تابلو اعلانات (با رفرش تغییر میکند)

توجه داشته باشید که کتابها ابتدا در انجمن توسط نویسندگان نوشته می شود . برای به روز بودن از نوشته های جدید و دیدن رمانهای در حال تایپ اینجا و برای دیدن رمانهای کامل شده اینجا کلیک کنید.

بایگانی
موضوعات
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

Roya رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا

1 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : رویای شنی

2 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا

3 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۶۶ مگا بایت

4 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۱۱۶

14 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

نگار وکیل دادگستری در جریان پرونده قتلی قرار میگیرد وناخواسته وکالت موکلش هومن اهرابی را میپذیرد.در جریان ملاقات با موکل که همان قاتل میباشد متوجه میشود که هومن کسی نیست جز حسام دوست صمیمی ویار جدا نشدنی نامزدش که چند سال پیش به طرز مشکوکی ناپدید شده!
وحالا او در پی پیدا کردن ارش(نامزدش) وارد ماجرایی میشود که در نهایت.

 


5 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

6 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

7 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

11 رمان ایرانی و عاشقانه رویای شنی | Chrysalis کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از Chrysalis عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

 


برای دیدن رمانهای در حال تایپ اینجا و برای دیدن رمانهای کامل شده اینجا کلیک کنید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , ,




۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۲۶

من خوندمش چن مدت پیش….موضوعش خوب بود ولی روند داستان میتونست خیلی بهتر از اینی که بشه….در کل به دلم ننشست….
از نویسنده تشکر میکنم و امیدوارم رمانهای بعدیش بهتر باشه.

موافق 0 مخالف 0


۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۴

امیدوام قشنگ باشه

موافق 0 مخالف 0


aida 
۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۵۷

من آخرشو نفهمیدم!!!

موافق 0 مخالف 0


میترا 
۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۳

من خوندمش الان تموم شد موضوعش کمی جالب بود اما یه جاها شدید غیر واقعی خوب داستانو جلو نبرده بود غلط املایی زیاد داشت ایشالا کارای بعدیش قویتر باشه ممنون

موافق 0 مخالف 0


saba 
۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۳۰

بابا یکی نیست به من و این رسول توی دانلود کمک کنه ما با این روش جدید نمیتونیم دانلود کنیم

موافق 0 مخالف 0

    honey_x 
    ۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۴۲

    دوست عزیز من بارها اعلام کردم و انتهای قسمت توضیحات روش دانلود نوشته شده!
    بر روی لینک دانلود کلیک کنید وارد صفحه xip.ir میشید صبر کنید تا بارگزاری انجام بشه و گزینه ی رد تبلیغ نمایش داده بشه!
    بر روی این گزینه کلیک میکنید تا شروع به دانلود کنه!
    اگر مرورگرتون اکسپلورر هست از منوی tools گزینه pop up blocker را turn off کنید تا مرحله آخر دانلود انجام بشه!
    با مرورگرهای فایر فاکس و کروم همچین مشکلی وجود نداره!

    موافق 0 مخالف 0



fatemeh 
۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۵۶

ای بابا آخرش مانفهمیدیم قشنگه یانه دانلود کنم یا بیخیال شم.

موافق 0 مخالف 0


بهناز 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۱۴

این چ وضعه نظر دادنه آخه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اگه خوشتون نیامده وا۳ چ توهین میکنین؟؟؟
خیلی ادعاتون میاد پاشین از زندگیتون وقت بذارید ی رمانننن بنویسین!!!!!!
چ زشت باشه چ قشنگ از نویسنده خیلی ممنونممم!

موافق 0 مخالف 0

    honey_x 
    ۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۴۸

    پیرو صحبتای این دوستمون واقعا متعجبم چطور کسانی که کتابو نخووندن از روی حرف دیگران یا خلاصه به خودشون اجازه توهین به نویسنده رو میدن؟؟!!!
    دفعه آخر باشه همچین نظراتی میبینم!!! کسی دوست نداره نخوونه!! وقتی هم نخوونده صلاحیت نظر دادن نداره!

    موافق 0 مخالف 0

      golchin 
      ۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۳۳

      honey_x harkasi vase khodesh aghidei dare shoma ham nemotoni inja taein koni k ki bayad chejori nazar bede!!!!!!

      موافق 0 مخالف 0




maha 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۱۹

ممنون از نویسنده ی خوب این رمان
اگه داستان روند بهتری پیدا میکرد و یه مقدار از حالت کلیشه ای در میومد رمان عالی ای میشد من خوشم نیومد با این حال امیدوارم در کار های بعدی نویسنده رو موفق تر ببینیم

موافق 0 مخالف 0

    honey_x 
    ۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۸:۴۹

    ممنون از نظر سازنده تون..

    موافق 0 مخالف 0



ملینا 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۲۳

بهنار جون با نظرت موافقم امیدوارم همه بچه هایی که عضو سایت هم هستند رعایت کنند تا به کسی توهین نشه ، دل کسی رو با چندکلام حرف نشکنیم .

موافق 0 مخالف 0


شیدا 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۰۰

بچه ها کتاب قشنگیه اما از قبل گفته باشم اگه منتظر یک داستان اب دوغ خیاری هستید نخونیدش بدردتون نمیخورد.درستکه موضوعش تکراری ولی نحوه بیان قشنگ و نشون میده که نویسنده سواد نوشتن دارد.به هر حال دست نویسنده درد نکند

موافق 1 مخالف 0


BLOOOOOOOOOOOOOOD 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۴۶

احتمالا نویسنده قصدش این بوده که داستانش مرموز جلوه کند… داستانش کمی حالت مصنوعی داشت و با صرف وقت بیش تر می توانست آن را خواندنی تر نشان دهد… آخرش کمی گنگ بود ؛ که این گنگی به جای اینکه به خواننده لذت ببخشد، او را از نتیجه ی پایانی زده می کرد… ولی با خلاقیت بیش تر و تمرین بیش تر قطعا کتاب های خواندنی تری نیز از این نویسنده می توان مشاهده کرد………………..

موافق 0 مخالف 0


soozan 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۴۳

nevisandeye en ketab zahmat keshide.vaghtesho gozashte.azash mamnoonam

موافق 0 مخالف 0


shab 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۱۸

آخرش چی شد؟؟؟؟!!!

موافق 0 مخالف 0


۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۴

سلام کتاب قشنگی بود من که لذت بردم .یه سوال از نویسنده -اخرش ارش رو تو دادگاه دید یا نه؟ممنون میشم جواب بدین در ضمن دستتون درد نکنه بابت کتاب قشنگتون

موافق 0 مخالف 0


۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۵۱

کتاب قشنگی است .دست نویسنده اش درد نکنه . ما نویسنده ها زحمات نوشتن یک کتاب رو می دونیم . بیدار بودن شب ها تا صبح …ا از خیر گردش و مهمونی و تفریح گذشتن ها ، اشک ریختن به پای اشک های قهرمانان داستان هایمان و …من در انجمن خوندمش حتما بخونید و لذت ببرید

موافق 0 مخالف 0


رها 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۱

سلام منم کتابو خوندم تا چند صفحه اخرش خوب بود و از نویسنده ممنونم ولی صفحه اخرش افتضاح بود
اخه یعنی چی؟ سر کارمون گذاشتن؟ مگه نگفتن ارش مرده؟ پس چی شد توی دادگاه دیدش؟ بعدش چی شد؟ اگه نویسنده محترم نظرات رو میخونن میشه تکلیف مارو روشن کنید؟ لاقل یه توضیحی دلیلی چیزی اگه ارش زنده بود پس چرا گفتن مرده این همه سال کجا بوده؟میشه هرکی فهمید بگه منم بدونم؟واقعا خورد توی ذوقم انگار داستان نصفه تموم شدش خواهشا بگید چی شد…….

موافق 0 مخالف 0

    ۲۱ دی ۱۳۹۱ ۱۴:۵۲

    سلام به نظر من آرش همون ۵ سال پیش مرده ولی اون کسی نگار توی دادگاه دید می تونیم اینطوری توجیه کنیم که نگار دوست داشت آرش رو توی دادگاه ببینه اون نگاه هم یعنی که اگه اونجا بود به داشتن همچین همسری افتخار می کرد

    موافق 0 مخالف 0



ترسا 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۱

سلام به همه

موافق 0 مخالف 0


ترسا 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۳

من موندم این همه کتاب میخونید اما در شان یک خواننده کتاب برخورد نمیکنید.

موافق 0 مخالف 0


SAMA 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۰۴

بدک نبود

موافق 0 مخالف 0


حسنا خانوم 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۶

به نظر من داستان خوبی بود. تکراری هم نبود. فقط واقعا نفهمیدم آرش اون آخر چی بود؟ ممنون میشم بگید

موافق 0 مخالف 0


۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۳۳

با سلام و خسته نباشی خدمت نویسنده.داستانه خوبی بود نحوه بیانش قشنگ بود ولی اخرشو نفهمیدم ارش زنده بود یا به چشمش اومد؟

موافق 0 مخالف 0


فاطمه زهرا 
۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۱۶

چه جوری کتابم رو تو سایت بزارم؟

موافق 0 مخالف 0


pani 
۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۶

ghashang boood mersiiiiiii

موافق 0 مخالف 0


asra14 
۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۲۲

سلام
به نظر من میتونست بهتر باشه!!
آخرش واضح نبود…!!!!

موافق 0 مخالف 0


behzad 
۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۰

salam.torokhoda harki akharesho fahmid bege .romane ghashangi bod faghat akharesh namafhom bod.akhresh dadashe shila ki bod az koja peidash shod?shila az ki bardar bod?

موافق 0 مخالف 0


۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۵۷

salam man az shahreza hastm. man nafahmidam arash chi shod pas taklife hoshang chi mished. man az negar khanom kheili khoshom omad.

موافق 0 مخالف 0


مطهره 
۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۶

سلام.
نویسنده عزیز موضوع داستان خیلی جذاب و قشنگ بود ولی میتونستی خیلی بهتر و منسجم تر از این بنویسی خیلی قسمت های داستان بود که ناگهان وارد یه صحنه دیگه میشدی.
فکر میکنم اگه مفصل تر بود یعنی تکلیف حسام وزندگی هوشنگ ونگار و آرش و مشخص میکردی از بهترین داستان ها میشد.
در نهایت خسته نباشی

موافق 0 مخالف 0


۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۲۴

احیانا این یه فیلمی نیست؟

موافق 0 مخالف 0


taraneh 
۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۲

خواهش می کنم هرکسی که اخرش رو فهمید بگه.
همه ی داستان خوب بود ولی اخرش…

موافق 0 مخالف 0


tanin 
۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۲

کتاب قشنگی بود.ولی چند تا سوال داشتم که خواهش می کنم جواب بدبد
۱)ارش مرد یا زنده موند؟
۲)برادر شیلا کی بود؟
۳) تکلیف هوشنگ چی میشه

موافق 0 مخالف 0


Navid 
۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۰۵

تا این جا که از این سایت هر کتابی رو دانلود کردم در کل بد نبوده. امیدوارم این یکی هم نا امیدم نکنه.
مرسی

موافق 0 مخالف 0


رها 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۱۰

من خیلی از نویسنده این رمان ناراحتم لطفا اگه مسئولین امکانشو دارن به ایشون بگن
ایشون وقت گذاشتن رمان نوشتن ازشون ممنونیم ولی انقدر ارزش واسه خوانندهاشون قائل نیستن که بیان نظراتو بخونن یه جوابی به ماها بدن؟مگه این رمانو برای دیگران نوشتن؟ پس چرا نظرات براشون مهم نیس این همه ادم داریم میپرسیم اخرش چی شد هیچ کسی نیس جواب بده این درست نیس من خیلی وقته توی این سایت میام خیلی کتابا بودن که نویسندشون میومدن نظرات بچه هارو میخوندن چه نقد بوده چه تشکر خیلی پیش اومده جواب دادن ولی ایشون حتی حاضر نیستن جواب این همه ادمو بدن که اخر داستانشون چی شد هانی جون اگه شما فهمیدی لطفا به ما هم بگو عزیزم که این ارش و داداش شیلا چی شدن اخره داستان
با سپاس از زحماتتون

موافق 0 مخالف 0


boloure abi 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۱۸

سلام خوب بودنحوه اینجورداستانای علمی وتخیلی رودوست دارم ادم مطمعن که یک فکر پشت رمانه نه فقط نوشتن من سوال داشتم هانی جون جواب میخوام لطفاچه طور توی قسمت تایپ کتاب اسمم بیاد بین اونایی که دارن کتاب دنبال میکنن مثل اسم خودت وبقیه ودیکه چه طور نقد بزارم یا مثبت منفی واینادیگه ممنون ازهرکی که زحمت میکشه واسه سایت

موافق 0 مخالف 0


solijoon 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۵۵

(سلام بچه ها )….بر خلاف نظرات شما من از این رمان خوشم اومد به نظرم خیلی ماهرانه از قبل به بعد می رفت وهمینطور بر می گشت بازی با کلماتشم عالی بود .شیلا انچنان مهم نبود که بیشتر موضوعش باز بشه آخه حسام دیگه اعتراف کرد و همه چی مشخص شد آخرم ارش نبود یه جوری خیال بود،روح بود که دیده بودش امیدوارم تونسته باشم کمک کرده باشم .ممنون از نویسندش

موافق 0 مخالف 0


mona 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۰۵

salam! arzesh yek bar khondan ra dasht

موافق 0 مخالف 0


خوشگله ریکا 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۹

سلام امیدوارم زیبا و ارزش خوندن و داشته باشه , نویسنده با خوندن و ارسال جواب به نظر و عقاید خواننده ها توجه بیشتری کنه و صرفا برا دل خودش نویسه

موافق 0 مخالف 0


mina 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۳۵

behesh miyad ghashang bashe11!

موافق 0 مخالف 0


۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۰:۴۸

میتونم بگم مزخرفترین کتابی بود که خوند واقعا خیال پردازی محض….
حتی ارزش یکبار خوندن رو هم نداره

موافق 0 مخالف 0


tare 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۴۷

solijoon  :
(سلام بچه ها )….بر خلاف نظرات شما من از این رمان خوشم اومد به نظرم خیلی ماهرانه از قبل به بعد می رفت وهمینطور بر می گشت بازی با کلماتشم عالی بود .شیلا انچنان مهم نبود که بیشتر موضوعش باز بشه آخه حسام دیگه اعتراف کرد و همه چی مشخص شد آخرم ارش نبود یه جوری خیال بود،روح بود که دیده بودش امیدوارم تونسته باشم کمک کرده باشم .ممنون از نویسندش

سلام
دست نویسنده درد نکنه رمان قشنگی بود منم با ریکا جون موافقم منظور نویسنده از دیدن آرش تو صحنه پایانی این بود که روحش تو اونجا حضور داره. ولی نکات مبهم داستان مثل برادر شیلا یا اینکه درخواست ارش رو به خاطر بیماری قلبی به زور قبول کرد و هوشنگ رو بی هیچ دغدغه ای یه کم جای تامل داره و ای کاش اینها رو هم باز می کرد تا خواننده در اخر داستان متحیر نمونه بازم تشکر

موافق 0 مخالف 0


tare 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۴۸

ببخشید اسم solijonoon رو به اشتباه ریکا گفتم

موافق 0 مخالف 0


صدف 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۰

چرا همش از کاربرا کتاب میذارین؟؟؟

موافق 0 مخالف 0


۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۰

بچه ها مدل گوشی من ویواز سونی اریکسون هست.گوشی من PDFباز نمیکنه اینا هم هیچ کدوم باز نمیشه.
کاش مثه قبل حالت کتابچه و پرنیان داشت.
اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه

موافق 0 مخالف 0


الهه 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۸

سلام این رمان خیلی جالب بود دوست داشتم با نگار همزاد پنداری کنم و پایان باز داشت که خیلی فوق العاده بود چون باعث شد بعد از خوندن رمان بهش فکر کنم ولی غلط املایی داشت و بعضی از شخصیت ها معلوم نشد چه اتفاقی افتاد مثل برادر شیلا و چرا شیلا حامله بود و در مورد نگار پسری که این همه از خودگذشتگی میکنه براحتی گذشت و احساسش مشخص نبود ولی خیلی باحال بود بعضی جاها به آدم شوک میداد و متفاوت بود فکر میکنم در آخر داستان آرش یک تصور بود به هر حال از نویسنده ممنونم و امیدوارم جواب ما رو بدن ……

موافق 0 مخالف 0


همیسا 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۷:۵۰

سلام عزیزم همینجوری هم از صفحه اصلیه سایت میتونی کتاب دان کنی ولی اگه بخوای بری تو انجمن باید عضو بشی.البته امیدوارم درست گفته باشم

موافق 0 مخالف 0


maryam 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۷:۵۴

Man khundamesh, ghalat ziyad dasht, gong bud, hey ehsasi mishodo yoho shok midad, kholase heyfe vaghti ke gozashtam az 12,5 ta 2,45 ke khundamesh! !!!!

موافق 0 مخالف 0


chrysalis 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۴

maryam  :
Man khundamesh, ghalat ziyad dasht, gong bud, hey ehsasi mishodo yoho shok midad, kholase heyfe vaghti ke gozashtam az 12,5 ta 2,45 ke khundamesh! !!!!

سلام عزیزم .. من نمیدونم وقتی خط اول داستان و تم کلی اش شما رو نمیگیره خب چه اصرایه که میخونی و بعد میایی اینقدر تند و تیز ….!!!!!!!!۱
انصاف بد نیست ها ….
خودت داری میگی اینقد ساعت پاش وقت گذاشتم خب ….
مجبور نبودی عزیزکم .. کسی چاقو نذاشته بود زیر گلوت که … گذاشته بود؟

موافق 0 مخالف 0


chrysalis 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۶

الهه  :
سلام این رمان خیلی جالب بود دوست داشتم با نگار همزاد پنداری کنم و پایان باز داشت که خیلی فوق العاده بود چون باعث شد بعد از خوندن رمان بهش فکر کنم ولی غلط املایی داشت و بعضی از شخصیت ها معلوم نشد چه اتفاقی افتاد مثل برادر شیلا و چرا شیلا حامله بود و در مورد نگار پسری که این همه از خودگذشتگی میکنه براحتی گذشت و احساسش مشخص نبود ولی خیلی باحال بود بعضی جاها به آدم شوک میداد و متفاوت بود فکر میکنم در آخر داستان آرش یک تصور بود به هر حال از نویسنده ممنونم و امیدوارم جواب ما رو بدن ……

سلام دوست خوبم .. مرسی از محبتت .. بعد از اینهمه آدمی که تشنه به خونم بودن یکم آروم شدم نظرت رو خوندم
والا به پیر به پیغبر من تا همین لحظه از وجود چنین جایی برای نظرات بی اطلاع بودم دوستم بهم خبر داد!!!
ببخشید … از همگی عذر میخوام …
(ساره)

موافق 0 مخالف 0


chrysalis 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۴۸

نیلوفر  :
میتونم بگم مزخرفترین کتابی بود که خوند واقعا خیال پردازی محض….
حتی ارزش یکبار خوندن رو هم نداره

منم فقط میتونم بگم ممنونم ..
امیدوارم بعدا با یک کتاب دیگه بتونم نظرت رو تغییر بدم
ولی یه سوال .. به نظرت اگر یکی به خودت درباره کاری که زحمت کشیدی براش بگه چه حالی پیدا میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(ساره)

موافق 0 مخالف 0


chrysalis 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۳

solijoon  :
(سلام بچه ها )….بر خلاف نظرات شما من از این رمان خوشم اومد به نظرم خیلی ماهرانه از قبل به بعد می رفت وهمینطور بر می گشت بازی با کلماتشم عالی بود .شیلا انچنان مهم نبود که بیشتر موضوعش باز بشه آخه حسام دیگه اعتراف کرد و همه چی مشخص شد آخرم ارش نبود یه جوری خیال بود،روح بود که دیده بودش امیدوارم تونسته باشم کمک کرده باشم .ممنون از نویسندش

سلام مهربونم … واقعا زیر اینهمه هجمه دوستان خواننده میتونم بگم نظرت آرومم کرد …
وای که چه امشب شب بدی بود .. کاش همچنان در بی خبری از این قسمت می موندم …
دوستان عزیز یک نظر رو میشه به هزاران واژه متفاوت گفت …
اینکه مزخرف بود و چرت و ارزش وقت رو نداشت حکایت همون بشین و بفرما و بتمرگه !!!!!
واقعا از قشر کتاب خون بعیده اینجور نظرات… با این حال من ازتون ممنونم بخاطر حضورتون و عذرخواهم بخاطر وقتی که ازتون حروم شد!
====
دوست خوب و گلم دست تو رو میفشارم و روی ماهت رو میبسوم … مرسی به خاطر حضور گرمت و نظر آرامش بخشت

موافق 1 مخالف 0


chrysalis 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۲:۵۴

boloure abi  :
سلام خوب بودنحوه اینجورداستانای علمی وتخیلی رودوست دارم ادم مطمعن که یک فکر پشت رمانه نه فقط نوشتن من سوال داشتم هانی جون جواب میخوام لطفاچه طور توی قسمت تایپ کتاب اسمم بیاد بین اونایی که دارن کتاب دنبال میکنن مثل اسم خودت وبقیه ودیکه چه طور نقد بزارم یا مثبت منفی واینادیگه ممنون ازهرکی که زحمت میکشه واسه سایت

سام عزیزم .. ممنونم .. راستش الان اینقدر تو شوک پیامهایی هستم که خوندم که نمیدونم چی باید بگم .
برای سوالت باید بگم که باید عضو سایت بشی و بعد از قسمت راهنما همه اطلاعاتی که بخوایی میتونی پیدا کنی …
اگر نتونستی .. عضو که شدی کاربری خودم رو سرچ کن خودم راهنمایی ات میکنم.

موافق 0 مخالف 0


نام

ایمیل

سایت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 70000 نفری مشترکین نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


ما را دنبال کنید :    اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa