موضوعات
کتابهای توصیه شده توسط کاربران
بایگانی

vaghti oo amad رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا

1 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : وقتی او آمد

2 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : mehrsa_m کاربر انجمن نودهشتیا

3 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : 2.27  مگا بایت

4 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : 211

5 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

6 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

7 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

11 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از mehrsa_m عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا .

14 رمان ایرانی و عاشقانه وقتی او آمد | mehrsa m کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

شمیم با دلی شکسته از بی رحمی و سنگدلی اطرافیان خونه ی خالشو ترک میکنه.. خونه ای که بعد از مرگ پدر و مادرش سرپناه خستگیاش بوده.. اما با علاقه پسرخاله اش به او و سرکوفت های خاله اش ناگزیر از ترک اونجا میشه.. اما دست تقدیر او را به سوی خانه خانوم بزرگ می کشونه جایی که سرنوشت شمیم رقم می خوره..


رمان به درخواست نویسنده حذف شد .



برای دیدن رمانهای در حال تایپ اینجا و برای دیدن رمانهای کامل شده اینجا کلیک کنید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , ,

بزرگترین مجموعه ی لغات زبان انگلیسی با روش کدبندی و تصویر سازی

به خاطر سپاری لغات مشکل زبان انگلیسی با این روش حل شد

تمام لغات مورد نیاز برای کنکورها و ازمونهای مختلف زبان انگلیسی

کافیست قبل از تهیه این مجموعه مثال ها را ببینید

برای نمایش جزئیات بیشتر کلیک کنید ...




anital 
23 دی 1390 20:03

فکر می کنم قشنگ باشه… کارهای مهرسا همیشه خوبه…. دستت درد نکنه مهرسا جون

موافق 0 مخالف 0


یغما 
23 دی 1390 20:08

خیلی کتاب قشنگیه.
من خیلی دوسش داشتم.
مرسی.
خسته نباشید.

موافق 0 مخالف 0


23 دی 1390 20:13

کتاب قشنگیه من خوندمش…
دست مهرساجون درد نکنه…

موافق 0 مخالف 0


تیام 
23 دی 1390 20:14

به نظرم کتاب جالبی بود.ارزش خوندن داشت.

موافق 0 مخالف 0


nina 
23 دی 1390 20:15

من خوندمش….خیلی قشنگه…ممنون از زحماتتون…خسته نباشید.

موافق 0 مخالف 1


azda 
23 دی 1390 20:34

بخونینش ارزشش رو داره!

موافق 0 مخالف 1


23 دی 1390 21:02

عالییییییییییی

موافق 0 مخالف 1


فرزانه 
23 دی 1390 21:05

قشنگ بود.بخونیدش

موافق 0 مخالف 0


سرای 
23 دی 1390 21:05

رمان قشنگی بود.من این رمان رو خیلی وقت پیش خوندم اون موقع که در حال تایپ بود .ارزش خوندن داره و داستان قشنگی هم داره ولی در مقایسه با کارهای تاپ این سایت یه کوچولو خیلی کم ضعیفه البته در نوع خودش خوب وزیباست. مرسی

موافق 0 مخالف 0


الیا 
23 دی 1390 22:28

من از نوشتهای مهرسا خوشم میاد انشا.الله اینم مثل باقی باشه
تعریفا و نظرا که خوبه
مهرسا جون مرسی خسته نباشی

موافق 0 مخالف 0


هانیه 
23 دی 1390 23:14

خیلی قشنگ بود مرسی.

موافق 0 مخالف 0


sara 
24 دی 1390 00:12

be nobeye khodesh ghashang bod

موافق 0 مخالف 0


sogand 
24 دی 1390 01:03

سلام دوستان من قبلا خواندمش عالیهههههههههههه.حتما بخونید.کار های مهرسا حرف نداره .مهرسا جونم چی شد پس کار جدید؟من مشتاقانه منتظره کارهای زیبات هستم عزیزم.همیشه موفق باشی گلم.

موافق 0 مخالف 0


Tak8003 
24 دی 1390 01:06

خوب با اجازتون من این رمانو خوندم و هم کف کردم وهم کیــــــف خداییش طرز نوشتنش تکبوس کشه!!!!!
من نویسنده این رمانو در زمره چهار نویسنده برتر این سایت میذارم(کاملن شخصیه!!!) و این از اون رماناست که مطمئنم یه بار دیگه تحریک میشم تا بخونمش!!! ولی یکی از دلیلای خوب بودن این داستان اینه که اول شخصه و من عاشق داستانای اول شخصم(اینم کاملن شخصیه!!!!)
ولی به قول شاعر من از اونا نیستم که جلو رو بکنم تعریف زود به زود و پشت سر بگم ته دیگش سوخته بود!!!
در این که این داستان ورژن جدید داستان همخونه است هیچ شکی نیست!!! ولی این کجا و اون کجا به قول شاعر این یکی شیر است اندر بادیه …!!!!!
واین داستان خیلی رویایی بود یعنی خیلی خیلی رویایی بود به عبارتی خدای رویا بود!! ولی یه رویای شیرین!!! راستش من یه ذره تو عقل این خانوم بزرگه مشکوکم یعنی یه ذره که نه!! بسیار فراتر از یه ذره!! آخه کدوم آدم عاقلی یه دختر خیابونی رو میبره خونه؟؟؟؟؟ حالا بهش کمک کنه ولی نه دیگه اینقد صمیــــــــــمیــــــــــــــــــی!!!!! وکدوم آدم عاقلی دوتا پسر و دختر تنها میذاره تو یه خــــــــــــــــــــونه؟؟؟؟؟؟؟ پس وقتی میگم داستانه رویاییه و خانوم بزرگ بی عقل دروغ نگفتم!!!!! و مثل تمام داستانا دختره عاشق یه پسر میشه که اتفاقا پسره هم عاشق این دختره است ولی این وسط یه دختری هست که آویزون پسره است ولی شما که دیگه ارادت دارین باید خودتونو وفق بدین چون اعتراض کشــــــــــــــــــــــــــــک است
ولی اینا هیچ کدوم از ارزشای این داستان کم نمیکنه و همچنان در زمره اون چار تا نویسنده خواهند بود(جون شما کاملن شخصیه یه وقت ناراحت نشینا!!!!!!)
در آخر به کسی پیشنهاد نمیکنم بخونه چون نظر هرکس منحصر به فرد میباشد یعنی شاید شما خوشتون نیاد(که اینم به خودتون مربوطه!!)
الان ساعت یک میباشد …….اینجا نودهشتیاست!!!!!!!!
بوس بوس تکبوس

موافق 0 مخالف 1


darya 
24 دی 1390 01:14

خیلییی قشنگگ بوود

موافق 0 مخالف 0


24 دی 1390 04:28

بچه ها من خوندمش کتاب قشنگیه حتما بخونیدش

موافق 0 مخالف 0


nafas 
24 دی 1390 10:58

خوب بود مرسی

موافق 0 مخالف 0


رها2 
24 دی 1390 12:00

کتاب قشنگیه حتما بخونین

موافق 0 مخالف 0


doorin 
24 دی 1390 13:21

قشنگ بود. مرسی

موافق 0 مخالف 0


سحر 
24 دی 1390 14:17

بد نبود عالیم نبود چون اخرش قابل پیش بینی بود وهیچ هدف خاصی رو دنبال نمیکرد

موافق 0 مخالف 0


مونا 
24 دی 1390 15:25

تموم شد خیلی خیلی ناز بود بازم مرسی مهرسای عزیز.

موافق 0 مخالف 0


آرام 
24 دی 1390 15:32

یعنی چی همه یاد گرفتن میگن….شبیه هم خونه بود!!!
پس می خواین شبیه چی باشه؟….
در کل چند جور میشه عاشق شد البته تو رمانای ایرانی!….
یا عشق فامیلی
یا عشق هم خونه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!
یا عشق دوست برادر یا مشتقات همین!
یا عشق همسایه ای!
غیر از اینا نیست!
پس اینقدر گیر ندین دیگه……دیگه انتظار چیو دارین؟

موافق 0 مخالف 0


نفس 75 
24 دی 1390 16:04

بد نبود

موافق 0 مخالف 1


ساهی 
24 دی 1390 16:09

این کار مهرسا در مقایسه با موژان من ضعیف تر بود. پرداخت خوبی از گذشته شمیم نداشت. حضور اون تو خونه مادر شادمهر یجورایی غیر قابل باور می اومد.کلا ماجراها وروابط این رمان پیچیدگی نداشت وپیش وپاافتاده بود.اما از حق که نگذریم مثل بقیه رمانهایی که دختر وپسر همخونه گی رو تجربه میکنن جالب وهیجان انگیز بود(شیطونه میگه بد نیست یه بارم شده از این تجربه ها داشته باشیم)

موافق 0 مخالف 0


mehrsa_m 
24 دی 1390 17:01

سلام دوستای خوبم . اول بابت نظراتتون خیلی ممنونم . نظرات شما باعث میشه کارای بعدی قوی تر بشه . دوم اینکه من وقتی او آمد و قبل از مُوژان من نوشتمش . میدونم خیلی ایراد داره . و یه جورایی من بی تجربه بودم . ولی کارای بعدیم و سعی میکنم بهتر از این دو تا بنویسم . خوشحال میشم وقتی نقداتون و میبینم . حالا چه منفی چه مثبت برای من ارزش داره و به خاطرش ازتون ممنونم .

موافق 0 مخالف 0


niki 
24 دی 1390 17:15

zibaaaa bud mamnun mehrsaaa jan

موافق 0 مخالف 0


آیلار 
24 دی 1390 17:15

چرا همیشه نظر منو حذف میکنید؟ خیلی نامردی آدمین

موافق 0 مخالف 0

    honey_x 
    24 دی 1390 17:38

    چونکه اینجا چت روم نیست!! فقط راجع به همین کتابم میشه نظر داد!! خوب و بدش فرقی نمیکنه ! بهتر توجه کنید تا نظرتونم حذف نشه!

    موافق 0 مخالف 0



yalda 
24 دی 1390 17:54

مهرسا جون کارت خیلی خوب بود ولی این شخصیت شمیم کاملا تعطیل بود پسره لخت تو حموم دیدتش نه خجالتی نه حیایی !شبشم باهاش میره گردش انگار نه انگار !تازه روز بعدشم وقتی مهرشاد میاد دنبال شال می گرده!ولی در کل خیلی باحال بود!

موافق 0 مخالف 0


°•ღ بـــامـــزی ღ•° 
24 دی 1390 18:10

بسیــــــــار قشنگ می باشد… دوستش داشتم…

موافق 0 مخالف 0


mehrsa_m 
24 دی 1390 18:34

آیلار  :
باشه اینم نظر درباره کتاب:من با دیدن این همه تعریف از رمان از دوستم خواستم برام ایمیل کرد فکر کردم دیگه حتما شاهکار قرنه!
اما کتابی لوس و کاملا دروغی بود واقعا شوکه شدم
خوب اینم نظر بس بود یا بازهم از محاسن فوق العاده اش بگمhoney_x جان؟

وای نظرت فوق العاده بود دوست من !
من میدونم که رمانم ضعفهایی داشت ولی انتظار دارم کسی که انقدر رمان میخونه و مطمئنا یه شخصیت فرهنگی محسوب میشه نظراتش و یکم مودبانه تر بیان کنه .
ممنون از وقتی که گذاشتی دوست من ولی کاش یکم برای وقت و انرژی که روی این رمان گذاشتم ارزش بیشتری قائل میشدی . بازم از نظرت ممنون !

موافق 0 مخالف 0

    نازی 69 
    03 بهمن 1390 15:00

    مههههههههههههههرسا جان از ایلاز جان ناراحت نشو چون ارزش کار شماها رو نمیدونه من با اینکه هنوز نتونستم کتابهای تو رو بخونم ولی ارزش کارت رو میدونم ….من هم تا حالا چند تا رمان بلند 500 صفحه ای نوشتم وبردم برای چاپ گفتن ما دیگه رو رمان کار نمیکنیم اگه خودت پول چاپ میدی بیا چاپ کن …ولی با این حال دلم نیومده بگذارم توی سایت گفتم شاید یه روزی خودم چاپشون کردم .پس بچه ارزش کار اونهایی که کتابهاشون رو میذارن توی سایت رو بدونین….اینقدر هم ایرادهای الکی نگیرین….

    موافق 0 مخالف 0


    نازی 69 
    15 بهمن 1390 00:15

    من ارزش کار شما نویسنده های اینجارو خوب میدونم چون من هم چند تا رمان البته قبل از اینکه با این سایت اشنا بشم نوشتم ولی دلم نیومده اینجا بزارمش چون دوست دارم یه رروز چاپشون کنم پس بهتره انتقاد های منتقی داشته باشین نه بی ادبانه ……به هر حال ار این همه سخاوت ممنون ….ولی یه خورده تنوع به کار ببرین تو داستان هاتون عالی میشه شیوه ی نوشتاریتون هم عالیه

    موافق 0 مخالف 0


    07 اردیبهشت 1392 10:51

    mehrsa-mعزیزمنکرتلاشت واسه رمان زیبات نیستم ولی من یه رمان درحدموژان من وهمیشه یکی هست ازت توقع داشتم اونابااین رمان اصلاقابل مقایسه نیستن.مشکل اساسیشم اعتمادغیرقابل قبول خانوم بزرگ به یه دختره که اونونمیشناسه وبعدقراردادنش کنارپسرش.امابابت وقت گذاشتن واسه نوشتن رمانت بهت خسته نباشیدمیگم

    موافق 0 مخالف 0



mehrsa_m 
24 دی 1390 18:36

yalda  :
مهرسا جون کارت خیلی خوب بود ولی این شخصیت شمیم کاملا تعطیل بود پسره لخت تو حموم دیدتش نه خجالتی نه حیایی !شبشم باهاش میره گردش انگار نه انگار !تازه روز بعدشم وقتی مهرشاد میاد دنبال شال می گرده!ولی در کل خیلی باحال بود!

آره خوب این و قبول دارم دوست خوبم . ولی خوب نمیشد با اینکه یه بار شادمهر توی حموم دیدش دیگه حجاب و تعطیل کنه ! اونم یه جورایی تخیلی میشد . ولی خوب انتقادت به جا هستش دوست جون . ممنون از وقتی که براش گذاشتی

موافق 0 مخالف 0


"لعیا" 
24 دی 1390 19:06

قبول دارم موضوعش تکراری بود….ولی با اینکه موضوعش تکراری بود اما نویسنده به طرزی خیلی زیبا اونو جذاب کرده….و این خودش موضوع مهمیه که نمیشه نادیده گرفت

موافق 0 مخالف 0


---- 
24 دی 1390 19:39

چراتوهمه ی رمانادخترپسرخوشگلوپولدارن

موافق 0 مخالف 0


narin2 
24 دی 1390 20:15

ممنون خیلی کتاب خوبی بود.

موافق 0 مخالف 0


آیلار 
24 دی 1390 20:27

لطفا کتاب شلر رو بذارید
مهرسا جان من عصبانی بودم نقد اشتباهی کردم رمان شما خوب ولی غیر واقعی بود من دوست داشتم(نظر شخصی خودم) شمیم کمی متفاوت تر از شخصیت دختر های احساساتی رمان ها باشد با این حال در جمع کتاب خوبی بود!

موافق 0 مخالف 0


شیما 
24 دی 1390 20:38

خوب بود

موافق 1 مخالف 0


گیتی 
24 دی 1390 21:24

قشنگ بود.بخونید.گرچه یه کم تکراری بود ولی جالب بود.پشیمون نمی شید.

موافق 0 مخالف 0


24 دی 1390 21:37

کتاب خوبی بود

موافق 0 مخالف 0


katerina petrova 
24 دی 1390 22:01

سلام
مث موژان من نبود ولی خب خوب بود!!!!
همیشه کارای اول یه نویسنده بی نقص و خوب نیست.توقع ندارین که نویسنده ها مادرزادی مث شکسپیر بنویسن…..بجای نقدهای توهین آمیز طوری نقد کنید که آثارش توی رمان های بعد مشخص باشه…..نقدها باید به بهتر شدن کمک کنه نه به ضربه زدن به شخصیت نویسنده!!!

موافق 0 مخالف 0


24 دی 1390 22:32

بچه ها ما هیچ وقت از نویسنده ها تشکر نمیکنیما !!! حالا اگه رمانشون بدهم باشه بلاخره روش وقت گذاشتن!!!………به افتخار همه ی نویسنده ها…هووووووووووورااا

موافق 0 مخالف 0

    mehrsa_m 
    24 دی 1390 23:26

    katerina petrova عزیز ممنون از نظرت خوشحالم که هنوزم دوستایی هستن که نویسنده هارو درک میکنن .
    مری و مونای عزیزم . من از شما دو تا دوست خوبمم ممنونم که وقت گذاشتین برای رمانم .
    g!rl عزیز کار خانوم بزرگ و خودم واقعا قبول دارم که یکم شاید نامعقول بود ولی خوب تنها چاره بود به نظر خودم . بازم ممنون از وقتی که برای وقتی او آمد گذاشتی دوست خوبم .

    موافق 0 مخالف 0



مونا 
24 دی 1390 22:40

آره واقعا من از همشون ممنونم…

موافق 0 مخالف 0


G!rl 
24 دی 1390 22:49

چقدر خوبه که بچه ها نقد میکنن و mehrsa عزیز هم جواب میده…..مرسی رمان قشنگی بود..تو مایه های خلوت نشین عشق و…..در ضمن یکی از بچه ها نظر داده بود که دختره با یه نگاه عاشق شد و پسره به روی مبارک نیوورد..(مگه غیر از اینه دوست عزیز؟؟! دخترا همشون اینطورین!!پسرا هم که همشون مغرورن!!!شما جور دیگه ای دیدین؟) حالا مگه بده؟؟!! خانم مریم ریاحی جرقه رو زده!!انقدر نگین مثل همخونه بوده فلان بوده ،بده بوده،تکراری بوده….. کار شخصیت خانوم بزرگ هم یه مقدار ،دور از واقعیت بود، شما خودتونو بذارید جای خانوم بزرگ..همچین کاری رو میکردید؟!…در مورد گذشته شمیم هم خیلی کم نوشته شده بود…اگه نویسنده ی دیگه ای بود حد اقل تا نصفشو در مورد گذشته شمیم مینوشت که من اصلا همچین رمانهایی دوست ندارم…در کل عالی بود،خسته نباشی مهرسا جون…

موافق 0 مخالف 0


romina 
25 دی 1390 00:24

سلام کتاب قشنگی بود مرسی مرسی مرسی.یه سوال کسی کتاب “عروس18ساله”با کتاب”خانه دلبستگی ها”رو نداره برام میل کنه؟اگر کسی این کتابارو داره ممنون میشو برام میلش کنه ((romina_r1996@yahoo.com))

موافق 0 مخالف 0


khatoon khabha 
25 دی 1390 04:30

به نظر من دیگه واقعا تکراریه همه پسرا 30 سالن همشون به طرز شگفت اوری جذاب و واردن اگه یه کم دور و ورمون و نگاه کنیم شاید اینقدر رویایی ننویسم دخترای با سن کم میرن تو هپروت یادشون میره زندگی واقعی یه چیز دیگس باید با مردای عادی که شاید اونقدر خوشتیپ نباشن مبادی اذاب نباشن شاعر و احساساتی نباشن زندگی کنن و عاشقشون باشن کتابای موندگار به خاطر وافعی بودن و روال طبعیشون احساسات رو درگیر میکنن وتا ابد تو یاد میمونن i

موافق 0 مخالف 0

    مونا 
    25 دی 1390 11:13

    به نظر من رمان باید جوری باشه که مارو حداقل چند ساعت از بدبختیای زندگیمون دور کنه،پس لازمه که کمی دور از واقعیت باشه به نظر من که خیلی زیبا بود.

    موافق 0 مخالف 0



sm 
25 دی 1390 04:49

من اصلا خوشم نیومد. خیلی از واقعیت دور بود

موافق 0 مخالف 0


پریسا 
25 دی 1390 06:17

چرا بعضی وقت ها سایت این جوری میشه اصلا نمیشه توی این صفحه هم اومد میگه با با شماره های ما کانکت بشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

موافق 0 مخالف 0


م 
25 دی 1390 07:52

سلام بچه ها میشه بگید چطوری دانلود کنم؟آخه هرکاری میکنم دانلود نمیشه. مرسی.
راستی هیچی مثل همخونه نمیشه یه جورایی مثل داستان زندگیه خودمه

موافق 0 مخالف 0


shadi 
25 دی 1390 08:53

من این رمان رو نخوندم ولی واقعا ازمهرسای عزیز خوشم میاد که اومده جواب نظرات رو داده کاش بقیه ن.یسنده ها هم اینجوری بودن

موافق 1 مخالف 0

    mehrsa_m 
    25 دی 1390 10:24

    شادی عزیز امیدوارم وقتی خوندی از رمان خوشت بیاد . بالاخره رمانیه که نوشتم و باید جوابگوی نقد بچه ها باشم دوست خوبم .

    موافق 1 مخالف 0



m_w 
25 دی 1390 09:49

ghashang boood bekhoonineshhhhhhhhhhhh

موافق 0 مخالف 0


mehrsa_m 
25 دی 1390 10:20

khatoon khabha  :
به نظر من دیگه واقعا تکراریه همه پسرا ۳۰ سالن همشون به طرز شگفت اوری جذاب و واردن اگه یه کم دور و ورمون و نگاه کنیم شاید اینقدر رویایی ننویسم دخترای با سن کم میرن تو هپروت یادشون میره زندگی واقعی یه چیز دیگس باید با مردای عادی که شاید اونقدر خوشتیپ نباشن مبادی اذاب نباشن شاعر و احساساتی نباشن زندگی کنن و عاشقشون باشن کتابای موندگار به خاطر وافعی بودن و روال طبعیشون احساسات رو درگیر میکنن وتا ابد تو یاد میمونن i

به نظر خودم مردایی مثل شادمهر وجود دارن و زیادم دور از انتظار نیست . نمیگم همه ی مردا به همین اندازه میتونن ایده آل باشن ولی من دور و اطرافم خیلی از مردا رو دیدم که انقدر رویایی عاشق میشن و انقدر رویایی هم ابراز عشق میکنن . شاید یه جاهاییش واقعی نباشه و زیادی رویا پردازی شده باشه ولی به نظر خودم امثال شادمهر هستن . چرا انرژی منفی بدیم ؟ چرا باید قبول کنیم که همه ی مردا سرد و خشک و بی عاطفه هستن ؟ یعنی شما اعتقاد دارین که مردا عاشق نمیشن ؟
ما کم مرد خوشتیپ داریم ؟ کم مرد جذاب و مبادی آداب داریم ؟ نمیدونم . فکر میکنم این جور مردا وجود دارن و زیاد شخصیت دور از ذهنی نساختم برای افراد توی رمان .
بازم از وقتی که گذاشتی ممنون دوست من .

موافق 0 مخالف 0

    samareh 
    20 اسفند 1390 12:43

    mehrsa_m  :

    khatoon khabha  :
    به نظر من دیگه واقعا تکراریه همه پسرا ۳۰ سالن همشون به طرز شگفت اوری جذاب و واردن اگه یه کم دور و ورمون و نگاه کنیم شاید اینقدر رویایی ننویسم دخترای با سن کم میرن تو هپروت یادشون میره زندگی واقعی یه چیز دیگس باید با مردای عادی که شاید اونقدر خوشتیپ نباشن مبادی اذاب نباشن شاعر و احساساتی نباشن زندگی کنن و عاشقشون باشن کتابای موندگار به خاطر وافعی بودن و روال طبعیشون احساسات رو درگیر میکنن وتا ابد تو یاد میمونن i

    به نظر خودم مردایی مثل شادمهر وجود دارن و زیادم دور از انتظار نیست . نمیگم همه ی مردا به همین اندازه میتونن ایده آل باشن ولی من دور و اطرافم خیلی از مردا رو دیدم که انقدر رویایی عاشق میشن و انقدر رویایی هم ابراز عشق میکنن . شاید یه جاهاییش واقعی نباشه و زیادی رویا پردازی شده باشه ولی به نظر خودم امثال شادمهر هستن . چرا انرژی منفی بدیم ؟ چرا باید قبول کنیم که همه ی مردا سرد و خشک و بی عاطفه هستن ؟ یعنی شما اعتقاد دارین که مردا عاشق نمیشن ؟
    ما کم مرد خوشتیپ داریم ؟ کم مرد جذاب و مبادی آداب داریم ؟ نمیدونم . فکر میکنم این جور مردا وجود دارن و زیاد شخصیت دور از ذهنی نساختم برای افراد توی رمان .
    بازم از وقتی که گذاشتی ممنون دوست من .

    مهرسا جان من خودم اول موژان من خوندم بد اینو، هر دتاشم عالی‌ بود عزیزم، با اینکه به قول خودت تازه کاری خیلی‌ خیلی‌ بهتر از نویسنده‌هایی‌ که کتاب چاپ می‌کنن به قیمت فلان کلی‌ هم ادعا دارن، داستان نوشته بودی…
    در مورد ، خانوم بزرگ بگم که بودن آدمهایی که توی بدترین شرایط خدا بهتر از خانوم بزرگ براشون فرستاده پس عجیب نیس بعدشم اگه بخواد کلا به واقعیت زندگی‌ نزدیک باشه و یکم رویایی نباشه که اسمش نمیذارن رمان میذارن مقاله‌ مستند … منتظر کارهای بعدی هستیم عزیزم. کلی‌ حالو هوای مارو این‌ور دنیا عوض میکنی‌ با کتابای قشنگت ! در ضمن جیگر اون رادمهر& شادمهر…………

    موافق 0 مخالف 0



لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 70000 نفری مشترکین نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


ما را دنبال کنید :    اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها
اشتراک گذاری

Bala tarin Donbaleh  Cloob Delicious Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other Stumbleupon

رمان های در حال تایپ انجمن

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa