تابلو اعلانات (با رفرش تغییر میکند)

برای خواندن کتابها توی گوشی های موبایل اندروید ، ابتدا نرم افزار Moon+ Reader را اینجا یا در بازار دانلود کنید ، سپس نسخه ی Epub کتاب را دانلود کنید و با نرم افزار Moon+ Reader باز کنید .

بایگانی
موضوعات
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

1 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : یه بار بهم بگو دوسم داری

2 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : نیلا… کاربر انجمن نودهشتیا

3 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۱۱ مگا بایت

4 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۱۰۸

1bar رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا

 

5 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

6 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com


7 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

11 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از  نیلا… عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

14 رمان ایرانی و عاشقانه یه بار بهم بگو دوسم داری | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

مینو مهندس جوانی است که پدر و مادرش را از دست داده و به تنهایی با مهدیس نامادری اش زندگی میکند ، بی اینکه محبتی از او در قلبش احساس کند . او برای یک پروژه ی مشترک به همراه چند همکار مرد راهی شمال کشور میشود ، که منصور هم یکی از آنهاست….


برای دیدن رمانهای در حال تایپ اینجا و برای دیدن رمانهای کامل شده اینجا کلیک کنید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , ,





ثنا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۰۳

داستان جالبی داره با خوندنش ضرر نمیکنید

موافق 2 مخالف 1


گلناز 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۰۷

سلام دوستان من نمی گم اول شدم چون خیلی کار لوسیه
رمانو می خونم بهتون می گم قشنگه یا نه ولی حتما قشنگه چون کتابای نبلاجون محشره

موافق 1 مخالف 1


فاطمه 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۰۸

نیلا داستاناش معمولیه اما زیبا و جذب کننده می نویسه…فقط منم سوال ویولت و دارم. اخرش؟

موافق 2 مخالف 1


عاطی 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۱۷

سلام! می بینم که دوباره از نیلا کتاب گذاشتین!خوبه!خوبه!خیلی خوبه!!!

موافق 1 مخالف 0


ثنا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۱۸

آره آخرش هم خوب تموم میشه نگران نباشید….

موافق 0 مخالف 0


شیما 75 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۲۳

من قبلا خوندمش قشنگه مثل بقیه رمانهاش . آخرشم خوب تموم میشه . ولی نسبت به عشق و آتش و عاشق اسیر زیاد خنده دار و جالب نیست . البته این نظر منه !!! بقیه رو نمیدونم .
بای

موافق 0 مخالف 0


ستاره 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۲۵

بد نیست ارزش یه بار خوندن رو داره
ولی به پای بقیه کارای نیلا جون نمی رسه.

موافق 0 مخالف 1


نامشخص 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۳۳

مرسی نیلا واسه اینکه وقت گذاشتی…همه ی رماناتو خوندم

موافق 0 مخالف 0


مونا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۳۸

واااااااای….هوراااااا بازم از نیلا جون کتاب گذاشتید!شک ندارم که خیلی قشنگه مثل کتابای دیگه ی نیلا جون.

موافق 0 مخالف 0


G!rl 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۴۰

رماناااااااااااای نیلا یه دوووووووونه باشه!!! یه سایته و یه نیلا!!! من این و خیلی وقت پیش خوندم عالیه!! البته به قول بچه ها نسبت به کارای دیگه نیلا ضعیف تره….مررررررسی نیلا جون

موافق 0 مخالف 0


سرای 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۴۷

این رمان رو خیلی وقت پیش خوندم. خوب خیلی خوشم اومد. رمان های دیگه نیلا حتی یک درصد از اون جنبه طنزش رو برخرداره ولی رمان کاملا جدیه و یه سبک دیگه رو دنبال میکنه شاید این رمان هم کمی طنز داشته باشه ولی در حد رمان های دیگه نیست واصلا طنزش هم یه جوره دیگه است .
خوب دوستانی که دوست دارین یه جنبه دیگه از نیلا رو ببینید این داستان رو بخونید.

موافق 0 مخالف 0


gharibe 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۰۶

man khundamesh ghashange
bacheha ye romane dorosto hesabi yani inke kheili bahal bashe ke khanandaro jazb kone mishe nam bebarid?mamnun misham

موافق 0 مخالف 0


فهیمه 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۴۳

سلام دوستان میدونم اینجا جاش نیست اما نظر به اینکه انجمن بسته است لطفا راهنمایی کنید اسم این روماارو یادم نمیاد ۱-یه دختره که اسمش یادم نیست به عنوان پرستار بچه یه مرد پولدار استخدام میشه که مرده هم رو ولیچره بعدشم باهاش ازدواج میکنه .پدر مادر دختره جدا شده بودن مادرش با دوست باباش ازدواج کرده بود……
۲-یه دختره به اسم پروانه که پرستار بود بعد از اینکه نامزدش تو تصادف کشته میشه با یه دکتر همکارش ازدواج میکنه اسم دکتره بهروز یا بهزاد بود ….کسی اسم اینا رو میدونه ؟

موافق 0 مخالف 0

    ساهی 
    ۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۵۲

    فهیمه  :سلام دوستان میدونم اینجا جاش نیست اما نظر به اینکه انجمن بسته است لطفا راهنمایی کنید اسم این روماارو یادم نمیاد ۱-یه دختره که اسمش یادم نیست به عنوان پرستار بچه یه مرد پولدار استخدام میشه که مرده هم رو ولیچره بعدشم باهاش ازدواج میکنه .پدر مادر دختره جدا شده بودن مادرش با دوست باباش ازدواج کرده بود……۲-یه دختره به اسم پروانه که پرستار بود بعد از اینکه نامزدش تو تصادف کشته میشه با یه دکتر همکارش ازدواج میکنه اسم دکتره بهروز یا بهزاد بود ….کسی اسم اینا رو میدونه ؟

    اولیش سهم ما از فرداهای روشن نوشته فاطمه صابری کرمانی هست دومیشو نمیدونم.

    موافق 0 مخالف 1


    °•ღ بـــامـــزی ღ•° 
    ۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۴۵

    فهیمه  :سلام دوستان میدونم اینجا جاش نیست اما نظر به اینکه انجمن بسته است لطفا راهنمایی کنید اسم این روماارو یادم نمیاد ۱-یه دختره که اسمش یادم نیست به عنوان پرستار بچه یه مرد پولدار استخدام میشه که مرده هم رو ولیچره بعدشم باهاش ازدواج میکنه .پدر مادر دختره جدا شده بودن مادرش با دوست باباش ازدواج کرده بود……۲-یه دختره به اسم پروانه که پرستار بود بعد از اینکه نامزدش تو تصادف کشته میشه با یه دکتر همکارش ازدواج میکنه اسم دکتره بهروز یا بهزاد بود ….کسی اسم اینا رو میدونه ؟

    اسم اولیو که گفتن… رمان دومم اسمش قصه ی تنهاییه نوشته ی زهرا اسدی. اسم دکتره هم بهزاده…

    موافق 0 مخالف 0



ساهی 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۵۰

مثل بقیه کارای نیلا داستان دارای موضوع خلاق وشخصیت پردازی خاص خودشه .کمتر کسی پیدا میشه که مثل نیلا آدم هارو فقط از دید ظاهرشون قضاوت نکنه.مثلا شخصیت منصور علی رغم مشکل جسمانیش آدمو تحت تاثیر قرار میده.وباعث میشه اون نقص کمرنگ وبرجستگی های اخلاقیش پر رنگ بشه.کل کل های این دوتا هم جالب بود.فقط صد حیف که این داستان خیلی زود تموم شد.

موافق 0 مخالف 0


باران 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۵۱

به نظر منم کتاب خوبه ایه نثر خوبی داشت بخونید راستی سایت عاشقان رمان از فیلتری در امده …….کی نوبت نود هشتیها میشه ……. خدا میدونه

موافق 0 مخالف 0


sali 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۱۶

آره میرزه آدم یه بار بخونش!!!من که دوست داشتم

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۱۷

بخونیدش کتاب قشنگیه

موافق 0 مخالف 0


نینا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۳۶

مرسی قشنگ بود.من کلآ از سبک نوشتن نیلا جون خوشم میاد.

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۴۶

اینم قشنگه قشنگه من همه رو خوندممم نیلا جونننننن خیلییییی باحال میویسی حرف منو بشنو که سنده واسه خودش هه مرررررررررررررر۳۰ موفق باشی منتظر کارای بعدیتم هستم خودم به شخصه بازممممم مررررررررر۳۰ موفق باشی

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۴۶

man in ketabo khoondam khoobe vali sari tamoom mishe

موافق 0 مخالف 0


narin2 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۵۰

سلام ببخشید کسی میدونه نویسنده کتاب (دعا برای ارمن) کیه.
ممنون میشم اگه جواب بدید.

موافق 0 مخالف 0

    ۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۱۶

    سلام فکر کنم نویسندش ابراهیم یونسی باشه

    مرسی نیلا جون میخونم میام نظر میدم

    موافق 0 مخالف 0



drdevil 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۲۵

من داستان های نیلا رو خیلی دوست دارم.اولا چون تکراری نیست (قابل توجه اونایی که میگن اگه سوژه دارین خودتون بنویسین!!نویسندگی یه وجه مهمش خلاقیته که تو کتابای نیلا واقعا هست)
و دومیش شخصیت جسور نقش اول داستانه که با اخلاق خاصش خودشو مطرح میکنه(که بازهم برعکس داستان های ایرانی که توش دختر همیشه یا تو سری خور و بدبخته یا زیبای افسانه ای با هزار تا خواطر خواه که به هیچ کی هم محل نمیذاره!!
فقط یه چیزی!اینجا جاش نیست اما انجمن که بسته ست من اینو نگم کهیر میزنم
نیلا جان کل کل قهرمان داستانت بعضی وقتا خیلی از حد میگذره…جسارت تا یه حدی قشنگه..بعدش وحشی بازی و بد دهنی و لجام گسیختگیه…شخصیت اولت گاهی ییش از حد بی احترامی میکنه…حاضر جوابی با بی چاک دهن بودن فرق میکنه

موافق 1 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۲۸

من این رمان روچشم بسته دان میکنم چون میدونم نویسندش خانوم نیلا اس واین خودش کافیه که رمان قشنگی باشه

موافق 1 مخالف 1


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۳۸

ba salam khedmate 98ia va nila khanom omid varam ke hale hamegi khob bashe in ketabam mesle karayr dgaton ba in ke kam bod vali dar sate ghabeele ghabolo gharar dare az nazare man age age mishe ye romane jedi ba matne ziyad masalan balaye 400 safhe ham benevidid va kami az tanz bekahid o midonam ke tavanaee inke ketabaton jonve tosiye shofe ha basha ro darid albate omid varam az nazaram narahat nashid
ba tashakor montazere sayeere roman haton che tanz ke to in sit shoma avalin che gheyre tanz hastam

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۳۸

فهیمه  :سلام دوستان میدونم اینجا جاش نیست اما نظر به اینکه انجمن بسته است لطفا راهنمایی کنید اسم این روماارو یادم نمیاد ۱-یه دختره که اسمش یادم نیست به عنوان پرستار بچه یه مرد پولدار استخدام میشه که مرده هم رو ولیچره بعدشم باهاش ازدواج میکنه .پدر مادر دختره جدا شده بودن مادرش با دوست باباش ازدواج کرده بود……۲-یه دختره به اسم پروانه که پرستار بود بعد از اینکه نامزدش تو تصادف کشته میشه با یه دکتر همکارش ازدواج میکنه اسم دکتره بهروز یا بهزاد بود ….کسی اسم اینا رو میدونه ؟

فهمیه جان اسم دومی هم قصه تنهایی از خانوم زهرا اسدی هستش…

موافق 0 مخالف 0


آیلار 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۴۲

از عکس کتاب خوشم اومد (مرسی خاله جووووووووووووووون)

موافق 0 مخالف 0


هیوا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۴۴

سلام به همگی
من قبلا راحت دانلود میکردم ولی الان نمیشه.کسی هست راهنمائیم کنه؟

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۱۳

مرسی نیلا جون خیلی کتابات خوبن

موافق 0 مخالف 0


هلنا... 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۱۸

در ضمن نیلا جون تو نیاز به نظر ما نداری.قربون قلمت. نوشته هات فوق العادست.بهت تبریک می گم.

موافق 0 مخالف 0


T6K8003 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۳۸

بالاخره هرکی یه نظری داره…و نظر منم خصوصیه و به کسیم نمیگم!!!!!!!!!!!! قرار نیست همه از نظر بنده مطلع بشن!!!!
اما عرض بنده یه چیز دیگست …..راستش و بخواین من وقتی بعد از دو ماه غیبت به این سایت اومدم با یه تغییر جالب مواجه شدم و اونم امکان توصیه کردن کتاب توسط کاربرا بود و به نظر من بسیار ایده جالبی بود
اون موقه ها(یعنی تا دیروز) فک میکردم هر فرد فقط فقط فقط میتونه یک بار یک کتابو توصیه کنه ولی غافل از اینکه در خواب غفلت بودم چرا که امروز فهمیدم با یه ترفند ساده یک نفر میتونه هزار بار وشاید ده هزار بار وشاید صد هزار بار یه کتابو توصیه کنه!!!!!!
از نظر من هیچ کس نمیتونه جلویه این کارو بگیره پس از دوستان خواهش میکنم بیشتر از یه بار توصیه نکنن به خدا حق الناسه!!!!!! پس فردا میرین جهنم… حالا از ما گفتن بود….. ولی خودمونیما شاید اصلن همتون میدونستین غیر از من!!!!!!
پس به امید روزی که این ترفند بی اثر بشه
الهــــــــــــــــی آمیــــــــــــــــــن
ولی بخدا محــــــــــــــــاله!!!!!!!!!!!!
بوس بوس تکبوس

موافق 1 مخالف 0


مونا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۵۶

آره واقعا فقط حیف که زود تموم شد .منصور چه شخصیت قشنگی داشت.واقعا کتاب نازی بود مرسی نیلای عزیز…

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۲۷

وایییییی نیلا جونمممم رمانات فوق العادس عزیزممممممممممم

موافق 0 مخالف 0


الیا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶

نیلا جون مرسی کتابات ندید قشنگن برای همین دانلودش میکنم
خیلی باحالی عزیزم

موافق 0 مخالف 0


نفس75 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶

مرسی نیلااااااااااا از زحماتت من خیلی رمان هات را دوست دارم
خسته نباشی عزیزم

موافق 0 مخالف 0


مونا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۵۰

من قبلا خوندمش اما زیاد ازش خوشم نیومد.

موافق 0 مخالف 0


گیتی 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۵۰

مرسی نیلا جون.منم کتاباتو دوست دارم.پس دانلود می کنم.

موافق 0 مخالف 0


narin2 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۵۳

مرسی نیلا جون خیلی خوب بود.

موافق 0 مخالف 0


azda 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۰۵

فهیمه  :
سلام دوستان میدونم اینجا جاش نیست اما نظر به اینکه انجمن بسته است لطفا راهنمایی کنید اسم این روماارو یادم نمیاد ۱-یه دختره که اسمش یادم نیست به عنوان پرستار بچه یه مرد پولدار استخدام میشه که مرده هم رو ولیچره بعدشم باهاش ازدواج میکنه .پدر مادر دختره جدا شده بودن مادرش با دوست باباش ازدواج کرده بود……
۲-یه دختره به اسم پروانه که پرستار بود بعد از اینکه نامزدش تو تصادف کشته میشه با یه دکتر همکارش ازدواج میکنه اسم دکتره بهروز یا بهزاد بود ….کسی اسم اینا رو میدونه ؟

اون دومیه هم قصه زندگی نوشته زهرا اسدی

موافق 0 مخالف 0


yasaman 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۲۴

دست درد نکنه

موافق 0 مخالف 0


سوانا77 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۰

نیلا جووون دستت درد نکنه من که عاشق نوشته های توام. حیف که این سایت فعلا بسته س…. حیف……..
واقعا دلم واسه تک تک بچه های نودهشتی تنگ شده…….
مرسییییییییییییییییی

موافق 0 مخالف 0


unforgiven 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۰

تا حالا هرچی از این نویسنده خوندم نثر کودکانه ای داشته
فکر کنم ۱۴ سال بیشتر نداشته باشه
امیدوارم این کتاب کمی قوی تر نوشته شده باشه

موافق 0 مخالف 0


نیلوفر 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۳

عالیه نیلو عاشق رماناتم

موافق 0 مخالف 0


شایان 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۴

من ورود عشق ممنوع را خیلی دوست داشتم از شما نویسنده با استعداد کمال تشکر را دارم تنها نوشته های شما درد و غم من رو تسکین میدهد

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۸

شایان جان من هم باشما کاملا موفق هستم چرا که سر خوندن ورود عشق ممنوع کلی خندیدم

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۳

داستان خوب و متنوعی داشت ولی حیف که زود تموم شد!!! میتونست پرورونده بشه و خیلی جذابتر و بهتر بشه…

موافق 0 مخالف 0


بهاره 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۶

نیلا جون مرسی کتابات خیلی قشنگن خیلییییییییییییییییی موفق باشی بوس بوس

موافق 0 مخالف 0


آیدا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۰۷

سلام ممنون از کتاب وخسته نباشید نیلا جوون اگه میشه رمان عشق وآتش هم رو سایت قرار بدید خواهشااااااااا

موافق 0 مخالف 0


sahar 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۳۰

nilaa asheghetam,,,khilii ghashang miniviisiii,,,,,,,,,,,,,,,,khiliiiii,,vaghean bahat hal mikonam bo00s bo0s

موافق 0 مخالف 0


انا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۳۷

این رمان اولین رمانی بود که من از نیلاجون خوندم عالی بود کلی خندیدم

موافق 0 مخالف 0


۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۴۶

جالب نبود میتونست خیلی بهتر از این باشه

موافق 0 مخالف 0


نام

ایمیل

سایت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 70000 نفری مشترکین نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


ما را دنبال کنید :    اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa