- رمان و داستان (۱۳۱۰)
- رمان ایرانی (۶۳۱)
- نوشته کاربران سایت (۲۹۰)
- رمان خارجی (۹۷)
- داستان بلند (۷۲)
- مجموعه داستان (۷۲)
- داستان کوتاه (۱۶۴)
- کتاب مخصوص موبایل (۷۱۲)
- رمان و داستان (۴۴۳)
- نوشته کاربران سایت (۲۳۸)
- جاوا (۷۱۰)
- اندروید (۱۷۶)
- رمان و داستان (۴۴۳)
- ادبیات (۲۶۱)
- نمایشنامه و فیلمنامه (۳۰)
- نقد ، بررسی و گفتگو (۱۴۹)
- شعر قدیم و معاصر (۷۱)
- زندگینامه (۱۰)
- کتاب گویا (صوتی) (۱۱۵)
- کامپیوتر و مهندسی (۳۳۸)
- برنامه نویسی (۷۸)
- الکترونیک (۱۰)
- انیمیشن و گرافیک (۲۳)
- هک و امنیت (۵۳)
- نرم افزار و سخت افزار (۷۴)
- اینترنت ، شبکه ، وب سایت (۴۸)
- موبایل (۵)
- مهندسی برق (۱۴)
- مهندسی مکانیک (۱۹)
- رباتیک (۶)
- تجارت الکترونیک (۸)
- علوم (۵۲۶)
- پزشکی و سلامت (۵۲)
- سیاست (۱۳)
- جغرافیا ، نقشه و باستان شناسی (۴۵)
- تاریخ (۷۳)
- روانشناسی و موفقیت (۶۶)
- فرهنگ و هنر (۲۳)
- علوم غریبه (۱۵۱)
- فلسفه (۳۵)
- اجتماعی (۲۵)
- مدیریت (۳۰)
- اقتصاد (۱۴)
- عمومی (۹۵)
- بانوان ، زیبایی و خانه داری (۹)
- کودکان (۴۰)
- متفرقه و سرگرمی (۱۵)
- ورزشی (۶)
- آموزش زبان انگلیسی (۳)
- خارجی و زبان اصلی (۱۰)
- محیط زیست (۱۲)
- مجله (۸)
- نودوهشتینامه (۸)
- رمان ایرانی و عاشقانه پیوند | gandom19 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه عشق به توان ۶ | غزل ، مینا و نگین کاربران انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه سهم من از زندگی | arameeshgh20 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه وفای عشق | maryam banoo482 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه رئیس کیه؟ | shahtut کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه دو روی سکه | مامان نخودچی کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه استاد | Ingenio کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه قلب های عاشق | baran .M کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه گمگشته راه | NEGAR1373 کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه آسمان مشکی | Eli!i!i!i کاربر انجمن نودهشتیا

نام کتاب : پدر خوب
نویسنده :~sun daughter~ کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۴٫۴۴ مگا بایت
تعداد صفحات : ۳۳۶
خلاصه داستان :
دختری هم نسل من و تو …
در مسیر زندگی یکنواختش حرکت میکنه … منتظر یک حادثه ی عجیب الوقوع نیست اما از یکنواختی خسته شده … روی پای خودشه … مستقله … عقاید محکمی داره … پای عقایدش می ایسته … و در این راه سعی میکنه تا به خیلی ها بفهمونه یک دختر، یک زن، یک بانو ،یک خانم … میتونه تنهایی نجابت و شرافتشو حفظ کنه …
باور هاشو به شدت باور داره … و کم کم در گذر زمان طعم عشقی ناخوانده رو تجربه میکنه که اصلا منتظرش نیست … !!!.
قالب کتاب : PDF
پسورد : www.98ia.com
منبع : wWw.98iA.Com
با تشکر از خورشید عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .
بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی
که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.
دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی
دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : daughter, sun, انجمن, ایرانی, خوب, خورشید, داستان ایرانی, داستان رایگان, داستان مجانی, دانلود داستان, دانلود داستان فارسی, دانلود داستان مجانی, دانلود رایگان داستان, دانلود رایگان رمان, دانلود رمان عشقی, رمان, رمان فارسی, رمان نوشته کاربران, رمان کاربر, رمان کاربران, عاشقانه, نودهشتیا, نوشته کاربر انجمن نودهشتیا, پدر, کاربر, کتاب رمان ایرانی- رمان ایرانی و عاشقانه روزان دیروزم | ~sun daughter~ خورشید.ر کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه من ، تو ، او ، دیگری | ~sun daughter~ کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه مرد کوچک | خانم فسقلی و sun daughter کاربران انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه خط هشتم | sun daughter کاربر انجمن نودهشتیا
- رمان ایرانی و عاشقانه زندگی غیر مشترک | sun daughter کاربر انجمن نودهشتیا
بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید
امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.
جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.
در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.
بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.
مانتو تابستانه گیلدا
مانتو تابستانه طرح گیلدا دوخته شده از بهترین پارچه نخی که مناسب ترین پوشش برای فصل تابستان است. در طراحی این مانتو از نقش های بسیار زیبای آجر چینی استفاده شده که زیبایی این پوشش را دو چندان می کند.
از مزایای این محصول به همراه داشتن یک سنجاق سینه زیبا در طرح مانتو می باشد که طراحی آن کاملا بر اساس نقوش مانتو صورت گرفته است.
این محصول در دو رنگ (قرمز و مشکی) و همچنین (سبز و مشکی) عرضه شده است
(لطفا در هنگام ثبت سفارش در قسمت
پیغام رنگ مورد نظر خود را ذکر نمایید)

رمان های sun daughter همیشه قشنگ بوده امیدوارم اینم مثل اونا باشه میخونم بهتون میگم
شک نکنید که یکی از بهترینای این سایته ،حتما بخونیدش ، فوق العادست …
ممکنه تا حدودی چهاچوبش تکراری باشه ، ولی انقدر خوب نوشته شده که این اصلا به چشم نمی یاد …
قالب داستان تکراریه ولی خورشید بقدری این داستان رو قشنگ نوشته که از خوندنش لذت میبرید به نظر من هم یکی از بهترینهای این سایته
be nazare man aali bood
man aslan saligheye bachehaye 98ia ro nemifahmam
romanaye abaki mesle eshgh chize digaristo migin vay ajab chize toopi bood vali in roman be in ghahangi k az ye shakhsiate mamooli ghahreman sakhte ro migin bad nabood????????
nemidoonam valla
inamye jooreshe
من هیچوقت الکی از کتابی تعریف نمی کنم
من این کتابو موقع تایپ خوندم اولین کتابیه که از صبحتهای دختره با خودش حسابی اشک ریختم
واقعا کتاب زیباییه حتما حتما بخونید
به شدت عالیه واقعا خوب!حقیقی !رون!جذاب!به هیچ عنوان آبکی نیست
حین تایپ که میخوندمش انرژی میگرفتم ازش!
یکی از ۵داستان های عالیه سایت!!نمیدونم دیگه چه شکلی احساسم نسبت به این کتاب بگم!از دستش ندید
سانی جون دستت طلا
درگیری دختره با خودش سر دوست داشتن یا نداشتن رو خیلی دوست داشتم
در مورد یه دختره فقیره که میره خونه یه آدم پولدار کار کنه!
موضوش تکراریه ولی فوق العاده زیباست
درگیریهای دختره با خودش واقعا دلچسبه
فقط کاش آخرش رو انقدر زود سر هم بندی نمی کرد
عاشقانش بیشتر می شد
این رمان عالیه تو نوشته های این نویسنده این رو بیشتر از همه دوست داشتم اینقدر زیبا و با احساس مینوشت که بارها پیش اومد بعضی از پست هاش رو چند بار میخوندم توصیه میکنم حتما بخونیدش…
همه چیش قشنگه جز آخرش که مشخصه سر وتهشو فقط یه جوری جمع کرده و شخصیت اهورا که کاملا زائده
من عاشق این کتاب و این نویسنده ام
واقعا داستا ن زیبایی بود با بیان قشنگ سانی
مرسی
قالبش تکراریه ولی حرف های جدیدی برای گفتن داره
مطمئنم از خوندنش لذت می برید.
مرسی از سانی جون برای رمان قشنگش
بچه ها من وقتی داشت تایپ میشد خوندم.خیلییییییییییییییییییییی قشنگه.کتابهای خورشید یکی از یکی قشنگ تره
منم این رمان رو زمانی که داشت تایپ می شد ، خوندم .
فوق العاده قشنگه . حتماٌ بخونید .
نوشته های خورشید ، برای من همیشه پر از لطفه … خورشید نگاه خوب و ریزی به اطرافش داره … کوچیکترین چیزی از نظرش دور نمیمونه … این هنر رو هر کسی نداره که بتونه جزئیات رو با تمام جزئیاتش ببینه … تی تی و شخصیت تی تی رو دوست داشتم … دختر خود ساخته ای که روی پای خودش می ایسته و دنیا رو از دریچه چشم خودش میبینه … سالمه و سعی میکنه تحت هر شرایطی سالم بمونه … راحته و این راحتیشو با هر تیپی حفظ میکنه … عقاید تی تی ، خیلی محترمه ، حتی اگه با عقاید خیلی ها جور نباشه … حرف و پیام خورشید رو تو این داستان ، بشدت دوست دارم … رمانی که خیلی حرف داشت ، از یه دختر نوزده ساله … توصیه میکنم حرفهای خورشید رو بشنوید و پیامهاشو توی این داستان ، کشف کنین …
منم رمانو خوندم.به نظرم با اینکه موضوعش کمی تکراری بود اما با دیدی جدید به این موضوع نگاه کرده بود که من واقعا جذبش شدم.ازش ممنونم.
راستی چرا نمیشه رفت تو تالارگفتمان؟؟ سیستم من مشکل داره یا سایت مشکل پیدا کرده؟
کتابش خیلی خوبه و به نظر من یکی از بهترین نوشته های خورشید و جای داره اینجا ازشون بابت کتابهای زیبایی که وقت میذارند و برای ما می نویسند تشکر کنم.
man dar kOl asheqe rOmanaye SUN DAUGHTERam, Omidvaram inam me3 baqieye rOmanash ali bashe, k alabate mOtmaenam hast!
خوب داستان که تکراری…. همه چیز از اول تا آخر مشخصه….. جلد که اصلا به داستان نمی خوره….
نقطه قوت فقط بیانه…. که اونم خیلی تاثیر گذار نیست…. بعضی جاها واقعا کلیشه ست ….
نظر شخصی من اینه که به جای ارائه کتاب های زیاد دنبال سوژه ها جدید باشیم….
نوتریکا و راننده سرویس واقعا جدید بودند…. ولی اخیرا کارهای سانی هم تکراری شده….
من قبلا توی سایت تانیمه اشو خوندم
خیلی خوب نوشته شده
حتما بخونیدش…وگرنه خوب چیزی از دستتون میره
horaaaaa emtehanam t shod,faghat chera vase mobail nemizarid khaste shodam in ghadr sabr kardam!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قشنگ بود . ارزش خوندن رو داشت
فقط آخرش خیلی سرسع همه چیز تموم شده یه کمی میشه گفت آخرش سرهم بندی شده تا زود تموم بشه
ولی قشنگه حتما بخونیدش
این رمان رو موفقی که تایپ میشد خوندم….خیلی قشنگه بچه ها حتما بخونید….
رمان های سان داتر واقعا قشنگن.شاید سوژه تکراری باشه ولی قلم سانی خیلی قشنگه و تا آخر داستانو نخوندید نمیتونید ولش کنید.
رمان های سانی به شدت توصیه میشن!به خصوص پدر خوب!
مرسی سانی جون به خاطر رمان هایی که مینویسی….
#منم نمیتونم برم تو فروم………..:-؟ چرا؟؟
عالی بود.با محتوایی خوب و نثر قوی.مثل بقیه کتابهای خورشید عزیز.متشکرم و خسته نباشید
این کتاب نشون میده زاویه دید توی هر داستان چه قدر مهمه…هر چند به نظرم موضوع هم زیاد تکراری نیست و تکرار رو میشه به موضوع همخونه نسبت داد اما روایت سان داتر از موضوع و زمزمه ها و درگیری های دختر به قدری زیبا توصیف شده که میشه کتاب رو جزو موفق ترین رمان های کاربران و حتی خود سان داتر دونست …اشاره به جملاتی که رسالت رمان بودن رو در برداره از نکته های خیلی خیلی مهمه این کتابه…
پارسوا و پارسواهایی که اطرافمون هستن و خیلی عادی ازشون میگذریم…
به شدت توصیه میشه و به نویسنده خلاق داستان هم تبریک میگم
عالی بود . خودساختگی دختره رو دوست داشتم بحث هاشون در مورد حجاب و خوب و بد عالی بود. یکی از بهترینهای خوشید جونه.
سلامممممم
من هنوز وقت نکردم این رمان را بخونم اما مطمئنم عالیه یک کار زیبا از خورشید جونم ایشون نویسنده بسیار عالی هستند چون مثل همه رمان ها از شخصیت داستانش اسطوره نمیسازه و این نکته خیلی مهمیه
من این رومان رو در حین تایپ خوندم……….خورشید خیلی قلم خوبی داره ………ولی من توی همه ی رومان هاش خلا احساسی دارم اما کار های مشترکت با سامان حرف نداره………
خسته نباشی………
عالی بود…خورشید ریسک کرده بود و برای اولین بار بود که با قالب اول شخص ازش رمان میخوندم ولی خیلی خوب از کار درش اورده بود و طبق معمول نوشته هاش،روان و جذاب نوشته بود….
نمیگم بهترین های خورشید بود چون به نظرم همه هستی من و زندگی غیر مشترک از بهترین هاش بود ولی بسیار بسیار خوب بود….
من مرورگرمم عوض کردم…ولییییییییییییییییییی نمیشه که نمیشه….معلوم نیست دوباره این سایت چه بلایی سرش اومده……
romanay khorshido dost daram omidvaram inam mese baghiash ghashang bashe
فوق العادس!حتمابخونیدش!یه نظر من بعد من تو او دیگری… بهترین رمان خورشید!
این دخترمعرکس!:دی
سلام منم نمیتونم وارد انجمن بشم من صفحه مرور گرم رو روی تایپ کتاب سیو کرده بودم از یک ساعت پیش هرچه قدر میخواستم وارد اینترنت بشم صفحه بسته میشد بعد که بلنکش کردم صفحه اینترنت اکسپورولر باز شد ولی دسترسی به انجمن ندارم
دوستان فقط شما نیستید که اطلاع دارید که سایت باز نمیشه .
خب من و بقیه هم میدونیم که سایت مشکل داره .
در حال بررسیه و به زودی مشکل بر طرف میشه .
پس لطفا منتظر بمانید .
خدا پدر کسی رو که این صفحه دانلود رو اینطوری کرد ….
اخه چی بگم چرا اینطوری کردین چهار ساعته دارم دانلود میکنم هی از نصفه قطع میشه
به نظر کاربرا هم که اهمیت نمی دین فقط کار خودتونو میکنید
وقتی سیستم شما مشکل داره چه ربطی به ما داره؟؟؟
واقعا که!!!!! جای تشکرتونِ دیگه!!
بعضی وقتا آدم میمونه جواب امثال شما آدمای فهیمو چی بده!!؟!!
ملینا :خدا پدر کسی رو که این صفحه دانلود رو اینطوری کرد ….اخه چی بگم چرا اینطوری کردین چهار ساعته دارم دانلود میکنم هی از نصفه قطع میشهبه نظر کاربرا هم که اهمیت نمی دین فقط کار خودتونو میکنید
اخه دانلود کردن به این راحتی چرا انقدغر میزنین…فرقی با قبل نکرده که فقط باید یه ۱۰ ثانیه صبر کنین…البته شاید مشکل شما یه چیز دیگه باشه که دان نمیشه یا وسطش قطع میشه…..
خیلی خوب بود از خوندنش لذت بردم .دستت نویسنده عزیزش درد نکنه مثل همیشه عالی بود.
رمان های خورشید جان همشون قشنگه.این هم یکی دیگه از کارای عالیش بود. به نظر من زیبا بود.توصیه میکنم حتما بخونیدش.پشیمون نمیشید.
با احترام
از اون رمانایی بود که اگه نخونیم اصلا هیچی رو از دست نمیدی!!!
یک دنیا سپاس از نظرات دوستان …
واقعا دنیا دنیا از همتون ممنونم.
درمورد انتهاش کاملا حق وبه شما میدم … ولی خوب در طول داستان سعی کردم چیزهایی اضافه کنم تا خیلی تکراری نباشه …
دوستانی ک با دانلود مشکل دارن من خودم دوباره دانلود کردم با همون طریقی که گفته شده و هیچ مشکلی نیست.
انجمن هم خدا رو شکر درست شده با سپاس از زحمات مدیر انجمن.
بعضی از نظرات هم نه به معلومات وتجربیات ادم اضافه میکنه نه چیزی کم میکنه.
بهرحال از همگی سپاس گزارم …
در توجیه پایان بندی قصه هم اگر کمی جزییات بیشتری ب خرج میدادم میشد جز قصه های کش دار… ولی تمام تلاشمو کردم… مرسی ممنون.
کتاب خیلی قشنگی بود من در حال تایپ خوندم ، عالیه حتما بخونید.
مرسی از نویسنده عزیز
با این که کتاب و داشتم ولی رفتم دانلود کردم مشکلی نداره.
شما میگید مشکل داره
من که سر در نمیارم تازه الان دیگه حتی کتابا پسوردم نمیخواد؟؟؟
من خودم یکی از طرفدارای خورشیدم
خیلی زیبا می نویسه
اما خب این رمانش به نظرم زیاد جالب نیومد
به هر جهت ممنون خورشید جون
کتاب خیلی قشنگی بو تازه تمامش کردم واقعا منو جذب خودش کرد.از نویسندش تشکر میکنم و خسته نباشید بهش میگم
بچه خواستم بگم وقتی کتابی مثل همخونه خوندید تورو خدا هی نگید تکراری تکراری درست ولی با ۲موضوع کاملا متفاوت و میدونمو مطمینم که شما خودتون لدت میبرید من به شخصه عاشق این جو رمانام و اگر ۱۰۰۰۰بار هم این موضوع همخونگی و کل کل و داشته باشه با جونو دل میخونم
من قبلا خوندم فوق العاده است.خیلی نثر روان و قابل لمس.عاشق کارای تی تی شدم
عالی بود!!یکی از بهترین هاست!!!سانی همیشه طوری به جزییات اطرافش توصیف می کنه که آدم لذت میبره!! فقط ای کاش پایانش تلخ می بود!!!میدونم که خود سانی هم اینجوری دوست داشته ولی به احترام کاربرا که پایان خوش بیشتر می پسندن این شکلی شدش!!!
راستی اونایی که این کتاب میخان به دیگران توصیه کنن یادشون نره اون قلب پایین دانلود بزنن!!!!!!!!
sun عزیز سلام .نوشته هات خیلی به دل میشینه .شخصیت تی تی خیلی خوب بود محکم شاد و با ایمان چیزی که معمولا کمتر توی شخصیت رمانها پیدا میشه . سرگشته گیش واز خود گذشتگیش وقتی پونه گم شد رو دوست داشتم .این که پاک بمونی سخته مرسی از تی تی که پاک موند و خیلی بزرگانه و مسئولانه با پونه برخورد میکرد دلم برای دلتنگیهاش گرفت .کاش اینقدر تنها نبود.تنهایی تجربه خوبی نیست .اما چند جا رو شاید شتابزده نوشته بودی موضوع مهمونی یا رابطه استاد با تی تی یا برخورد پارسوآ توی مهمونی و رعنا و…..ودیگه اینکه شاید بهتر بود بحثهایی که با اهورا میکرد رو جوری عنوان میکردی که شعار گونه نباشه اما بازم ممنون به خاطر لحظه های خوبی که با تو و پدر خوبت داشتم
دلم می خواد بخونمش ولی متاسفانه نمی تونم دانلودش کنم
میشه یکی منو راهنمایی کنه ؟
یا حداقل یی به آدرس ایمیلم بفرسته:(
الان دقیقا ۱ ساعت دارم سعی می کنم ولی نمیشه تا ۹۰۵ دان میشه بعد یهو میپره:(
چه کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوستان توجه کنید.. برای رفع این مشکلتون بهترین راه نصب دانلود منیجر هست..
با ایییین همههههه تعریف خییییلییییی دوست دارم بخونمش…ولی وقتی تو کامپیوتر نمیتونم… چجوری؟؟؟ ![]()
خوااااااهشششش میکنم واسه موبایلشو زود زود بذارین!تورو خداااااا….!!!
romane khubiye
man hamishe aghayede in nevisandaro naghd kardam
vali inbar ketabe khubi az ab daroomad
neshun dad harfaee k rage besh mizanan ta hadi gheyre manteghiye
movafagh bashi khorshid jan
عالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود………… معرکــــــــــــــــــــــــــه بود
توصیفاش کاملا طبیعی بود جوری که میشد حس کرد
ممنون عزیزم
واقعا تو دانلود مشکل داریم ۲۰بارامتحان کردم تانصفه هاش میره یهووووووووو قطع میشه یکی به داد ما برسه آخه مشکل از کجاست مرورگرمون هم که موزیلاس پس مشکل چیه؟ لطفا یکی راهنمایی کنه
من زمان تایپ کتاب خوندمش .یعنی کتاب فوق العاده ای …عاشقش شدم
با اینکه خوندمش بازم دانلودش کردم که برا خودم داشته باشم !!!
بچه ها عالیهههههههههههههههههههههههههههه
یکی از بهترین کارهای خورشید
واقعا ازش سپاس گذارم
وای عالیههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
من موقع تایپ خوندم موضوعش جدیده
من وقتی خوندمش عاشق شخصیت مردش شدم حتما بخونید اگه نخونید تمام عمرتون بر فناست
ایول سانی جون گل کاشته با این کتاب دمش گرم عاشق خودتت و کتابت و قلمتم
خیلی می خوامت
من خودم عاشق کارای خورشیدم به خصوص نوتریکاش ولی به نظرم این کتاب به زیباییه کتابای قبلیش نبود ولی بازم ممنون
من هم این رمان رو خوندم. خوشحالم چنین نویسنده خوش ذوق و هنرمندی رو داریم. به وجودش و داستاناش افتخار میکنم. امیدوارم همیشه موفق باشه
بچه ها حرف نداره به جرات میتونم بهتون بگم بهترین کتاب خورشید
مثل تمام کتاباش عالیه
سلام.واقعآ کارای خورشیدجون عالین.من یه سوال داشتم کمکم کنید.من یه رمان نوشتم با ورد هم تای÷ش کردم.حالا میخوام بذارمش توی سایت.چیکار کنم؟چطوری ثبت نام کنم.کمکم میکنید؟؟؟
honey_x عزیز یه خسته نباشید بزرگ برای شما ها که حتی نظرات اینجا رو هم با حوصله جواب میدید.
وارد تالار بشید ثبت نام وبزنید مراحل ثبت نام واضحه … اونجا هم بیاید به یوزر من بیشتر راهنماییتون میکنم.یا راهنمای سایت و مطالعه کنید.
———————————————————–
ممنون از دوستان گل برای نظراتشون .
راجع به جلد هم … خوب اون تصویریه بوسه روی یقه ی یه مرده… و اگر به زاویه دید اون مرده نگاه کنیم اصلا متوجه اون بوسه و علاقه نیست.
مرسی از نظرات دوستان.
عالیه سانی شاید موضوعاش تکراری باشه اما اینقدر قشنگ و روون می نویسه که تکراری بودنش حس نمی شه …. اصلن از دستش ندین….
مرسی سانی
خورشید جان! عاااااااااااااااالی بود. محشر بود . من هیچوقت اینطوری نظر نیمدم. ولی ازت ممنونم. با این که فردا ساعت ۸ صبح امتحان دارم و تقریبا نخوندم بیدار موندم و این رمان رو خوندم البته این کارم کاملا احمقانه بود اما خوب داستان جذابی بود.
امیدورام همیشه موفق باشی.
داستان قشنگیه منم خوندمش درحین تایپ خیلی رومانتیک واحساسی نیست درگیری تی تی با خودش قشنگه
اخرش هم خوب تمام شد خود من هم در موقعیتش قرار گرفتم با این تفاوت که باهم همکاریم و اون خانواده شو دوست داره ولی این وسط من …..
واقعا کار خورشید حرف نداره
یکی از بهترین رمانای سایته
با اینکه موضوع تکراریو سیندرلاییه اما داستان زیبا نوشته شده و ادم و جذب میکنه
فقط عکس رو جلد به داستان ربطی نداره
ممنونم از سانی عزیز بخاطر این داستان زیباش. با این که در حین تایپ خونده بودمش اما بازم دانلودش کردم وخوندمش.
خسته نباشی عزیز دل. کتابت با وجود داستان تکراریش اما حرفای زیادی برای گفتن داشت لابلاش و من واقعا لذت بردم
وااااقعااا رمان عالییییی اصلا توی طول داستان محور اصلی این نیس که بره توی خونه ی کسی کار کنه و بعد هم عاشقش بشه!!!!
بنظر من محور اصلی طرز و طریقه ی زندگی کردن تی تی اونم تنهاست و اینکه چطور پایبند اعتقاداتش هست!!!!
سانی جووون عاشششقتم همیشه!!!
واقعا عالی بود
در حال تایپش رو خوندم توصیه میکنم حتما بخونید
شاید موضوعش یکمی تکراری باشه ولی این قلم سانی ه که متفاوته
khoOndamesh, aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii…iiiii boOd.
hata age shabih b hamkhoOne boOd k b nazaram ziadam naboOd, oOn qadr qashang neveshte shOde boOd k adam he3 tekrari bOodan besh das bede
خورشید جون خسته نباشی مثل همیشه نا….اااااب ب ب .مشخص بود بعد از جریاناتی که سر رمان زندگی غیر مشترک پیش اومده بود و برای یکسری عزیزان سر مسئله حجاب و چادر و … سوئ تفاهم پیش اومده بود توی این داستان یه جورایی از دلشون در اورده بودی ممنون.
رمانش لیاقت چند بار خوندنو داره… مونولوگ و دیالوگای قشنگی داره… حرف زدن و درد دلای تی تی با خودش خیلی خوندنیه…تو فصل امتحانا خیلی می چسبه:-D
من که خوشم اومد.خیلی قشنگ بود من از نوشته های sun daughter فقط راننده سرویسو خوندم با این.
رمان جالبی بود من همیشه قلم خورشید جونو دوست داشتم درسته موضوع تکراری بود اما حرفای جدید توش زیاد بود که اطراف ما زیادو ما راحت از کنارش می گذریم
عاااااااااااااااااااااااااااااا لی بود مثل دیگر نوشته های خورشید عزیز.۱۰۰% توصیه میکنم بخوانید …..واقعا ارزش وقت گذاشتن را دارد……
داستانشو خوندین بارها ، قلم نویسنده خوبه ازکارای تینا هم خوشتون میاد اما آخرشو انگار نویسنده حوصله نداشته یه جوری سرهم بندی کرده میتونست خیلی بهتر تموم شه زدوستای تینا هم معلوم نشد چی سرشون اومد حالا این به کنار اون پسره صدا خوبه عاقبت اونم معلوم نبود
in roman ma arekasssssssssssssss
alyeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
behtarin romani ke man
khondam
ghalamesh
tak tak jomelatesh
por az ehsase
خیلیییییییییییییییییی باحال بوود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
انگاری یه نویسنده ی حرفه ایی نوشته!
البته ماشا اللههههههههههههههه
و ممنون از خورشید جووووووون
وااااااای محشر بود خیلی خیلی خوب بود
آخه خورشید جون نمیگی وسط خرداد کتاب به این قشنگی میزاری رو سایت مردم از درس و زندگی میفتن!!!!!!!!
خیلی قشنگ بود ممنون از اینکه جنبه اجتماعیه کتابات همیشه محشره و به نحوه بسیار خوبی با اصل داستان و حتی ماجراهای عاشقانه اش عجین شده!!!
واقعا باید به نویسنده با این قلم خوبش احسنت گفت همه رمانهاش عالی بودن ..
پیشنهاد میکنم که خورشید حتما رمانهاشو چاپ کنه خیلی بهتر از خیلی از نویسنده ها یی که کتابهاشون چاپ شده مینویسه …
خدا قوت خورشید خانم
خورشید همیشه ریسک تکرار و به جون میخره اما به خاطر قلم متفاوتش این تکرار حس نمیشه … عالیه بخونین و لذت ببرین
عالی بود تا ۷ صبح منو میخکوب کرد نمی تونستم ولش کنم،ولی کاش آخرش یکم بیشتر عشقولانه می شد،این جملشم خیلیییییییییییی به دلم نشست(دلم برای مستراح خونمون تنگ شده بود)،از درگیری های ذهنیشم خیلی خوشم اومد
waaaaaaaaaaaaaaaaaaay man zakhme bastar gereftam…az sare jam tekoon nakhordam..man mikhkoobe in roman shodam…koliiiiiiiiiiiiiii mer30 babate in romane khoob kheili vaght roomane ghashang nakhoonde boodam..:))))))))
به نظر من که خیلی قشنگ بود. متفاوت با رمانای قبلی خورشید. تو قبلیا داستان معمولا از دید پسر روایت میشد ولی اینجا برعکسه. وجه مشترکش با کتابای قبلی اسمای عجیب پسراست!
ولی احساس میکنم برای تموم کردنش یکم عجله شده.
داستان قشنگی بود با قلم زیبا نوشته شده بود. محتوای تکراری اما چارچوب و قالب بیان محکم و عالی بود. ….تنها مشکاش پایان بسیار بدش بود که از این نویسنده بعید بود…
واقعا زیبا بود . قلم خورشید حرف نداره.داستانش هم خیلی قشنگ بود
من که خیلی لذت برم .توصیه میکنم بخونید
ketabe ghashangi bod ama nevisandeye nazaninesh dige ziyadi mikhast dokhtaraye chadoriro pak va masom neshon bede ,inesh asab khord kon bod akhe nejabat be chadori bodano… nist ke ,ama lezat bordam mersi
خورشیدجون خسته نباشید واقعا عالی بود سبک نوشتننت رو دوست داشتم امیدوارم موفق باشی
Khorshidi tebghe mamul allllliiiii bud shadidan tosie mikonam bekhunidesh
خوب بود من عاشق تیکه هایی بودم که با خدا حرف میزد ولی یه جاهایی زیادی داستان کش میومد ولی در کل بد نبود به یه بار خوند می ارزه
salam ba tamame talashamo kardam vali file baz nemishe va eshkal dare mamnoon misham komak konid
کار خاصی نمی خواد دوست عزیز! اگه فایل رو تا انتها دانلود کرده باشید و برنامه ی win rar یا ۷zip فرقی نداره رو سیستمتون نصب باشه کتابها براحتی باز میشن!
اگرم درست دانلود نکردید یک برنامه مدیریت دانلود رو سیستمتون نصب کنید تا مشکلتون برطرف بشه!
رمان بسیار زیبایی بود. خورشید خانوم دستت درد نکنه بالاخره ماها(چادریا) رو دریافتی. من دلم میخواد برات پیام خصوصی بدم اما نمیشه چون زیاد با سایت آشنایی ندارم.
خیلی گلی و هر روز کارات بهتر میشه.
قشنگ بود منم نوشته های خورشید رو دوس دارم البته اول قلم زیباشو کتاب خوبی بود
خیلی قشنگ نوشته شده بود .. خیلی خیلی بهتر از این رمانای آبکی و تکراری که غیر قابله لمسن ! نوشته های خورشید حرفه ای و متفاوتن ..!
khorshid jan salam man ashegh ghalametam vaghan zibast age beshe to facebook baray khodet ye pag baz kon ta betoonim bahat rahat tar ertebat bargharar konim
خیلللللللللللللللللللللللللی عالی بود کتابای این نویسنده همیشه خوبن مرسی خورشید جون
قشنگ بود ولی مثه بقیه کتابای خورشید عزیز عالی نبود……
آخرش بر عکس بقیه کتاباش خیلی معلوم بود چی میشه…
مرسییییییییییییی
خیلییییییییی قشنگ بود! من کلا نوشته های این خانوم خورشیدو خیلی دوست دارم انگار داره با تمام وجودش مینویسه. اونقدر روون و دلنشین که حتی اگه همه ی کتاباشم مثل هم باشن بازم ادم خسته نمیشه. البته تا حالا هیچ کدوم از کتابایی که من ازش خوندم مثل هم نبوده. خوش به حال کسی که خورشیدو میشناسه و دیدتش! اخه خیلی دوست دارم که نویسنده های محبوبمو ببینم و باهاشون رابطه داشته باشم! دوست دارم بدونم منشا همه ی این نوشته های قشنگ و تاثیر گذار چه شکلیه چه جوریه. به قول خودش یه تفسیرایی ازش تو ذهنم کردم که نگو…!!
به نظره من خیلی از این تعریف های اغراق امیز بخاطره خوده خورشیده نه کتاباش و گرنه این کتاب زیاد تاپ نبود معمولی بود!!!!
قلمت جذاب نیس
کلماتت پخته نیستن
این تعریف های عجیبو غریب بیشتر جلویه پیشرفتتو میگیره عزیزم
مطمئنم جا باسه بهتر بودن داری
تعجب میکنم این جمله ی “واییییییی منو تا صب میخکوب کرد” باسه چیه؟؟!!!
این کتاب کتابه خوبی بود ولی نه تا این حد
من دیشبم این کامنتارو گذاشته بودم ولی حذفش کردین
نه بی احترامی بود نه هیچیزه دیگه
اگه حذف بشه مطمئن میشم شما فقط نظراته خوبو قراره بزارید وبه مخاطبتون احترام نمیزارید
این یه انتقاد بود و نظره من!!!
البته به نظره من یه واقعیت بود ولی یه عده نمیخوان قبول کنن که زیادی تو تعریف ها اغراق میکنن
شما که بچه ۱۵ ساله نیستین که تحت تاثیر نویسنده قرار بگیرید و نظر بدید
به قلم و محتوا توجه کنید نه نویسنده ی مورد علاقتون!!!!
شما الان دارین راجع به داستان نظر میدید دیگه؟!!! نویسنده هارو باهم مقایسه نکنید!! هرکس سبک خودشو داره! فقط در مورد همین داستان نظر بدید!! تکرار نکنید!
کتاب خوبی بود مخصوصاً این که تی تی یه پری رو نبود که همه محو جمالش بشن! ولی خورشید خانم اسامی خیلی ملموس نیست انگار آدمای یه جای خیلی دورن!
دوسش داشتم با اینکه موضوعش تقریبا تکراری بود و از اولش می شد حدس زد آخرش چیه ولی باز هم خوندنش رو پیشنهاد می کنم
افتضااااااااااااااااااح
خورشید خانم شما واسه من غین یه بت میمونین و همیشه ستایشگر رماناتونم ولی این رمان ….
رک بگم حیف وقتی که واسش گذاشتین
من که خیلی خوشم اومد خیلی عالی بود ولی جاهایی رو که با اهورا حرف میزد زیاد دوست نداشتم چون بیش از حد کلیشه ای و فلسفی بودند پس اون تیکه هارو نخوندم و رد کردم.در کل عااالیه.و این خیلی جالبه که اسم من تارا ت. هستش و همه صدام میکنن تی تی .ولی مامان من اصالتا شمالیه.
البته من کاملا بی طرفم و تاحالا کتابای خورشید رو نخونده بودم. اگر هم می خواستم تحت تاثیر کامنت های مثبت یا اسم نویسنده قرار بگیرم از کتاب همخونه که همه میگفتن قشنگه انتقاد نمیکردم.
قشنگ بود..مرسی خورشید..من همیشه رماناتو دوس دارم..و سبکتو …خسته نباشی..
به نظر من که خیلی عالی بود قالب تکراریشم اصلا به چشم نمیامد
من به نویسنده گلش خسته نباشید میگم
ووووووووووووووووووووووووووواااااااااااااااااایییییییییییییییییییی محشر بودمعرکه بود حرف نداشت،یکی از بهترین رمانهایی بود که تا حالا خوندم،اصلا تکراری نبود،وای چه عشقه پاکی داشتن،این اولین رمانی بود که دختره اینقدر پاک و با ایمان بود،واقعا لذت بردم و کلی اشک ریختم،یه دنیا ممنون،دیگه نمیدونم چی بگم ،خورشید جون مرسی عزیزم،قلمت طلاست
داستان بسیار جذاب و زیبایی بود . من هم موقع تایپ خوندمش هم وقتی تمام شد . اصلا هم تکراری نبود . خیلی پر احساس و زیبا بود . دست خورشید خانم درد نکنه که مارا مهمان یکی دیگه از داستانهای قشنگش کرد.
من وقتی داشت تایپ می شد خوندمش. خیلی دوسش دارم. حتما بخونید.مرسی از خورشید جون بابت زحماتش.
کل داستان خوب بود .فقط اخرش هر چند واقعی بود ولی ادمو رو سر دوراهی میذاشت یعنی نمیدونستی خوشحال باشی یا غمگین.حس کوچیک شدن بهت نسبت به شخص اول داستان دست میداد. حس میکردم خوشحال نشدم. یعنی شاید باید موقعیت دختره بهتر میشد اخرش.(ولی میگم ها واقعن همین جوریه عین واقعیت رو به تصویر کشیده بود ).
ممنون
شمایید که میاید از یه نویسنده بیست ساله در حد یه نویسنده سی چهل ساله انتقاد میکنید،ولله هه تو نوزده بیست سالگی در عرض یه سال شیش هفتا رمان نوشتن(اونم نه رمانهای بچه گونه ی لوسه ،بچه مدرسه ایها)خودش یه شاهکاره.موضوع تکراریه؟یکی به من بگه بین رمانهای شیش هفت سال اخیر موضوع نو و تازه کجاست؟همه بلا استثناء تکراریه.کلا اسم نویسنده رو بخونی صفحه اخره کتابو فهمیدی،مهم اینکه یه موضوعه تکراری چقدر جذاب وگیرا وپر کشش بیان بشه.این کتاب بین صدها نمونه بازاری وسایتیش قطعا بهترینه.پختگی داره ،زندگی داره،بالندگی داره،پس رمانی که لا اقل این سه تا فاکتورو داره قطعا بد نیست.من چقدر افسوس میخورم که این همه استعداد پشت یه اسمه مستعار (بدون نام فامیلی)بدون هیچ ادعایی داره عین اب زلال توی جویبار میره.من اگه جای مادرت بودم ودوتا از کتاباتو میخوندم کاری میکردم که دیگه هیچ کتابی رو توی سایت نزاری،از اون ورم میرفتم دنباله یه ناشر وکل این کتابارو باسه چاپ میدادم،تو این جامعه ای که بدترین کتابو که سالی یه بارم تجدید چاپ نمیشه،اونم با تیراژهای مسخره ی ۲۰۰۰ خدای شاهکار میدونن وسریع جو نویسنده رو میگیره که مارگارت میچله(قابل توجه اون نویسنده ای که از هندی نویسی خسته شده و کتابه هزارو دویست صفحه ایه تاسف بارشو با این جمله کلیشه ای توجیه میکنه،)گمنام موندن امثال تو حیفه.ولی من هنوز موندم تو چه طور در عرض یه سال هفتا رمان نوشتی.فکرشو بکن کلی پول میتونستی پارو کنی ،اونم رمانهای تو که دیگه کمه کم هر کدومش قابلیت سالی چند بارتجدید چاپو دارن.حیف که من جای مامان تو وبابا فرهادت نیستم .وگرنه نمیزاشتم این استعداد همین جور پشت اسم سان داتر هدر بره.
به نظر من انقدر مکالمات تی تی با خودش قشنگ و با مزه بود که همه ی ضعفها رو تحت الشعاع قرار میداد.الحق که ذهن خلاقی داره این sun daughter
من از نویسنده ممنونم -هم بخاطر داستان سرگرم کنندش- هم بخاطر اخلاقها و اراده محکم شخصیت اول داستانش که فرهنگ سازی میکنه بین جوونها.
عالیه. فوق العاده است. واقعا قلم توانای نویسنده احسنت داره.منکه عاشق این نوع نگارشم. خیلی دوست داشتنیه. ممنون و خسته نباشی.
چون امتحان داشتم نتونستم زودتر بخونم ونظر بدم بااینکه دیره ولی ببخشید
کتاب خوبی بود
ولی چون در این کتاب به اعتقادات دینی از جمله حجاب(که متأسفانه در جامعه ی اسلامی ما بسیار کم رنگ شده و انگار هرکی بی حجاب تر باشه باکلاس تره)وهمچنین نماز(که اعتقاد وعمل به آن هم بین نسل جوان ما زیاد وجود نداره)توجه شده از نقاط مثبت این کتاب به شمار می رود
چیزی که اکثر نویسنده های این سایت نسبت به آن توجه ندارند ما مسلمان هستیم و آثاری هم که یک مسلمان از خود به جامی گذارد باید با آثار یک غیر مسلمان تفاوت داشته باشد هدف این سایت تنها سرگرم شدن و پرکردن وقتهای آزاد کسانی که به اینجا می آیند نیست مسلما هدف فرهنگیی هم به دنبال آن هست دین هم جزء مهمی از فرهنگ ماست پس چه بهتر که آن را با آثار خود همراه کنیم
چون این سایت از همه رده های سنی خواننده دارد بخصوص زیر۲۰ سال شخصیت های معتقد داستان ها میتوانند الگوهای خوبی برای آنها باشند
بازهم ببخشید که نظرم طولانی شد ولی از بس در کتابها تنها به نام خدا وصدا کردن او در موقع سختیها اکتفا شده بود خواستم بگم که مسلمانی تنها به این دو مورد ختم نمیشود
باز هم از نویسنده تشکر ویژه دارم
کاملا موافقم کاش یه خورده بیشتر به حجاب واعتقاداتمون
داخل رمانها توجه بشه.
به جرات میگم بهترین نویسنده ی این سایت خورشیده.
می خواستم یه خسته نباشید به نویسنده بگم و یه انتقاده کوچیکم بکنم. من همه ی کتاباتونو خوندم یه ایرادی که من تقریبا تو همش دیدم اخره داستانه که یجورایی عجله ای تموم میشه و اینکه من خودم به شخصه از نوعه نوشتنت بیشتر از موضو هات خوشم میاد! ولی به هر حال کتاباتو دوس دارم چون از بقیه کاربرا بهتر مینویسی.
vagan merC khorshid jan
hame romanat aalian vali khodemoonim notrika ye chi Dge bood
خورشید جان عالی بود ممنون از اینکه کتابهایت را در اختیار ما هم میذاری بدون هیچ ادعایی
نویسنده عزیز که خیلی به مارک آل استار و دیزل و… علاقه داری، خسته نباشی…
نقد: جالبه که کسی که توی ایران چادر سرش میکنه و خیلی اعتقادات داره چقد راحت با عیسا موسی بگو بخند میکنه قهقه میزانه جوک تعریف میکنه~ با فریبرز میره آبگوشت خوری و میره خونه یه اقای مجرد که کاملا با متفاوت با این خانوم چادری کار میکنه توی همون ۲روز اول هم عاشق دلباخته میشه!!!!!!!!!!!!!!
و جالبتر اینک که فیسبوک یه چیز خیلی خیلی عجیبیه!!!!!!!!! یعنی جیزه~ واقعا واسه کسی از خانواده پرند با اون سبک خانواده و رفت آمد به کانادا و مشروب خوری و دیدن دوست دخترهأی باباش……….. فیسبوک باید عجیب باشه؟؟؟؟؟ حتا واسه پدرش میگه :من توی اون سنّ نمیریم فیسبوک!!!!!!!!!! خیلی عجیب واقعا~ دختری که اینقدر راحت دوست پسرشو جای بابای پسره میاره خونه از خرید ……. خجالت میکش؟؟؟؟
یکم بیشتر به ریز کاری دقت کن !باز هم خسته نباشی نویسنده عزیز و انتقاد پذیر. اصولا نقد موثره پس باید گفت که نوشته شما تضاد ، اغراق، زیاد داشت!
موفق تر باشی.
خوب بود بینک بود و نکته ی خوری که داشت این بود که وقتی میخوندی و مطمین بودی ک اخری بهم مورست اما یهو ۳۰ ص اخر ادم شک میکنه.دست نویسندش درد نکنه
سلام و خسته نباشید .کتاب خیلی قشنگی بود من به شخصه رمان زیاد میخونم واز این رمان خیلی خوشم اومد نسبت به نویسنده اش.منظورم حرفه ای نبودن نویسنده است.برای این میگم رمان خوبی بود که خبری از زیبایی افسانه ای شخصیت دختر داستان نیست.یه دختر مستقل و باراده رو نشون میده که با اعتقادات ونوع صحبتش دیگان رو جذب میکنه نه با چشمای انچنانی و لبای زیبا.کتاب بعضی جاهاش ضعف داشت ولی در حدی نبود که داستانو خراب کنه………بازم از نویسنده این رمان تشکر میکنم که تمیز نوشته بود نه رویایی
سلاااااااااااااااام به همه دختر و پسرای کتاب خون.
منم این کتاب وخوندم واقعا عالیه حتی از عالیم اونطرف تر اغراق نمیکنم چون موضوع داستان و قلم رون و گیرای نویسنده جدا که لیاقت این همه تعریف رو داره از خیلی جهات که یکیش شباهتش به واقعیت و اغراق نکردن اون تو رمانه .اینکه خواننده وقتی اونو میخونه و در همین حین اونو تو ذهنش به تصویر میکشه و خودش رو غرق در داستان میکنه و میتونه به خواننده این باور رو القا کنه که کاملا واقعیه و شاید کسی در همین نزدیکی این فراز و نشیب ها رو با تمام وجود لمس کرده باشه و شاید و شاید ماجرایی این چونین زمانی هم زندگی تو رو دست خوش تغییرات بکنه.همین به واقعیت نزدیک بودن اون و اینکه از زبان یک دختر کاملا عادیه از همه لحاظ جذابیت داستان رو برای خواننده بیشتر و بیشتر میکنه
ghashang bood mamnon az nevisandash vali man nemidoonam maanie esme tinaro az kodom farhange loghate daghooni dar ovorde boodan … akhe tina asan soofal nemishe … dafe bad deghat konin … tnx
مثل همه کتابای خورشید جووون فوق العاده بود. دوسش داشتم خیلیییییییییییییییییییییییی
نوشته های خورشید جون همیشه زیباست… هم زیبا…. هم جذاب….
با وجود اینکه موضوع داستان تکراری بود اما نگارش داستان اونقدر جالب بود که نا خوداگاه منو جذب کرد …..
من واقعا شیفته ی شخصیت تی تی شدم… جدا از شخصیت های داستان و موضوع جالب کتاب چیزی که بیشتر منو تحت تاثیر قرار داد طرز برخورد تی تی با دختر پار سوا بود .
از این جهت که کاملا نوسنده ی عزیز در مورد مطالب مختلف اطلاعات دارن[ مثلا طرز برخورد با یک نوجوان و در برابر کار اشتباهش و جلب اعتمادش]و خوشم میاد همین طور سر هم بندی چیزی نمی نویسن.
با تشکر
سلام
خوشید جان من به شخصه داستانوتو خیلی دوست دارم ولی مراقب باش هر چی تعرف و تمجید ها بیشتر بشه باید و باید کار شما بهتر بشه نه اینکه داستانات تعدادشون زیاد بشه نه عزیز باید کیفیتشون بره بالا امیدوارم که بازم از شما داستان های بهتر و قوی تری رو ببینیم
موفق باشی عزیزم
سلام خورشید خانوم
داستانت موضوع جالبی داشت ولی بعضی جاهاش ضعیف بود موضوعش رو و بعضی جاهاش رو دوست داشتم ولی قلمت زیاد قوی نبود
khorshid jan na be in ketabet na be ketab hamsaye manet. har2sh ham ali ham motefavet. vaghean behet tabrik migam . mamnooooooooooooooooooooooooooooooooon
خورشیدجون تو این رمان خیلی خوب یه سری عقایدو باورا رو بیان کرده بود.شخصیت پردازی تی تی هم فوق العاده بود.اینکه این همه به جزئیات زندگی توجه میکردبه نظرم خیلی جالبه!
من بعدازخوندن این رمان سعی کردم مثل تینابه همه ی جزئیات وریزه میزه های دوروبرم توجه کنم…
نثرشم خسته کننده نبود.کلا حرف داشت واسه گفتن.حتی قسمتای عاشقانشم با بقیه ی رمانا فرق داشت.اینکه حس عاشقی فقط توی بوسه واین چیزاخلاصه نمیشه.
من بقیه ی کتابای خورشیدخانمم خوندم.اونام در حد خودشون خوب بودن.امیدوارم یه روز رماناش به چاپ برسه.
یه مقدار فکر کردم دیدم شبیه فیلم عاشقه.نیست؟ تازه اونجا به حانیه توسلی میگفتن گوگو اینجا به تینا میگن تی تی. و اینکه تو عاشق نوذری بچه داشت اینجا هم پارسوا بچه داشت.اینطور نیست؟به نظر من که خیلی شبیهش بود.
ای خدااااااااااا…….اخه من به کی بگم؟؟؟؟؟؟!!!!!بابا یعنی اننننققققددددرررر سخته jar هم بزارین؟؟؟؟؟!!!!خواهش میکنم ازتون…خواااااهشششش!!!
این کتاب فوق العاده بود، موضوع جالبی داشت و پیام داستان هم عالی بود.
حتما دانلود کنید.
خورشید جون خسته نباشی زیبا بود ولی اهورا چی شد راستی با این عشق وسیع تی تی و پارسوا تهش یکم ساده بود اونجایی که تی تی رفت سر خونه زندگیش از پرندم حرفی زده نشد به خاطر برگشت تی تی حداقل لحضه ورودش کلا خوشحالی اخرش اب و تاب نداشت اینم اینا که اینقدر ارزوی به هم رسیدن داشتن
خوب بود ارزش خوندنو داره امه یه خورده آخرش بی مزه تموم شد و اینکه تی تی خیلی با خودش درگیر بود
یکی از فوق العاده ترین کتابهایی که تابحال خوندم….عالی بود مرسی نویسنده عزیز دستتون درد نکنه واقعا….البته اگه دنبال کتاب سراسر عاشقانه هستید توصیه نمیشه ولی واقعا عالییییییییییییییییییییییییییییییییهههههههههههههه
الان که کامنتا رو خوندم به نظرم اومد اگه اینو نگم میترکم!:) روی صحبتم با اونائیه که میگن آخرش معلوم بود چی میشه. همه ی ما تجربه ی خوندن چندین کتاب عاشقانه رو حد اقل داریم… همه ی کتابای عاشقونه در هر حال به دو حالت ختم میشن…بهتره بگم هر عشقی در هر حال یا به دست صاحبش میرسه و پذیرفته میشه یا نمیشه….رمان جنایی نیست که انتظار دارین نویسنده جوری بنویسه که نفهمین آخرش چی میشه!!! البته اینم قبول دارم که معیار نویسنده ی خوب و کتاب خوب واسه هر آدمی متفاوته اما به نظر شخص من مهم هنر داستان پردازیه که در عین اهمیت فوق العاده کم یابه. اینکه داستانت یه قالب داشته باشه که تا آخر داستان از دستت در نیاد! اینکه کشش داستانی و طرز انتخاب کلماتت جوری باشه که خواننده فکر کنه با تی تی از سر کوچه شون رد شده و کاج و تیر چراغ برقو دیده….فکر کنه کنار تی تی توی اتوبوس نشسته و باهاش از صدای اهورا لذت برده….اینکه بعد از بیرون اومدن از خونه ی پارسوآ قبل از خوندن حرفای تیتی با خودش یه تصور دیگه ای از حسش داشته باشی و حرفاش بهت بفهمونه که نه میشه قهرمان متفاوت داستان متفاوت هم احساس کنه! متأسفانه ما انقدر به مقصد فکر میکنیم که یادمون میره کلی از لذت توی مسیریه که توش حرکت میکنیم.
تو دنیایی که ۹۰ درصد رمان خون ها و رمان نویس ها دنبال رمان عشق و عاشقی اند این کتاب ها یه معجزه است
راستش من تنها کتابی که ازین سابت خوندم همین بود…اتفاقا تشویقم کرد تا هرازگاهی کتابای اینجارو چک کنم چون دوست ندارم وقتمو صرف کتابهای عاشقانه ی صرف و بی محتوا بکنم ولی این کتاب حرفی داشت برای گفتن! همین که مثل اون دختر زیاده همین که زندگیش ملموس بود قشنگش می کرد…ولی یه نقدی که به نظر من میشه بهش کرد اینه که خب توقع دخترانی که در واقعیت تو شرایط اون دارن زندگی میکنن رو شدیدا بالا می بره!
و قشنگ ترین و خنده دار ترین جا هم قسمت پایانیش بود و حرفهایی که از زبون دختره گفته میشد…گفتم خنده دار چون حرفهای همه ی دختراست….حتی یه لحظه گریمم انداخت….کلا کتاب خوبی بود دوسش داشتم…کاش کتاب های خاص اینجا رو تو یه بخش ویژه میذاشتید که دیگه الکی نریم سراغ کتابهایی که تکراری هستن!
خورشید جون به قدری قلمت زیبا بود که دو بار این رمان و خوندم واقعا عاشق شخصیتت شدم خسته نباشی عزیزم دوستت دارم
سلام.منم یه سالی میشه که تو این سایت رفت و اومد دارم!
امروز دلم میخواست منم نظرمو بگم. نظرات بقیه رو خوندم متوجه شدم خورشید ۱۹ ساله شه و اینقد خوب نوشته کلی تو دلم ذوقشو کردم.
داستانش خیلیم تکراری نبود! چیزایی که بهمون یاداوری میکرد شاید قبلا گفته شده ولی بنظرم تاثیرگذارتر بود.من خودم ۲۷ سالمه ومامانه یه دختر ۶ساله م.خورشید خوب تی تی رو تصویر کرده.نمیگم همه دخترا۲۲-۲۳ ساله اینجوری باشن.ولی میگه میشه دخترامون تو ۲۳ سالگیم بزرگتر فکرکنن-رفتار کن و…جزییاتشم خوب گفته.مثلا اونجا که ۱پریسا رو برا بار دوم میبینه و احترامی که براش میزاره درحالی که یادمون هست که زن داداشش باهاش رابطه خوبی نداشته!یا وقتی برمیگرده اصفهان و رابطه ش رو با زن باباش میبینیم ومیدونیم یه جورایی قراره خودشم زن بابا بشه-تو اتاق پرند عکس مادرش رو مرتب میزاره سر میز ودیوار و…از اون ور زن باباش که نمیخواد بره سرخاک مادرش منطقی رفتار میکنه.و خیلی چیزای دیگه.عزیزم رمانت عالی عالی بود ولی میتونی از اینم بهترتر باشه.بازم مرسی
خیلی قشنگه.جالبیش واسه من این بود که منم اسمم پرنده سوم راهنماییم و سال سوم دبستانم جهشی خوندم .سنم نسبتا لرای نظردهی به این رمان خیلی کمه ولی به نظرم ابن داستان بیشتر بعد روانشناسی داشت.
فقط میتونم بگم فوق العااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااده بود
سلام من عضوسایتم نمیدومنم چجوری داستانام بذارم توسایت ؟من از داستاناشماخوشم میاد بااینکه سن کمی دارم دوست دارم شماداستانام بخونین نظربدین میشه راهنماییم کنین چ شکلی داستانام بذارم توسایت؟ یه دنیاممنون
من این کاب رو وقتی تایپ میشد خوندم خیلللللللللی بیست بود مث همه کارای خورشید جون
فقط یه سوال اهورا اخوان شخصیت واقعیه ؟ راستش من خیلی دنبالش گشتم !!! چون فکر میکنم یه بار اسمشو تو رادیو جوان شنیدم اگه هست حتما بهم بگین گناه دارم
کتابم خیلی خوبه و از همه مهمتر آبکی نیست و یه حرفی واس گفتن داره
اگه بخوام یه رمان رو با رمان اریکا هم رده بدونم همینه واقعا لذت بردم…. ممنون دختر خورشید همیشه رمانات خوب بوده اما این بینظیره!
man hanu nakhundam ama delam ab shod enghad tarif kardin ,vali khoda vakili manam ba in vaziyate jadid sakhtame danlowd konam ba gushim migiram mirizam tu camputer mikhunam…..vali az zahamate hamatun merc
البته خوزشید جون یه کار سوتی هم دارن که اونم به نوبه خودش خوندنیه! بخونیدش هری پاتر یادتون میره…!
جالب بود شخصیت تی تی واقعا جذاب بود حس میکنم باهاش زندگی کردم خیلی لذت بردم ممنون
merciiiiiiiiiiiii va khaste nabashid ketabe ghashangi bood vali bedo0ne iradam nabood vaali akharesh kheill chert tamam shood midonest ghashangtar tamam kone
سلام خورشید جان ممنون عالی بود ولی بحث درباره حجاب خسته کننده بود منم خوم محجبه هستم نظر اهورا راجع حجاب طوری بود که انگار غریبه اس از مریخ اومده اون حاج اقا که حدیث میگفت دلم میخواست خفش کنم انقدر حرص خوردم که نگو جان من تو کتاب بعدی بفنع زنا حدیث بگومن زیاد شنیدم البته اینا رو نمیکنن
رمان خوبی بود..واقعی تربود ..یه جوری حقیقت تلخی بود مخصوصا ک دختره اخرهای رمان باخودش داش صحبت میکردازاینده حرف میزد..جالب بود فکرنمیکردم خانم خورشید اینمدلی هم بنویسن پخته تربودنوشتشون ..جالب بود ک خیلی احساسی نبود وواقعیات هم دیده شده بود توکتاب
ممنون ازسایت ونویسنده خوبتون ک خیلی خوب نوشتن این رمان روورمانهای دیگشون هم همچنین..
خورشید جون من همه کتاباتو خوندم قلمت حرف نداره. این کتابتم قسمتایی که شخصیت با خودش درگیری داشت خیلی جالب و حدید بود و دیگه اینکه حجاب داشت و ازش دفاع می کرد خیلی جالب بود. یکی دیگه از مواردی که توی کتابات دوست دارم اسم های خاص شخصیاتشه.
امیدوارم روز به روز پیشرفت کنی.
سلام رمان خیلی قشنگ وپخته ای بود. من با نظر مریم جان کاملا موافقم درسته خودم خیلی مذهبی و محجبه نیستم ولی اینکه شخصیت داستان مذهبی بود خیلی خوب بود چون مطابق با جامعه ما بود بنابراین ملموس تر بود.شخصیت تی تی عالی بود یک فرد موفق که در مقابل پسرها مغرور بود به این میگن زن, خوشمان آمد. عالی بود. راستی حال کردم که آخرش که پارسوآ ازش خواستگاری کرد گفت نه و سریع نپرید بغل پسره.
ye jory bood…gashang bod ama na kheili asheghaneh!!!vali bekhonid…man in vasat ashege parand shodam…kasi nemi done koja bayad peydash konm?tashakor
اولین تجربه من با خورشید….
مونولوگ های به یادماندنی تی تی با خودش جزو بهترین ها بود
سلام
رمان خیلی قشنگ وپخته ای بود. من با نظر مریم جان کاملا موافقم درسته خودم
خیلی مذهبی و محجبه نیستم ولی اینکه شخصیت داستان مذهبی بود خیلی خوب بود
چون مطابق با جامعه ما بود بنابراین ملموس تر بود.شخصیت تی تی عالی بود یک
فرد موفق که در مقابل پسرها مغرور بود به این میگن زن, خوشمان آمد. عالی
بود. راستی حال کردم که آخرش که پارسوآ ازش خواستگاری کرد گفت نه و سریع
نپرید بغل پسره.
سلام من الان دان کردم
قلم این عزیز رو دوست دارم موضوعاتش هم خوبه
با آرزوی موفقیت و بهروزی
از کتابایی که طرفدار سنت ایرانی پوشش ایرانی رفتار یه زن ایرانی و ایرانی بودنه فوق العاده خوشم میاد. کتاب باز باران نوشته ی مریم رضایی هم همین طوره که تو دوجلده. رمان زیبایی بود خورشید خانم. جای تشکر داشت که بگم مث بعضی رمانا مخ خالی کن نبود و دختره حد خودشو میدونست.
خیلی قشنگ بود. احساسات دختره واقعا زیبا نوشته شده بود مخصوصا اونجا ک از خونه ی مرده اومد بیرون و ذهنش درگیر بود…
faez خانم :
sun عزیز سلام .نوشته هات خیلی به دل میشینه .شخصیت تی تی خیلی خوب بود محکم شاد و با ایمان چیزی که معمولا کمتر توی شخصیت رمانها پیدا میشه . سرگشته گیش واز خود گذشتگیش وقتی پونه گم شد رو دوست داشتم .این که پاک بمونی سخته مرسی از تی تی که پاک موند و خیلی بزرگانه و مسئولانه با پونه برخورد میکرد دلم برای دلتنگیهاش گرفت .کاش اینقدر تنها نبود.تنهایی تجربه خوبی نیست .اما چند جا رو شاید شتابزده نوشته بودی موضوع مهمونی یا رابطه استاد با تی تی یا برخورد پارسوآ توی مهمونی و رعنا و…..ودیگه اینکه شاید بهتر بود بحثهایی که با اهورا میکرد رو جوری عنوان میکردی که شعار گونه نباشه اما بازم ممنون به خاطر لحظه های خوبی که با تو و پدر خوبت داشتم
عزیزم اون پرند بود نه پونه!!
salam man hanoz nakhondamesh har moghe khondam migam omidvaram khob bashe
یعنی چی دختره حد خودشو می دونست؟؟؟؟ چرا همیشه فقط دخترا باید حد خودشونو بدونن و خودشونو کنترل کنن؟؟؟؟ همونطور که پسرا به سکس نیاز دارن دخترا هم. این یک نیاز کاملا” طبیعیه که اگر براورده نشه کم کم تبدیل به عقده میشه. دخترای عزیز راحت زندگیتونو بکنین و حد خودتونو ندونید لطفا”.
حجاب باعث میشه من احساس امنیت وشخصیت کنم…یه نه بزرگه به تموم کسانی که بخوان منومث یه وسیله واسه خوش گذرونی نگاه کنن…وقبی مزه شوبچشی دیگه نمیذاریش کنار…حالاهرکی بامن موافقه دستش بالا.
ممنون از خورشید خانوم برای داستان و قلم زیباش ،در کل این رمان را دوست داشتم ،فقط یکی دوانتقاد کوچک دارم ،اول اینکه بعضی قسمتها از داستان تیتی بیش از حد خود درگیر میشد و این کلنجار رفتن ها خواننده را خسته میکنه ،دوم اینکه اصلا رفتارهای مهندس در روز آخر که تیتی در خانه اش بود رو درک نکردم ،اگر پارسوا تیتی رو دوست داشت چرا مثل یک خدمتکار با او رفتار کرد و اینکه چرا در مورد ازدواج با لعیا صحبت کرد ؟
کتاب بدی نیس!
فمنیست جان!منم به حجاب اعتقادی ندارم ولی راجع به حد خودمونو ندونیم باهات مخالفم.
دخترا نباید خیلی راحت خودشونو بندازن دست این پسرای گرگ.اگه پسری با دختری قبل از ازدواج رابطه جن.سی داشته باشه مطمئن باش که هوسی بیش نیست.
از نظر من قهرمان این داستان از لحاظ شخصیت اشکال زیاد داشت . به رفتار و تفکرش در مورد پدرش دقت کنید خیلی بی ادب و گستاخ هم چنین نسبت به زن پدر و برادر . نویسنده این داستان دقت نکرده که تی تی بیش از حد در موارد شخصی این پدر و دختر دخالت میکنه و به همه درس میده در صورتی که خودش سرشار از اشتباهه. از نظر این نویسنده پوشش ظاهری از یک زن فرشته میسازه؛ به نظر من این نویسنده باید یه سر به کشور های دگه بزنه و ببینه همون هائی که پوشش ندارن چطور با دیگران رفتار انسانی دارن و برای همه احترام قائلن. شما به عنوان کسی که میتونه روی مردم تاثیر بذاه خواهش میکنم به جوانها احترام و شخصیت آموزش بدین
مریم جان شما برهنه هم باشی تا خودت نخوای کسی نمیتونه بهت به عنوان یک وسیله برای خوشگذرانی نگاه کنه.
سلام خورشید جان
قشنگ بود اما احساس کردم خیلی به حاشیه پرداخته شده بود …
تی تی همش با خودش حرف میزد واسه همین یکم رو اعصابم بود … ولی در کل خوب بود …
موفق باشی
احساس مـیــ ـــ ـ کنمـ کتاب خوبی باشهـ!!
برم بخونمــش:-)
ممنـون از سایت خوبتــون:-)حــرف ندارهـ ـــــــ ـ ــــ
فمینیست بانـو
اون کـنترل غریزه ای کـه دخـترا دارن توپســرا خیــلی کمـهــ ــــ ـ
اینو یادت باشه که پسـرا از لحاظ جنسی خیلی ضعیفن!!!
پس حـرمت دخـتر بودن بـه عفاف و پاکدامنیشـه!!
معرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررکه بود
اما برای بار هزارم اگر کسی نوتریکا رو نخونده حتما بخونه نوتی یه چیز دیگه است
زندگی غیر مشترک هم فراموش نشه
مرسی سانی جون
OooooOoooops aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii boooooooooooooooooooooooooooood<3
عالیییییییییییی یود
خیلی خوشم اومد
ممنون دستت درد نکنه
منتظر رمانای بعدیت هستیم
بعضی چیزاش جالب و جدید بود مث شخصیت تی تی و یه پدر ۱۶ .یا ۱۷ ساله و بعضی چیزاش تکرارییییییی مث عشق دختر خدمتکار پسر جذاب و پولدار
می خوام یه نظر کلی بدم:(هم به نویسنده هم به سایت)
اولین کتابی که خوشم اومد تمنای وجودم بود یه جورایی از کارای دختره خوشم میومد دومین کتابی که از تیپ دختره خوشم اومد کتاب دختر فوتبالیست بود….یعنی خیلی با این دو تا کتابی که کاربرا نوشتن حال کردم…
تو این چند وقته کتابی به قشنگیه پدر خوب نخونده بودم…به جرعت عالی ترینه سایت میشه گفت!
قبول دارم نقطه ضعف هایی داره ولی خیلی چیزایه قشنگی از کتاب یاد گرفتم،همون طور که کتاب واسه سرگرمیه باید ی کمی هم ازش چیز میز یاد بگیریم که خدایی تو این کتاب خیلی چیزای قشنگی یاد گرفتم(بیان نویسنده عالی بود…)
ولی کاش تی تی کمتر با خودش حرف میزد،حرفاش خیلی خسته کننده بود بعضی وقتا چند صفحه میزدم جلو(خیلی زیاد توهمی بود!!!)
شخصیت پارسوآ هم خیلی گنگ بود،یعنی یه جورایی اصلا شخصیت اصلیش معلوم نبود…خلاصه اینکه یه جور دو رویی بود!(زیاد جالب نبود شخصیتش)
آخرشم اصلا دوست نداشتم…کاش یه جور دیگه به هم میرسیدن! ![]()
صحبت هایی اهورا و تی تی رو خیلی دوست داشتم”تو رستوران!!”
خیلی مرسی خورشید جون بیانت حرف نداشت!
دوستان نویسنده ی دیگه جانه من ایقد آبکی ننویسید….یکم یاد بگیرید از خورشید جون!!
“اینم بگم اصولا واسه کتابا نظر نمیدم من موقع ای نظر میدم که واقعا از یه کتاب خوشم اومده باشه و جایه تفسیر داشته باشه!!!”
کلهم مرسی سایت!
در ضمن دوستانی هم که میگن تکراریه موضوع، اصلنم اینطور نیست کملا رمان متفاوتیه!….
nemidunam chi begaamm….2khtare aslan haraktesh zarifo 2khtarune nabu…yani chi ba mosht zad ru piaz???ah ah shakhsiatesho dus nadashtam
mitunam begam shakhsiatesh eftezah bud…..kasi k chador saresh mikone behesh nega nemikonan???ki gofte toharjuri bepushi marda baz hamunjur k dust daran tasavoret mikonan….kule ru chador melli…vay fajee bud in ye tikash
femenist kamelan bahat movafegham…2khtar khanumaye aziz in tarze fekraye daghuno bezarif kenar rahat bashin
خیلی ناز بود . درسته مثه همه ی رمان ها بود . الهه ناز و دوهزار جور رمان دیگه . . . .
ولی با این وجود من عاشق رمان های اینجوریم . میدونم کلیشه ای و آبکیه ولی من عاشقشم . از شخصیت همه هم خوشم اومد . پارسوآ و تی تی و پرند و هما و پریسا و اهورا که دیگه عالی بود . فقط از طاها و پدر تی تی بدم اومد. خیلی !
moteasefane mesle hame romanaye irooni faghat baes mishe ye hafte afsordegio sardargomi be soragheton biad.dar kol bad nabod
من تازه همه هستی منو خوندم خیلی خوب بود ولی از دیشب تاحالا دارم واسه مانی گریه میکنم
سلام نمی دونم چند وقته هر چی در مورد رمانا نظر میدم حذف میشه. کاملاً هم در مورد رمان نظر میدم نه چیز دیگه(چون قبلاً در انجمن مطرح کردم و جواب دیگه ای گرفتم)!! نقل قولامم که میگه: در لیست انتظار برای تایید!!!! دیگه نمی دونم چی بگم؟؟؟
منکهخییییلیییییی کیف کردم ایده یجالبی بود هم اینکه راه به راه نمیگفت من کمرم فلانه وبهمان لباس تو تنم خوب واستاد هم خودش خیلی خوشگل نبود هم زن بابا شد هم اولش دختره عاشق شد خواهرم منو بخاطر این قلم اخر سرزنش میکنه ولی من عاشق داستانهاییم که اول دختره عاشق میشه و حتی یکم کم محلی میبینه خورشید خانوم همیشه بدرخشی ایشالا…..
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوزش دارم عاشقتم خورشید جون
نویسنده ی محترم . قلم فوق العاده ای دارید کاملا واقعی و قابل باور .بسیار زیبا بود . موفق باشید . ارژنگ ادیب.
داستانش قشنگ بود اما از بس خشک بود واینکه دختره زیاد با خودش حرف میزد حوصلمو سر برد و دیگه نخوندمش و اینو بگم که کی گفته چادر فقط برای اینه که بتونه آدمو محفوظ کنه به نظره من تا خودت نخوای هیچکس بهت نگاه نمیکنه (البته تجاوز به یه دختر بحثش جداست)اینو به خاطره این میگم که من خودم چادری هستم و وقتی دیدم نظره نویسنده اینجوریه یعنی چادر و به این منظور میبینه بهم بر خورد و بیشتر به این دلیل نخوندم نویسنده ی گل قبل از این که میخوای در این مورد بنویسی قبلش یه تحقیق بکن….
نیکی جان چون تحقیق کردم نوشتم.
بعدشم که همه که مثل شما فکر نمیکنن عزیزم.:-)
خوب بود.
حداقل دختر فوق العاده نبود. کارای خورشید رو دوست دارم.
ممنون از کارهای زیبات مثل روزان دیروزم و…
در مورد حجاب هم درست گفته بودی. به قول یکی…
کافیست جواب سلامی را بدهی تا دندان ها برابت تیز شوند. ایران امروز من گربه نیست؛ گرگ است ….!!!
مرسی عالی بود
به رابطه ی دختر وپدر به طور متفاوتی نگاه شده بود واینکه پارسوآ ی ۲۹ ساله یه دختره ۱۳ ساله داشته باشه منو به وجد می آورد وکلی از طرز برخورداشون خندیدم در کل قسمت پدر دختریش محشر بود
رمان خیلی قشنگی بود،نمردیم و خوندیم که یه بار دختره قشنگ نیست،دست نویسنده درد نکنه
با اینکه موضوعش تکراری بود ولی روی شخصیت تی تی خیلی خوب کار شده بود و من از محکم بودنش خیلی خوشم اومد . ولی زیاد تو تصورات خودش می رفت و به نظرم کمی باعث خسته شدن مخاطب میشد.با دوستان موافقم که روی انتهای داستان هم می شد بیشتر کار کرد.
از نویسنده محترم تشکر می کنم من قلمش خیلی دوست دارم.
bahal bud shakhsiyate dastan ye 2khtare chadorie ke mamulan kam be in shakhsiyata tavajoh mishe vali baz ye zendegiye royayi ke ye pesare poldar asheghesh mishe ,chera tu hichkodom az dastana 2ta zoj ke asheghe haman va beham miresan az khunevadehaye mamuli nistan , yani gheshre motevasete jamee layeghe hamchin eshghaie nistan ?????
واااااااااااااا اصلا انتظار نداشتم که این کتاب جز بهترین های سایت بره فقط میتونم بگم خوب بود اونم نه برای من برای اون هایی که از این قبیل کتابا رو دوست دارن من اصولا کتابایی رو که عشق در مرحله ی دوم قرار میگیره خوشم نمیاد اینم از این قبیل کتابا بود من کتاب زندگی غیر مشترک خورشید و خیلی دوست داشتم ولی اینو اصصصصصصصصصصصصلا کسایی هم که دنبال کتاب عاشقانه در مرحله ی اول میگردن پیشنهاد میکنم اینو نخونند چون کتاب نقص زیاد داشت که از خورید بعد بود
عالی بود…
به جرعت میتونم بگم یه رمان پخته بود..
زندگی عادی شخصیت های عادی و یه روال جذاب که صحبت های تی تی جذابیتشو کامل میکرد..
نوشته های خورشید همیشه پخته و پر محتواست..
عزیزم من کتابات و خوندم و خیلی هم زیبا بود اینم زیبا بود اما
اصل داستان از روی یک فیلم خارجی هستش که ایران و هندم به تقلید اون ساختن
منتظر کتاب های بعدیت با خلاقیت بیشتر هستم عزیزم
در کل کتاب و خوندم و توصیه میکنم بقیه هم بخونن
سلام عزیزم موضوع داستانت رو دوست دارم . علی رقم اینکه با نظر چندتا از خواننده ها موافق هستم. مثلا تی تی چادری هست ولی با پسرها راحت که عرض کنم خیلی راحت برخورد می کنه و …
ولی خوب موضوع عالی هست میتونستی بیشتر روش کار کنی حرفها و واگویه های تی تی با خودش برخوردهاش با دختر ۱۳ ساله و خیلی چیزهای دیگه میگه که تی تی دختری که متاسفانه کمتر ما تو این نسل میبینیم . رفتارهای پارسوا خیلی خوب به تصویر کشیدیش آنجایی که عاشق میشه ، آنجایی که میخواد از حریم دخترش دفاع کنه و در عین تنهایی معنوی ، تکرار میکنم تنهایی معنوی (چیزی که من برداشت کردم) روی به تی تی میآره ، پاکی اون رو میبینه و براش لذتهای جسمانی که میتونست با خیلی دخترهای پولدار و غیره داشته باشه رو کنار میذاره تا روحش حداقل تو چند ساعتی که توی خونه هست به آرامش برسه .
عزیزم خوب نوشتی بازهم میگم از نظر ادبی کمی ضعیف بود ولی فراز و فرود داستانت رو خیلی دوست دارم. موفق باشی
سلام خسته نباشید. خورشید جان جدا از خوندن رمانت لذت بردم . افکار واگویه ها و استقلال تی تی جذاب بود برعکس بعضی نوشته ها که فقط زوم میکنن روی معاشقه و رد و بدل شدن حرف های عاشقانه توی نوشته ی تو میشد فکر اندیشه و شعور یک دختر مستقل و معتقد رو دید . دست مریزاد منتظر نوشته های بعدیت هستم
خورشید جان کارهات واقعا عالی هستن این داستان واقعا بینظیره کاش کتابهاتو چاپ میکردی
قلم نویسنده عااااالیه
من کتابو تابستون خوندم
ولی دوست داشتم نسخه اندروید هم داشت
حیفه کتاب به این خوبیه
الان ثابت شد حتی از یک موضوع تکراری هم میشه یک رمان جذاب در آورد! تبریک به نویسنده به خاطر قلم گیرا !
خورشید جونم عااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود. واقعا بهت تبریک میگم بابت این قلم گیرات . من رمان زیاد خوندم. بدون شک یکی از بهترین رمانهایی که خوندم پدر خوب بود. به امید موفقیت در زندگی تون.
سلام به همه ی نودوهشتیا من تازه دارم دانلودش می کنم امیدوارم قشنگ باشه و ارزش خوندن رو داشته باشه چون من امسال نهایی ام وباید مثل خر بخونم ولی نمی دونم چرا هر وقت میام تو سایت باید حتما یه رمان دانلود کنم در ضمن خورشید جون چرا ادامه ی نوتریکا رو نمی نویسی ؟
سلام. از نویسنده ی عزیز ممنونم که برای این کتاب وقت گذاشت اما نمیدونم چرا اصلا جذبم نکردو به دلم ننشست. احساس میکنم این همه تعریفی که ازش شنیدم کاذب بوده. انشاالله کارای بعدی بهتر باشن
خورشید عزیز برای بار چندمه این کتابو میخونم و از نگارش فوق العاده اش لذت میبرم
خیلی دوست دارم بدونم نویسنده ی این کتاب تو چه رده ی سنی بوده که با همچین قلم کتاب رو نوشته
اگه کتاب چاپ میشد شاید یکی از پر فروش ترین ها بود
منتظر جوابت میمونم
رمان زیبایی بود جالبیش هم در اینه که مثل رمانهای دیگه که حتما یک سفر شمال می رن و توی مراسمهاشون دخترها حتما بی حجاب بیرون می آمدند نبود در هر صورت ممنونم زحمت کشیدید.
ﻣﻦ ﺍﻵﻥ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ۶ ﺳﺎﻟﯽ ﻫﺴﺖ ﺭﻣﺎﻧﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﯾﺘﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﻢ .ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﺭﻣﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ .ﺍﯾﻦ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺭﻣﺎﻧﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻣﯿﺸﺪﻥ .ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﺮ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺩﻡ .ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺑﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻤ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻣﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﯾﮑﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﺎﺩﺭ ﺻﻮﺑﺖ ﮐﻨﻪ .ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﺨﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﻫﻡ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ .ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﺑﻬﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺸﻪ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﺵ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﮑﻮﻓﺎ ﺑﺸﻪ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺧﻼﻗﻦ .ﺑﺎ تشکر
ketabe ghashanigiye arzesh dare vali ye khurde do0 az aghll nist ye pedare 29 sale o.O mitones az in behtar bashe mamnon daste nevisande dard nakone montazere karaye baditon hastim
sun daughter عزیز میشه اسم بقیه رمان هاتون و بگید.
ممنون بابت این نوشتار و احساس زیبای شما.
واقعا عالی بود:اعتقادات تی تی رو خیلی زیبا به تصویر کشیده:شخصیت خیلی جالبی ساخته ممنون از نویسنده عزیز
سلام عرض تشکروخسته نباشید به نویسنده داستان واقعاعالی بود حتماتوصیه میکنم بخونیدش
خیلییییییییییییییی عالی بوود حداقل شخصیت دختر داستان زیبایی خیره کننده یا ثروت رویایی نداشت
ممنون خسته نباشی خورشیدجان.
تو که انقد اولشو خوب نوشتی چرا آخرش همه چی رو سرهم کردی جمع بشه؟
یه جوری بود آدم از همون اولش میفهمید ته ش چی میشه!!!!
شخصیت پارسوا رو دوست نداشتم زیادی ماست بود.روی هم رفته داستان بدی نبود موفق باشی عزیزم
خوشحالم که بعد از نبض تپنده دوباره داستانیرو خوندم که هنر نویسنده مثل نور پیدا بود.مرسی عزیزم میدونم هر روز قلمی که میزنی بهتر از قبل خواهد نوشت.موفق باشی
Kheyli ghashang bud va taghriban motefavet.az shakhsiato tikehaye 2khtare khosham umad
سلام
باید بگم توی بیشتر داستانهایی که از نوشته های کاربرانه شید اولین داستانی بود که انقد زیبا نوشته شده بود.
با احساس و یه حس عاشقانه زیر پوستی توش نمایان بود. من که واقعا کیف کردم. همه شخصیت ها جا افتاده نوشته شده بود و هیچی ابکی نبود. با تشکر از شما
خوب بود. فقط من نفهمیدم این اهورا تو داستان چه نقشی داشت! کاش اونم عاشق دختره میشد بعد با پدر داستان برای بدست آوردن دختره تلاش میکردن این طوری بهتر نمیشد؟
مرسی خورشید جون من کتاباتو خیلی دوست دارم!اینم مثل بقیه خوب بود.نمیگم عالی چون نمیخوام تعریف الکی بکنم اما مطمئنم اگه همین طور ادامه بدی و سعی کنی نوع نوشته هات با بقیه بیشتر متفاوت باشه حتما یه روز به درجه عالی میرسی.
موفق باشی
عالی عالی عالی بود.بهترین کار خورشید و سایت ۹۸ایا.
تبریک میگم به خاطر همچین دست قلمی و داستان عالی ای که با انتی عشق قابل مقایسه نیست
کتاب قشنگیه با این که موضوع تکراری ولی روند داستان واتفاقات والبته عقاید تی تی جالبه. با این که موقع تایپ خوندمش دوست دارم دوباره وبا دقت بخونمش
یکی ازبهترینایی بودکه خوندم.قسمتهایی که تی تی باخودش حرف میزدوخیلی دوست داشتم.این که حجاب و…توش رعایت میشدداستانوباورپذیرترمیکردومن انتظارداشتم اهوراهم عاشق تی تی بشه امااینطوری نشدکه بهترشد!!!.درکل خورشیدجون کتاباتوخیلی دوست دارم.
faez خانم :
sun عزیز سلام .نوشته هات خیلی به دل میشینه .شخصیت تی تی خیلی خوب بود محکم شاد و با ایمان چیزی که معمولا کمتر توی شخصیت رمانها پیدا میشه . سرگشته گیش واز خود گذشتگیش وقتی پونه گم شد رو دوست داشتم .این که پاک بمونی سخته مرسی از تی تی که پاک موند و خیلی بزرگانه و مسئولانه با پونه برخورد میکرد دلم برای دلتنگیهاش گرفت .کاش اینقدر تنها نبود.تنهایی تجربه خوبی نیست .اما چند جا رو شاید شتابزده نوشته بودی موضوع مهمونی یا رابطه استاد با تی تی یا برخورد پارسوآ توی مهمونی و رعنا و…..ودیگه اینکه شاید بهتر بود بحثهایی که با اهورا میکرد رو جوری عنوان میکردی که شعار گونه نباشه اما بازم ممنون به خاطر لحظه های خوبی که با تو و پدر خوبت داشتم
تحلیلت خیلی خوب و کامل بود فائز جان …علاوه بر این من با ته داستان هم خیلی مشکل داشتم آخرشو نتونسته با روال کل داستان یکدست کنه…انگار یجورایی آخرای داستان رو بدون فکر و فقط برای اینکه تموم کرده باشه نوشته ولی درکل داستان رو دوست داشتم و کاملا تونستم شخصیت داستان رو درک کنم…ممنون از دختر خورشید من خیلی رماناشو دوست داررم..مخصوصا نوتریکا و من تو او دیگری و مرد کوچکشو..عالی بودن امید وارم همیشه اینقدر خوب بنویسی.
noskhe mobaileshoooooooooooooooooooooooooooooo mikhaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaammmmmm
man nakhundaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam
سلام نویسنده جوان
کارت خوب بود وجای بهترشدن داره!!
راستش شوکه شدم وقتی فهمیدم ۱۹سالته!!قلم توانایی داری وهمچنین ذهن خلاق
وسطای داستانم..اونجایی ک اهورا باتی تی بحث میکنه تورستوران.ممنون ک مثل بعضی از نویسنده ها ننوشتی”خوشبختانه خانواده راحتی بودیم”کارت خوبه
دلایل تی تی برا حجاب قشنگه!من نمیتونم اسمم رو بذارم مذهبی ولی سعی میکنم مذهبی باشم واز نظر من دلایلش ستودنیه والبته شما صددرصد بهتر میتونستی کارکنی
فقط ی مسئله:نوشته بودی ک اهورا میگه حضرت زهرا(ع)چادرسرش نمیکرد
بله درسته چادر ب شکل ماسر نمیکردن ولی اونا حجابی خفن تر از ماایرانی ها داشتن!!لفظ چادر مختص ایران وتاریخ ایرانه والا اعراب جلباب استغاده میکنن ک ی شال خیلی بلند بوده که سرمیکردن البته درزمان آغازبعثت والاهمیطور ک الان میبینید خلاوه بر شال هایی ک چند دور دور سرشون میچرخه چادر بلندی هم سرمیکنن که زیر پاشون بیوفته وخب تو عربستان هم روبند میزنن!!لفظ چادر برا فرهنگ ایرانه وحجاب از زمان هخامنشینیان بوده(جهت اطلاع اونایی ک حجابو قبول ندارن)
بازم ممنون از قلمت …امیدوارم تو مدارج بالاتر ببینیمت
راستی چطور میتونم با این نویسنده محبوب صحبت کنم؟؟
خورشید جون …. خوندمش …. عالی بود …. پر از احساسات واقعی … شاید من اینطور فکر می کنم ولی من کاملا تینا رو درک میکردم …. مرسی از اینکه لوس نبود و احساسات و داستان با یه روند منطقی و عالی پیش رفته بود و اما در مورد پارسوآ که انقدر زود پدر شده …. مطمئن باش اگه یه کی رو که تو ۱۶ سالگی پدر شده بود نمی شناختم باورم نمیشد …. عیبی ندیدم …. مرسی از وقتی که گذاشتی . زحمتی که کشیدی …. با آروزی شادی و موفقیتت :*
پدر من تو ۱۶ سالگی پدر شده :دی اینم واسه اینکه یه سند زنده یعنی من خودم گفتم بابام کی پدر شده :دی
من تازه دانلودش کردم و نخوندمش! ولی به نوشته های خورشید خانم اعتماد دارم . چشم بسته میگم قشنگه! خورشید جون کارت درسته. خودتو از طرف من محکم بغل کن.
شخصیت اول داستانش به نظر من بهترین شخصیت اول داستانی بود که تا حالا خوندم.تی تی خیلی خوب و عالی با عقاید خیلی محکمی بود. فکراش و حرفایی که با خودش داشت هم خیلی قشنگ بود من معمولا حوصله ام سر میره از این که افکار شخصیت اول داستان یا توصیفاتشو بخونم ولی توی این رمان از خوندنشون لذت می بردم. واقعا و با تمام وجودم از خوندن این رمان لذت بردم. مرسی خانووم نویسنده(خورشید جون)
خوب این نظر منه بعد خوندن رمان یادم باشه دفعه بعد نظرمو وقتی کتاب رو خوندم بذارم! در کل با این که یه دختر خانم رو تی تی صدا بزنن اصلن حال نمیکردم اسمش بدجوری رو مخم بود! و اینکه ذهنش زیادی وراج بود و بعضی وقتا ادم رو کلافه میکرد جوری که با حرص تشر میزدم اه بسه دیگه چقدر حرف میزنی!بد نبود درکل ولی اگه بخوام صادقانه نظرمو بگم نسبت به بقیه نوشته های خورشید جون سطحش پایین تر بود. یعنی چون نوشته خورشید بود و سطح توقع من زیاد فکر میکردم باید خیلی عالی باشه! به هر حال خورشید جون من بد جوری خاطرتو میخوام و هر رمانی رو که اسم تو کنارش باشه بی معطلی دانلود میکنم. سال نو همه مبارک.
با سلام من هنوز این رمان رو نخوندم ولی بنظر من بین نویسنده های این سایت شما بهترین هستین و قصه هاتون ارزش خوندن رو داره امید وارم نوشته هاتون روز به روز بهتر بشه……
کتاب خوبی بود و لی بعضی جاهاش زیادی شعار گونه بود ولی به قول دوستمون متفاوت بود
رمان خوبی بود من با کارای خورشید جون آشنا نیستم ولی این رمان قلم خوبی داشت شخصیت اول داستان خوب بود بعضی وقتا لجمو در میاورد ولی در کل خوب بود
عاااالیه…خیلی خوبه..عاشقشم…
.
.
راستی سایت مشکل پیداکرده؟؟؟هرکاری میکنم بازنمیشه!!!
واقعا خسته نباشید کارتون عالیه از وقتی با این سایت اشنا شدم روز و شب و فراموش کردم تمام تفریحم شده کتاب خوندن اخرشییییین مرسی
سلام
ممنون بابت قلم زیبا و با احساستون
رمان فوق العاده زیبا و قشنگی بود فقط من یک چیزی رو توش نمیتونم باور کنم
دختری که اون قدر مقید حروم وحلاله و نمازش براش مهمه چه جوری میتونه در کنار مردی زندگی کنه که نماز نمیخونه و اعتقادش به حروم وحلال کمه …..
چون اخر داستان به این نکته اشاره ای نکرید گفتم و فقط گفتی اعتقادات پارسوآ به حرام وحلال کم بود
ولی در کل خیلی جالب ومفید بود
ممنون
سلام مرسی ازت این رمان یه جورایی تموم توقعات منو از یه رمان به طور کامل برآورده کرد من این رمان رو دوست داشتم بخاطر سادگی یه دختر و شخصیتش و ندونم کاری های پارسوا و خام بودن یه دختر ۱۳ ۱۴ ساله خیلی عالی بود متشکرم ازت این رمان رو دوست داشتم
سلام، رمان قشنگی بود . به نظرم جای کار زیاد داشت . روی بعضی از مسائل مانور زیادی داده شد ولی روی بعضی ها نه ! شخصیت اصلی داستان زیاد با خودش درگیر بود . یا این حال دارای یه سری خصوصیاتی بود ، که خیلی خوشم اومد. مثلا رو اعتقادات خودش ثابت قدم بود . ولی یه جای داستان به نظرم یه کم مسخره بود، اونجایی که پارسوآ مهمون داشت و کباب هم که اومده بود و خیلی راحت سهمیه غذای تی تی رو گرفت و رفت ؟ انگار نه انگار ! با این حال خیلی ممنون بابت نوشتن این رمان .
کتاب خوبی بود ممنون از نویسنده خوب این کتاب.ولی تعداد زیادی از صفحات رو میشه حذف کرد…
خیلی با این کتاب حال کردم واقعاااااااااا زیبا بود با موضوعی نسبتا جدید…
صحبت های اهورا و تی تی رو توی رستوران واقعا دوس داشتم…
ممنون از نویسنده ی گلش…
عالی بود میتونم بگم معرکه بود فکر نمیکردم توی این سایت نویسنده ای هم باشه که جنبه ی دینی کارو در نظر گرفته باشه بهترین رمانی که بود خوندم باید بهشون بگم آفرین
با سلام این کتابم که تکراری بود!از اولش معلوم بود که آخرش چی میشد!در ضمن کسی که ادعای نجیب بودن و با حیا بودن داره پا نمیشه براحتی بره پارتی ویا اینکه با یه پسر غریبه خیلی راحت قرار بذارره!
واقعا دیگه موضوع کتاباتون تکراری شده تو همه کتابا دخترا فقط عاشق پسرای پولدار میشن یعنی عشق بخاطر پول بوجود میاد؟اما عشق در کنار سادگی زیباست.
عالی بود خصوصابیان وشخصیت
ازاین که رومسائل دینی واخلاقی کارکردی خیلی ممنون
فقط کاش پرندهم سربه راه می شد
لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .
شما هم به جمع 50000 نفری نودهشتیا بپیوندید.
- راه من | soratyrooz کاربر انجمن
- دختر صحنه | sasar.tr کاربر انجمن
- عاشقی به بهانه ی یه قلب | آتیناآتینا کاربر انجمن
- یادگار عشق | Tannaz 98 کاربر انجمن
- درنده تاریک شب | elnaz dadkhah کاربر انجمن
- انتهای سراب | هانیا 94 کاربر انجمن
- عشق سوزان | nafas 75 کاربر انجمن
- تلما | (راز . س) shahtut کاربر انجمن
- راند دوم ( ادامه رئیس کیه ) |راز.س (شاهتوت) کاربر انجمن
- یک قطره مرگ ، برای فرشته ی کوچک من | *مائده* کاربرانجمن
- رمان ایرانی و عاشقانه هم سایه ی من | شایسته بانو کاربر انجمن نودهشتیا (3124)
- رمان ایرانی و عاشقانه قرار نبود | هما پور اصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا (2614)
- رمان ایرانی و عاشقانه زندگی غیر مشترک | sun daughter کاربر انجمن نودهشتیا (1520)
- رمان ایرانی و عاشقانه پارلا | anital کاربر انجمن نودهشتیا (1413)
- همخونه | مریم ریاحی (1402)
- رمان ایرانی و عاشقانه پانتی بنتی | miss.no1.2004 کاربر انجمن نودهشتیا (1266)
- رمان ایرانی و عاشقانه آنتی عشق | ~sun daughter~ و ~shahrivar~ کاربران انجمن نودهشتیا (1240)
- رمان ایرانی و عاشقانه نبض تپنده | miss.no1.2004 کاربر انجمن نودهشتیا (1180)
- رمان ایرانی و عاشقانه دروغ شیرین | *saghar و sparrow کاربران انجمن نودهشتیا (1087)
- رمان ایرانی و عاشقانه توسکا | هما پور اصفهانی کاربر انجمن نودهشتیا (1083)
- رمان ایرانی و عاشقانه آن نیمه دیگر | anital کاربر انجمن نودهشتیا (999)
- رمان ایرانی و عاشقانه موژان من | mehrsa_m کاربر انجمن نودهشتیا (963)
- رمان ایرانی و عاشقانه شروع از پایان | سامان ~shahrivar~ کاربر انجمن نودهشتیا (861)
- رمان ایرانی و عاشقانه پدر خوب | ~sun daughter~ خورشید کاربر انجمن نودهشتیا (856)
- رمان ایرانی و عاشقانه سوار بر بال سرنوشت | ~mehrnoosh~ و سیاوش68 کاربران انجمن نودهشتیا (845)






که در بالا



