موضوعات
بایگانی

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : تو با منی

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : نیلا… کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۱٫۵۷  مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات :۲۴۳

 

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از نیلا… عزیز برای نوشتن این داستان زیبا .

رمان ایرانی و عاشقانه تو با منی | نیلا... کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

دختری به اسم آهو برای سفر کاری اقدام کرده ولی خبر میدن که باید متاهل باشه در همین اوضاع کارمند جدیدی به شرکت میاد به اسم عماد که دقیقا همین مشکلو داره. جفتشون برای حل مشکل علارغم اینکه از هم بدشون میادو دائم کل کل دارن یه ازدواج صوری میکنن از طرفی پسرخاله تاره از فرنگ برگشته اهو خاطر خواهشه و ……


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید

امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.

جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.

بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

زلال 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۴۶

رمان خیلی عالیه حیفه از دستش بدین


بردیا 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۴۷

نیلا جون کتابهات خیلی شادن دوستشون دارم


baran 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۵۰

رمانش چطوره خوبه در حد تمنای وجودم هست؟


Parichehr 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۰۰

به خلاصش میاد تکراری باشه ولی خب میخونم چون از رمانایی که کل کل دارن خوشم میاد مرسی نیلا جوووووون


مهدیس 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۰۱

نوشته های نیلا جون به من انرژی میده چون طنزه مرررررررررررسیییییییییییییی ازت


ali 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۰۴

ادمین نگفتن دلیل ف ی ل ت ر شدن سایت رو بابا خواهش می کنم ما هم در جریان کارها قرار بدید


doorin 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۰۵

ایول به قلمت نیلا جون


عرفان 82 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۱۶

سلام؛ کتاب بدی نیست, به نظر من دانلود کنید.


sabaya 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۳۲

من یه کتاب از ایشون خوندم که اونم خوب بود با توجه به قلمشون باید ارزش خوندنو داشته باشن
اقا لطفا یه کاری کنید نمی دوم چی شده که دیگه… کار نمی کنه از دیروز تا حالا افسردگی گرفتم تو رو خدا یه فکری بکنید …..


mohsen 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۴۶

مرسی عالی بود محسن از شهرستان دزفول


shohle 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۵۳

سلام نیلا جون دستو پنجت درد نکنه واقعا نشون دادی که نویسنده ای رمانات حرف نداره خواهش میکنم بازم بنویس مررررررررررررررسسسسسسسی


تکبــوس 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۰۱

کتابش واسم آشناست
در کل کتابای کل کلی وطنز خوندنشون خالی از لطف نیست چون حداقلش اینه که آدمو میخندونن


asizebel 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۲۶

داستان های نیلا از طنز خاصی برخورداره اما این داستان طنزش کمه و بار عاطفیش بیشتره به نظرم به خوندنش می ارزه دوستان


۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۴۳

لابد بعد هم عاشق هم دیگه میشن ؟؟؟؟

    ۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۵۹

    آره دیگه تمنا جوون آخه مگه موضوع دیگه ای هم پیدا میشه.



جوجوی فرید 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۴۶

نیلا جونتشکر میکنم از رمان های قشنگی که می نویسی. خیلی دوستشون دارم فکر می کنم شخصیت جذاب ودوست داشتنی داشته باشی این رمان هممثل رمان های دیگرت فوق العاده هستش البته نضر شخصیه.بازم رمانهای قشنگ بنویس ولی سبکت رو عوض نکن


۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۵۷

وای خدا به خیر بگذرونه ما همینجوریشم زلزله با این کتابای کل کلی هم که دیگه نور علی نور میشیم.اما موضوعش خیلی خزه .


زهرا 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۲۴

خیلی مممنون رمان دیگه ی نبلا رو هم واسه دانلود بذارید لطفا البته واسه موبایل باشه بهتره


parvaz 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۵۰

خیلی خوشمل …ایول نیلا جونم…………..خوندمش عالیهههههههههههههههههههه………….
بخونینشششششششششششششششش…


pari-jojo 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۰۵

هر کتابی از نیلا شما اینجا برای دانلود دیدید حتی یه لحظه تردید نکنید دانلودش کنید.
نیلا عالی مینویسه..
پردیس.


دخترک غمگین 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۱۷

بابا یه کارى بکنین واسه اینجا…ما معتادیماااااااااا…میزنیم کار دسه خودمون میدیم از ما گفتن بود
اى خداااااااااااااااا…..!!!!!!!


ستایش 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۲۰

عالیه. موفق باشی.در فضای امتحانات آخر ترم به خصوص وقتی درسات خشک و بی روح باشن یه مقدار طنز نجاتت میده.


بـــامـــزی 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۲۴

asizebel  :داستان های نیلا از طنز خاصی برخورداره اما این داستان طنزش کمه و بار عاطفیش بیشتره به نظرم به خوندنش می ارزه دوستان

دقیقا… منم همینو می خواستم بگم …


رها 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۲۵

خیلیییییییییییییییییی قشنگه
حتما بخوندیدش
دستت درد نکنه نیلا جوووون


hamed 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۴۵

خواهشا برای موبایل هم لینک بگذارید


سهام 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۰۶

نیلاجان فدت شم که رمانات محشرن فقط قربون ۹۸ia واسه مبایلم بذارین
۹۸iaمررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررسی


انا 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۰۹

pari-jojo  :
هر کتابی از نیلا شما اینجا برای دانلود دیدید حتی یه لحظه تردید نکنید دانلودش کنید.
نیلا عالی مینویسه..
منم موافقم


fatemeh 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۱۱

هر کتابی که کل کل داره قشنگه مرررررررررررررررررررررررسی


razieh 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۱۹

سلام بچه هارمانهای خارجی معرفی کنید مرسی از بس کتای ایرانی خوندم دپرس شدم کمک کنید


mahshid 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۲۳

سلام بچه ها اگر کسی کتاب قشنگ داره بهم معرفی کنه.اگر کسی رمان برایم بمان رو داره خواهش می کنم برام بفرستید ice_love22


سرای 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۲۷

من از داستان این رمان زیاد خوشم نیومد چون به قول همه بار طنزش کم بود من خودم هر وقت نیلا یه رمان جدید میزاره بادست وپا میام واسه خوندنش من عاشق ورود عشق ممنوع هستم. ولی این یکی چنگی به دل نمی زنه اما رمانی که بعد این رمان نوشت به اسم (عشق واتش )خیلی خیلی قشنگه .امیدوارم اون رو هم برای دانلود بزارن. من نیلارو به عنوان نویسنده ای میشناسم که بیشتر طنز پردازه البته خوب شاید خواسته ژانرای دیگه هم امتحان کنه. شخصیت اصلی این داستان یه کمی تند خو ء در صورتی اکثر قهرمانان داستان های نیلا ادمهای در ظاهر ارام وشیطون هستن والبته یه کمی محکم به خاطر همین زیاد باب دلم نبود!!


sara.fzpr 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۲۷

واقعا خیلی قشنگه .ازنظر من شدیدا ارزش خوندن رو داره.
قلمت محشره نیلا جون:)


tanya 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۰

خیلی قشنگ بود دستت دردنکنه نیلا جون


fati kamando 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۵

mer30 az ketabat kheili alie nila jon


sara 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۲

سلام امیدوارم رمان خوبی باشه


sara 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۳

چه رمانی مثل رمان غزال است؟


tanya 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۸

میشه رمان هایی که توش کل کل داره بهم معرفی کنید


sara 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۵۱

غزال توش کل کل داره اگه نخوندی از دستت رفته


negin.b 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۵۹

محشره.حتماااااااااااااااااااااا دانلود کنید.
دست نیلاجون درد نکنه.


سرای 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۳۰

تلافی. بخونین پر کل کله .شاه ماهی .هم بد نیست از همه بهتر بهتر که عشق خودمم هست اخر کلکله در حد لالیگا .مجنون تر از فرهاد. بامداد سرنوشت .هم کل کل داره .سوار بر بال سرنوشت وتمنای وجودم ومنشی مدیر با پرشان


آزیتا 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۴۶

خیلی قشنگه
حتما بخونید
کلا رمانهایی که نیلا مینویسه عالین


۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۰۰

کتابای خورشیدوبیشترترجیح میدم ولی اگه وقت شدحتمامیخونم ازکتابایی که کل کلی هستن خوشم میاد


۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۰۵

لطفا واسه موبایلم بذارین مرسی


absalan 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۰۸

baran  :
رمانش چطوره خوبه در حد تمنای وجودم هست؟

بله عزیزم کار های نیلا جون عالی پیشنهاد میکنم حتما بخونی آخرین رمامش هم که عشق و آتش بود هم جالی بود یه طنز خاصی تو کتاباش هست


bahar.4501 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۴۱

رمانای نیلا قشنگه حتما بخونین


bahar.4501 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۴۲

رمانای نیلا قشنگه …….اینم قشنگه


baran.amad 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۴۴

گرچه سوژه اش تکراری بود. ولی ارزش خوندن داشت.


صبورا 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۰۳

به نظر من خیلی قشنگ بود. حتماً بخونین.
ممنون از نیلای عزیز که این کتاب قشنگو نوشت☺


doorin 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۳۲

قشنگ بود .اما دور از واقعیت


shimbeh69 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۴۳

سلام نیلای عزیز این کتابتم طبق معمول خیلی زیبا بود من دوست داشتم ولی نسیت به کتابای دیگت از طنز کمتری برخوردار بود.
بوس بوس


sogand 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۵۱

سلام نیلا جون .مرسی از رمان های قشنگی که می نویسی.این کارتم مثل بقیه کارهات قشنگ بود .خسته نباشی گلم


sogand 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۰۱

دوستای گلم رمان های حمزه لو هم قشنگه ؟شبیه رمان های ارام*همخونه*دالان بهشت….هست؟اخرشون خوب تمام میشه؟خواهش می کنم اگه در این مورد اطلاع دارین بهم بگین .ممنون میشم


godness 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۱۵

سلام به همه
خوندم .قشنگ بود..مرسی نیلا جون


godness 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۱۹

راستی اینم بگم تو دلم نمونه
انجمن دیگه با ف هم باز نمی شه.یعنی من مرده ی این آزادیه ارتباطم.


زهرا 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۳۸

سوگند جون همه ی این رمان ها که گفتی آخرشون خوب تموم میشه ..دالان بهشت و همخونه فوق العاده است


elia 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۴۹

نیلا جون مررررررررررررررررررررررررررررررسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسیییییییییییییییییییییی از کتاب فوق العادت.دوست دارم عزیزم
اگه میشه برای موبایل هم بزارین
از خدا میخوام زودتر سایت درست شه ما یه نفس راحت بکشیم
گلم بازم با انگشتات معجزه کن منتظر بهترینهاییم;)


lonely~lady 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۲:۱۳

من ۵۰ صفحه تایپمو چه جوری بدم آخه خدایا چه گیری کردیما

    honey_x 
    ۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۸:۴۱

    عزیزم من که اعلام کردم! نگه دارید تا انجمن باز بشه! ایشالا خیلی زود!



۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۰۷

بچه ها تو سایت گوگل تایپ کنید سایت نودهشتیا و بعد translate رو بزنید . بعد از باز شدن سایت گوشه سمت راست بالاorigional ( سایت فارسی میشه) رو بزنید .و بعدددددددددددددددددددددد…………… هورا میتونید کتابای در حال تایپ رو بخونید به عنوان مهمان بخونید!!!!! ممنون از بچه هایی که اطلاع رسانی کردن!


mohsen 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۱۹

ببخشید منظورتون از کل کل چیه


فانوس 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۲۱

razieh  :
سلام بچه هارمانهای خارجی معرفی کنید مرسی از بس کتای ایرانی خوندم دپرس شدم کمک کنید

کتاباى میچ آلبوم رو بهت پیشنهاد میکنم.پنج نفرى که در بهشت منتظرمان هستند.براى یک روز بیشتر.سه شنبه ها با مورى و…
کتاباى داستا یوسکى هم خیلى به دلم میشینن

    star89 
    ۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۰۵

    کتابای خرمگس، صد سال تنهایی، نان و شراب، یک مشت تمشک، بادبادک باز، ماجرای عجیب سگی در شب، پدر خوانده، برنده تنهاست … واقعا خوبن و اگه دنبال رمان های عمیق و فلسفی هستی کوری، عقاید یک دلقک، طاعون، مسخ ، بیگانه…. بازم هست خواستی بگو. رمان ایرانیم فقط به درد وقت کشتن می خوره، پیشنهاد می کنم نخونی.

      eglantine-m96 
      ۱۲ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۴۲

      star89  :
      کتابای خرمگس، صد سال تنهایی، نان و شراب، یک مشت تمشک، بادبادک باز، ماجرای عجیب سگی در شب، پدر خوانده، برنده تنهاست … واقعا خوبن و اگه دنبال رمان های عمیق و فلسفی هستی کوری، عقاید یک دلقک، طاعون، مسخ ، بیگانه…. بازم هست خواستی بگو. رمان ایرانیم فقط به درد وقت کشتن می خوره، پیشنهاد می کنم نخونی.

      کتابای بزرگ علوی عالین
      صادق هدایت
      سیمین دانشور
      و…

        star89 
        ۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۵۷

        این دوستمون گفته بود رمان ایرانی زیاد خونده و مطمین باش همه ی بچه های رمان خون آثار با ارزش و قدیمی ایرانی رو خوندن، منظور منم نویسنده های برترمون مثل کسایی که شما نام بردی نبود( هرچند خودم از اونایی که گفتی فقط صادق هدایت رو می پسندو اما کتابای همشونو خوندم)، اکثر کتابای رمان نویسای جدید فارسی فقط مزخرفات عشقی هستن، و به هیچ وجه با آثار بزرگ دنیا قابل مقایسه نیستن. یه سر به کتابایی که تو سالهای اخیر نوبل گرفتن بزن تا ببینی ما کجاییم اونا کجا و اگه بچه های هم نسل ما به خوندن این مزخرفات ادامه بدن وضع رمان ایرانی از اینم بدتر می شه.


        MY MOON 
        ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۲۳:۴۲

        هنوز نخوندم… ولی فکر می کنم خوب باشه جون کتابای قبلیت رو خوندم… من عاشق ژاله ام توی ورود عشق ممنوع…بهت خسته نباشید میگم





no one 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۲۶

شبدر جون خیلی گلی!
راست میگی باز شد همه جا میشه رفت اینجوری
مـــــــــــمنون


mare 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۳۲

سلام مرسی بابت دانلود . عاشق رمان های کل کل هستم .


محدثه 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۵۲

همه تعریف کردن باشه ماهم دانلود میکنیم ببینیم می ارزه


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۵۸

هانی جان نسخه مخصوص موبایل این رمان رو میذارید یا نه؟


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۰۳

بچه ها من از طریف گوگل هم میرم بازم باز نمیشه ها؟؟؟؟؟؟؟


mery 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۰۶

ممنون از تو نیلا جون


dora 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۱۵

nila jan dast be ghalamet aliiiye
vali azizam heyf ni ba in daste ghalami k dari enghad kota minevisii ????
man montazere ye ketabe 500 safeiya toam azizam…
bazam mamnoooonn:-)


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۳۷

خیلی قشنگه بخونیدش!


bigarar 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۰۶

salam nila jon toro khoda bego beman chetori in dastanaro to mobailam bekhonam mobailam soni ericssone aslan baz nemikone che narm afzari nasb konam?


parisa 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۱۶

kheyli ghashange


mahya 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹

عالی بود واقعا از خوندنش لذت بردم منتظر کارای بعدیت هستم


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶

سلام دوستان.سال نو میلادی مبارک.نیلا جون دستت طلا مرسیییییییییییییییییییی


fafa_joon 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰

آدمین جان موبایل این رمان رو هم بزارید


ela 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۵۷

aliiii bood


ملیکا 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۳۷

هانی خانم لطفا ورود عشق ممنوع نیلا رو واسه دانلود بذار


nazi 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۳۹

خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


niki 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۰۳

alieeeeeeeeeeeeeee ketabatun mamnun az zahmatatun


الناز 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۱۰

مرس ممنون چون من همه ی هستی من رو با خط هشتم پشت سر هم قبل این خونده بودم این رمانو خیلی دوست داشتم خیلی خیلی قشنگه مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی نیلا جان خیلی با حال بود


مریم 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۱۴

سلام به نویسنده
چون نمیدونستم چطوری خصوصی نظر نذارم مجبور شدم اینجوری نظر بدم.
شما سعی کن زیاد مطالعه داشته باشی. این داستان که مثلا به اسم شما هستش قدیما یکی فیلمش رو هم ساخته.اتفاقا من ۳_۴ باری هم فیلمشو دیدم.
عزیزم نوشتن وقتی خوبه و موثره که خواننده قبلش اون موضوع رو جایی نخونده باشه نه این که از روی یه فیلم با یه کوچولو تغییر اسم خودتو بذاری نویسنده.
این جور کپی کردن اصلا قشنگ نیست به شعور خواننده توهین میکنید
خودتونو خسته نکنید با تایپ یه داستان تکراری

    سرای 
    ۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳

    دوست عزیزم مریم جان. در زمان قدیم همون زمان های که ما به فیلم هاش میگیم فیلم فارسی همه داستان هاشون شبیه به هم بود . من همین العان کتابی رو تموم کردم که داستان کپی برابر اصل یک فیلم هندی بود وصد البته این نویسنده محترم که نویسنده قابلی هم هست کتابشون چاپ شده بود !
    حالا اگر هم به قول شما این داستان از این فیلم برداشته شده باشه پس لابد فیلم موفقی بوده! اکثر نویسنده ها از یه جایی باید یک جرقه دریافت کنن که این ایده در زهنشون پرورونه بشه وبشه یک رمان اگر نیلا خوب تونسته باشه داستان رو پرورش بده که با شناختی که من از نوشته هاش دارم تونسته پس کارش خوب بوده داستانش کشش داشته نباید منکر زحمتش شد من هم میگم این رمان نسبت به رمان های دیگش بعده طنزش کم بود من زیاد راضی نبودم اما به نویسنده ای که این داستان با قلم قویش نوشته خسته نباشید میگم نه اینکه اون رو بکوبونم میتونستی انتقادتو یواش تر بگی با صدای کم نه با توپ تشر عزیزم انتقاد روش داره روشی که ایجاد کننده کار رو ناراحت نکنه وبهتر در اینه ایراد گرفتن اون رو وادار به اصلاح کنه وکارش رو ارتقا ببخشه .

    نیلا جان عزیزم من تو رو خیلی دوست دارم وبرات ارزوی موفقیت میکنم واگر این پیام میخونی بدون من یکی از طرفداران پرو پا قرصتم مرسی عزیزم همچنان منتظر رمان بعدیت هستم.


    سرای 
    ۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۳۴

    دوست عزیزم مریم جان. در زمان قدیم همون زمان های که ما به فیلم هاش میگیم فیلم فارسی همه داستان هاشون شبیه به هم بود . من همین العان کتابی رو تموم کردم که داستان کپی برابر اصل یک فیلم هندی بود وصد البته این نویسنده محترم که نویسنده قابلی هم هست کتابشون چاپ شده بود !
    حالا اگر هم به قول شما این داستان از این فیلم برداشته شده باشه پس لابد فیلم موفقی بوده! اکثر نویسنده ها از یه جایی باید یک جرقه دریافت کنن که این ایده در زهنشون پرورونه بشه وبشه یک رمان اگر نیلا خوب تونسته باشه داستان رو پرورش بده که با شناختی که من از نوشته هاش دارم تونسته پس کارش خوب بوده داستانش کشش داشته نباید منکر زحمتش شد من هم میگم این رمان نسبت به رمان های دیگش بعده طنزش کم بود من زیاد راضی نبودم اما به نویسنده ای که این داستان با قلم قویش نوشته خسته نباشید میگم نه اینکه اون رو بکوبونم میتونستی انتقادتو یواش تر بگی با صدای کم نه با توپ تشر عزیزم انتقاد روش داره روشی که ایجاد کننده کار رو ناراحت نکنه وبهتر در اینه ایراد گرفتن اون رو وادار به اصلاح کنه وکارش رو ارتقا ببخشه .

    نیلا جان عزیزم من تو رو خیلی دوست دارم وبرات ارزوی موفقیت میکنم واگر این پیام میخونی بدون من یکی از طرفداران پرو پا قرصتم مرسی عزیزم همچنان منتظر رمان بعدیت هستم…

      مریم 
      ۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۴۹

      در جواب اون خانم /آقایی که نوشته بودن نمیتونستی یواشتر و کمتر انتقاد کنی باید بگم که من اول کامنتی که گذاشتم گفتم که چون نمیدونستم چطوری باید خصوصی کامنت بذارم اینجا کامنت گذاشتم.
      در جواب انتقاد دیگه شما از من، باید بگم که من از اونجایی که الان ۲۸ سالمه و از زمانی که یادم میاد داشتم رمان میخوندم.
      من عاشق رمان خوندن هستم.من با این که کلی درگیری کاری و درسی دارم بازم شده باشه از خوابم میگذرم تا رمان خوب بخونم.توجه کن رمان خوب.

      پس توقع منی که کلی رمان خوندم با توقع کسی که تو عمرش ۱ رمان خونده فرق داره.
      من رمان ایرانی و خارجی زیاد خوندم.میدونم خیلی من من کردم ولی میخوام بدونین من ادم بی اطلاعی نیستم.وقتی میبینم نویسنده ای تقلید میکنه واسم دردناکه.
      واسم دردناکه ببینم نویسنده های خارجی به اون قشنگی می نویسن و ما ایرانیا کپی میکنیم.
      من عاشق نوشتن هستم ولی بهخاطر این که کارم کپی نباشه هیچ وقت ننوشتم در این سطح.
      من چند تا کتاب دیگه تو این سایت خوندم (۳_۴)از نویسنده های تقریبا مطرح ایران البته تو رمان که کپی از فیلم های بزرگ خارجی بودن.
      من منکر زحمت تایپ و وقت گذاشتن این خانم نیستم واسه خاطر این که تا این حد متوجه هستم که کار تایپ طاقت فرساست.واسه همین که زحمت ایشون بیخود نباشه نظر واقعیمو گفتم.
      ………………………………………………………………………..
      در پاسخ به سوال خانم نیلا نویسنده ی رمان:

      سلام عزیزم. فیلم مورد نظر من خارجی بود.متاسفانه فیلم رو از ماهواره دیدم این چند بار و اسمش رو حضور ذهن ندارم. ولی حتما اسمش رو پیدا میکنم.اگه دوست داشتین بگین خود فیلم رو واستون پیدا میکنم و براتون میفرستم.
      من تو متن بالا هم گفتم: من منکر زحمت تایپ کردن و وقت گذاشتن شما نیستم.من خودم جز کار اصلیم تایپیست هم هستم و میدونم چقدر زحمت داره.ولی این انتقاد فقط واسه بهتر شده کار شما بود.اگه باعث رنجش شما شدم متاسفم ولی من همیشه رک حرفامو میزنم.و همیشه سعی میکنم واقعیت ها رو بگم.
      اصلانم اهل چاپلوسی نیستم.
      در ضمن اگه بدونم چه طوری میشه کامنت خصوصی گذاشت خصوصی انتقادامو میگم

      با تشکر




نیلا... 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۴۳

مریم  :
سلام به نویسنده
چون نمیدونستم چطوری خصوصی نظر نذارم مجبور شدم اینجوری نظر بدم.
شما سعی کن زیاد مطالعه داشته باشی. این داستان که مثلا به اسم شما هستش قدیما یکی فیلمش رو هم ساخته.اتفاقا من ۳_۴ باری هم فیلمشو دیدم.
عزیزم نوشتن وقتی خوبه و موثره که خواننده قبلش اون موضوع رو جایی نخونده باشه نه این که از روی یه فیلم با یه کوچولو تغییر اسم خودتو بذاری نویسنده.
این جور کپی کردن اصلا قشنگ نیست به شعور خواننده توهین میکنید
خودتونو خسته نکنید با تایپ یه داستان تکراری

علیک سلام به خواننده و منتقد رمانم (مریم خانوم )
و از همه واجب تر سلام به همه ی دوستان عزیزم ….
ممنون از لطف همه…….
در جواب مریم جان:
من نیازی به مطرح شدن ندارم ..و برامم مهم نیست شما بهم بگی نویسنده یا نه..چون کارم نویسندگی نیست…برای دل خوش خودم می نویسم….
من کپی برداری نکردم……یعنی تقلب بلد نیستم….خداروشکر تنها کارمم همین نبوده که بخوام روی همین یه کار از خودم دفاع کنم…
احتمالا شما تو اون ۳- ۴ بار یه فیلم دیگه رو دیدید با این مضمون…..فیلمای ایرانی همه عاشقانه است ..رمانای منم عاشقانه است….
مطمئنم باشید انقدر بیکار نیستم که و قتمو برای کپی کردن از یه فیلم بردارم…
حالا اگه لطف کنی و اسم فیلمو بگی که بقیه و از جمله خودمن بتونیم فیلمو ببینیم ممنونت می شیم…
خیلی دوست دارم فیلمشو ببینم….والا
مطمئنم بچه ها هم علاقمند شدن که ببینن….مگه نه بچه ها
در ضمن من اگه می خواستم به شعور خواننده هام توهین کنم از یه راه دیگه این کار می کردم ..نه از طریق حروم کردن وقتم

قربون همه دوستان

    Maryam 
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳

    نیلا…  :

    مریم  :
    سلام به نویسنده
    چون نمیدونستم چطوری خصوصی نظر نذارم مجبور شدم اینجوری نظر بدم.
    شما سعی کن زیاد مطالعه داشته باشی. این داستان که مثلا به اسم شما هستش قدیما یکی فیلمش رو هم ساخته.اتفاقا من ۳_۴ باری هم فیلمشو دیدم.
    عزیزم نوشتن وقتی خوبه و موثره که خواننده قبلش اون موضوع رو جایی نخونده باشه نه این که از روی یه فیلم با یه کوچولو تغییر اسم خودتو بذاری نویسنده.
    این جور کپی کردن اصلا قشنگ نیست به شعور خواننده توهین میکنید
    خودتونو خسته نکنید با تایپ یه داستان تکراری

    علیک سلام به خواننده و منتقد رمانم (مریم خانوم )
    و از همه واجب تر سلام به همه ی دوستان عزیزم ….
    ممنون از لطف همه…….
    در جواب مریم جان:
    من نیازی به مطرح شدن ندارم ..و برامم مهم نیست شما بهم بگی نویسنده یا نه..چون کارم نویسندگی نیست…برای دل خوش خودم می نویسم….
    من کپی برداری نکردم……یعنی تقلب بلد نیستم….خداروشکر تنها کارمم همین نبوده که بخوام روی همین یه کار از خودم دفاع کنم…
    احتمالا شما تو اون ۳- ۴ بار یه فیلم دیگه رو دیدید با این مضمون…..فیلمای ایرانی همه عاشقانه است ..رمانای منم عاشقانه است….
    مطمئنم باشید انقدر بیکار نیستم که و قتمو برای کپی کردن از یه فیلم بردارم…
    حالا اگه لطف کنی و اسم فیلمو بگی که بقیه و از جمله خودمن بتونیم فیلمو ببینیم ممنونت می شیم…
    خیلی دوست دارم فیلمشو ببینم….والا
    مطمئنم بچه ها هم علاقمند شدن که ببینن….مگه نه بچه ها
    در ضمن من اگه می خواستم به شعور خواننده هام توهین کنم از یه راه دیگه این کار می کردم ..نه از طریق حروم کردن وقتم
    قربون همه دوستان

    S

    سلام نیلاجان :
    اول از همه ممنون بخاطره رمان های قشنگی که مینویسی، من جدیدن عضو این سایت شدم و باید بگم که خیلی لذت میبرم از رمانهای تمامی دوستان و بخصوص خوده شما. این یکی کارتون هم که خیلی عالی بود مثل باقی کارهاتون. این فیلمی که دوستمون ازش صحبت میکردن فکر میکنم منظورشون( PROPOSAL ) بوده. فیلمه قشنگی هست و باید بگم که ماجرا مشابه هست تا حدودی والی این کجا و آن کجا (-: . باز هم ممنون از تمام نوشتهاتون. منتظره کارهای بعدیتون هستم.



shadi 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۰۵

ای ول رمان کل کلی مطمئنن قشنگه بخونم میام نظرمیدم


Parichehr 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۲۹

من نمیدونم چرا اسم خوزستان و اهواز که میاد همه فکر میکنن که با یه آدم سیاه طرفن در صورتی که اصلا اینطور نیست اینجا هم مثل همه جای دنیا هم سیاه داره هم سفید اصلا از این طرز فکر خوشم نمیاد از دیشب که این رمانو خوندم دارم حرص میخورم


nila 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۰۰

ای ول رمان کل کلی مطمئنن قشنگه


hadiss 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۰۶

مرسی رمان خوبی بود
اما آخرای کتاب خیلی سریع اتفاق میافته و همه چی درست میشه و.


fati kamando 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۲۲

من که کلی حال کردم لطف کنید بازم از این کتابای طنز معرفی کنید


ملیکا 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۰۲

ایول به نیلا حال کردم جواب دادی مریم خانم اگه خوشت نیومد لازم نیس بخونی بعدشم توهین کنی


سحر 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۰۴

نیلا جان حال کردم جواب دادی مریم خانم شماهم اگه خوشت نیود لازم نیس بخونی تازه بعدشم به نویسنده وخوانندگان این رمان توهین کنی عزیزم


ASAL 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۲۷

نیلا جون بازم کارت حرف نداشت عالی بود ولی می تونستی یه کم بیشتر این موضوع رو ادامه بدی وبازش کنی مگه نه؟


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۴۸

lotfan baray mobayl ham begozarid.mamnoon.


new76 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۰۸

خیلی قشنگ بود مرسسسسسسسسسی


زوها 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۰۹

رمان قشنگی است حتما”بخوانید .
نیلا جان منتظر رمانهای بعدیت هستیم موفق و سلامت باشید.
باتشکر و احترام فراوان


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۱۵

man hanoz nakhondam ama ketab haye nila jon ro kheyli dost daram lotfan esmeshon ro begid kheyli mamnon misham


هلن ناز 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۲۱

بد نبود ولی میتونستی بایکم پردازش بیشتر بهترش میکردی خیلی سریع همه چی تموم شد
فاطمه هم یکم غیر واقعی بود


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۳۸

salam asisam khili ghashang bud mer30


فاریا 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۲۱

خیلی عالی بود واقعا ممنون نیلاجون کارت حرف نداره


گلایل 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۱

موضوعش تکراریه. از اولشم معلومه که آخرش چی می شه.
ولی
قلم نویسنده ش خیلی گیراست. کاملاً جذبتون می کنه.
ازدستش ندید (((:


۱۲ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۲۴

سلام هانی جون
لطفا واسه موبایلشم بذارین از بس همه گفتن قشنگه خیلی دلم میخواد بخونم ولی با کامپیوتر برام خوندن مشکله خواهشا واسه موبایلشم بذارین مرسی


shohle 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۰۶

سلام نیلا جون ترو خدا چرا شما تهرانیها وقتی اسم جنوب میاد فکر میکنید همه سیاهن و موهاشون فر والا من خودم بوشهری ام تو کل طایفه ام شاید ۲یا ۳تا سبزه اونم نه سیاه باشه موهای هممون هم صافه والا به خدا ماهم سفید داریم هم سبزه مثل همه رمانت هم خیلی قشنگه من همه نوشته هاتو میخونم خسته نباشی


N A R S A N 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۴۴

mage mishe nala joon ye romani benevise ghashang nabashe?
vaghean mamnoon


هانی 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۵۱

من میرم تا شروع کنم به خوندن….ولی چرا ایام امتحانات اینجا پر رمان شده …خدا این ترم منو بخیر کنه


گلسا 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۲۷

آی گل گفتی پریچهرجون… منم همینطور
من اهوازیم اما دانشگاه ساری درس میخونم همه میگن اگه اهوازی هستی واسه چی سیاه نیستی؟!!!!!!!!
والا بخدا اهوازیا سیاه نیستن تنها قشر Xخیلی سبزن.


سپیده 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۵۳

من تا الان کتابی هز نیلا نخوندم اما همین که به خواننده ی کتابش اهمیت میده و نظر خودشو میگه با ارزشه. از تعریفایی هم که شماها کردین خوندنش کناره این امتحانا واجب شد.فقط خدا این ترمو بخیر کنه.خدا کنه همه پاس شن(با نمره های خییییلیییییییییییییی خوب)…


۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۲:۰۱

سلام
رمان جذابیه به نویسندش تبریک میگم امیدوارم تو کارت همیشه موفق باشی .


۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۲:۰۵

سلام تو رو خدا زودتر قالب جاوا رو هم بزارید دوست دالم بخونمش آفنین زودتر مرسی بوس بوس


۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۴:۱۸

کتاب مهیجی بود یه بار خوندنش بد نیست
فقط خانم نویسنده آهنگ شیدا شدم مال شهرام ناظری نه شجریان


هانیا 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۵۰

اههههههههه…..جاواش کو پس؟؟؟


۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۰۲

نیلا جون هنوز این کتابو نخوندم ولی قلمتو دوست دارم شاده ازت ممنونم


نیلا... 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۰۷

مهسا  :
کتاب مهیجی بود یه بار خوندنش بد نیست
فقط خانم نویسنده آهنگ شیدا شدم مال شهرام ناظری نه شجریان

جانم خانوم خواننده….
اوه بله حق با شماست..اشتباه از من بود …
از اینکه وقت می زاری و با دقت می خونی ازت ممنونم عزیزم ….معلومه تو کارتون خیلی کوشا هستید …


setare a 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹

سلام بچه ها کمک
تنها جایی که تونستم پیام بذارم اینجاست الان۲هفته که نمیتونم صفحه خودمو باز کنم بااینکه عضو۹۸تیا هستم
کمکم کنین


محدثه 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵

خوب ولی تکرای بود کاش یکم موضوع داستانها جدیدتر بشه


فریده 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۴۱

ممنون نیلا جان خیلی دوست داشتم کتاب خوبیه علی یا رت مولا نگهدارت


نیاز 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۵۹

خیـــــــــــــــــلی قشنگ بود ….
مرســـــــــی نیلا جوووون


nafas 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۱۶

baraye mobail ham bezariiiiiiiid:-(


آسمان ابی 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۵

salam
nila jan mamnonam, az khondan ketabet vaghean lezat bordam
az bachehaye dige 98ia ham ketab khonde bodam ama haghighatesh avalesh khob shoro karde bodan ama natoneste bodan khob edame bedan
ghalame ravon va khobi dari
omidvaram movafagh bashi
ye jahaye kochiky az ketabo agar taghviyat koni fekr konam khili behtar beshe


زهرا 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۲۱

نیلا جون میشه اسم کتابات رو برام بفرستی.با تعریف های بقیه دلم دلم میخواد بخونمشون.ممنون میشم


melika 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۴۴

قشنگ بود.لذت بردم .مرسی


ساغر 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۰۶

زلال  :
رمان خیلی عالیه حیفه از دستش بدین


۱۴ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۰۷

خیلی جالب بود، ممنون نیلا جون
تیکه های جالبی داشت


آلاله 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲

کتابای دیگه نوسنده مثل «ورود عشق ممنوع» «یک بار بگو دوسم داری» «عشق و آتش»هس که مخصوصا عشق و اتش خیلی قشنگه


mona.65 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۰۹

عالیییی …
مرسی ازنیلاجون


۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹

مثل کتابای قبلی این نویسنده به دلم نشست قشنگ بود مرسی نیلا جان


۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳

مخصوص موبایلشو هم بذارین لطفااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


نینا 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۰۸

خیلی قشنگه حتمآ بخونید


nima 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۰۳

ketabe kheyly khooby bood behtar ham mytavanest bashad mamnoun


۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳

سلام من یکی از کتابای نیلا رو خوندم.. حالا اسمشم یادم نیست.. ولی قشنگ بود .. امیدوارم اینم قشنگ باشه.. ممنون از ۹۸ ایاااااااااااا


shaghayegh 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۲۷

نیلا جون واقعا تبریک می گم خسته نباشی.
واقعا از خوندنش لذت بردم. نیلا جون مشتاقانه منتظر شاهکار های بعدیت هستم.


romina 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۴۷

سلام به هم دوستان کتاب خون ونویسنده ی عزیز نیلا…من تا الآن یکی دوتا از کتاباتونو خوندم از روحیه ی طنر پردازیشون خوشم اومده دوست دارم بیشتربخونم البته اگه بیشتر آپ بشه..نیلاجان میشه خواهش کنم تو یکی از کامن ها بیشتراز خودت بگی اینکه کی هستی. کجایی و چند سالته از کی مینویسیو چرا مینوسی و اسم و جنسیت اصلیت البته جسارت منو بببخش قصدم فضولی نسیت فقط میخوام بشناسمت چون از رو نوشته هات سخته که بشناسمت اگه فبول کنی ممنون میشم.بچه ها هر کی کتاب ایرانیه قشنگ داره ممنون میشم بفرسته واسم.romina.nour@yahoo.com


سمانه 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۴۷

رمان قشنگیه.نیلا جون دستت طلا عزیزم


بهار 
۱۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۲۷

اولین باره که رمان کاربرای انجمن رو میخونم. غافلگیر شدم. واقعا عالی بود…


هانیه 
۱۵ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۴۵

رمان قشنگیه به یه به خوندنش می ارزه


nilofar 
۱۵ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶

Salam mishe begid man che tori bayad ba mobailam ketabaro baz konam ?? Goshim androide bayad che narm afzari rosh berizam ??? Mersi nila jon .


romina 
۱۶ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۱۰

mishe yeki b man bge che juri mitunam ozve anjoman bsham k ketabaye karbararo bkhunam?alan hey ketabe parlaro mizanam baz nmikonehey ketabaye karbaraye dgaro mizanam baz nmikone .chi kar bayad bokonam???bayad ozv sham??che juri??yeki komak kone plz


۱۶ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۱۷

سلام .. خیلی قشنگ بود من خوشم اومد مرسی نیلا جون… و مرسی ۹۸ایااااااااااااااااا


sorina 
۱۶ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۴۱

رمان کل کل تمنای وجودم بخون


زهرا 
۱۶ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۴۱

بچه ها میشه یکیتون اسم کتابای نیلا جون رو بهم بگه ممنون می شم.تو روخداااااااااااااااا


زهرا 
۱۶ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۲۲

دارم دیونه میشم چرا دانلود نمیشهههههههههههههه وااااااااااااااااااااااااااااای خدااااااااااااا
چه کار کنم؟شما بگید من خیلی از این خوشم اومده.

    مانی 
    ۱۹ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۱۱

    زهرا جون دیوونه نشو خیلی جالب نیست اینطوری خودکشی میکنی واسش!!



کیمیا 
۱۷ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۴۸

سلام نیلا جوووووووووووووووون کتابت خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود مرسی عزیزم


هانی 
۱۷ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۱۸

ببخش اینو میگم عزیزم اما موضوعش یکمی تکراری بود.. :( تو همخونه ازدواج صوری میکنن چون اگه اولش ازدواج نمیکردن کتاب اجازه چاپ نداش!ولی شما که دستتون بازه حتما لازم نیست که اولش یه خطبه عقد بخونن همه!!!یا اینکه من خیلی فکرم بازه و لازمه..؟! :دی 
ولی ناراحت نباش چون قلمت جادو کرده بود و رمانت در کل خوب بود!!منتظر کارای بعدیت هستیم ببینم چه میکنی بوووس
راستی فکنم ۱۹ ۲۰سالت باشه.نهههه؟:)


takpar 
۱۸ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۳۳

سلام عزیزم نیلا جون خوبه ولی از خلاصش مشخصه که تکراریه و میشه گفت از این داستان خیلی هم فیلم ساختن.ولی خوبه.


sepideh 
۲۴ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸

tnx nila joo0n


مونا 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۵۱

من این کتاب قشنگو دو هفته پیش خوندم عالیه…اصلا کتابای نیلا جون یه حرف نداره…


desiree 
۲۷ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۳۵

سلام
از نیلا جان به خاطر زحمت نوشتنش تشکر میکنم ولی ای کاش یه خورده واقعی تر بود
اگه بیشتر سعی کنی میتونی خیلی زیباتر از این بنویسی.
در کل قشنگ نبود


مهندس 
۲۸ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۰۷

عالی بود


kimi 
۲۸ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۰۸

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود عزیزم همهی کتابات زیییییباست موفق باشی


میعاد باوی 
۰۱ بهمن ۱۳۹۰ ۲۰:۰۹

داستانای نیلا خیلی قشنگی من تا حالا ۲تاشونو خوندم
یک بار بگو دوسم داری و تو با منی
مرسی عزیزمممممممممممممممممممممممممم


۰۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۰۰

عالییییییییی بود مرسی نیلا جون.


yasi khanom 
۰۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۹:۴۳

ایرانیه ایرانیه…… کشک . ماست…
اصلا با تمنای وجودم مقایسش نکنین


shudi 
۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ۱۹:۴۳

nila jo0n ketabat kheili to0pan 3rooze neshestam daram ina ro mikhoonam da3t dard nakone eyval dari


۰۵ بهمن ۱۳۹۰ ۱۶:۱۴

nilajoon ketabat mahshar ast fek konam shoma nevisandey maerofi mesl moadab poor basi bazam migam ketabat hame mahshar ast!!!!!


۰۹ بهمن ۱۳۹۰ ۰۶:۳۳

آخــــــــــــــــــــــیش! شدبالاخره یک کتاب بخونیم و رو اعصابمون بازی نکنه :) من که خوشم اومد.الکی لفطش نداده بود.ساده و زیبا.عشقولانشو بیشتر کنید لصفا :)


atefeh 
۰۹ بهمن ۱۳۹۰ ۲۲:۴۷

سلام نیلا جان قلمتون زیباست .این کتابم مثل قبلی دوست داشتم ممنون


گل یخ 
۰۹ بهمن ۱۳۹۰ ۲۳:۵۵

سلام خیلی خلاصه بود و زیادی همه چیز عالی و خوب


سولاله 
۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۲۲

میخوام سنگ تموم بزارم،نظر بدم… هیسسسسسسسس…ساکت…
نیلا جون راستش نمیدونم چرا این طور فکر میکنم ولی شاید دلیلش اینه که با فاصله فوق العاده کمی چندتا از نوشته هاتو خوندم ولی احساس میکنم شخصیتهای اول تمام نوشته هات شبیه هم هستن.ژاله ورود عشق ممنوع،مینویه یک بار بهم بگو دوسم داری و نازنینه عاشقه اسیر…و این در حالیه که با تو با منی ثابت شد میتونی خیلی بیشتر از اینا مایه بزاری واسه نوشتن.بی پروایی و ازاد گذاشتن شخصیت که بزاری هر کار دلش میخواد بکنه و از هر راهی که میخواد به عشقش برسه …وقتی پرهام به نازی ابراز علاقه کرداولین چیزی که نازی گفت این بود”بابام…” ولی اهو جلوی احساسش نسبت به مادر و برادرش وایستاد و گفت عشقم… منه درد عشق کشیده تو دنیای واقعی فکر میکنم این نزدیکتره به عشق.اخه ادم عاشق ننه بابا یادش نمیاد…این اون بی پروایی که دارم ازش میگم. جسارت عشق،بدون ترس…این تخیل میخواد که تو” تو با منی” مشهوده.عشق باید بی پروا ابراز بشه بدون ترس.ژاله و مینو و نازی میترسیدن ابراز عشق کنند.اما اهو اجازه تغییر به خودش داد. اجازه ابراز وجود به عشقش.عماد و عالی ترسیم کرده بودی و و خلق این شخصیت نوعی جسارت میخواد که تو رو سر بلند کرد.با وجود اینکه دختری اما فکر کنم میتونی رمانی بنویسی که شخصیت اصلیش پسر باشه .خوب میتونی احساسشو هدایت کنی.و فقط یه چیز دیگه اینکه یکمی دست بجمبون دختر… خیلیا رو معتاد نوشته هات کردی …با ارزوی موفقیت های بیشتر که با اطمینان میگم لایقشی…


Sima 
۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۶:۴۵

منم با سولاله جون کاملا موافقم.نیلا جان من بین کارات (تو با منی) رو بیشتر دوست داشتم.شخصیت آهو مسلط,مقتدر,با اعتماد به نفس بود.در ضمن اول داستان شیوه معرفی کردن آهو فوق العاده بود.خیلی قشنگ حرفای عماد رو نوشتی.جوابهایی که عماد میداد واقعا حساب شده بود.همونایی بود که انتظار داشتیم ۱ پسر وقت کل کل کردن به دختر مقابل بگه.الحق که خوب احساسات هر دو طرف رو بیان کردی.منم بهت پیشنهاد میکنم رمان بعدیتو جوری بنویس که شخصیت اصلیش پسر باشه و مربوط به شرکت نباشه.میدونم موفق میشی.پس منتظر کار بعدیت هستیم عزیزم


ensi 
۱۶ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴:۰۵

نیلا جونم قلم گیرایی داری،کتاباتو خیلی دوست دارم بهتم خسته نباشید میگم عزیزم….
مرسی منتظر کتابای قشنگت هستیم….


همیسا 
۱۶ بهمن ۱۳۹۰ ۲۰:۳۶

سلام نیلا جان این کتابتم مثل قبلیها زیبا بود خسته نباشی وممنون


sami 
۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۸:۱۸

خوشمان امد اصولا من از رمانای کل کلی خوشم میاد ولی نیلا جون یه ذره بی انصافی کردن البته یه ذره که چه عرض کنم اخه دختر خوب هرکی که اهوازیه که نباید سیاه باشه البته تقصیر خودتم نیست ازبس توی تلویزیون جنوبیا رو سیاه نشون دادن همه فکر میکنن اهوازیا زغال متحرکن بابا نکنید این کارو باما


chista 
۲۳ بهمن ۱۳۹۰ ۱۹:۲۰

سلام نیلا جون واقعا دس مریضاد بیستی بیستی به انتقاد بعضیام محل نذار ار حسودیشونه منتظر بقیه هاش هستیم به کوری چشم بعضیا بای بای


elnaz 
۲۴ بهمن ۱۳۹۰ ۰۱:۰۷

salam ghashang bud merc


۲۴ بهمن ۱۳۹۰ ۲۲:۲۲

bebakhshida ama shakhsiathaye romanhaye nila jan yekam tekrarian hamashon kal kal mikonan hamashon ye model shakhsiat daran


۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ۱۸:۵۲

سلام به نیلای عزیز .من تازه عضو انجمن شدم و همه ی کاراتو خوندم.عالیه عالی.عاشقتم نیلا جون.با تشکر و خسته نباشید.راستی ولنتاینتم مبارک


۲۹ بهمن ۱۳۹۰ ۲۰:۴۶

رمان قشنگی بود
مرسی


zaza2012 
۳۰ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴:۱۷

رمانش خیلی قشنگ بود


nadiamos 
۰۲ اسفند ۱۳۹۰ ۲۰:۲۲

من واقعا عاشق سبک نوشتنت هستم نیلا جان مشخصه که شخصیت داستانات خیلی به خودت شباهت دارن چون خیلی جالب تو قالب اون شخص میری و کلا همه شخصیتات خصوصیت طنز رو دارن من حداقل دوازده سالی میشه که رمان خون هستم از نوع معتادش! از قلمت خیلی خوشم میاد چون فکر میکنم اول از همه به سبک طنزش توجه میکنی واسه همینه که تو اوج ناراحتی هم آدمو شاد میکنی
ممنونم از داستانات منتظر اثر بعدیت هستم عزیزم


shadi 
۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۱۰:۱۶

داستانش قشنگ بود اما تو رمان یه بابهم بگودوسم داری رو بیشتردوس داشتم اما اینم عالی بود
نیلا جون چراشخصیت داستانها رو ازنظر چهره توصیف نمیکنی؟؟؟؟


ghazal 
۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷:۱۲

kheyli ghashang boood hatman bekhoniiid


بهار 
۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۰۳

من فکر کنم نیلا خانم این نظرا رو یا خودشون میدن یا فامیلاشون من یکی از رماناشونو ورود عشق ممنوعه اگه درست گفته باشم به خاطر این نظرا دانلود کردم به قرآن نخونده پاکش کردم افتضاح بود


Elham 
۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ۱۰:۲۲

نیلا جون چرا اینقد صفحات کتابات کمه؟دپرس میشم وقتی زود تموم میشه…مرسی از کتابای عالیت بووس


۲۴ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷:۵۶

خیلی قشنگ بود پیشنهاد میکنم بخونید


ندا 
۲۶ اسفند ۱۳۹۰ ۱۱:۴۷

به نظرم از رمان ها تو با منی و ورود عشق ممنون عالی بود


mahtab 
۲۷ اسفند ۱۳۹۰ ۱۲:۰۳

خووووووووب بووووووووووود…


neda 
۲۷ اسفند ۱۳۹۰ ۱۲:۴۴

SALAM.goshim faghat jar mikone che kar konm ke beyone pdf bekhone


mona 
۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۳:۲۷

اینا که همشون pdf !
jar نداره؟


۱۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۹:۱۷

من همه ی رمان های نیلا رو خوندم همشون قشنگه خیلی باحالن الانم منتظر رمان های بعدیشم پیشنهاد می کنم رمان هاش رو بخونید


2mino 
۱۸ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۵۱

نیلا جووون اون رمانای دیگه رو که نوشتی و لطفا فایل PDF شو بزار من موبایلم اینارو نمیخونه ……….


ارزو 
۱۹ فروردین ۱۳۹۱ ۰۹:۵۷

رمانای نیلا جوون همگی دور از واقعیت و مسخرن.یه جورایی بچه گانن و غیر قابل باور.حیف وقت که بذارین روی این رمانا


۲۲ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۰۰

عالی بود


lenda 
۲۳ فروردین ۱۳۹۱ ۱۶:۱۴

ممنون خیلی خوب بود توصیف ناشدنی بود.


سامان 
۲۵ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۲۷

سلام ممنون از نویسنده خوب بود .
یه چیز خیلی خوبی که داشت عصاب آدمو خرد و خاکشیر نمیکرد از بس که طولانی بود وهمش یه موضوع تکرار بشه


broken angel 
۲۷ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۴۸

میسسسسسسسسس خییییلی خوشمل بود


Ali ShirazZ 
۲۸ فروردین ۱۳۹۱ ۰۰:۳۵

من این رمان چند وقت پیش همینجا خوندم الآن نظر میدم… رمانث قشنگیه امَا کلاَ خیلی لاف داخلشه امَا خوب بازم واسه سرگرمی خیلی حال میده اتَفاقا هرچی خرافی تر باشه با حال تره مرسیییییی نویسنده ی گل واقا حال کردم


آرزو 
۲۹ فروردین ۱۳۹۱ ۱۰:۳۹

مرسی قشنگ بود


۲۹ فروردین ۱۳۹۱ ۲۱:۳۷

حتما بخونیداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستت دارم sosan


sepid 
۳۰ فروردین ۱۳۹۱ ۱۳:۵۶

nila jo0on nakho0ondmesh omid varam ba in hame tariif khili ghngh bashee
kho0ondam miam nazar midam


۳۰ فروردین ۱۳۹۱ ۱۵:۴۸

خیلی ممنون خیلی جالب بودن


ferial 
۳۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۲۵

vaghean k aliiiieeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee daste nila jooon dard nakoneee lotfan bazam azin ketaba bezarid


بادمجون 
۳۱ فروردین ۱۳۹۱ ۲۲:۳۸

بسیار عالی بود با این رمانه خیلییییییی حال کردم عاشق همه ی رماناتم نیلا جون مرسییییییییییییی


کاساندا 
۳۱ فروردین ۱۳۹۱ ۲۳:۵۰

مثل همیشه بود بیست بیست


امیر حسین 
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۲۰

رمان جالبی بود ولی نه اونقدری که بعضیا اغراق می کنند عالی و محشر و … بود در ضمن خیلی غیر واقعی بود


۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۴۱

قبلا خوندم.کارای نیلا همش ۲۰٫توپ.عالی…اصلا هر چی بگم کم گفتم…
این کتابم قشنگ بود…
ولی منم با نظر امیرحسین خان موافقم…خیلی غیر واقعی بود…


asal 
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۸:۵۸

hanuz in ketabonakhundam, ama az bas ke bacheha az nila jun tarif kardan mikham ba asaresh ashena besham. diruz ketabe vorude eshq mamnu ro khundam. vaqan qashang bud, agar nakhundin hatman bekhunidesh. merc nila jun


fatemeh 
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۲:۲۸

منم هنوز این کتابو نخوندم حالا خوندم نظر میدم . اما کتاب عشق و آتش نیلاجون زیاد جالب نبود امیدوارم این یکی اینطور نباشه


saba 
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۰۴

خیلی خیلی قشنگ بود آخرشم خوب تموم شد :) ))))))))


۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۱:۱۴

man asheghe ghalametam
aliiiiii boddd


۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۳:۴۱

نیلا جون کتابای قشنگی مینویسی چندتایی رو خوندم از طنز نوشته هات واقعا لذت میبرم احساس میکنم شخصیت خودتو توی قهرمان دختر تمام نوشته هات پنهان کردی.
تمنای وجودم رو محشر نوشتی.
بچه ها هر چی کتاب از نیلاجون که نوشته اگه زحمتی نیست و تونستین برام میل کنید دوست دارم بخونم.

    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۱:۳۷

    تمنا ی وجودم رو نیلا ننوشته…
    از مهرنوشه….



رها 
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۹:۵۷

با عرض پوزش!! خوندن این کتاب ..وقت تلف کردنه !خیلی سطحی و دور از واقعیت نوشته شده.. یه فیلم خارجی هم دیدم که موضوعش شبیه همین بود!! ساندرا بولاک بازی کرده بود!! گاهی میشه از موضوع های تکراری داستان های خوبی خلق کرد… اما این کتاب خیلی سطحی و بچهگانه بود!!

    ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ ۲۲:۱۵

    بااینکه واسه قلم وزحمت نویسنده احترام زیادی قائلم وخداییش جاهای طنزشو وکل کل هاشو خیلی قشنگ بیان کرده بودامایه جاهایی به خصوص اون تیکه که توغارگیرکردن به داستان لطمه زده بودوبااینکه من کلی توحس رفتم وداشتم ازرمان لذت میبردم ولی تواون قسمت یهوانگارواردیه داستان تخیلی شده بودم کلاتوذوقم خورداگه اون تیکه یه اتفاق واقعی می افتدکه باورپذیربودنمره ی رمانت۲۰بود



سارا 
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۸:۲۹

سلام نیلا جان دست به قلم خوبی داری ولی اگر کل کل کردنهای شخصیت های داستانت بیشتر کنی و رمان بلندتری بنویسی به جذابیت داستان کمک میکنه در هر حال ممنون ار داستانت من پسندیدم


باران 
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹

عالی بووووووووووووووووووووووود


zahra 
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۲:۰۸

عالی بود….


بادمجون 
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۱:۲۵

شخصیت عماد خیلییییییییییییی باهال بود
عاشقتممممممممم نیلا جوجوووووووووو


pishi maloosak 
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۲۶

نیلا جون عالی بود راستش من عاشق کتابای طنزم و کتابای تو هم عالین من همه کتاباتو خوندم و اگر کتاب جدیدی بذاری فورا دانش میکنم و میخونمش بازم مرسی عالی بود دوست دارم و منتظر کارای جدیدت هستم راستی این کتابتم از بقیه بیشتر دوست داشتم و شخصیت عمادم عالی بود خلاصه گل کاشتی


۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۰۵

نیلا جون عالی بود . توی سایت ۹۸ia تو top ترین نویسنده ایی. ادامه بده . موفق باشی


عشق رمان 
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۰۶

رمان قشنگی بود فقط خیلی زود تموم شد. من منتظر بودم که سفر خارج از کشورشان را باهم شروع کنن و انجا مشکلاتشان شروع بشه اما یهو تصادف کردن و بعدم سریع همه چی حل و فصل شد.


شیما 
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹

باااابااااااااا ما اهوتزیا سیاه نیستیم سبزه هم نیستیم فقط عربا سبزن تازه اونم نه همشون هر شهری هم که میریم میگن چرا سبزه نیستید اههههههههههههههههه


samira 
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۲۴

خیلی گلی نیلا جون با رمانات کلی خندیدم بازم بنویس


۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۲۱

سلام نیلا جان
نوشته هات واقعا محشر برخلاف بقیه نویسنده ها که باید همش گریه کنی رمانهای تو شاد و خنده دار
دوستت دادم


سگ اخلاق 
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۵۳

مر۳۰
عالیه


Tina 
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۳:۴۳

نیلا جون مرسی خیلی قشنگ بود!!!!!!!!!!


anooshka 
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۳۴

عااااااااالی بود….کتابای نیلا جون همه قشنگن…مرسی..


Maryam 
۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۳:۰۵

Salam,mishe khahesh konam PDF in ketabroham bezarid.

    honey_x 
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۸:۵۱

    این نسخه pdf کتابِ دوست عزیز! از اینجا برنامه ۷zip رو دانلود کنید تا بتونید کتابو باز کنید!
    http://www.98ia.com/program



سحرناز 
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۵:۵۵

رمانه جالبی نبود اصلن . زارت و زورت همه چیرو تموم کرده بود. یه چند تا سوالم داشتم :
احمد که اولش میخواست خون و خونریزی کنه چه طور بعدش یهویی خوب شد و راضی!!
ناصری با اون خانواده ی فرهیخته اش چه شکلی عاشق یه دختر شده بود که دیپلم داشت؟!
بابای ناصریم که انگار دلقک بود اورده بودنش مجلسو گرم کنه
بعدشم یه سری از دوستان اومده بودن گفته بودن که کتاب کل کله ! کجای کتاب کل کله آخه ! این که همش داشت به پسره فحش میداد! دختره یه خورده ادب نداشت!
بعدشم آهو که انقده مغرور و سنگین و در کل گند دماغ بود، چه شکلی در عرض تقریبن یک ماه عاشق شد ! اونم با وضعیتی که به خاطره اینکه صدای فاطمه رو از پشت تلفن شنید گند زد به خونه و زندگیه یارو! و به اصطلاح واله وشیداشد ؟!!!

    samira 
    ۰۷ خرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۰۶

    سحرناز  :
    رمانه جالبی نبود اصلن . زارت و زورت همه چیرو تموم کرده بود. یه چند تا سوالم داشتم :
    احمد که اولش میخواست خون و خونریزی کنه چه طور بعدش یهویی خوب شد و راضی!!
    ناصری با اون خانواده ی فرهیخته اش چه شکلی عاشق یه دختر شده بود که دیپلم داشت؟!
    بابای ناصریم که انگار دلقک بود اورده بودنش مجلسو گرم کنه
    بعدشم یه سری از دوستان اومده بودن گفته بودن که کتاب کل کله ! کجای کتاب کل کله آخه ! این که همش داشت به پسره فحش میداد! دختره یه خورده ادب نداشت!
    بعدشم آهو که انقده مغرور و سنگین و در کل گند دماغ بود، چه شکلی در عرض تقریبن یک ماه عاشق شد ! اونم با وضعیتی که به خاطره اینکه صدای فاطمه رو از پشت تلفن شنید گند زد به خونه و زندگیه یارو! و به اصطلاح واله وشیداشد ؟!!!

    عزیزم کسی مجبورت نکرده بود که این رمانو بخونی بعدشم میشه بگی کلکل را به معنای چی میدانی؟ حتما باید همدیگر را بکشند؟در ضمن آهو بلند بلند راه نمیرفت و فحش بده در دلش فحش میداد که فکر کنم خودت هم تا حالا صد بار به معلمات و بقیه تو دلت فحش دادی.بعدش هم احمد هم منطق داره بعد از یک ماه دیگه میفهمه این یارو آدم حسابی و واقعا خواهرش را دوست دارد .در ضمن آهو مغرور بود ولی مگه آدم های مغرور عاشق نمیشوند ؟و این که خونه پسره را ریخت به هم به نظر من به شخصیت آهو میخورد رمان ادبیات کلاسیک که نخوندی.



ترانه... 
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۳:۴۸

عالی بود..


pari 
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۲۴

نیلا جون رمانات قشنگن.ولی کمن.تو که داستان جالب انتخاب میکنی قلمتم خوبه چرا طولانی تر نمینویسی؟


marya 
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۷:۵۱

هر کاری میکنم دانلود نمیشه


درنا 
۰۱ خرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۴۵

کتابتون خیلی قشنگ بود و هم خنده دار
ممنون


بهاره 
۰۷ خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۱۲

من خوشم نیومد.هم تکراری بود هم جالب نبود


samira 
۰۷ خرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۵۱

سلام خیلی قشنگ بود من از این رمانا خیلی خوشم میاد رماناینجوری چند تا معرفی کنید


الهام 
۰۸ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲

به مریم : مریم جان واقعا انتقادت قشنگ و محترمانه بود ازش لذت بردم و کاملا باهات موافقم عزیزم
به کسایی که بهشون برخورده از جمله نیلا جون: این که شما کتاب بنویسید یا کتاب بخونین نشونه این نیست که سطح فکری بالایی دارید و فرهنگی هستید برخوردایی که نسبت به منتقدها می کنید اصلا در شان انسانهای فرهیخته نیست متاسفانه.
نیلا جون من کتاباتو خوندم نوشتنتو دوست دارم روان و سرگرم کننده است اما تخیلی و تکراری.


Mahbanoo 
۱۰ خرداد ۱۳۹۱ ۰۴:۵۵

Bebakhshid man ipad2 daram .momkeneh begid chetor mitoonam ketabhara baz konam .mamnoon


DARYA 
۱۰ خرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۳۰

salaaaaaaaaaaaam man asheqe romanaye nilam vaqean ziban khaste nabashi nila jon va mrc az 98ia k romanaye jaDIDO HAMISHE VA3 MAN MIFRESTE bos booooooooooooooooooooooooooooos


sepehr 
۱۳ خرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۴۸

ببینید یعنی به معنای واقعی قشنگ بود خیلی خیلی باحال من که عاشقش شدم


simin 
۱۴ خرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۳۲

نیلا سبک نوشتتو دوست دارم


هستی 
۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ۰۹:۳۱

سلام خیلی خـــــــــــوب بود


shermine 
۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۱۱

nila jan vaghean romanayi k minevisi aliye


سحر 
۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۰۹

سلام قشنگ بود بخونیدش حال میکنین ها……….


mehrnush 
۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۴۶

نیلا این رمان هم مثل بقیه رمان ها تون عالی بود .با خوندنش چند ساعتی از حال و هوای خودم دور شدم . مرسی


Neda 
۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۴۰

سلام دوستانه عزیز،من زیاد رمان میخونم ولی تازه با این سایت اشنا شدم،عاشقه این جور رمانهام خیلی دوس دارم این رمانو بخونم،فقط هم میتونم توی گوشی بخونم،دانلود که میکنم وقتی باز میکنم صفحه ی خال میاد البته بعضی از رمانها میشه خوند ولی بعضی هاش هم نمیشه،کمکم کنید،چه طوری میتونم درست دانلود کنم وراحت بخونم،دوستدار شما ندا از گوانجو (چین)


aram 
۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۱۴

سلام بچه ها من کتابای نیلا جون رو دانلود میکنم اما باز نمیشه,چیکار باید بکنم؟o_O


angel.n 
۰۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۱۶

از یه چیزه این داستان خییلی بدم اومد اونم اینه که اخه چرا همه فکر میکنند که اهوازیا حتما باید سیاه باشن؟؟!! یا اینکه اهوازیا عربن!! واقعا برا این افرادی که این طوری فکر میکنن متاسفم !! حتما باید طرز فکرشونو عوض کنن با اینکه عرب زیاد داریم ولی کاری از دستمون ساخته نیست ما چیکار کنیم که نزدیک عراق یا عربستانیم؟! درباره اینکه همه فکر میکنن که اهوازیا سیاه هستن باید بگم که هیچم ایطور نیست بیشتر اهوازیا سبزن. همه ی ما پارسی هستیم کسی نباید کسه دیگری رو بخاطره اینکه ظاهرش بده مسخره کنه (از کسانی که عرب هستن عذرخواهی میکنم بهشون توهین نکردم فقط از مردم اهوازی دفاع کردم )


angel.n 
۰۱ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۳۳

وااااااااای اسم من رو اسم دخترشون بود!!!!! خیییییلی قشنگ بود به جز اون نکته ای که گفتم :D


rain daughter 
۰۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۰۶

نیلا جون یه دونه باشی!رمانت خیلی زیبا بود!منتظر کارای جدیدت هستم…


زهره 
۰۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۳۹

همه ی رماناتون شادن و توشون کل کل زیاده من عاشق اینجور رمانایم منتظر کارای بعدی تونم هستم


۰۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۱۹

عااااااااااااااااااااااااالیییییییییییییییییییییی بووووووووووود حف نداشت یه روزه تمومش کردم……….


۰۶ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۲۴

نیلا جون این کارتم مثل همه کارات معرکه بود.بیشتر از این خوشم میاد که هی از خودت تعریف نمیکنی.مرسی عزیزم


۰۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۰۲

قشنگ بود ,به یک بار خوندنش می ارزه. ممنون نیلا جون


۰۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۴۷

واااااااااااااااااای…فوق العاده بوووووووووووووووووووووووود!
مر۳۰ نیلا جووووون:)


khadijeh 
۰۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۳۸

واقعا که توی اهواز تک وتوک سیاه پیدا میشه


sara 
۱۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۳

واااااااااااااااااااااااقعا قشنگ بود!!!!!!!!


فرزانه 
۱۲ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۰۰

اخه مگه عرب بودن یا سیاه بودن عیبه این چه برخوردیه که با هم میکنیم اصل وحقیقت ادما روحشونه نه این که کجایی باشن از چه نژادی باشن یا رنگ شون سفید باشه یا سیاه


مسعود1992 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۴:۲۵

سلام.باتشکر.رمان جذابی بود.فقط یه سوال.چطور پدر عمادتخصص اعصاب داشت اما نتونست برای عماد که آخرای دانشگاش شغل هم داشت یه عروسی واسه زهرا و عماد بگیره؟


رهــا بانو 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۲۲

شخصیت پردازی ها و دیالوگ ها قشنگ بودن :)
اما موضوع اصلی داستان تکراری بود
با این حال باید بگم قلم خوبی داری.ساده و قشنگ می نویسی.
صحنه ی عشقولانه هم بلدی خلق کنی :)
جونم عمـــاد…چقدر پتـــروس بود :) )
+دوست داشتم داستان طوری باشه که نتونم بقیشو حدس بزنم.شاید بهتر بود هیجانشو یه ذره بیشتر می کردی
+از طنز نوشته هات خوشم اومد :)
موفّـــق بـــــــــاشی.(منتظر رٍمانای بعدیت هستم)


tara 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۷:۱۴

sllm mishe chanta ketab behem moarefi konid meeeeeeeeeeeeeecii ;-)


۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۴۳

سلام خسته نباشی نیلا جون
رمان خوب مینویسی ولی این داستانش تکراری بود ولی در کل خوب بود
مرسی.


roya 
۲۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۱

نیلا جون رمانات خیلی قشنگه خسته نباشی


sentiment 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۷

رمان قشنگی بود. اما من نمیدونم مگه همه اهوازیا سیاهن؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی زشته شما بندریا و جنوب که شامل بوشهر و بندر عباس میشه رو با اهواز اشتباه گرفتید!!!!!!!! من اهوازیم سفید با چشمهای رنگی. دور و بر من آدم ساهی هم نیست. تهرانیا فکر میکنن زیبای خلقتن!


sentiment 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۸

رمان قشنگی بود. اما من نمیدونم مگه همه اهوازیا سیاهن؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی زشته شما بندریا و جنوب که شامل بوشهر و بندر عباس میشه رو با اهواز اشتباه گرفتید!!!!!!!! من اهوازیم سفید با چشمهای رنگی. دور و بر من آدم ساهی هم نیست. تهرانیا فکر میکنن زیبای خلقتن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


just you 1993 
۲۲ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۲۶

ممنون از نویسنده رمان قشنگی بود .ولی داستانش یه خورده قابل پیش بینی بود.


eli ghelgheli 
۲۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۴۲

ممنون از تو گل دختر برای نوشتن این رمان خوشگل


سارا 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۰۰

بد نبود. زیاد دوست نداشتم.


سمیرا 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۱

خوشکله خیلی


horiye 
۲۵ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۹

nila joooooooooon romanat kheyli dost dashtaniye.doset darameshon


shekoofeh 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۴۷

romanato dost daram shakhsiatosho dorost miparvaroni. hata gahi hes mikonam in zendegi ye mane va dastan yeki misham


firozeh 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۱۵:۵۹

نیلا جون یه دونه ای
خیلی قشنگ مینویسی
بدون که آخرشی


aida 
۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۵۵

khob bod mer30 vali ino bedonid ke ahvaziya seyah nistan man khodam ahvaziyam va kheli narahat shodam


آشفته 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۴۶

خیلی قشنگه
جذابه
طنزه
بخونید
ضرر نمی کنید


tinaa jon 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۲۹

موضوعش بشدت تکراری بود


Eli 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۳۸

بدک نبود مرسی از نیلا خانم
ولی نیلا جون لطفا یه سفر بیا اهواز مردم اهواز رو ببین چه شکلین بعد تو رمان هر چی خواستی درباره مردم اهواز بگو
مردم اهواز اکثرا سفید یا سبزه بانمک هستن مثل خیلی جاهای دیگه. بندرعباس رو با اهواز اشتباه نگیرید ایرانیای عزیز
بازم مرسی


پارلا 
۰۹ مرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۲۷

خیلی قشنگ بود نیلا تو همیشه عالی هستی.من همه ی رماناتو خوندم لطفا جدید هم بزار.
دوست دارم


mahtab 
۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۴۵

خیلی خوب بود مثل کتابای دگت.من خیلی خوشم اومد.آدم از خوندن کتابات خسته نمی شه


ناشناس 
۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۰۷

عالی بود حرف نداشت


راضیه 
۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۳۵

سلام به همگی
شرمنده خانومی بوشهریا سبزه هستند و سفید تعداد کمی هم پوستشون تیره است یه سر بد نیست بیای ببینی تا باورت بشه


mehrnoosh 
۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۰۳

بخونم؟؟؟؟؟؟؟؟


sheida 
۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۲۸

salam barobach man in romano vase bare 4rom gereftam vali asan baz nemikone ham vzip daram ha java ham pdf ye komaki bekonid


۳۱ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۴۴

فکر کنم رمان باحالی باشه اینجور که تعریف کردین کرکر خندست امیدوارم همینطور باشه


elham.es 
۰۹ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۳۰

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیییییییییییلللللیییییییی عالی بود
خخخخخخخخخخخخخخیییییییییللللللللییی ممنون از خانم نیلا نویسنده ی عزیز
توصیه می کنم حتما بخونید
وگرنه نصف عمرتون رفته :)


nastaran 
۱۲ شهریور ۱۳۹۱ ۱۱:۳۷

خیلی قشنگ بود به نظر من جزو قشنگ ترین رمان های نیلا بود.فقط اگه یه کم رمان هاش رو ادامه بده خیلی بهتر میشه.


۱۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۱۲

من عاااااااااااااااااااااااااااااااشق این کتاب شدم عااااااااااااااالییییییییییی بود مرسی نیلاجون.


بیتا 
۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۱۵

بدنیست یه بارو میشه خوند


mahya 
۱۸ شهریور ۱۳۹۱ ۱۷:۳۹

حالا که شما انقدر تعریف میکنید منم خیلی ددددددددوووووووووشششششش دارم بخونمش > ولی تکراریه؟؟؟


نازنین 
۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۱:۵۸

کتاب های نیلا همیشه دارای رگه هایی از طنز لفظی است که باعث میشه در لحظه خوندن بسیار جذاب باشد اما شخصیت پردازی های ضعیف و اغراق امیزی دارد که ادم از دستش حرص می خوره یا حتی خنده داره
اگه تنها به صرف گذراندن وقت باشه کتاب خوبیه اما…


الی22 
۲۳ شهریور ۱۳۹۱ ۰۱:۰۷

کتاب خوبی بود من که خیلی خوشم اومد و خیلی هم از دست عماد خندیدم
من خودم اهوازیم که گفته اهوازیا سیاهن
میشه اسم چندتا از کتاباتو بگی من دانلود کنم البته به جز اسانسور و ورود عشق ممنوع


mahla 
۳۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۸:۰۵

میشه همه کتابای نیلا رو بهم معرفی کنید
خیییییییییییلی قشنگنننننننن


bahar aram 
۰۸ مهر ۱۳۹۱ ۰۱:۱۶

نیلا ی عزیز اولین رمانی که از شما خوندم این رمان بود! چیزی که باعث شد من جذبش بشم اسم عماد تواین داستان بود!چون این اسم وخیلی دوست دارم و عاشقشم. نتیجه ی عشق وعلاقه من به اسم عماد این شد که یه نویسنده ی خوبی مثل شما رو پیدا کردم! چهارتا از رماناتون وخوندم ! عالی بودن.اما این رمان همیشه تو ذهنم می مونه! چون با خوندنش احساس خوبی داشتم.یه دنیا ممنونم!


۱۴ آبان ۱۳۹۱ ۱۷:۱۲

ترو جونه هرکسی که دوس دارین پسورد این چیه؟؟؟؟؟

    honey_x 
    ۱۵ آبان ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷

    واا دوست عزیز پسوردو واضح نوشتیم! دقت کنید لطفا. آدرس سایته:www.98ia.com



ساناز 
۱۹ آبان ۱۳۹۱ ۱۱:۵۵

باعرض خسته نباشدبه نویسنده محترم وای چراهمه رماناشده کپی داستان سریالای کره ای مثل سامسون دوس داشتنی من ویوهی افسونگرکه داستان اوناهم ازدواج قراردادی بودوکلی سریال دیگه.خواهش میکنم موضوعاتتونوتغییربدید


ساناز 
۱۹ آبان ۱۳۹۱ ۱۹:۱۴

امیدوارم نویسنده ازنظرمن ناراحت نشده باشه چون من خیلی رمان توسایت خوندم که bace موضوعش ازدواج قراردادیه ولی کتمان نمی کنم که داستان شما بهترینشون بوده وگرنه نویسنده محترم واقعاذهن خلاق وقلم فوق العاده ای داره ومن ازداستانش لذت بردم فقط اینکه من موضوعومیدونستم که به طورکلی چی هست وچی میشه ولی اتفاقات وکل کلاش واقعاباحال بود


raha 
۲۱ آبان ۱۳۹۱ ۱۶:۰۱

تابستون خوندمش. موضوعی تکراری ولی خوب…
کارای نیلا رو دوست دارم مخصوصا ورود عشق ممنوع و آسانسور و…


۲۳ آبان ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲

چرا من نمی تونم کتابارو دانلود کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهم یه راهی بگین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


لادن 
۲۷ آبان ۱۳۹۱ ۱۸:۰۱

نیلای عزیز
بسیار زیبا وجذاب نوشته بودی تشکر ازتو ومدیریت سایت
ممنون


hovra76 
۲۹ آبان ۱۳۹۱ ۱۳:۴۴

واییییییییییییییییی عالیییییییییییییییییییییییییی بود


romina 
۲۹ آبان ۱۳۹۱ ۲۲:۰۸

merci az romane zibat


شیرین 
۰۳ آذر ۱۳۹۱ ۰۰:۴۷

سلام
رمان خوبی بود نگارشش خوب بود
موضوشم همینطور
اخرشم محکم وقوی بود
رمانیم نبود که وسطاش خسته بشی
در کل کارت الی بود نیلا جون


۰۶ آذر ۱۳۹۱ ۱۵:۳۶

سلام نیلا جون… عزیزم من همه ی رماناتو خوندم و از همشونم خیلی خوشم اومد.در کل طرز نوشتنتو دوس دارم. امیدوارم موفق بشی. در مورد این رمانتم باس بگم خوب بود و قشنگ.اما به پای کتابای قبلیت نمیرسید.من از تو مثل قبل رمانای منحصر به فردی رو انتظار داشتم.این داستان قشنگت هم هیچ مشکلی نداشت.فقط یه چیز جدیدی نبود. یکمم کوتاه بود.در کل به خوندنش می ارزه.حتما دانلود کنید.نیلا منتظر رمان جدیدتمااااا.


لیلیوم 
۰۸ آذر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۹

خوووووووووووووووووووب بود نیلا جون!!!
دستت درد نکنه!!


مهندس جون 
۱۲ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۳۲

سلام نیلای عزیزم دستت درد نکنه گلم من عاشق رماناتم هر چه زودتر یه رمان توپ بنویس گلم


مبینا 
۱۴ آذر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۵

از من برای باز کردن رمان رمز می خواد < چیه ؟؟؟؟؟/
میشه راهنمایی کنید ؟؟؟/


۱۵ آذر ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹

سلام مبینا جان رمزش اسم سایته.www.98ia.com


hediyeh 
۱۵ آذر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۹

omed varam arzesh khondan dashte bashe


فاطمه 
۱۸ آذر ۱۳۹۱ ۲۱:۵۳

سلام هیچ کدوم از کتاب هایی رو ک دانلود میکنم باز نمیشه قبلا با هر فرمتی دانلود میکردم باز میشد اخه چرا واسه ی رمانا رمز گذاشتید


۲۸ آذر ۱۳۹۱ ۰۰:۵۸

roomanatoon aliye man ta omram roomanayi be in ghashangi nAKHONDE BOODAM MAESIIIII


۰۱ دی ۱۳۹۱ ۱۵:۱۰

سلام نیلا جون
من یکی ازطرفدارهای توام
وقعا رماناتو دوست دارم
الانم به خاطرهمین اینجام
واقعا بهت تبریک میگم


۰۳ دی ۱۳۹۱ ۱۸:۱۵

نیلا جون نوشتن این قبیل رمان ها ظاهرا باب شده. مسافرت های شمال و بعدش تصادف وگم شدن در فضایی غریب و وضعیت وخیم یکی از طرفین ! در نهایت کشیده شدن رمان به سمت وسوی رویایی و دور از واقعیت و جمع کردن داستان بگونه ای بسیار ضعیف! بنظر که بعضی از نو یسنده های عزیز بجای کمی فکر کردن و خلاقیت به خرج دادن از داستانهای دیگر کپی برداری میکنن . از نویسنده ء عزیزمون می پرسم : تا حالا تو زندگی واقعیشون به همچین شخصیت هایی برخورد کردن؟یا به رویدادهایی که داخل کلبه وجنگل رخ داده؟!


۰۴ دی ۱۳۹۱ ۱۳:۳۸

قشنگه ولی بازم سبک همخونس


آترینا 
۰۹ دی ۱۳۹۱ ۰۱:۱۰

تو رو خدا بس کنید رمانای هم خونه ایووو
اه.خز کردین رفت
من از رمان هم خونه ی مریم ریاحی خیلی خوشم میومد ولی الان دیگه زده شدم.از بس رمانای دیگه شبیه ایشونه
یه خورده ابتار داشته باشید


رویا 
۱۴ دی ۱۳۹۱ ۱۲:۴۳

عالیه من خعلی خوشم اومد
مرسی نیلا جون قلمت فوق العادست


۱۴ دی ۱۳۹۱ ۲۳:۵۲

خیلی قشنگه. خیلی دوسش میدارم .بااینکه تکراریه ولی من کلا اهل کل کلم و از خوندنش هم خوشم میاد. خسته نباشی


لیلا 
۱۶ دی ۱۳۹۱ ۱۵:۱۲

واقعا که مسخره است کل رمانا شده همخونه بازی که یعدش هم عاشق هم میشن.


tara 
۱۷ دی ۱۳۹۱ ۰۱:۲۵

ba in ke tekrariye vali bazam ghashang bud merciiii


مارال جووووووووون 
۲۵ دی ۱۳۹۱ ۱۹:۱۳

بنظرم خیلی قشنگ بودوحقشه که رای بالاتربیاره!!!!اولاکه یک گله دارم اونم اینکه داستان خیلی کوتاه بودد!!!واقعانمیدونم چرا!!!!فقط ۱۰۰۰صفحه توموبایل…درسته شایدباصفحات بالاترخسته کننده بشه امااگه ماجرای عاشق شدن اهورویه جوری بیشترکشش میدادبااون زمینه ی تنفراولیه ای که اهونسبت به عمادداشت بهتربود…ویه عالمه اتفاق جالب که میتونست پیش بیاد.ولی واقعاجذبش شدم!!!من الکی نظرنمیدم واکثرکتابای این سایتوخوندم.امابنظرم حق رمانای نیلا رای بالاتره اماشایدبه دلیل رعایت نکردن همین نکات هست!!!دررابطه به اون خانم بالاااااااااااااا که به نیلاتوهین کرده بود بگم عزیزدلم شمارمان خون نیستی که اگربودی میفهمیدی که این موضوع هاکپی نیست ۱۰۰درصدبلکه تشابه کامله!اگه رمان خون بودمیفهمیدکه الان حداقل ۶۰درصدبه بالای رمانای همین سایت مضمونشون توهمین مایه هاست!!!!درضمن لطفاوخواهش میکنم دست برداریدکه میگیدهمخونه شده…وشبیه همخونه بوده واینا….اگه اینجوریه که نویسندگان عزیزننویسیداصلا.بچه هاهمخونه میخونن کافیشونه…شماهم وقت خودتونوتلف نکنید!!پس اگه رمان میخوایدچیزی نگید!اگرم نمیخوایدنخونید..خلاصش که توسایته!!!!اینجوری درواقع به وقت وزحمت وهمه چی که نویسنده گذاشته توهین میشه!فقط برای ۱لحظه خودتونوبذاریدجای ۱نویسنده مثل نیلاکه بهش توهین شده وهمچنین بقیه نویسنده های محترم!


۲۸ دی ۱۳۹۱ ۲۰:۲۵

کاش تعداد صفحاتش بیشتر بود


۲۸ دی ۱۳۹۱ ۲۰:۲۷

fogholade bod merci


Aralia 
۳۰ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۱۶

خیلی قشنگ بود.عالی و فوق العاده
نیلا جون دست درد نکنه ، گل کاشتی


ناهید 
۱۲ بهمن ۱۳۹۱ ۲۳:۱۵

بدک نبود ولی راستش خسته شدم از بس که همیشه اخر رمانا همه چی به خوبی وخوشی تموم میشه جون جدتون چندتا رمان قشنگ با پایان غمگین بهم معرفی کنید


sarina 
۱۳ بهمن ۱۳۹۱ ۲۱:۵۲

خوشمان آمد


۱۴ بهمن ۱۳۹۱ ۱۶:۵۷

نیلا جون واقعا رمان بنویست خیلی خوبه من که عاشق رمان تمنای وجودم هستم
اوایل هفته ای ۳ بار کتابو دوره میکردم ولی الان هر از گاهی میرم سراغش ولی خداییییییییییش خیلی قشنگ بود
امیدوارم بازم قسمت بشه و رمانایه بیشتری از تورو بخونم


ترنم 
۱۵ بهمن ۱۳۹۱ ۲۳:۰۸

بچه ها من هرچی رمزو میزم میگه اشتباه…..چیکارکنم؟


۱۶ بهمن ۱۳۹۱ ۰۰:۴۶

سلام نیلا جون
واقعا رمانات عالین
من تا حالا هر چی رمان ازت خوندم بی نظیر بوده
من عاشق رمانای طنز و رمانتیکم
امیدوارم موفق باشی
بازم از این رمانای نابت برامون نویس
یه دنیا تشکر


Pari 
۱۶ بهمن ۱۳۹۱ ۱۶:۳۸

سایتتون چرا اینجوری شده؟؟؟ بابا ما قبلنا که میومدیم یه رمان دان کنیم PDF و JAVA رو باهم میذاشتین..آخه ماهام میخوایم رمان بخوووووونیییییییییم!! تورو خدا برا موبایلم بذارین..الان همش شده PDF!


۱۶ بهمن ۱۳۹۱ ۱۹:۲۸

خیییییییییییییییییییییییییییلی نااااااز بود .نیلا جون من شیفته رماناتم .عاجگتم


zargol 
۲۰ بهمن ۱۳۹۱ ۱۷:۴۳

سلام من اولش رو خوندم خوشم نیومد.


نیاز90 
۲۸ بهمن ۱۳۹۱ ۰۲:۰۰

من عاشق قلمتم نیلا جون ،طنز توی نوشته هاتو دوست دارم


dorna 
۰۲ اسفند ۱۳۹۱ ۱۴:۵۸

رمانش خیلی زیباست.از شخصیتاشم خوشم میاد.ممنون از نویسنده


مهسا 
۰۲ اسفند ۱۳۹۱ ۱۵:۳۷

وای نیلا تو سلطان احساسی تو با رمانات منو مجذوب خودت کردی دلم میخواد رمان وسوسه رو همه بخونن همه رمانات قشنگه من فقط وسوسه رو خوندم بعدش سریع بقیه ی رماناتو گرفتم خیلی هیجان زده ام که زود تر بخونمشون دوست دارم و منتظر کتابای بعدیت هستم . من برای شخصیت حاتم خیلی اشک ریختم کاش واقعی بود و میتونستم به اغوش بکشمش من بیشتر از هدی حاتمو دوست دارم.:))


ترنم 
۰۳ اسفند ۱۳۹۱ ۱۲:۱۱

توروخدا یکی ب من کمک کنه رمزو میزنم باز نمیکنه چیکار کنم…………؟


شیما 
۰۳ اسفند ۱۳۹۱ ۱۹:۵۳

لطفانسخه ی موبایلشم بزارید…ممنون


sahel 
۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ۲۰:۱۰

vaghan ghashang bood
romanat arzeshe khoondan ro dare
mer30 nila joooon


نغمه 
۲۳ اسفند ۱۳۹۱ ۱۵:۳۹

واقعا قشنگه من عیده پارسال خوندمش ولی هنوز بعضی از تیکه هاش رو میخونم خیلی قشنگه پیشنهاد میکنم که بخونینش


پارمیز 
۲۶ اسفند ۱۳۹۱ ۱۵:۳۳

رمانش عالی بود…..ممنون از نویسنده


مریم 
۲۹ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۱۰

من اصلا خوشم نیومد.اصلا نتونستم ارتباط برقرار کنن باهلش.


آرزو 
۱۲ فروردین ۱۳۹۲ ۰۳:۵۸

خوب بود بد نبود. ولی خوب نقص هایی هم داشت.


shabah sefid 
۱۸ فروردین ۱۳۹۲ ۱۵:۳۵

خیییییییییییییییییلی عالی بود ایول نیلا جووووووووووون عاشق رماناتم همشو خوندم


لولوفررررررر 
۱۹ فروردین ۱۳۹۲ ۱۵:۳۸

منم اهوازیم ولی ما ادم سیاه نداریم سبزه داریم اونم کم من خودم سفید سفیدم!!!!


راحله 
۳۰ فروردین ۱۳۹۲ ۱۹:۱۵

سلام من دیشب خوندم از نویسنده ممنونم شخصیت پسرو دوس داشتم چون شر و شیطون بود حرفای بامزه میزد بخونید جالبه


raha6369 
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۲:۱۵

داستان قشنگی بود خسته نباشی


نام

ايميل

سايت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک گذاری

Bala tarin Donbaleh  Cloob Delicious Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other Stumbleupon

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 50000 نفری نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


محبوب کنید :  اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها
رادیوی اینترنتی سور سخن شماره 4 – ویژه نوروز
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa