم رو به لایه های عمیقتر نمی رفت . راستش هنگام خوندن رمانتون من یه حس جالب داشتم اون حسی که انگار سه چهارم مطلب توی ذهن شماست و شما فقط یک چهارم پایانی رو نوشتین وما تقریبا باید اون سه چهارم رو توی ذهنمون مجسم کنیم یا حس کنیم…
شاید اگر برای هرکدوم از اون شخصیت ها ۳ یا ۴ صفحه توضیح میدادین یکم عمیقترش میکردین اون نتیجه جالب از انواع دوست داشتن که آخر کتاب نوشته بودین خیلی خیلی بهتر درک میشد


azar 
۳۰ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۵۵

من دارم دانلودش میکنم امیدوارم خوب باشه.


mahla 
۳۰ شهریور ۱۳۹۱ ۲۳:۵۴

میشه لطفا کتابای نیلارو بهم معرفی کنید
خیییییییییییییییییییییییییلی قشنگن
همیشه از خوندنشون لذت می برم


منا 
۳۰ شهریور ۱۳۹۱ ۲۳:۰۳

از اون جایی که اسمم مناست دوست دارم بخونمش.حتما قسنگه


IcEHeArT 
۰۴ مهر ۱۳۹۱ ۱۵:۰۴

in ketab va3 mobaylesho nemizarinnn?


fatane 
۰۴ مهر ۱۳۹۱ ۱۶:۳۴

سلام بر همه ی دوستای عزیز نودو هشتی
متشکرم از نیلای عزیز مثل همیشه عالی بود
منتظر کتابای بعدیت هستم


fesgheli_r 
۰۵ مهر ۱۳۹۱ ۱۰:۲۵

از پس خندیدیم..مردم..خیلی قلم خوبی دارین…
فقط اخر عشق عاشقی شد..از اولش طنز بود..واقعا سبکش فرق داشت با این همه کتابهایی که خوندم…
مررررررررسی نیلا جوووووووووون


farzane 
۰۵ مهر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۳

من ۲ ماه پیش خوندمش . جذابیت داستان خیلی بالاست . همه ی نوشته های نیلا جون همینطوره اصلا یکنواخت و کسل کننده نیست . وقتی شروع میکنی به خوندن اصلا دلت نمی خواد کنار بذاریش . دوست دارم نیلا جون .


Roxi 
۰۷ مهر ۱۳۹۱ ۲۱:۲۹

وای وای خدا غش رفتم
ولی عالی پیچونده بود تو هما !!!
یعنی از هر طرف فکر میکردی نمیفهمیدی به کدوم میرسه !!
برعکس بقیه رمانا که مشخص میشه طرف کیه !!
دمتون گرم خیلی خیلی زیبا بود
دست نویسندش طلا


مرضیه 
۱۷ مهر ۱۳۹۱ ۱۰:۳۹

دستت درد نکنه خیلی قشنگ بود عزیزم


الینا 
۲۷ مهر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۹

bahal bood :)


negin 
۲۸ مهر ۱۳۹۱ ۲۳:۴۸

kheili ziba bood faghat akhare kar hame chiz kheili sarie etefagh oftad age se safhe ye dg ham darbare ye ezdevajeshoon minevesht aliii mishod..vali be har hal khaste nabashi


حدیث1995 
۰۶ آبان ۱۳۹۱ ۱۵:۳۶

سلام نیلا جونم
رماناتو خیلی دوست دارم،طنزه و خنده داره،واقعا برای موقع هایی که ادم خسته ست فوق العاده ست.
و اینکه شخصیتاتو رویایی نمیسازی خوبه،منظورم از رویایی اینه که همه چی تموم نیستن مخصوصا دختراش
یه خسته نباشید جانانه بهت میگم


یاسمن 
۱۲ آبان ۱۳۹۱ ۲۱:۵۳

merci


لاله 
۱۸ آبان ۱۳۹۱ ۰۸:۳۳

قشنگ بود بخوانید


ویس 
۱۸ آبان ۱۳۹۱ ۲۲:۴۵

ممنون از نویسنده


۲۲ آبان ۱۳۹۱ ۱۱:۵۴

یعنی از عج رمان دخترش چشم آبی نیشت.الهـــــــی شکر
هرچی خوندم دختره مث خارجیا بود قد بلند و بور و سفید و چشم رنگی!!!!!!!ایول نیلا فقط ای کاش با یه پرستار صحبت میکردی که رمانت قسمتای بیمارستانش علمی تر باشه من خودم ماما هستم


Rana 
۲۶ آبان ۱۳۹۱ ۲۰:۵۳

سلام نیلا جون چرا دیگه ازت رمان جددی نمی بینم! من کتابهات را دوست دارم بازم بنویس لطفا


sanaz 
۲۹ آبان ۱۳۹۱ ۱۹:۴۴

mer30 nila jan hame roman hat mahsharan:*


۰۱ آذر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۵

فوق العادس بچه هاازدستش ندین من که عاششششششقششششششمممممممم


peggy 
۰۴ آذر ۱۳۹۱ ۲۳:۳۳

من دیونشم خیلی قشنگه داسنانش فرق داره خداروشکر ازدواج های موقتی نبود که بعد بخوان دلبسته بشن فدای نویسنده بوووووووس


۰۶ آذر ۱۳۹۱ ۲۲:۳۴

من خیلی وقت پیش خونده بودمش واقعا کار نیلاجون همیشه عالیه همه رمانهاشو خوندم مرسی


شبنم 
۰۶ آذر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۲

خیلی باهاش حال کردم.


mina 
۰۸ آذر ۱۳۹۱ ۲۰:۴۳

خیلی توپ بود .


مهرنوش 
۰۹ آذر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۸

خوب بود ولى آخرش زیادخوب تموم نشد


۱۱ آذر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۰

اخرش خوب بودچی بهترازاینکه ۲تاعاشق بهم برسن مهرنوش جان


maedeh angel 
۲۲ آذر ۱۳۹۱ ۲۳:۱۸

خیلییییی باحال بودددددددددد
ممنون نیلا جوووون


۰۴ دی ۱۳۹۱ ۱۹:۰۴

چرا اکثر رمانا طوری شده که با خوندن اولای داستان میتونی تا تهشو بخونی؟؟؟؟؟


rocio 
۱۵ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۰۹

من تازه دارم دانلودش میکنم ولی از اونجایی که خیلی از کاربرا ازش تعریف کردن باید قشنگ باشه.


سارا 
۱۶ دی ۱۳۹۱ ۱۱:۵۸

بدک نبود راستش چنگی بدلم نزد…..


مائده 
۲۶ دی ۱۳۹۱ ۱۲:۰۹

سلام نیلا جون چرا دیگه رمان نداری؟من همه رماناتو خوندم عاشقه نوشته هاتم الان خیلی وقته منتظره رمان جدیدتم اما خبری نیست چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


هستى 
۲۶ دی ۱۳۹۱ ۱۷:۱۷

سلام .رمان خوبى بود.نیلا جون راستش من یه رمان نوشتم حالانمیدونم چه جورى بندازمش داخل اینترنت؟لطفا کمکم کن نیلاجون


۱۲ بهمن ۱۳۹۱ ۰۱:۱۵

سلام من اولین باره به سایت شما میام وواقعا از چندتا رمانی که دانلود کردم خوشم اومد من یقین دارم نویسندگان ای سایت اینده درخشانی دارند باارزوی موفقیت تمام برای شما


مهرآیین 
۱۷ بهمن ۱۳۹۱ ۱۵:۳۰

سلام،رمان قشنگی بود من خوشم اومد اگرچه به قول نیلا جون شاید تو واقعیت این اتفاق نیوفته ( ولی به نظر من ممکنم هست بیفته انقدر اتفاقای عجیبتر از این داستان رخ میده که اگه بشنویم میگیم امکان نداره ) ولی در کل رمان قشنگی بود طنزشم جالب بود. ولی دوست داشتم یکم قیافه ظاهری منا توضیح میدادی بیبنیم چطوریه حاضر جوابیش که با حال بود…….مرسی نیلا جون بابته نوشته هات.


۲۳ بهمن ۱۳۹۱ ۱۷:۴۵

خوب بود نیلا جون دستت طلا.من کاراتو دوست دارم منتظر کارای بعدیت هستم


ستاره 
۲۶ بهمن ۱۳۹۱ ۰۱:۰۴

عاشق رماناتم نیلا جون


آناشید 
۲۰ اسفند ۱۳۹۱ ۲۱:۴۴

سلام خیلی قشنگ بود در واقع عالی بود
دستت درد نکنه نیلا جون
دانلود بکنید و حتمن بخونیدش خیلی خنده دار و عالی!!!!!


سعیده اساره 
۰۵ فروردین ۱۳۹۲ ۱۵:۲۴

زیبا و تحسین بر انگیز


نغمه 
۲۱ فروردین ۱۳۹۲ ۱۷:۰۰

asheghetam nilla jooooooooooooon mesl hamishe ali boood booooooooooooooooooooooooooooooooos


Farnoush 
۰۱ خرداد ۱۳۹۲ ۱۳:۰۴

مرسیییی….خیلی هیجان داشت…ممنون از نویسنده


نام

ايميل

سايت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک گذاری

Bala tarin Donbaleh  Cloob Delicious Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other Stumbleupon

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 50000 نفری نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


محبوب کنید :  اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها
رادیوی اینترنتی سور سخن شماره 4 – ویژه نوروز
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa