موضوعات
بایگانی

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا نام کتاب : تمنای وجودم

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا نویسنده : مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۳٫۴۵ مگا بایت

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۳۳۱ 

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا با تشکر از مهرنوش عزیز بابت نوشتن این داستان زیبا  .

رمان ایرانی و عاشقانه تمنای وجودم | مهرنوش کاربر انجمن نودهشتیا خلاصه داستان :

مستانه دختر زیبا و حاضر جوابی است که ترم آخر رشته عمران را می خواند. او در این ترم باید در یکی از شرکتهای ساختمانی مشغول بکار شود. او و دوستش شیرین با بدبختی در شرکت یکی از آشنایان پدرش مشغول بکار میشوند. صاحب این شرکت امیر پسر جذابی است که از روز اول مستانه سوتی های زیادی جلوی او داده است. تا اینکه شیرین به دلیل حاملگی دیگر به شرکت نمی آید و مستانه به تنهایی باید در این شرکت کار کند. او می فهمد که شیوا دوستش و دختر خاله امیر عاشق دوست امیر،نیما که او هم در این شرکت کار میکند است و شیوا را هم به شرکت می آورد…….


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید

امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.

جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.

بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

paeez 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۱۶

سلام/ قشنگه.من خوندمش۰عالیه


ناشناس 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۲۱

سلام دوم شدمممممممممم.نخوندم ولی تعریفشو شنیدم.دوممممممممممممم


pegi 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۲۵

man ino khondam, ghashange kheyli


parvaneh 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۵

vay alieeeeeee koli mikhandid


زهره 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۷

سلام چهارم شدم
قشنگه من قبلا خوندمش رمان جذابیه


اشک 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۷

اگه واقعا قشنگه منم میخونم تعریفشو زیاد شنیدم …..بچه ها جون من یه کتاب مثل رمان کولی که شاد باشه بهم معرفی کنید………. مرسیییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!

    پانیذ 
    ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۹

    سلام.من دارم دانلودش میکنم.بچه ها،مگه رمان دو نیمه سب دوجلدست؟من دانلود کردم خوندم.ولی یه جلد بود فکر کنم.یعنی آخرش به نتیجه رسید.اگر میشه رمان دو نیمه سیب رو هم برای دانلود بذارین.هم جلد یک و هم به گفته بچه ها جلد دو.
    راستی من رمان حس خفته و حس مبهم عشق از هایده حائری رو هم خوندم..خیلی قشنگه.سکوت در انتظار،تکه ای از آسمان و غریبه آشنا رو حتما بخونین.اگه میخواین گریه کنین هم همراز رو بخونین.فعلا



niki 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۸

سلام .قشنگ بود.بچه ها من چند روز پیش کتاب گیلدا رو از نشر علی خریدم.بد نبود ولی ۱۷۰۰۰تومان نمی ارزید اصلا


goominam 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۸

رمان قشنگیه پیشنهاد میکنم بخونید.


حنا 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۰۲

منم دارم دانلودش میکنم امیدوارم همین جوری که میگن قشنگ باشه


gelare 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۱۴

ey baba


gelare 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۱۷

vase man enqadr soratesh paiyne khabam gerefte
hey


..... 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۲۰

اخرش خوب تموم میشه؟


نود هشتی 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۴۷

خیلی رمان قشنگ و خنده داریه آخرشم خوبه حتما بخونید

    مریم 
    ۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۲۵

    سلام من این رمانو هنوز نخوندم ولی تا حالا رمان های خیلی زیادی خوندم
    راستش دیگه خسته شدم چون تو همشون یه دختر خوشکل با یه پسر خوشکل
    و داستان های بسیار غیر واقعی ولی قشنگترین رمان هایی که خوندم
    برایم بمان . همخونه ودرکل رمان های مودب پور واقعا با رمان گندم ساعت ۲ نصفه شب
    کلی خندیدم



۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۰۸

من هم خوندمش عالی بود بچه ها رمان ساحل آرامش دارد(pdf) لطفا rezvan.4650@yahoo.com


solmaz 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۱۸

اگه مثل راننده سرویس باشه که محشرههههههههههههههههه!امیدوارم قشنگ باشه.راستی مرسی که درباره ی کتاب نظردادین…


هانی 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۲۳

رمان قشنگیه . من قبلا خوندمش.


raha 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۲۴

بچه ها من تازه دارم دانلود میکنم دعا کنین ایندفعه باز شه مرسیییییییییی


هانی 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۲۵

solmaz  :
اگه مثل راننده سرویس باشه که محشرههههههههههههههههه!امیدوارم قشنگ باشه.راستی مرسی که درباره ی کتاب نظردادین…

سولماز جان کتابای جدید خورشید هم بخون مثل راننده سرویس و همه ی هستی من آدم و جذب خودش میکنه . اسماشم ایناست : خط هشتم – نوتریکا – مرد کوچک -سایه ی شوم پریش


هستی 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۲۶

من خوندم قشنگه کل کل دختر پسریه


bita 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۵۵

هانی دستدرست تازه داشتم دنبال کتابای خورشید میگشتم
الهی خیر از جوونیت ببینی مااااااااادررررررر!!!!!!!!!!!!!!!


parychehr 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۰۶

من این کتاب رو قبلا خوندم به نطرم خیلی قشنگه


parisa 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۲۳

سلام این کتاب واقعا محشر هر کی دنبال کل کل دختر پسر این کتاب رو بخواند عالی

    ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۰۶

    bacheha ketabe cheshmane bi haya aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiie man faghat ino pishnahad mikonam bara man taze umadam tu in jam



Neda 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۲۸

من تا حالا کتابی که کاربرها نوشتن رو نخوندم… هیچوقت فکر نمیکردم بخوام این کار رو بکنم اما با این همه تعریف برم بخونم ببینم چیه. نظرم بعد میذارم… مرسی از نظرات بقیه…


زی زی 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۳۷

کتاب بانمکی بود


۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۰۷

بچه ها کسی کتاب لبخند خورشید ، شطرنج عشق، رو داره برام بفرسته ممنون میشم
nasim_m95@yahoo.com


ارمیتا 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۰۸

سلام من یک روانپزشکم هستم و از نظر من رمان خواندن به مغز کمک زیادی می کنه کسی که آلزایمر داره میتونه رمان بخونه یا ماهی خاویار بخوره خاویار از صید های خلیج فارس هست خلیج فارس ماهی های خوشمزه ای دارد شاید شده باشد شما از نوع درست شدن سیب زمینی تعجب کنید سیب زمینی در واقع سیبی است که از درخت بر روی سر نیوتن خورده و جاذبه هم به وجود آمده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یزدان 
    ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۲۲:۱۴

    خوب چون نظرها زیاد زیاد بود من تا نصفه بیشتر نخوندم و ممکنه نظرم تکراری باشه.
    ( با اینکه بدم میاد خودم رو بالا دست بگیرم و انتقاد کنم اما ) :
    - اگه شخصیت مستانه پسر بود خیلی بهتر بود چون حرف زدن یه دختر ( برای آقایون مخصوصا ) یه جورایی چندش اوره همونطور که اگه یه پسر با ناز و ادا حرف بزنه زشته. زیبایی دختر به لطافت و باوقار بودنشه.
    - توی رمان حرف هایی رو دیدم که بیشتر تو چتروما مورد استفاده قرار میگرفت و من تا حالا ندیده بودم که از حرفای اینچنینی تو رمانا به طور مستقیم استفاده بشه !!.
    من با اینکه آستانه خندم زیاد بالا نیست اما به ندرت پیش اومد که بخندم بر عکس چیزی که قبل از دانلود کردن رمان از نظرات دستگیرم شد
    من چون رمان رو تا آخر نخوندم تا همینجا رو میتونستم نظر بدم
    ولی با اینحال گل بی عیب خداست امیدوارم کارهای بعدیتون معروفیت جهانی پیدا کنه .



سامی سام 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۰۸

سلام بچه ها من خیلی این رمان رو دوست داشتم کل کل بود به نظر من خیلی قشنگ بود مرسی


امیر 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۱۰

رمان زیبایی بود


نسیم 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۱۲

رمان خنده داری بود حتما بخوانید.


مهرناز 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۱۴

man natoonestam downloadesh konam,age mishe baram mail koniiid
mehrnaz_aria68@yahoo.com


هانی 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۳۴

bita 
:

هانی دستدرست تازه داشتم دنبال کتابای خورشید میگشتم
الهی خیر از جوونیت ببینی مااااااااادررررررر!!!!!!!!!!!!!!!

خواهش می کنم . حتما بخونشون . عالی نوشته. البته کامل نکرده ها .


??? 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۱۱

http://www.forum.98ia.com/t218897.html
این سایت برای بچههایی که نمیتونن دانلود کنن


bahar... 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۲۱

سلام…
مهرنوش جون تبریک میگم…
خیلی قشنگه…
ممنوووون…
بهار…


زبل خان 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۳۵

سلامم امیدوارم قشنگ باشه جدیدا” که همه رمانها خیلی مزخرفن فعلا بای


fatima hapar 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۳۸

فکر کنم باحال بشه

    نگین 
    ۰۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۲۱

    باحال چیه غش می کنی از خنده



lale 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۶

سلام .بچه ها میشه یه چند تا رمان مثل همین رمان بهم معرفی کنید؟
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییی


الهه_ 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۹

قشنگ بود .ممنون


۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۹

man chand ta roman ta hala neveshtam ama hoseleye tayp kardanesh ro nadaram dar zemn nemidonam chejori bayad to sit bezaram har ki midone bem bege mer30


ناشناس 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۱۴

مهرنوش جون عالی بود من که خیلی خندیدم.عالیییییییییییییییییییییی بود


dorsa 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۲۲

وای مرسی فوق العاده بود اخرش هم خوب بود


۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۳۱

میام این سایت ارامش میگیرم. توصیه میکنم اله ناز بخونبن . من دارمش 

    ناشناس 
    ۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۲۸

    kamand  :میام این سایت ارامش میگیرم. توصیه میکنم اله ناز بخونبن . من دارمش 



sara gol 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۱

چون میگید عالیه پس منم می خونم امیدوارم این طورباشه


Neda 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۱۲

من خوندمش… قشنگ بود. مرسیییییییییییی


ایدا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۱۷

سلام بچه ها رمان قشنگ دارید واسه منم بفرستید لطفا
aida.asal70@yahoo.com


ali 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۴۷

سلام بچه ها ۴۹شدم وای الان تو پوست خودم نمیگنجم رمان قشنگیه توصیه می کنم بخونیدش


nazi 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۴۷

ketabesh aliiiiee.. vaghean arzeshe khondano dare.. kheili ketabe bamazeie.. man ke kheili azash khosham omad


محمد 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۴:۵۱

سلام اگه کسی رمان طریق عشق رو داره لطفا به ایمیلم بفرسته
mohammadjj89@yahoo.com
ممنون میشم


Nomad 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۲۳

از تعریف هایی که شده می شه گفت قشنگه.ماهم میخونیم اگه دانلودش نصف نیمه تموم نشه.


santin 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۴۱

سلام بچه ها کسی اسم این رمانو میدونه؟نوشته یکی از بچه های سایته.موضوعش اینکه دختره عاشقه دبیرحسابانشون میشه بعداز چندسال که برای دخترخالش خواستگارمیاد داداش پسره همون استاده چندسال پیششه شون بود.و هم اینکه دختره تو یه شرکت عمرانی کارمیکنه وهم اینکه توسطه پدرش استاددانشگاه هم شده…خواهش میکنم اگه کسی اسمشو میدونه بهم بگه….

    دخترونه 
    ۰۶ شهریور ۱۳۹۱ ۰۹:۰۵

    حالا میشه بگین من چندم شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟واقعا رمان قشنگیه



hossein 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۳۱

سلام به همه عاشق ها.خیلی خیلی قشنگ بود.از دوستای گلم خواهش میکنم اگر رمانی در همین موضوع خوندن اسمش رو بگن.ممنون


یکتا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۴۹

این کتاب چرادانلودنمیشه خسته شدم


MAHDI76 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۰۲

خیلی رمان زیبایی بود.مرسی


... 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵

salam man nemitoon dowloadesh konam ta 50% faghat miad


niloofar 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۳

خیلی قشنگ بود…. حتما بخونید


شبنم 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۵۲

واقعا به نویسنده تبریک می گم عالی بود من خیلی دنبالش توی گوگل گشتم وبی نگو که اب در کوزه بود و ما تشنه لبان می گشتیم


salmani 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۰۴

مریم جون خیلی ازت ممنونم عزیزم برای فرستادن دونیمه سیب


mojde 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳

وااااای دست نویسندش درد نکنه.قشنگ بود بعد از مدت ها یه رمان جالب خوندم بالاخره


sam 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۳۵

سلام
خیلی قشنگ بود واقعا حرفه ای نوشته بود به نویسنده اش تبریک میگم بابت قلم زیبایی که داره سعی کن کتابت رو چاپ کنی عزیزم،مطمینم فروش خوبی خواهد داشت.


هانا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۵۵

سلام ببخشید من یه سوال دارم! شاید بگید یعنی چی؟ ولی خب میپرسم. پسرا هم رمان میخونن؟؟؟؟؟ حالا اگه هم میخونن نظر و حالت واحساسشون چطوریه؟؟؟ منظورم موقع خوندن رمان های عشقولانه !!!!


۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۴۶

چرا شخصیت اصلی همه رمانها دختره؟؟؟؟؟؟؟؟؟یه بارم پسرا نقش اول رمان باشن دیگه.یه تنوعی هم میشه .


betila 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۵۸

رمان خیلی قشنگی بود منم قبلا خونده بودمش از نویسنده عزیزش بابت قلم زیباش تشکر می کنم آیا دو تا رمانی هم که داره می نویسه مثل همینن؟


مونا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۲۲

سلام.من دوست دارم خط هشتم از نویسنده خورشید بخونم.لطفا کمک کنید .مرسی


سی سی 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۷

سلام دوستان….
من یه سوال داشتم!!! راستش همش تو رمان ها(مخصوصا عاشقانه ها) میخونیم که یه دختر با چشمان عسلی قدی بلند لب هایی سرخ و…(درکل سیندرلا) عاشق یه پسر که اکثر مواقع چشماشم مشکی یا طوسی میشه!!! حالا سوال من اینه که اونایی که معمولی هستند مگه هیچ وقت عاشق نمیشن؟ پس چرا در راه رضای خدا تو یه رمان یه دختر یا پسر معمولی وجود نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


پروا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۸

وایییییییییییییی این رمانه مهشر بود که
من خیلی باهاش حال کردم
مهنوش خانوم ادامه بده حتما موفق میشی من خودم که منتظر رمانای بعدیت هستم


کیمیا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۵۳

خیلی قشنگه مرسی به مهرنوش


ترنم بهار 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۵۶

واااااای مهرنوش جون خیلی کتابت قشنگ بود مرسییییییی


رها 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۰۲

واااااااااااااااااااااااااای خیلی قشنگه حتما بخونین


ناشناس 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۰۷

allllllllllllllllllllllllllllllllllli bud rival dare


سالومه 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۱

واااااااااااااااااااااای توپ بود خیلیییییییییییییییییییییییییییییییی


زبل خان 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۱

سلام بد نیست برای یک بار خوندن موضوع خاصی نداره فقط قشنگیش به فحشای دختره به پسره البته با یک موضوع کاملا تکراری .در کل بد نیست شاید یه ذره بخندید.


سیما 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۴۱

عالی عالی عالی عالی بود واقعا به مرجان عزیز واسه داشتن همچین قلمی تبریک میگم


ط م 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳

قشنگ بود یعضی جاها با حرفای مستانه از ته دل خندم می گرفت.


بهنوش 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۵۴

خیلی خیلی خوب بود.
تبریک می گم


بهنوش 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۵۷

راستی من که کلی خندیم.
خانواده فکر کردن چیزی خورده توی سرم!

مخصوصا اون جایی که شیرین به مهندسا می گه: مگه شما هم دانشگاه رفتین!

یاد عماد توی نابرده رنج افتادم که سوتی می داد


مهتاب 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۲۰

با این همه تعریف باید حتما بخونمش امیدوارم با بقیه هم عقیده باشم.


فرانک 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۴۰

سلام من نمی تونم راننده سرویس و دانلود کنم وسطاش بسته میشه کمک کنید مرسی


saghi 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۵۶

شکوفه جون مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عزیزم


زینب 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۰۸

سلام لطفا نسخه موبایلش هم بذارید ممنون


nafas 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۴۲

vay az bas tarif kardin delam ab shod


۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۵۲

خیلی توپپه همه توخونه به عقلم شک کردن از بس خندیدم بخونید و خوش باشید که دیگه از این رماناد گیر نمیاد


ناشناس 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۰۰

مهرنوش جون عزیزم اولا بهت تبریک میگم

دوما از بس خندیدم دهنم ۲ مترر گشاد شده فدات شم!

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود!!!!

مهرنوش جونم محشری کتابت بی نظیر بود حتما بخوندید توووووپه!


ناشناس 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۰۱

مهرنوش جون عزیزم اولا بهت تبریک میگم

دوما از بس خندیدم دهنم ۲ مترر گشاد شده فدات شم!

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود!!!!

مهرنوش جونم محشری کتابت بی نظیر بود حتما بخونید توووووپه!


اشتیاق 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۰۸

مرسسسسسسسسسسسسسسی عالی بود پس از سالها یه رمان با حال خوندیم


saba 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۰۶

خیلی باحال بود مرسیییییی


صبا 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۳۱

خیییییییییییلی باحال بود…مرسی همگی


مهرناز 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۱

kheilii ghashang booood


sepideh khanum 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۵۳

salam..man asan fek nemikardam karbaraye anjoman betoonan inghad ghashang benevisan…be har hal harchi ke bood az khili az romanaye mojod 2 ketab froshia behtar bood…hatman movafagh mishi age chap koni..montazere baghiye karat 2 in sabk hastim!


پرستو 
۲۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸

خیلی بامزه و خنده دار و البته قشنگ بود


goli 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۲

واقعا رمان قشنگی بود محشششششششششششره.حتما بخونین دوستان.


hasti 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۱۴

رمان زیبایی بود ارزش خوندن رو داشت.


آلیشیا 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۴۷

بچه ها واقعا عالی بود.انقدر خندیدم که اگه کسی میدید فکر میکرد خل شدم.
فقط با یه مورد کمی مشکل داشتم اونم مربوط به رعایت کردن یا نکردن حجاب مستانه بود.یه جورایی به نظرم همه چیز رو مسخره کرده بود.اونا هر کاری میکردن ولی مثلا حجابش رو هم رعایت میکرد که البته مرتب اتفاقایی میافتاد که باعث بشه جلو پسره خودشو نشون بده.
گذشته از این موضوع واقعا عالی بودددددددددددد
دستتون درد نکنه


niloofar 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۱۷

من تازه دارم دانلودش میکنم امیدوارم خوب باشه


۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۱۴

راستی من دارم رمان مینویسم.البته اگه خدا بخواد ایشالله تموم بشه!.اگه بخوام بذارم تو سایت باید چیکار کنم؟


۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۲۷

man khundamesh.romane ghashangi bud.


ویرجینیا وولف 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۲۸

آخه کجای این کتاب قشنگ بود؟
نه موضوع تازه ای داشت ،نه نویسنده قلم آنچنان خوبی داشت که لااقل بشه یه جوری کتاب و تحمل کرد…
یعنی معیار قشنگ بودن یه کتاب خنده دار بودنشه؟


شکوه 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۰۴

سلام مهرنوش جان بابت قلم زیبایی که داری بهت تبریک میگم من نمیگم موضوع متفاوتی بود ولی همین که اینقدر روان وزیبا نوشته بودی لذت بردم بازم دوست دارم کتاباتو بخونم در ضمن همت همگی شما نویسنده های این سایتو تحسین میکنم همتون عزیززززززززززززززززززززززززززید


گیتا 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۴۸

بعد از مدتها یک رمان عالی خوندم که غم وغصه الکی نداشت


مینا 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۲۵

سلام وای چه رمان باحالی بود کلی خندیدم بچه ها من دنبال رمانهای کل کل هستم منشی مدیر و تا ته دنیا رو خوندم می شه غیر اینا معرفی کنین مرسی


♪♫پانی♪♫ 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۲۷

قشنگ بود،مرسی.


ناشناس 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰

aliiiiiii bod ghalamet khieli khob bod merhnosh jonam montazere baghiye ketabat hastim hhhha


moji 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰

رمان خیلییی قشنگی بود…از اون رمانا بود که وقتی میخونی خسته نمیشی.من که کلی خندیدم مرسی مهرنوش جان


۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۵۶

سلام
قشنگه خیلی زیاد مرسی مهرنوش جون


۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۳۰

سلام ممنون رمان حالبی بود حتما بخونید


hoda 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۰۷

عالی بود من به این نویسنده به خاطر قلم زیباش تبریک می گم امیدوارم موفق باشید


soniaaaaaaaaaa 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۱۹

aliiiiiiiiiiiiii buddddddddddddddddddddd


sahel 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۱۹

kheili ghashang bood behtarin romani ke khoonde boodam bood mer30 mehrnoosh joon damet hot


parisa 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۴۶

رمان قشنگی بود


رها 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۳

مهرنوشجون دمت گرم قربون قلمت عالی بود مرسی ازاین همه استعداد.


aida 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۹

رمان خیلی خیلی قشنگی بود حتما بخونید آخرش خوب تمومم میشه خیلیم خنده داره


golnoush 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۲۲

خیلی کم پیش میاد رمان بخونم و بعدش بیام اینجا و نظر بذارم
اممممااااااا اییییین دففففعه داقعا نشد نیام
این کتاب خیییییییییییییییلی خوب نوشته شده بود
حتما بخونیدش
نویسنده جون!!!! مهرنوش عزیز!!!!عااااااالی !!!!!


negar 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۱۵

واقعا محشر بود اگه کتاب دیگه ای هم از این نویسنده هست لطفا معرفی کنید

رمان تنمای دل رو هر کی داره برام بفرسته

n_beloved@yahoo.com


مریم 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۳۶

خیلی جیگر بود.موفق باشی.


لیلی 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۴۶

عالی بود.دست گلت درد نکنه :)


soheil 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۱

vaghean romane bahali bod,toro khoda age romane jadid az m.moadab por darin aplod konin aseghesham.mer30 mehrnosh jan


زبل خان 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۳

به نظر من که همتون کتاب نخونده هستید اگه ۴ تا رومان یا کتاب درست بخونید به این کتاب مزخرف نمگین شاهکار عالم براتون متاسفم .


شیوا 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۳۰

امیدوارم خوب باشه .اگه میشه چند تا رمان خوب مثل همخونه به من معرفی کنید!


۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۴۸

هه هه خیلی باحال بود من کلا مشکل پسندم ولی این خیلی بدلم نشس شخصیت دخی ه خیلی شبیه من بود باسه همین :دی
باسی سی هم موافقم


Artemisa 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۱

سلام به همگی.بچه ها میخواستم یه فرا خوان بدم به هر کسی که یه قطره خون آریایی تو رگ هاش جریان داره.گوگل یک نظرسنجی گذاشته برای تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی.جان مادرتون برید به persianorarabiangulf.com و رای بدید.فعلا رای ۵۹ به ۴۱ هستش ولی خیلی دیگه لازم داریم که برنده شیم.عجله کنید دوستان گلم.خلیج فارس داره از دست میره ها.


parisan 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۳۳

ghashang va jazab bod


setareh 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۵۳

akhoooooooooooooooon 2bare ye roman ghashang ba payani khoob
man ke roman haii ke karbaran neveshte bashan ro tarjih midam be baghie
mer28+2


زینب 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۵۶

مهرنوش عزیز واقعا عالی بود حتما چاپش کن
حتما از پرفروش ترین کتابها میشه
من خیلی رمان میخونم فقط تا حالا برای یاسمین بلندبلند خندیدم
ولی کتاب تو شد دومین کتابی که این بلا رو سرم اورد
واقعا خسته نباشی


hoda 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۰۵

مهرنوش جان عالی بود پیشنهاد می کنم قسمت دوم راهم بنویس


ناشناس 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۰۶

مهرنوش جان عالی بود پیشنهاد می کنم قسمت دوم راهم بنویس


درسا 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۱۷

واقعا” که خیلی قشنگه بخصوص اونایی که رمان کل کل دوست دارن حتما بخونن ، مهرنوش جان قلمت خیلی عالیه و واقعا خوب نوشتی .


sepid 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۳۱

ketabe kheily ghashangi bud koli khandidam mer30


fatemeh 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۴۳

خیلی زیبا بود. از نویسنده واقعا” تشکر می کنم خیلی وقت بود رمانی به این قشنگی و هیجان انگیز نخونده بودم. میرسی


ناشناس 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


mary 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۵۷

مهرنوش جون عالی بود. در ضمن من هم با سی سی جون موافقم. چرا همیشه توی رمانها دخترا بایدخیلی خوشگل باشن و پسرا هم خیلی خوشتیپ و پولدار. اگر سعی بشه یک مقدار شخصیتها معمولیی و به واقعیت نزدیک باشه خیلی بهتره. در ضمن در هیچ رمانی هم نمیشه که دختره سیلی نخوره. چرا باید اینطور باشه وقتی که اکثر نویسنده ها خانم هستند.


samira 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۲۸

khali ziba bod mesle khaili az romanha khaste konande nabod chasbid ……


radvin24 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳

very gooooooooooooooooooooooooooooood
mer30


elham 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۴

man taze daram downloadesh milonam , imidvaram khub bashe


رها 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۹

عالی بود
آفرین
من زیاد رمان خوندم
اما این عالی بود


۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۳۴

وایییییییییییییییییییییییییییی خیلی عالی بود تا کلی وقت شارژم مرسی


نازی فتوت 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۰۲

سلام بچه ها لطفا کتاب اشک دریا رو هم بنویسید تا من دانلودش کنم . اخه کتاب پیدا نمیشه .مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


فاطیما 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۲۶

بچه ها کتاب که توش کل کل باشه می خوام لطفا معرفی منین مرسی


غزل 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳

دانلود نمی شههههههههههههههههههههههههههه.


مرضیه ...! 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۴۸

حرف نداشت مخصوصا ۵۰ صفحه ی اخرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر.


سارا 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۰۵

عالی بود من که کلی خندیدم


۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۱۰

فاطیما جان کتاب شطرنج عشق وغزال رو بهت معرفی میکنم@


زهرا 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۳۵

سلام اگه یه چند تا کتاب مثل راننده سرویس بذارین محشرههههههههههههههههههههه
خواهش می کنممممممممممممممممممممممممممممممممممم

    ۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۵۱

    اره منم موافقم با زهراجووووون لطفا ازین رمان ها بذارین خیلی باحال بووووووود



سجاد 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۵۴

امید وارم خوب باشد…..!


laya 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۵۴

سلام
مهرنوش جون تیریک میگم به خاط قلم زیبایی که داری
به همه هم توصیه میکنم از دست ندن


sara 
۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۵۴

مهرنوش جان واقعاً دست گلت درد نکنه !
فوق العاده بود

    ۲۴ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۵۷

    سارا جووووون به منم چند تا کتاب معرفی کن تروخدااااااااااا



یاسی 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۵

خیلیییییی قشنگ بود ولی اخرش مسخره بود


nafas 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۵۵

khiiiiiiiiiiiili bahal bod mersi az nevisande khobesh


یاسمن 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۱۳

سلام به همگی
از فرنوش عزیز به خاطر رمان قشنگش تشکر می کنم و امیدوارم که دوباره یه رمان قشنگ دیگه ازش بخونم


++++ 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۲۱

رمان قشنگی بود روون بود و ادمو خسته نمی کرد. چه عجب بالاخره تو یه کتاب دختره حجاب داشت


مریم 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۲۹

عالــــــــــــــــــــــــــــــی بود


ریحانه 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۵۶

خیلی خیلی قشنگ بود واقعا لذت بردم


۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۱۳

کسی رمان یاسمین ویلداداره هرکی داره بگه تاآدرسمو بگم برام بفرسته.


afsunraha64 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۴۶

میخونمش امیدوارم قشنگ باشه


۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۱۲

عالییییییییییییییییههههههههههههههههههه
مهرنوش جون مرسی


yalda 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۵۰

هنوز نخوندمش ,با خلاصه ای که ازش نوشته شده میشه حدس زد قشنگ باشه


لیلی بلا 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۵۹

قشنگ بود


شیوا 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۲۲

ستاره جون از کمکی که کردی واقعا ممنونم.راستی هرکی این کتاب رو نخونه از دستش در رفته قربون دستت مهرنوش جون دستت درد نکنه


ونسا 
۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۵۳

موضوع داستان تقریبا تکراری بود ولی داستان از زبان مستانه خیلی با مزه بیان شده بود .


نود هشتی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۰

سلام دوستان ببخشید که اینجا دارم این سوالو ازتون میپرسم چون تو قسمت رمانهای مخصوص موبایل کسی جوابمو نداد.شما میدونید برای خوندن رمان ،موبایل بایدچه نرم افزاری داشته باشه؟ (هرکی میدونه جواب بده خواهششششششششششش)

    فرشته 
    ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۷

    narm afzar sjboy bayad dashteh bashi!


    فرشته 
    ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۹

    albate faghat to computer nasbesh koni kafieh…bad mitoni romano berizi to goshit



negin 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۴

با تعریف های که شنیدم خیلی دلم میخواد زودتر بخونمش..


لعیا 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۲۴

فوق العاده باحاله.منکه کلی باهاش حال کردم


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۱۳

نودهشتی جان گوشیت اگه سامسونگ یا اریکسون باشه خودش اجرا میکنه چون از جاواپشتیبانی میکنه.راستی فقط باید اون فولدر که روش اسم کتابو نوشته بریزی تو گوشیت نه کل پوشه رو!


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۲۰

کتابش بعنوان تجربه اول نویسنده کتاب خوبی بود دستتون درد نکنه چون واقعا خسته شده بودم ازبس کتابای گریه دار خونده بودم !!! خیلی زحمت کشیدین از این طور کتابا بیشتربزارید!!!!!!! منتظر کتابای بعدی هستم!قربون هر چی نودهشتییییییییییییه !!!

    ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶

    باهات موافقم الهام جون از بس کتابتی گریه دار خوندیم دپسرده شدیم!!!!


    فاطمه 
    ۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۰۴

    اگه دنبال رمانای خنده دار می گردین رمانای مودب پور بخونیین. البته آخرش از غصه دق نکنیدا……..ولی خیلی می ارزه. خیلی



لیلا 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۲۴

کتاب سرگرم کننده ای بود. اگر کار اول نویسنده بوده برای قلم و نحوه خوب توصیف صحنه های داستان بهش تبریک می گم.
ولی مهرنوش جان چرا شیرین را وسط داستان ول کردی؟خوب بود رابطه دوستی چندین ساله همچنان حفظ می شد. و تازه حرفهایی که آدم نمیوتونه به دیگران بزنه به بهترین دوستش می زنه.نقش شیرین می تونست قویتر باشه.
از قسمت سیلی که امیر زد خوشم نیومد. نمی دونم چرا در این رمانها زنان اجازه چنین کارهایی رو به مردها می دن. نویسنده که خودش زنه بهتر می دونه این رفتار مردها در مقابل زنان مستقلی مثل مستانه که به اصولی هم پایبنده و می شه گفت امروزیه اصلاً امکان پذیر نیست. لطفاً اینجور برخوردها را از جامعه امروز حذف کنید.
از اینکه اینقدر شاد نوشته شده بود خوشم اومد و ترقیبم کرد که حتماً نوشته های دیگه این نویسنده رو هم بخونم، البته بیان داستان هم خوب بود.


نازی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۸

سلام من هم با لیلا موافقم . چشمام داره می سوزه تا ۵ صبح بیدار موندم. آخرش یه هویی شد هیچ مقدمه ای برای ابراز عشق و این حرفها نبود. بعدش اصلا نفهمیدیم این امیر که این قدر جدی و سنگین بود چرا آخرش این طوری لوس و جلف شد. تا قسمت آدم دزدی خوب بود ولی بعدش خورد تو ذوقم انگار تو مغزم نصفه رهاشد.ولی کلا خوب بود.از منشی مدیر خیلی بهتر نوشته شده بود .مرسی مهرنوش خانوم.بازم کتابی نوشتی؟؟؟؟


نازی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۳۱

راستی گوشی من سامسونگه این کارایی که گفتید انجام بدم حله آخه رو گوشی ام اجرا نشد


fatimani 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۲۰

منم خوندمش خیلی قشنگ بود دوسش داشتم بازم از این رمانا بذارید.


سحر 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۲

مهرنوش جان رمانت خیلی قشنگ بود مرسی.


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۱۴

من که همین کارارو کردم رو گوشیم اجراکرد (البته بعدازاین که ازکامپیوتر توپوشه ی
other
گوشیم کپی کردمو بعد هم با گوشی دکمه ی نصبو زدم)نازی خانوم هنوزم نمیشه؟؟؟؟


نود هشتی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۰۲

ببینین گوشی من سامسونگ s 3500i هستش و کامپیوترم هم نرم افزار sjoby رو داره ولی وقتی رمانو میریزم داخل گوشی باز نمیشه و میره تو فایلهای متفرقه حالا باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


Neda 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۰۷

عالی بود بهتر بگم محشر بود یکی از بهترین رمانهایی بود که خونده بودم.


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۲۳

درسته دیگه باید بره تو فایل متفرقه بعدشم شماباید openبزنی که ازت میپرسه نصب؟شما هم بله رو میزنی!توگوشی من بعدش میزنه محتوی امضا نشد منم دکمه یcontرو میزنمو بعدهم توقسمت بازیها اجراش میکنه!!! خوشحال میشم بفهمم بعدازاین کاراهم باز کرد یانه!!!!!


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۳۰

مرسی نگین جون حتما دانلودشون میکنم میخونم tanke you!!!!!


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۳۹

پاییز جون من ندارمش اما خوندم خیلیییییییییییییییییییییییییییییی قشنگه حتما بخونش


یسنــــا 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۴۲

من بار اولمه که تو بخش مربوط به دانلود کتاب نظر میدم….
رمانش خیلیییییییی خنده دار بود و واقعا ادمو شاد می کرد…دست مهرنوش خانوم درد نکنه که اینقد بقیه رو شاد کرد!بخونینش ی قشنگ بود!


Lord,las 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۴۲

Salam,gol kashty mahshar bud to kheyli ha ke masalan nevisandan behtar neveshty ama 2ta masale inja hast
1. Shirin ke ye shakhsiate muhem bud chetori yeho gom o gur shud ?
2. Ye harfayi o amir rajebe ehsasatesh inke fk kard e bud nima mikhad ba masty ezd kune va su tafahum dg bayad to dastan mizad ke fk kunam yadt rafte jaye un harfa khalie
ama kheli hal kardam vali fk nakunam bet mojavez bdan he he


nina 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۰۲

رمان خیلی جالب و قشنگی بود مهرنوش جون دستت درد نکنه میتونی برای چاپم بفرستی:))


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۰۸

من هرکار میکنم باز نمیشه چیکار کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


saba 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۴۷

واقعا خنده دار ووووووووووووووووو جالب بود.


نود هشتی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۷

بازم باز نکرد میدونین چیه ؟ زمانی که گزینه open رو میزنم نصب جزو گزینه هاش نیست یعنی نام گذاری هست ،ارسال هست وخلاصه همه چی هست جز نصب . حالا شما میگین چیکار باید بکنم؟


نود هشتی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۳۵

ناشناخته چرا جواب نمیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هوف


نود هشتی 
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۴

ستاره جان هم رمان آیین من و هم پای بست توی این سایت هست

    ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۹

    میدونم اما دانلود که میکنم باز نمیکنه اگه بریزم تو موبایل و اگه با فرمت جاوا هم داشته باشه شاید تو موبایلم بخونه



gharibe 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۵

خیلی بی مزه و تکراری بود.اشکال تایپی هم که فرااااووون…
در کل چیزه جالبی نبود


فرشته 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۷

اتفاقا اشکالهای تایپی اصلا نداشت…خیلی هم قشنگ بود
مهرنوش جون بازم بنویس….دمت گرم

    ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۶

    اتفاقا منم باهات موافقم فرشته جون خیلی قشنگ و جذابه ….



ALALLEH 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۶

sallaaaaaaaaaaaaam ,daram downlod mikonam ba sorate murcheyi bacheha doa konid khabam nabare ………..


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۸

خوابت نمیبره منم میخوام بیدار بمونم که امشب همشو بخونم


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۸

ببخشیددیر شد حالاچراانقدعصبانیییییی….!!!!!
من گوشیم لمسیه ومنظورم از open(توگوشی خودم یکبار زدن روی فایل) واحتمالا روگوشی شما زدن دکمه مرکزیه!!
یک سوال اساسی شما وقتی گیم بازی میکنید روگوشیتون کلمه جاوا رو میبینید؟؟؟؟؟ اگه میبینید که باید باید باید بازکنه ! ولی اگه جاوا نداره پس مشکل همینه !!!


نازی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۴۵

سلام….بابا گوشی من پیغام un ssupported file type من که دیشب تا صبح بیدار موندم و با کامپیترم خوندم ولی دستتون درد نکنه مخم هنگ کرد کلا یعنی چی همه تونستند ما نتونستیم


نازی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۱

گوشی من سامسونگ کوربی نازه ولی باز نشد البته بگما قبلا رمان با گوشیم خوندم اون موقع سوال کرد نصب بشه اما از این سایت هر چی میگیرم جواب نمیده.راستی داستان پدر آن دیگری کسی خونده عشقی نیست اما خانوادگی و محشره


نازی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۳

کسی نیست فریاد رس ما بشههههههههههههههه


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۵

مرسییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خییییییییییییییییییییلی توپ بود


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۰۱

نازی جان گوشی منم کوربیه!من که تا الان هرچی ازسایت گرفتم توگوشیم اجراشده!!!شاید نصفه دانلود میکنی؟؟؟؟


yekta71 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۴۲

محشرررررررررررررررررر بود


نازی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۵۸

نمی دونم آخه پیغام کامل شدنو میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟گوشیم خرابهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من عاشق گوشیم هستم…………..


نازی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۰

در ضمن من نسخه پرنیان کتابچه هر دو رو امتحان کردم. به هر حال ناشناخته ممنونم. دوست دارمممممممممم


نازی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۴

یکبار دیگه امتحان می کنم اخه از سایت دیگه گرفتم باز کرد. اون CONt اینا هم اومد. آخیش گوشیم خراب نیست با این سایت مشکل دارم. jar هم باز می کنه دیگه. گفتم که از این سایت هر چی گرفتم باز نشد.


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۵۷

خدا کنه دانلود بشه


رزا 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۳۶

خیلی قشنگ بود مرسی.بچه ها اگه کسی رمانی داره که اخرش قشنگ تموم میشه و دختر و پسره بهم میرسه داره برام بفرسته ممنون.اگه میشه صفحاتشم زیاد باشه خوبه ممنون.backstabber2020@yaho.com


نود هشتی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۷

منظورتون رو از open فهمیدم و همونکاری رو که شما میگید کردم ولی نصب ن د ا ش ت .
جواب سوال اساسی : گوشی من جاوا داره اینو از اونجایی فهمیدم که هر موقع بازیم تموم میشه مینویسه پایان توسط جاوا یا یه همچین چیزی . حالا چی میگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


سحر 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳

وای فوق العاده بود من که عاشقشم .بعضی جاهاش واقعاً آدمو می خندونه .مردم از خنده خیلی باهال بود مرسی مهرنوش جوون. اگه کسی کتاب دیگه ای با این مضمون مس شناسه اسمشو به من بگه خیلی باهال و خندهدار بود .


zz 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱

kheili ghashang boooooooooooooooooooooooooooooooooooooood…


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۰۳

حالا میگم ……………… نمیدونم چی باید بگم!!!!!!!
ولی شاید اگه شما هم مثل نازی خانم ازسایت دیگه ای بگیری گوشیت اجرا کنه!!!
خیلی دوست داستم مشکلت حل میشد…….من تاجایی که بلد بودم گفتم ولی نشد…..
نازی جان خیلی خوشحال شدم……..منم دوست دارم!!!!


غسل 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۱۵

افتضاح هستش اصلا وقت نذارین


سحر 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۲۳

اگه کسی کتاب این جوری پر کل کل دختر پسری می شناسه به من معرفی کنه؟


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۰۴

شطرنج عشق


نود هشتی 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۰۹

هر چند که درست نشد ولی منم ازتون ممنونم ناشناخته ی عزیز


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۶

خواهش دارم وظیفه بود نودهشتی جان


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۴۲

بالاخره دانلووووووووووووووود شد!!!!من دارم میخونمش باحاله مرررسی مهرنوش جان


مینا 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۸

سلام مهرنوش جون فقط میتونم بگم عالی بود اصلا توقع نداشتم با یه همچین داستان قوی مواجه بشم.کارت خیلی درسته.منتظر نوشته های بعدیتم.


anali 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۰۸

kheyli ketabe bahali bood!


راحله 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۳۰

——————————————————————————–

سلام من نمیتونم رمان دانلود کنم برام ایمیل میکنین دوستان؟؟؟؟؟؟
هر رمان قشنگ و کل کل هم باشه میخوام… حسودیم میشه شماها میخونین میاین نظر میدین ….خب منم میخوام..منم دل دارم..خواهشش
Elahesharghi0111@yahoo.com
منو یادتون نره هااااا
منتظر محبتتونم

    ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۴۳

    راحله جون برای ما که کسی نفرستاد به نظر من برو تو سایت اصلی نود و هشتیا از قسمت نوشته کاربران سایت کتابایی که میخوای رو copy کن بعد برو تو نرم افزار word متن هارو paste کن و بعد بخون .



مریم 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۳۶

سلام مهرنوش جون من تعریفه کتابتو خیلی شنیدم الانم دارم دانلودش میکنم مطمئنم رمان قشنگیه پس از الان با اطمینان بهت میگم دوست دارم منتظر کارای بعدیت هستم.موفق باشی


ایدا 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۱۰

من نخوندم ولی امیدوترم توپ باشه راستی بچه ها حتما غزالو بخونین


مژگان 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۴۴

رمان خیلی قشنگیه مرسی


دیبا 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۵۳

خیلی قشنگ بود عاشق امیرم


الی1366 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۵۰

رمان شاد و با حالیه امیدوارم کارای بیشتری از نویسنده ببینیم


negin 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۱۷

وااااااااااای عااااااااااااااااااالیییییییییییییییییییییی!!!!!!!


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۲۳

عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم عاشق این رمان توپتم مهرنوش جوووووووووووووون


..... 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۴۴

زبل خان  :
به نظر من که همتون کتاب نخونده هستید اگه ۴ تا رومان یا کتاب درست بخونید به این کتاب مزخرف نمگین شاهکار عالم براتون متاسفم .

دوست عزیز کسی اینجا مهرنوش را با داستایوفسکی مقایسه نکرده!!به نسبت خودش کارش قشنگ بوده.من خودم تو انتقاد کردن زبان تندی دارم ولی واقعا کم آوردم کامنت شما رو دیدم..!


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۱۳

bacheha man jadidam mano yadetun narehaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa


۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۱۵

mehrnush joooooooooooooooooon manam mikham


مرجان 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۴۰

وای من تا حالا ۳۴ صفحشو خوندم.به نظرم خیلی جالب میشه.من از سبک نوشتش خوشم اومد و واقعا برای زبل خان و امثال اون متاسفم.مهرنوش جان قلم توانایی داره.شما اگه بهتر از این میتونید بنویسید بسم ا..
مهرنوش جون عالیه

    ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴

    اخ اخ دیدی چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من منظور این زبل خانو بد فهمیدم مرجان جان من اصلا هم باهاش موافق نیستم این زبل خان وقتی نظر میده از یک کنار همرو میگه مضخرففففففففففففف.
    کتاب به این قشنگیییییییییییییییییییییییی



محدثه 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۴۳

بچه ها اگه رمان پشت پلک شب و آیین من را دارید برام ایمیل کنید ممنونتون میشم
m.sadouni76@yahoo.com


eli2000 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۵۳

سلام اگه هر کس رمان چشمهایی به رنگ عسل داره به ایمیلم بفرسته ممنونش میشم آخه خیلی دنبال این کتاب هستم ایمیلم من entezar-tanhae@yahoo.com


نازی 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۱۷

کتاب می خوام……………..مدل همین باشه برخورد فیزیکی؟؟!!! کل کلی به قول شما


محمدرضا 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۲۷

سلام این کتاب چطوره ؟ارزش دانلود کردن داره؟


saba 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۵۶

کمک …کمک …پدرم دراومداین کتاب دانلودنمیشه


الی 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۳۶

افرین مهرنوش…افرین …ای درد و بلات بخوره تو سر نصف این نویسنده های بیعرضه ی ایرانی که بلد نیستن بنویسن و مینویسن…
افرین دختر ….دمت گرم …دستت طلا که بعد از مدتها حسابی خندیدم !!


shaghayegh66 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۵۴

bacheha lotfan e-mail mano bardarid har kas har moghe ke vaght kard vasam roman befreste mer30 shd.1987@yahoo.com


ziziten 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۰۸

بدون شک یکی از قشنگ ترین رمانهایی هست که تا حالا خوندم و بم چسبیده.ممنون از نویسنده ی خوبش….


محمدرضا 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۲۲

من که تا صفحه ۱۵ خوندم خوشم نیومده.دقیقن مثل سریال تقدیر یک فرشته است پر از اغراق و بزرگ نمایی ؛اونجا هر چی دختر عاشق خوان میگله ؛اینجام هرچی پسر عاشق مستانه است اینجوریم که علومه با نظرات دوستان و خلاصه داستان کلا سر کاریه؛آخه یکی نیست به نویسنده بگه مهندسی عمران خیلی پز داره که دغدقه ی فکری نقش اول داستانش شده فارغ التحصیل شدن ودغدقه ی بقیه نقش ها از شیرین تا بقالی سر کوچه شوهر کردن مستانه.خدا کنه تا آخرش از حرص نمیرم


۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۵۷

همه داستانا اولش بی مزه شروع میشه مهم جزئیات داستان و اخرشه که واقعا قشنگ نوشته شده مخصوصا افکار مستانه که خیلی عالی مهرنوش جان اونو توصیف کرده تا اخرش بخونین ضرر نمیکنین محمدرضا اقا


محمدرضا 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۱۳

من میگم این کلا سر کاریه نگید نه تو صفحه ۴۷ خانوم هنوز از راه نرسیدهمی ترکونهۀآخه انیشتنم اینقدر این نابغه است نبوغ نداشته؟من می دونم نویسنده چه اصراری داشته که سمانه رو یه تافته ی جدا بافته و بقیه رو خنگ گول نشون به


سحر 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۴۴

آقای محمدرضا سمانه نه مستانه . می گم شاید یه رمان دیگه داری می خونه !!!!

    ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۴۶

    سحرجان کجای دنیا دیدی پسرا یه دقیقه سر جاشون بشینن کتاب بخونن هااااااااا!!!؟؟؟
    اونم رمان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۴۴

البته این که حقیقته خانوما از اقایون زرنگ ترن !!!!!
والا امیر خودش میفهمید که دو طبقه زیر پارکینگ هم میشه ساخت ولی جدا ها همیشه تو داستانا دختره از همه خوشگل تره پسره هم جذاب تر!!!!!! دیگه این کلیشه ای شده ولی مرنوش جان قلم توانایی داره بهش تبریگ میگم و عاششششششششششقشم!


سحر 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۵۳

ولی هر چه باشه دخترا شییرن مثه شمشیرن


سحر 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۵۵

راستی م چندتا شطرنج عشق پیدا کردم کدومو بید بخونم نویسنده اش کیه؟
فریده مولوی ؟
شادی داوودی؟
با هم فرق دارن یا مثه همن

    ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۵۹

    سحرجان من نخوندمش اما هرجا من واسه دانلود کتاب رفتم نویسندشو نوشته بود شادی داوودی



محمدرضا 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۲۱

بجون خودم اصلا بحث تبعیض نژادی نیست .اولا تعداد این فرم رمان ها خیلی زیاد شده.می دونم اگه به ذهنتون رجوع کنید می بینید خیلی از این رمان ها کپی برداری ان فقط کمی محتواشون تغییر میدنمی دونی من از این همه اغراق زیاد ناراحتم حتی اگه جای مستانه این نقش یه پسر داشت باز نظرم همین بود.بهتر رمانها به واقعیت نزدیک باشه تا پر از اغراق بزرگ نمایی باشه و حرفیم در کنار ابراز احساسات عاشقانه داشته باشه مثل آتش بدون دود که پر از حرف ناگفته است


۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۳۶

ای بابا شما چرا اینقدر گیر میدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همینه که هست اقا میخوای بخون میخوای نخون
به نظرن خیلیییییییییییییییییی هم قشنگه شما اگه خیلی یاد داری خودت یکی بنویس که توش تظاهر به بزرگ نمایی نکنه .
بد میگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


سحر 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۴۱

میشه کتاب شطرنج عشق رو برام بفرستی آقای محمد رضا من پیداش نکردم میگن اصلیه نوشته ی مولویه


Niloo 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۴۷

aali bud faqat kash enqad zud tamum nemishod dust dashtam harfaye amiram mikhundam, dar kol kheili bahal bud setareh joon bahat movafeqam aqaye mohammad reza shoma agar baladi khodet benevisss


سحر 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۵۳

پیداش کردم هووووووووووووورا .
ستاره جون میگم تو هم اگه نخوندیش بخونش تعریفشو زیاد شنیدم .


۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۵۶

خوب شد اینجا یه نفر طرف مارو گرفت!!!!نیلوجووووون مرسی عزیز
سحرجون امشب دانلوش میکنم مررررررررررررررسی


عسل بانو 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۲۴

سلام

رمان قشنگی بود ولی آخرش زیاد جالب نبود میتونست بهتر از اینها تموم بشه


گیتی 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۳۴

رمان قشنگی بود.بانظرت موافقم.آخرش خیلی عجله ای تموم شد.ولی در کل خیلی باحال بود.


..... 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۳۷

دوس جون کتابتو الان تموم کردم.دستت درد نکنه در کل خوشگل بود.فقط یه چندتا انتقاد داشتم خودتو آماده کن!اولا که واقعا شرمنده ولی من سر اون پارکینگ دو طبقه تا جا داشت خندیدم!!آخه دختر خوب یه دفتر مهندسی با پنج تا مهندس حتما یه تیم طراحی داره همینطوری کشکی نیست که مهندسای سازه (اونم نه مهندسای معمار!) بشینن دور هم بعد یهو یادشون بیافته که اِ پارکینگ یادمون رفت!اونم یه پروژه تجاری توی شمیرانات با یه عالمه بودجه.اولین فکری که به ذهن یه دانشجو معماری میرسه(چه برسه به مهندس معمار)پارکینگ زیر زمینه.اصلا پارکینگ ترجیح اینه زیر زمین باشه مگه اینکه به دلایلی نشه.نکته دوم اینکه دیگه این روزا کسی رو میز نقشه کشی اش پهن نمیشه با راپید نقشه بزنه هر کس میره پشت کامپیوترش با کد یا ای تب کار میکنه..قربونت برم ناراحت نشی،میگم که اینا رو اصلاح کنی اگه ویرایش کردی یه وقت،آخه همین نکات ریز از اعتبار رمانت کم میکنه..در ضمن تاییدیه های شهرداری هم خیلی بامزه بود! =))) از این حرفا بگذیم در کل یه مقداری رمانت توصیفات کم داشت،بیشترش دیالوگ یا فکرهای دختره بود…شیرین یهو غیب میشد و جاش شیوا میومد که سوال برانگیز بود…و انتقاد آخر اینکه متاسفانه عنصر خلاقیت توی رمان کمرنگ بود…اگه بخوای تو کارت موفق بشی باید خلاق باشی.ولی در کل از رمانت خوشم اومد.قشنگ بود بر منکرش لعنت!=) آفرین نویسنده جوان!


..... 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۰

در ضمن ستاره جون برات متاسفم واقعا.اگه جنبه نظر مخالف نداری کامنت نذار و با اینکارت یه جمعی رو خوشحال کن.

    ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸

    بنده اصلا با این رمان مخالفت نکردم بلکه خیلی هم ازین رمان خوشم اومده به نظر من شما هم یه ذره خونسردیتو حفظ کن و نظرایی که من دادم و کامنت هایی که گذاشتم رو بخون بعد متوحه میشید که من خیلی هم ازین رمان تعزیف کردم
    حنابعالی هم بهتره تو قسمت نظر دادن فقط نظر بدی نه این که یکه به قضیه بری و با این کارت هم من هم همرو خوشحال کن
    راستی مهرنوش جان من الان کتابتو تموم کردم واقعا قشنگ و عالی بود عزیزم مرسی

      ..... 
      ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۳

      نگفتم با رمان مخالفی.جوابی که به محمد رضا دادی منظورم بود..فکر میکنم شما از هم وطنای عزیز ترکمان هستی

        ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۵

        حالا هرچی ولی فکر کنم پسری که تا گفتم پسرا اصلا اهل رمان خوندن نیستن جوش اوردی ؟؟؟؟؟ اخی حالا گریه نکن…….به هر حال هرکسی میاد اینجا باید بفهمه که جنبه خوندن نظرات رو داشته باشه بنده ترک نیستم ولی فک کنم شما لرید اینجا قسمت نظر دادنه نه بحث کردن نه؟؟؟!!!
        مهرنوش جان کاش داستان رو ادامه میدادی چون خیلی زیبا بود.





dora 
۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۶

ketbe ghashangiii boOoodd
be nazare man onai k karbar 98iyan ghashangtar minevisan
chon emrozitaroO bahaltare O dasteshon baztar…


۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۸

مهرنوش جان طبق نظراتی که دوستان دادن باید بگم منم از اخر نفهمیدم شیرین چی شد؟؟!!!منتظر کارای بعدیت هستم عزیزم ممنون بابت رمان قشنگت


ایدا 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۹

محمدرضا  :
من که تا صفحه ۱۵ خوندم خوشم نیومده.دقیقن مثل سریال تقدیر یک فرشته است پر از اغراق و بزرگ نمایی ؛اونجا هر چی دختر عاشق خوان میگله ؛اینجام هرچی پسر عاشق مستانه است اینجوریم که علومه با نظرات دوستان و خلاصه داستان کلا سر کاریه؛آخه یکی نیست به نویسنده بگه مهندسی عمران خیلی پز داره که دغدقه ی فکری نقش اول داستانش شده فارغ التحصیل شدن ودغدقه ی بقیه نقش ها از شیرین تا بقالی سر کوچه شوهر کردن مستانه.خدا کنه تا آخرش از حرص نمیرم

آخه یکی نیس به این پسرا بگه شما رو چه به خوندن رمان اخه همیشه همه رو مسخره میکنیدو عیب میذارید رو همه چی!!!مهرنوش جووووووووووونم دس مریزار واقعا حالی به حولی شدم عاااااااااااااااشقتم

    ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۶

    دقیقا موافقم باهات ایدا جون . بابا شما که رو هر کتاب یه عیبی میذارین؟؟؟؟؟؟؟
    پس بهتره نخونین خب


    ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۷

    دقیقا موافقم باهات ایدا جون . بابا شما که رو هر کتاب یه عیبی میذارین؟؟؟؟؟؟؟
    پس بهتره نخونین خب ….. اه



بیردانا 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۰

خوب بود ممنون


sanaz 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۳۹

kashki romanaye intipy zyad bud


الهه 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۷:۴۱

سلام بچه ها یه چند تا رمان مثل آیین من بهم معرفی میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۵۲

    الهه جون رمان های غزال و مهرو مهتاب و در امتداد حسرت قشنگن اگه بخونی ارزششو داره



گیگیلی 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۰

به نظر من که این کتاب خیلی معمولی بود بعدشم کجاش خنده دار که انقدر تعریف میکنید ومیگید بقیه فکر کردن خل شدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که مطمئنم خلید با این تقدیری که از این کتاب میکنید


مریم 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹

مهرنوش جون دمت گرم دیشب تا۵ صبح بموندم خوندمش خیلی خندیدم مرسی،اگه کتاب دیگه ای هم نوشتی میشه اسمشو بگی؟


امین 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰

مهرنوش خانوم بنظرم اولش خوب شروع کردین ولی آخرش خیلی زیاد آبکی بود.بدت نیاد ولی خیلی مونده تا یه نویسنده ی خوب بشی.


آراد 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴

بنظر من خواستی یه چیزی بنویسی دیگه نه شاید هم از بیکاری آره؟؟؟؟؟؟؟ولی ادامه بده ……


فندق 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰

چرا من نمی تونم دانلودش کنم آخه


asal 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۳۷

خیلی قشنگه حتما بخونید حتما


۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۵۲

عالیههههههههههههههه_بچه ها یه کتاب مثل این بم معرفی کنید


saras 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۲۷

با حال بود.کلی خندیدم باهاش.مرسی


سعید 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۳۰

گاو


یاسمن 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۱۴

سلااااااااااااااااااااااااااااام……مرسی من که کلی خندیدم رمان خیلی باحالی بود….. کاربر گل و گلاب واقعا دست گلت درد نکنه گل کاشتی


شیرین 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۵۸

کتابش روی هم رفته فوق العاده بود.باید به نویسندش یه خسته نباشید عالی گفت.


۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۱۴

راستى شیرین بجش به دنیا اومد یا نه؟اصلا اون به کنار.خیلى زود نقششو حذف کرد.نه دوستان؟ 

    ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۲۰:۲۵

    اره فاطمه جون موافقم باهات به هر حال اون دوستش بود اما در کل بازم میگم عالی بود



elham 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۲

سلام مهرنوش جون رمان واقعا زیبایی بود حتما چاپش کن منتظر کتابات هستم


۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۲۳

البته ازین جهت باهات موافقم فاطمه جون


نود هشتی 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۵۲

گیگیلی میشه بپرسم به کی گفتی خل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


amitris 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰

kheyli ziba va jazab bud va hamintor khandedar .vaghean az kheyli az roman haye cherti ke chap shode behtar bud .khaste nabashi mehrnoosh jan!!!


۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۱

ممنون ستاره جون.گفتم الان همه میریزن سرم.آخه اینجور که معلومه خیلی طرفدار داره.


gelare 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۳

من نمیدونم چرانویسنده های مانمیخوان دست ازموضوعات تکراری بکشن!!
موضوعش خیلی خیلی خیلی تکراری بود ازاون موضوعاتی بودکه فقط جلب مخاطب میکنه اماقدیمی
قلم نویسنده بدنبوداماببعنوان یه نویسنده ابروی مانویسنده هاروبرده بود
من واقعاشاکی شدم اخه یه نویسنده فکرنمیکنه اینهمه تناقض چی بایدبشه؟؟؟
ازیه طرف میکه دختره چشم وروبسته است ازطرف دیکه دختره وقتی پسره رومیبینه میخورتش اخه کجایه دخترباحیاوخوب اینکارارومیکنه؟؟؟شمابکید!!!
انتقادمنوحمل بربی ادبی نذارید ولی واقعاانتظارنداشتم یکی ازکاربران انجمن به این خوبی بعنوان یه نویسنده اینطوربنویسه بهتره بیشترتمرین کنه تازه یه دخترخوب هم اونطورحرفای زشت وبی ادبی رونمیکه اول داستان فکرمیکنی طرف قدیسه است تودخترا ولی هی که جلومیری میبینی ای وای این هم فحش میده هم بی ادبه هم اعصاب نداره هم متانت وخانمی بونبرده هم پسرارومیخوره بخصوص نقش اول مردداستان رو.توروخدابیشتردقت کنید تونوشتن ایناروکفتم که کسایی که میخوان داستان بنویسن حواسشونوجمع کنن اینهمه تناقضوتوداستان نکنجونن متشکرم موفق باشید


۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۴

نود هشتی من فک کنم گیگیلی با اونایی بود که از کتاب خیلی تمجید کردن


۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۴

منم با گلاره جون موافقم.هم تکراری بود هم یکم به جزئیات دقت نشده بود.ولی من زیاد خندیدم.بچه ها رمان احتمالا گم شده ام خیلی قشنگه.عاشقانه نیست اما به نظر من عالیه.اسم نوسندشم سارا سالار هست.از دست ندینش.


gelare 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۰

مرسی فاطمه جون من پیشنهادمیکنم کتابایی روبخونین که ارزش داشته باشه مثل شوهراهوخانم
کلیدراثراستاددولت ابادی
وقتتونوبااین کتاباپرنکنیداین کتابایی روکه کفتم عالین یعنی واقعاارزش خوندن دارن حتمابخونین نظربدیدخوشال میشم نظرتونم واسم ایمیل کنینgelare_969@yahoo.com


نود هشتی 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۱

فاطمه جون در هر صورت نباید توهین میکرد یعنی چی که من مطمئنم خلید؟ جناب گیگیلی لطفا محترمانه نظر بده


نگین 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۲

عزیزم من فقط فرمت جاواشو دارم اگه رو موبایلت نصب میشه واست بفرستم؟


محمدرضا 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۴۹

بخدا من همون اول گفتم این کتاب مسخرست اما کسی گوش نکرد پر از تضاد بشتر بهش می خوره طنز تا رمان

    یاس 
    ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۴۷

    سلام.محمدرضا.این کتاب کتاب عرفانی که نبود.یه رمان که تو این اشفته بازار کتاب ارزش یه بار خوندن رو که داشت. دوست دارم کتاب قلبهای شکسته رو دانلود کنی ببینم چند صفحه رو میتونی بخونی.نظرتو همین جا بنویس.عزت زیاد.



Niloo 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۱۹

ki nazare toro khast baladi khodet benevis,in roman vaqan qashng bud


Niloo 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۲۱

ki nazare toro khast baladi khodet benevis,in roman vaqan qashngo dust dashtani bud


هستی 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۵:۲۲

saaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaalaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam bar site khobe 98ia.kheili ali bood


گیگیلی 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۳۴

واقعا که مسخرست کجای این کتاب خنده دار بود کل کتاب دختر داشت فحش میداد یعنی فحش دادن انقدر خنده دار ؟؟؟؟؟مثلا اون تیکه ای که به المیرا انداخت واقعا بیمزه ومسخره بود اگه غیر از اینه که کجاش خنده دار بود؟بعلاوه چند انتقاد دیگه اینکه امیری که اونقدر قد ویک دنده بود چرا یهو انقدر رمانتیک شد بدون هیچ زمینه ای؟؟؟؟؟؟؟دوم اینکه داستان پر بود از غلط املایی.سوم اینکه چطور میشه دختری انقدر در قید حجاب باشه ولی با چندتا پسر بلند شه بره بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟چهرم اینکه اسم شخصیات های داستان به هیچ وجه بهم نمیخورد مثلا امیر و نیکو و مژگان یا مستانه هستی یا المیرا و بهرام


نازی 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۱۸

سلام ۱- والله تو این سایت قشنگترین رمان موجود همین تمنای وجودم بود. ۲- نویسنده محترم حتما نقدها را بخون با تعریفها زیاد کاری نداشته باش سعی کن معایبو بر طرف کنی که دفعه بعد خیلی بهتر بنویسی۳- البته به نظر من اسم که نباید بخوره مگر اینکه نویسنده از نامگذاری افراد بخواد شخصیت را معرفی کنه و هدف خاصی داشته باشه.۴- اینجا نظر گذاشتند یعنی اگه کتابو دوست نداریم بگیم چرا حالا مگه قراره روی دوست نداشتن یا دوست داشتن رمان با هم دعوا کنیم هر کس از وقت گذاشتن و خوندن رمان یه توقعاتی داره که دلش می خواد بر آورده بشه.بیایید هم دیگرو دوست داشته باشیم.و به عقاید هم احترام بگذاریم.به نظر با توجه به همه نقاط قوت و ضعفی که داره از بقیه رمانهای این سایت جالبتره۰۵۵۵۵۵۵- راستی به نویسنده های سایت بگین دانشگاه جای شوهر پیدا کردنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اونم بچه هایی که بهترین دانشگاه کشور بهترین رشته ها قبول می شن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حد اقل این رمان هم سن شخصیت برای عاشق شدن در مرحله بهتری بود چون سال آخری بود و هم داستان عاشقانه اش در محیطی خارج از دانشگاه بود.مهر نوش جان دوست دارم

    ..... 
    ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۴۸

    این یکیو خیلی خوب گفتی!جدی چرا؟؟فکر کنم این کتابایی که میگی نویسنده هاشون هنوز دانشگاه نرفتن نمیدونن چه خبره.آخه ما هم قبل دانشگاه رفتن فک مبکردیم دانشگاه محل شوهر پیدا کردنه و اگه تو دانشگاه شوهر پیدا نکردی هیچ جای دیگه شوهر پیدا نمی کنی!=)))حالا که اومدیم همش حمالی همش پروژه وقت نداریم سرمونو بخارونیم همون چارتا دوس پسریم که قبل دانشگا داشتیم ول کردیم.وقت نداااااااااااااااااره آدم



نود هشتی 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹

اولا فحش هایی که مستانه میداد فقط فضا رو باحالتر کرده بوده دوما چون خیلی وقت پیش این کتابو خوندم تیکه هاش یادم نمیاد سوما امیر یهو مهربون نشد از نصفه های رمان به بعد علاقشو داشت از حسادتهایی که به پسرای اطراف مستانه میکرد نشون میداد چهارما غلط املایی داشت ولی اکثر رمانها مشکلی شبیه این رمان دارن پنجما مستانه مثل دخترای خیابونی سوار ماشین هر کسی نشد همه کاراش با اطلاع مامانش بود ششما اسمها چه ربطی به امتیاز داستان داره بازهم میگم خیلی از رمانها هستند که اسمهای شخصیتها با هم فرق داره


پریسا 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۰۰

به نظر من خیلی قشنگ بود خنده دارم بود
ذختره بیچاره چقدر ضایع میشد


*sara* 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۳۸

خیلی قشنگ بود من که خیلی خوشم اومد رمان گندم هم خیلی قشنگه


مهلا 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۵۱

من کاملا با نظر محمد رضا موافقم و فک میکنم خیلی از رمان های دیگه تقلید شده بود


شکوفه 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۵۶

ای بابا بریم بخونیم ببینیم بلاخره این کتاب چه شکلیه


sahar 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۱۱

سلام
خیلی قشنگ بود واقعا حرفه ای نوشته بود به نویسنده اش تبریک میگم بابت قلم زیبایی,امیدوارم همیشه موفق باشه.منتظر کتابهای قشنگ دیگه از این نویسنده باهنر هستیم


*sara* 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۲۰

از غیرت امیر خوشم اومد مخصوصا وقتی که مستانه اون حرفو زد و امیر زد تو گوش مستانه.وقتی هم که رویا لباس مستانه در آورد امیر نگاه نکرد اما وقتی گفت حالا فکر کرده دفعه اوله که میبینمش…………من خیلی خندیدم داستان باحالی بود مخصوصا صفحه آخر


*sara* 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۳۱

این رمان مشکلش این بود که یهو از این تیکه میپریداون تیکه یعنی داشت میگفت خونه امیراینا بودن…جمله بعد رو میگفت تو تختم دراز کشیدمو به اتفاق های امشب فکر میکردم


۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۵۲

دوستای عزیزم نظرتون خیلی محترمه.اما دیگه تورو خدا به اسم شخصیتها گیر ندید.مگه همه ی خواهر برادرا اول اسماشون مثه همه؟؟؟؟؟
یکم مهربون تر برخورد کنید.حالا بر فرض اگه اسم المیرا بهاره بود که به بهرام بیاد مسیر داستان کلی عوض میشد و کتاب میشد کتاب سال؟


..... 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۲۲

gelare  :
من نمیدونم چرانویسنده های مانمیخوان دست ازموضوعات تکراری بکشن!!
موضوعش خیلی خیلی خیلی تکراری بود ازاون موضوعاتی بودکه فقط جلب مخاطب میکنه اماقدیمی
قلم نویسنده بدنبوداماببعنوان یه نویسنده ابروی مانویسنده هاروبرده بود
من واقعاشاکی شدم اخه یه نویسنده فکرنمیکنه اینهمه تناقض چی بایدبشه؟؟؟
ازیه طرف میکه دختره چشم وروبسته است ازطرف دیکه دختره وقتی پسره رومیبینه میخورتش اخه کجایه دخترباحیاوخوب اینکارارومیکنه؟؟؟شمابکید!!!
انتقادمنوحمل بربی ادبی نذارید ولی واقعاانتظارنداشتم یکی ازکاربران انجمن به این خوبی بعنوان یه نویسنده اینطوربنویسه بهتره بیشترتمرین کنه تازه یه دخترخوب هم اونطورحرفای زشت وبی ادبی رونمیکه اول داستان فکرمیکنی طرف قدیسه است تودخترا ولی هی که جلومیری میبینی ای وای این هم فحش میده هم بی ادبه هم اعصاب نداره هم متانت وخانمی بونبرده هم پسرارومیخوره بخصوص نقش اول مردداستان رو.توروخدابیشتردقت کنید تونوشتن ایناروکفتم که کسایی که میخوان داستان بنویسن حواسشونوجمع کنن اینهمه تناقضوتوداستان نکنجونن متشکرم موفق باشید

آره منم خواستم بگم اما روم نشد.آخه دختره همش فحشای پسرونه میداد!=(( در ضمن خظاب به نویسنده محترم، من با اون دوستمونم موافقم که این کامنتای موافق رو ول کن انتقادها رو بچسب که کارت بهتر شه. کسایی که میگن رمان عالی بود بخاطر اینه که مغزشون قدرت تجزیه تحلیل نداره. تازه بامایی که انتقاد میکنیم دعوا هم میکنن که چرا انتقاد میکنید!!!!!!اصلا منتقد ادبی یه شغله!انتقاد باعث پیشرفته……شما که هر کتابی جلوتون میذارن فرقشو نمیفهمید میگید همه عالین


..... 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۳۱

فقط خواهشا با دیدن این انتقادها یا لحن تندشون سرد نشو و باز هم بنویس چون رمانت در کل خوب بود.تمرین کنی نویسنده میشی.نترس الکی نمیگم اگه بد بود میگفتم من خیلی رکم!اگرم که دنبال نویسنده شدن نیستی و دنبال پولی که همین الانم موفق شدی و واسه چاپش اقدام کن!چون از کامنتای موافق معلومه که مخاطبین عوام رمانتو خیلی دوس دارن


nastaran 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۵۳

عالی بود بهتون تبریک میگم


asal 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۳۳

man hanooz ketabo nakhondam vali kheily moshtaqam bedonam matn dastan chie ke tarafdara paropaqorso va montaqeda atishian?????????????????? omidvaram qashang bashe!!!!!!!!!!!!!!


۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۳۳

انتقاد خوب بکنین تا ادم باهاتون موافق باشه در ضمن بابا حالا بد بود یا خوب بهتره به نظرات هم احترام بذاریم البته نه اوناییکه به همه چی گیر میدن چون باید بدونن اینجا با این کامنت هایی گذاشته شده معلومه این کتاب طرفدارای زیادی داره پس لطف کنین در کمال احترام نظر بدید البته ببخشید جسارت کردما یک وقت سوتفاهم نشه!!!!!!!

    نود هشتی 
    ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۲۴

    بد جور باهات موافقم ستاره جون



محمدرضا 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۵۲

ستاره تو از این رمان چه نتیجه ای گرفتی؟قشنگی به هجو گفتن نیست که یه کتاب خوب باید ضمن احترام به خوانندش یک پیام در خور و قابل تامل منتقل کنه نه این که هر چی چرت و پرت بلد بنویسه اینجوری باشه هر کی بخواد می تونه رمان بنویسه؛کتابای خانوم سیمین دانشور یا جلال آل احمد بخون یا خیلی از رمان های خانوم فهیمه رحیمی یا تعدادی از کتابای مودب پور می بینی چقدر زیبا و مواجگون خواننده رو با خود همراه می کنند و به سر منزل مقصود میرسونند.به هر ارجیفی ولو خنده دار که نمی شه گفت رمان ؟نه این رمان نبود یه طنز داستان گونه بود

    فاطمه 
    ۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۳۹

    به شما پیشنهاد می کنم رمان جین ایر و صد سال تنهایی رو بخونیین. پشیمون نمی شین.



setare 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۵۳

b nazare man har ketabi arzeshe y bar khundano dare khoda kone baz kone…


محمدرضا 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۱۱

وقتی میگم یه کتاب باید مواج گونه باشه یعنی مثل یه موج بال بره و پایین بیاد جلو بره و عقب برگرده احساسات بر انگیزه واقعیات زندگی رو بهت توی مطلبش نشون بده مسائل رزمره همه جونا نشون بده و راه حل مسائل رو هم بیان کنه.این دستان و این طیف داستان ها فقط به بیان زندگی چندتا مرفه بی درد می پردازه که تنها دردشون عاشق شدن اونم چه عشقی که اصلا الگوی مناسبی برای من و تو نیست.من اینا رو از رو کینه و خصومت شخصی با نویسنده نمی گم چون ایشون نمی شناسم و بهشون تبریک میگم اما باید خیلی دقت کنند


نگین 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۱۴

واییییییییییییییی خدا شخصیت داستان خیلی مثل من بود….خیلی خوشم اومد واقعا قشنگ بود


هانی 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۳۹

*sara*  :
از غیرت امیر خوشم اومد مخصوصا وقتی که مستانه اون حرفو زد و امیر زد تو گوش مستانه.وقتی هم که رویا لباس مستانه در آورد امیر نگاه نکرد اما وقتی گفت حالا فکر کرده دفعه اوله که میبینمش…………من خیلی خندیدم داستان باحالی بود مخصوصا صفحه آخر

ey vay mage sadomazokhisti k khoshet umad. bikhod kard das boland kard.be har dalili k mikhad bashe.etefaghan az tanha jai roman k badam umad njash bud.

    elahe 
    ۰۸ دی ۱۳۹۰ ۰۳:۵۴

    man vaghan baram ajibe ke pesaraam roman mikhunan!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



من 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۳۱

ببینید دوستان غریبه !! هرکی از این کتاب خوشش امده صرفا بخاطر دقایقی بوده که بی دغدغه خندیده یا حتی قهقهه زده !!! پس چرا برا هم شاخ و شونه میکشید؟؟؟بهر حال هرکسی نظر خودشو داره ونظرش ۱۰۰%براش محترمه !!! لطف کنید با هم دیگه بحث و گفتمان را نندازید که حد اقل اینجا جاش نیست….بلکه نظرتونو یا حتی نقدتونو با مخاطب در نظر گرفتن نویسنده بدید.
ببخشید اگه جایی توهین کردم ناخواسته بوده.


۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۰

وای من عاشق این طور صحنه هام که پسره دختررو میزنه !!! واااااااااای فکرشوبکن………………. . بنظر من مردونگی مرد به سیلی زدنشه ! از این پسرای سوسول امروزی ازاین مامانم اینا ها حالم بهم میخوره….!!!!!!تازه اون بعدش که میره چیز خوری خیلی جالب ترو دوست داشتنی تره…. .من که میمیرم برا این شخصیت های غیرتی…….

    هانی 
    ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۰

    shomam mazokhisti.kase dge nabud?inja tashkhise raigane sadomazokhistas



FATEME 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۲

vay kheyli top bod ,mehrnosh jon gol kashti ,ashghtaaaaaaaaaam


negar 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۱۶

be nazare man ke ketab bayad jazebe dashte bashe o in ketabayo ke shoma migin asn adam delesh nemikhad bekhone 2roste in ketab az bazi jagat zaif booooood vali dar kol ketabe ghashangi bood ke adam 2st dasht ta tahesh bekhooooone .


sanaz 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۵۵

khub bod vaghti mikhundi halllll mikardi


محمدرضا 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۰۴

fingili‏ من کتابای رمان زیادی تو دوران دانشجویم خوندم و اکثر ایناییم که الان این بچه ها دارند میخونند و این و اونور دنبالش می گردن من خود کتابشو دارم اما به جرات می گم کتاب تا حالا به زیبایی آتش بدون دود ندیدیم و روش تاکید دارم که بچه های عضو انجمن برن بخوننش و داخل کتابای انجمنم هست اسمشو بزنید پیدا میکنید می تونید دانلود کنید.آتش بدون دود با اینکه ۷جلد؛ خط به خطش یه مفهومه؛ در کنار بیان یه داستان به تو برای عشق جنگیدن برای باور و ایمانت جنگیدن تلاش کوشش و دوست داشتن رو نشون میده بهت نشون میده باورهای غلط چطور میتونند همچون سمی مهلک باشند. بهت نشون میه حتی اگه دنیا هم باهات سر جنگ داشته باشه بخوای کاری انجام بدی و اراده کنی کسی جلو دارت نیست .به زیبای معنای دوست داشتن و عشق رو به تضاد می کشه .پدر در برابر پسر و پسر در برابر پدر و برادر در برابر برادر رو برای حفظ باوراشون به تقابل میکشونه برات از لحظه های تاثیر بر انگیز زندگی می گه لحظه هایی که میشه سرنوشتت باهاش تغییر بدی از سیاست میگه از فاصله طبقاتی از فقر از گرسنگی از جون کندن میگه حتما بخونیدش نه یکبار بلکه چند بار مطمئن هر خواننده ای به فکر وادار می کنه


نسیم 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۵۷

من اهل نظر دادن نیستم اما مهرنوش جون رمانت به قدری قشنگ بودکه الان به حکم وظیفه اومدم نظر میدم اول تشگر می کنم که چون ۴ ماه این جوری نخندیده بودم
شاید موضو ع رمان همان موضوع تکراری عشق دختر وپسر مغرور باشه امااین چیزی که رمان تو رو متفاوت می کنه مکالمه های قشنگ رمان بین شخصیت هاست که آدم میفهمه یک کسی این رمان نوشته که از جنس ماهاست اما وقتی بعضی رمانهارو میخونی انگار نویسنده تو هپروته
اما اگر من جای تو بودم حتما رمانم رو به جای اینترنت میبردم چندتا انشاراتی به نظرم حتی از رمان زیبای هم خونه هم قشنگ تره حالا خودت حساب کن اگه رمانت با کمی ویراش چابپ بشه به چاپ چندم میرسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۰۴

سلاااااااااااااام عزیزان / من خیلی رمان خنده دار دوست دارم عاشق شوخی و کل کل هستم /رمان جایی که قلب انجاست خیلی خوووبه / با رمان قلب سنگی // توصیه می کنم قلب سنگی رو بخونین / این کتاب مهرنوش جون رو هم دارم دانلود می کنم


gelare 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۰۶

این کتاب چقدرنقدشده!!
توروخدانویسنده ی عزیزازمن ناراحت نشیا من فقط نظرم روازدیدکاه یه مخاطب دادم نهیه نویسنده منتظربقیه کتابات هستیم که ایشاا..بهترباشه.درضمن یه نظردارم واسه همه ی بچه هالطفافقط جلوی پاتونونبینیدمانمیریم دانشکاه که شوهرکنیم یاسرکارنمیریم که بایکی دوست شیم .کاری کنیدازکتاب درس بکیریدنه اینکه توقعاتتون بالابره بدونیدتوجامعه امروزی مامثل امیرکمه پس منتظرنباشیدیکی مثل امیربیادخواستکاریتون.این واسه دخترابود.خواهشادقت کنید.درضمن دعواکخ نداریم یه کتابی بوده هرکی نظرشخصیشوداده نظرهرکسی هم محترمه پس لطفابحث بی جهت نکنید.متشکرم ازهمتون


parisa 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۲۹

من که خیلی خوشم اومد واقعا قشنگ بود.


neshat 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۴

منم با من وتو موافقم دخترایه الان یکم غیرتو احتیاج دارن


mahsan68 
۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۴۳

aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod


hossein 
۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۰۹:۰۱

سلام به همه نودوهشتیای گل.منم با نظر سارا خانوم و نودوهشتی موافقم.قابل توجه گیگیلی عرض کنم که ادعا میکنن رمان غلط املایی داره خود شما توو چند خط نظر غلط املایی دارین؟؟؟ماشا… زبان فازسیتون چه قدر قویه جناب گیگیلی!!!


هستی 
۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۰۹:۰۳

واقعا قشنگه.


۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴:۰۹

سلاااااااااام / وااای خیلی قشنگ بوووود / مهرنوش جون بهت تبریک می گم // من خیلی خندییییییییییدم / حتی وقتی که رفتم بخوابم تا مدتها خوابم نبرد / نه که بعضی جاهاش یادم میومد می مردم از خنده // من که فک می کردم دارم یه فیلم طنز عشقی میدیدم // باحال بود ///


۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۲۱

این عادت بعضی از ماهاست که بعضی وقتا در مورده بعضی چیزا بی خودی ایراد بگیرییییم // خب ؟/// مثلا اگه این رمان رو یکی می نوشت که تا به حال چند تا از کتاباش به چاپ رسیده و مشهوره کسی نمی گفت این جور و اون جوره /// ولی من به نوبه ی خودم واقعا بهت تبریک می گم مهرنوش جوون // خیلی خوب بود /// طوری که ادم فک می کنه داره فیلم می بینه


۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۰۹

می گماااااااااااااااااااا رمان زیبای عرب هم خیلی باحاله بخونینش حتما


۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۱۴

خودت باید نظر بدی اولین رمانی بود که خوندم برای اوقات بیکاری زیاد بد نبود


گیگیلی 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹

دوست عزیزی که گفته بودید خود من هم غلط املایی داشتم حرف شما درست ولی من که نویسنده نیستم.یک نویسنده باید دقتش رو ببره بالا تا کمترین خطا رو تو کتابش داشته باشه و وظیفش هست که کتاب روحداقل یک بار ویرایش کنه تا این اشتباهات رخ نده….لطفا انقدر کورکورانه دفاع نکنید من که با نویسنده عزیز دشمنی ندارم چند تا انتقاد کردم بلکه سازنده باشه و در تجربه های بعدیش به کار بگیره


Sogand 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳

Be nazare manam bad nabud


alone 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴:۱۶

خخخخییییییییلللللللللییییییییی قققققققققققشششششششنننننننگگگگگگگگگگ
بببببببوووودددددددددد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


بهار 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴:۱۷

کسی میتونه به من کمک کنه ؟؟ من مشترک ایمیلی سایت شدم اما نمیدونم چجوری میتونم عضو انجمن بشم:( لطفا یکی منو راهنمایی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


وجیهه 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۲۹

واقعاً قشنگ بود هر که نخونه سرش کلاه رفته


سارا 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۲۲:۱۸

سلام دوستان.من با انتقادات گلاره و محمد رضا موافقم.
به نظرمن هم فقط یه داستان خنده دار بود که البته من رو جذب کرده بود اما هیچ نکته ی اخلاقی آخرش نداشت.رمان بدی نبود نبود ولی گاهی اوقات مکالمه هاش زیاد میشد.
اما خوشحالم که آخرش خوب تموم شد هرچند از اولش معلوم بود.اما در کل ارزش خوندن داشت.بهتون خسته نباشید میگم مهرنوش خانوم


setareh 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۰۱:۰۳

mishe goft yeki az behtarin romanhaii bood ke tahala khoondam!!!!!!!!!!!
mikhastam bedoonam in nevisande roman digei ham neveshte????????
mercc


شیوا 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۰۲:۳۶

سلام من دانلود کردم بعد وقتی که بازش کردم فقط عدد اومد بعدش اومدم نرم افزاز دانلود کرد ولی دوباره همون شکلی شد چیکار کنم؟


زهرا 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۱:۵۱

سلام بچه ها من دانلود کردام ولی وقتی رمزو زدم تویphoto viewerباز شد وهیچی دریافت نکردام اگه میشه کمکم کنید کلی وقت گذاشتم تا دانلودش کنم دمتون گرم


۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۲۶

خیلی قشنگ بود من از این رمانای کل کل خیلی دوست دارم مثل شطرنج عشق بود هر کی داره برای میل کنه ممنون میشم


۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۲۸

خیلی قشنگ بود


سایه 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۵۷

محشره لطفا بیشتر کتاب بنویس.


سایه 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۸:۰۰

بهار جان بالای صفحه ی اول ۹۸ia


غزاله 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۳۰

خییییییییییییییییییلی قشنگ بود.عاللللللللللللللللللللللللللللللللی بود.


پریا 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۴۷

فوق العاده بود.


۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۲۰:۴۹

bacheha man ye ketabe bahal kalkali va asheghane mikham begid pleaesssssssssssssss


ناه 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۲۲:۰۳

کتاب خیلی بیستی بود.زبون روانی داشت.اگه نخونین ول معطلین.راستی ادمین جان چرا قاب های مضطرب رو ویرایش نمیکنین و بزارین؟؟؟؟؟؟من خیلی دنبال این کتابم؟؟؟توروخداااا


fatimah 
۰۳ شهریور ۱۳۹۰ ۲۲:۵۶

.بابا اینایی که تو رمانا میگن خوشگلن به نظر خودشون اینجوریه قیافه هاشونو تصور کنین خندتون میگیره تازه وقتیم از تیپ پسره میگه میخواد عاشقش شه برای همین اینجوریه. فکر کنین اگه انقد دختر پسر خوشگلو خوشتیپ وجود داشت هالیوود دو روزه کارش ساخته بود.

رمانش خیلی توپه


۰۴ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۱۴

باحال بود ولی خیلی توش بی تربیتی بود ولی در جمع عالی بود


۰۴ شهریور ۱۳۹۰ ۲۲:۴۵

رامین جان آخه این چه حرفیه؟ رمان خوبیه ولی نه در این حد که شما این حرف رو بزنی. انتقاد سازنده که اشکال نداره چون واقعا به این رمان وارده.


ناشناس 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۰۶:۲۹

آقای محمد رضا میشه بفرمایید که رشته ی دانشگاهیتون چی بوده.آخه یکی از هم کلاسی های من که هم اسم شما بود همین طوری سرکلاس شعاری حرف میزد.


nasim angel 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۰۳

دوسش دارم کتاب جالبی بود ولی به پای ارام و همخونه نمیرسید….


hasti73 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۲۰:۵۳

bi nazir buuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuuud har ki ba in roman mokhalefe va du3sh nadare vaghean bi salighaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaas…..ziba tarin romani bud ke khundaaaaaaaaaaaaaam hal kardaaaaaaaaaam
ashegheshaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam
jigareeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
vaghean gol kashte nevisandash man ke dus dashtam mer30 a hame unaaaaaayi ke nazare khub dadaaaaaaaaaaaaaaaaan mer30
aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii


hasti73 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۲۰:۵۴

rasti arzeshe khundan dare 1000000000000000000000000000000000000000bar hatmane hatman bekhuniiiiiiiiiiiiiiiiid


zahra 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۵۸

واقعامتحول شدام داستان اون قدر با حال بود تا صبح خوندم البته بعضی جاها دلم دردمیگرفت از خنده راستی مهر نوش جون دمت گرم این رمانتم حرف نداشت مر۳۰ از زحماتت


زینب 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸

خیلی قشنگ بود.


فاطمه 
۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۲۶

به نظر هیچ کتابی مثل کتابای مودب پور نیست. در عین خندیدن خیلی پند داره. خیلی از دردای جامعه رو نشون می ده. که هیچ کجا بهش توجه نمیشه.

    ۰۷ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۲۱

    اره فاطمه جون رمان های مودب پور خیلی پند اموزه اما من هر دفعه یکی از رمان هاشو میخونم همیش دو تا پسر توشن که یکی خیلی حرفای خنده دار میزنه اون یکی عاش یک نفر میشه از اخر هم بدستش نمیاره!
    رمان های اقای مودب پور در عین پند اموزی بسیار تکراری شده.



فاطمه 
۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۳۷

جایی خوندم که کتابی که از زبون پسر نوشته شده باشه ارزش خوندن نداره.چرا؟؟؟ چرا فکر می کنین کتابایی که آخرش غمگین تموم می شه خوب نیست؟ و چرا فکر می کنین کتابایی که عشقا به هم می رسن بهترین رمان دنیاست؟؟ رمانای مودب پور به چیزی که بیشتر از عشق می پردازه مشکلات جامعه ای که ما توش زندگی می کنیم. ما تو این جامعه عاشق می شیم پس باید بدونیم چی می گذره دور برمون. غلط می گم؟؟؟؟؟؟؟؟؟بهتون پیشنهاد می کنم رمان شیرین و یاسمین رو حتما بخونیین. پشیمون نمی شین.


۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ۲۲:۰۲

فاطمه جان درمو رد کتابای مودب پور بهت پیشنهادمیکنم حتما به صفحه ی کتاب رکسانا ی سری بزنی!!!!!


bahar 
۰۷ شهریور ۱۳۹۰ ۰۳:۵۳

نمیدونم چرا نویسنده ها وقتی کم میارن یکدفعه دختر وپسر با هم!!!دزدیده میشن واز اونجا به هم ابراز احساسات میکنن!!!؟؟؟منو یاد رمان {دهل}انداخت!والبته چندتا رمان دیگه ای اسمشون رو یادم نمیاد!!!!
ولی نباید دوستیش رو با شیرین اینقدر کمرنگ ادامه میداد!
همین موضوع دست مودب پور میفتاد راحت یه رمان ۱۰۰۰صفحه ای ازش در میاورد!!!
ولی اگه دستش میافتاد نیما رو شخص بسیار شوخ با مزه ی داستان میکرد آخرش هم یه بلایی،ایذزی….چیزی نسیبه شخص اول داستان یا معشوقش میکرد….
خداییش موضوع رماناش خیلی تکراریه!!!
راستی….اونایی که دوست دارن رمان غمگین و گریه دار تموم بشه رمان{بغض غزل}رو بخونن!!قشنگه!


۰۷ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۱۳

من خودم به شخصه فقط از خنده دار بودن رمان خوشم اومد چون رمان های خنده دار رو خیلی دوست دارم ولی حالا که دارم فکر میکنم میبینم حق با محمدرضاست.چرا؟چون وقتی که بخوای نتیجه گیری کنی ازین رمان واقعا میبینی هیچ نتیجه ای نگرفتی فقط تا حدودی با این رمان هم سر خودتو گرم کردی هم یه ذره خندیدی.
درسته رمان واقعا از نظر یک سرگرمی یا یک وقت کشی یا مثلا یک تفریح کوتاه مناسب بود اما وقتی که رمان تموم شد با خودت میگی خب ازین رمان چه نتیجه ای گرفتم؟؟؟؟هیچی!
درست نمیگم بچه های نود و هشتی؟؟؟؟؟/


mina 
۰۷ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۳۰

ey baba!!! man ke migam baz be vagheeat nazdiktar az romanaye dige bood. mehrnoosh joon bekhatere ghalame be in khoobike dari behet tabrik migam.


vafa 
۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۲۳

نگاه کن رمان به این باحالی وزبان روانوشخصیتهای دوسداشتنی که تابخونیش دیگه ولکنش نیستی اونوقت گیر دادن فلان بودوبساربودفحش داشت !بی ادبی بود!بابا چراهمش میخوایدعیب بذاریداین رمان هم واس خودش با همه این خصوصیات باحال شده!ینی میخوام بگم خلاصه همینی که هست بخون بره دیگه اینام که انتقاد کردن نظراشون محترم چراهی باهاشون بحث میکنین!!!!!!!!!!خیییییییییییییلی قوشنگ بودکارت عالی بودمهرنوش عزیز


mig mig 
۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۱۳:۲۷

خیلی قشنگ بود ولی آخرش یه دفعه موضوع عوض شده بود
کتاب های مشابهش رو بهم بگید لطفا


۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۱۲

DARAM DOWNLOADESH IKONAM KHODA KONE MESLE GOFTEYE KHEYLI AZ BACHEHA GHASHANG BASHE MAMNUNAM MEHRNUSH JAN


sadaf 
۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۲۰

پانیذ  :سلام.من دارم دانلودش میکنم.بچه ها،مگه رمان دو نیمه سب دوجلدست؟من دانلود کردم خوندم.ولی یه جلد بود فکر کنم.یعنی آخرش به نتیجه رسید.اگر میشه رمان دو نیمه سیب رو هم برای دانلود بذارین.هم جلد یک و هم به گفته بچه ها جلد دو.راستی من رمان حس خفته و حس مبهم عشق از هایده حائری رو هم خوندم..خیلی قشنگه.سکوت در انتظار،تکه ای از آسمان و غریبه آشنا رو حتما بخونین.اگه میخواین گریه کنین هم همراز رو بخونین.فعلا

azizam 2 nimeye sib 2 jelde nis mn khondamesh akhresh faghat gerye kardam .darkol roman khobie va injor romana ro faghat edeye khasii mipasandan


taze vared 
۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۲۰:۵۱

وااااااااااااااااااااااااااای!!!!!!
در کل آبکی تموم شد
ولی کل کل ها و حرفهای مستانه خییییییییییییییییییییییییییییلی با حال بود


مریییمممممممم 
۰۹ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۴۵

وای بسه دیگه این همه رمان تکراری خوندین خسته نشدین واقعا این همه رمان خوندیم چی از اینا یاد گرفتیم کدوم زندگیشون شبیه مابوده که بهمون کمک کنه تنها رمانی که خوندم و زندگیش کاملا شبیه من بود البته فعلا اخر داستان من معلوم نیست رمان شام مهتاب بود
اغراق نداشت


مریییمممممممم 
۰۹ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۴۸

کجاش خنده دار بود فقط این دختره تند تند ضایع میشد رمان خنده دار فقط گندم مودب پور
که مخلصشم دربست

    ۰۹ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۵۸

    نه مریم جون رمانش که خنده دار بود دیگه!!!
    ولی خب راست میگی رمانش یه کوچولو هم تکراری بود هم اگه بخوای ازش یک چیزی یاد بگیری اصلا مناسب نبود اما در کل قشنگترین رنانی بود که من باهاش حال کردم



سایه 
۱۰ شهریور ۱۳۹۰ ۱۲:۵۹

سلام
خیلی رمان قشنگی بود مرسی مهرنوش جان
بچه ها چند تا از این رمان ها که توش کل کل زیاد باشه معرفی کنید البته من کتابای مودب پورو خوندم به غیر از اونا
مهرنوش جان شما معرفی کنیدایمیلمcheshmak8786@yahoo.com


mig mig 
۱۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴

بچه های نود هشتی عزیز من خواستم از این کتابا که همش کل کله بهم معرفی کنید لطفا
خوب بگیییییییییییییید دیگه من منتظرررررررررررررم


YASAMIN 
۱۱ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۲۰

چه ها من تازه این رومانو دانلود کردم
اینجور که بوش میاد باید خیلی قشنگ باشه
نگین جان میشه تمنای وجودم رو برای منم بفرستی؟
ازت ممنون میشم عزیزم
jasmia.1375@yahoo.com


binam 
۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ۰۱:۲۱

assssssssssslllllllllllaaaaaan khob nabod ahhhhhhhhhh kheyli bachegone bod


negar 
۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۰:۴۸

b nazar man kheyli ghashang bood
ketabe ta tahe donia ham ghashange


ملیکا 
۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ۱۲:۰۴

از نظر من رمان جالبی بود!!حداقلش این بود که وقتمونو پر کرد و خندیدیم!!اما ایراداش:
۱٫داستان جدید نبود!!بیشتر مکالمات روزمره بود تا داستانی که ادمو جذب کنه!
۲٫پیام یا نکته ای رو به خواننده القا نمیکرد(هدف از رمان نوشتن صرفا روایت یه داستان نیست بلکه داستانایی که حرفی جدید برای خواننده داره اونو به فکر کردن وادار میکنه ولی ته این رمان کاملا مشخص بود و نیازی به فکر کردن نداشت)!
و نکته ای دیگم خطاب به بچه های نودوهشتی کسایی که گفتن رمان های مودب پور حرف نداره!!با شماهام:از نظر من رمانای ایشون هیچ تفاوت بارزی باهم نداره به جز متفاوت بودن اسم شخصیت های اصلی!مشکلاتی هم که ایشون تو کتاباشون ذکر کردن مال ۱۰ سال پیش ایرانه الان مشکلات اجتماعی تفاوت کررده حداقل رنگش عوض شده ولی کتابای این اقا همونیه که بود!!!
در اخر ذکر کنم من قصد بی احترامی به هیچنویسنده و شخصی ندارم و اینا تنها نظر من بود ولی مهرنوش جان تو سعی ات رو بکن به امید کتابای بهتر و اموزنده تر!
بدرود

    آندانته 
    ۱۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۵:۰۳

    موافقم عزیز دلم
    همیشه در اکثر رمان هایی که نوشته میشه انگار هدف گم میشه
    گاهی احساس میکنم رمان فقط یک دل خوش کنک واسه دور شدن از واقعیت ها
    رمان چشممون رو به روی واقعیت میبنده فقط میبرتت تو رویای شیرین که در حد رویا هم قشنگه….



binam 
۱۳ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۵۸

melika joon ba nazaret movafegham dar morede romanhaye moadabpor toi ke hamchin nazari dari chejoriast ke az in roman khoshet omade


مهرتا 
۱۳ شهریور ۱۳۹۰ ۰۹:۳۶

سلام
کتاب خنده داری بود برای کسانی که میخوان چند ساعتی بخندن و به چیز دیگه ای فکر نکنن خیلی خوبه و مثل بعضی از کتابا اصلا قسمت غمگین نداره به نویسنده خسته نباشید میگم


صبا 
۱۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹

بچه ها من هر چی دانلود میکنم فابل zip باز نمیشه ؛ تو رو خدا راهنماییم کنید


gharibeye ashna 
۱۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۸:۳۴

سلام.من کتابو دانلود کردم اما وقتی میخوام بازش کنم پسوورد میخواد و قفله.باید چیکار کنم؟لطفا کمکم کنین.ممنون.


00000 
۱۴ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳

به نظر من رمان بیخود و کاملا openی بود


نشاط 
۱۴ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴:۴۷

۱کتاب مثل تلافی بهم معرفی کنیدneshat1374@yahoo.com


۱۴ شهریور ۱۳۹۰ ۲۰:۱۶

رمان باحالیه.راننده سرویس هم بخونبد.


tandis 
۱۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۴:۴۶

ghashang bud ye jurayi shabiye romane cheshmhayi b range asal bud


۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵

من هر کاری می کنم نمی تونم دانلود کنم،کمکم کنید!!!


شیدا 
۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۰۴

سلام من دانلودش کردم پسورد رو قبول نمی کنه
چی کارش کنم


پرستوی عاشق 
۱۷ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۳۸

قابل توجه کسانی که از تکراری بودن رمان های مؤدب پور خسته شدن.رمان های مؤدب پور رو معمولا”باید به این نیت بخونید که با مشکلات روز جامعه آشنا بشین نه به خاطر سرگرمی وبی کاری وعلافی.در این صورت از تکراری بودن داستان هاش خسته نمی شین.
من این کتابو نخوندم ولی برای اینکه آدم تو زندگی روزمره اش موفق تر باشه گاها”به یه کم خنده وتفریح نیاز داره پس با تمام نظرات خوب وبد دوستان دانلودش می کنممممممممممممممم!


maryam 
۲۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۱:۴۳

واقعا فوق العاده بود من خیلی خوشم اومد خیلی قلم خوبی داری مهرنوش آدم رو جذب میکنه به امید کارهای بعدی…


sanazjooooooooooon 
۲۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۸:۵۰

slm bacheha khasteh nabashid ,,,kasi roman e edriso dare va3am send kone be sanazjoon93@yahoo.com.mamnon misham kheyli bahalid.


diana 
۲۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۴۹

are azizam roman khobi bod.tnx


ساره 
۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۰۰

خوندمش عالی بود هر موقع یادش میوفتم خنده ام میگیره توسیه می کنم همه ی عزیزان بخوننش متفاوت بود به نویسنده اش توسیه می کنم یه رمان شبیه همین اما با صفحات بالا بنویسه مطمئن باشه با چاپ بالایی به فروش می رسه


ساره 
۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۰۱

خوندمش عالی بود هر موقع یادش میوفتم خنده ام میگیره توصیه می کنم همه ی عزیزان بخوننش متفاوت بود به نویسنده اش توصیه می کنم یه رمان شبیه همین اما با صفحات بالا بنویسه مطمئن باشه با چاپ بالایی به فروش می رسه


نانی 
۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۸:۵۵

اره خیلی قشنگ بود.من خیلی خوشم اومد.کسی کتاب خوبی مشابه این سراغ نداره؟


زهره 
۲۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۵۵

جهنم ماهم دانلود میکنیم ببینم چه خبره


زهره 
۲۶ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۱۰

یه سوال چراتو رمانابحثی از حجاب نیست انگار همش زمون شاهه


هانی 
۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ۰۲:۱۳

عالییییییییی بود من خیلی خوشم اومد….به نویسندش خسته نباشید میگم


ملیکا 
۲۸ شهریور ۱۳۹۰ ۱۳:۲۶

عالی بود


ندا 
۳۰ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۰۲

وای مهرنوش جان رمانت عالی بود این یکی از باحال ترین رمانهایی بود که خونده بودم.منتظر بقیه ی رمانات هسستم.


Fatemeh 
۳۱ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۵۸

فوق العاده بود :)


kerme ketab1 
۰۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۶:۱۴

سلام کتاب خوبی بود ممنون مهرنوش جون امیدوارم موفق باشی


۰۵ مهر ۱۳۹۰ ۰۸:۵۶

عالی بود!!!


۰۵ مهر ۱۳۹۰ ۰۹:۰۹

گیگیلی  :واقعا که مسخرست کجای این کتاب خنده دار بود کل کتاب دختر داشت فحش میداد یعنی فحش دادن انقدر خنده دار ؟؟؟؟؟مثلا اون تیکه ای که به المیرا انداخت واقعا بیمزه ومسخره بود اگه غیر از اینه که کجاش خنده دار بود؟بعلاوه چند انتقاد دیگه اینکه امیری که اونقدر قد ویک دنده بود چرا یهو انقدر رمانتیک شد بدون هیچ زمینه ای؟؟؟؟؟؟؟دوم اینکه داستان پر بود از غلط املایی.سوم اینکه چطور میشه دختری انقدر در قید حجاب باشه ولی با چندتا پسر بلند شه بره بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟چهرم اینکه اسم شخصیات های داستان به هیچ وجه بهم نمیخورد مثلا امیر و نیکو و مژگان یا مستانه هستی یا المیرا و بهرام

شما مطمینی با دقت کتابو خوندی؟؟؟این نظراتی هم که دادی اصلا هیچ ربطی به هم نداره.


taranom 
۰۷ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹

مهرنوش جان دست قلمت عالیه.داستان جالبی بود.من که واقعا از نویسندگیت خوشم اومد


مرمر 
۰۷ مهر ۱۳۹۰ ۱۹:۳۸

عالیییییییییییییییییییییییی بود من که با یک بار خوندن سیر نشدم


جیگر طلایی 
۰۹ مهر ۱۳۹۰ ۲۳:۲۸

با این که موضوع تکراری بود ولی خیلی باحال بود از بس خندیدم دل درد گرفتم حالا خوب بود که عین رمانای دیگه همخونه نشدن عالی عالی اگه یک ذره دیگه تلاش کنه حتما رمانای بی نظیری از خودش ارائه میده با امید موفقیت برای این نویسنده دوست داشتنی با تشکر گلسا از خوزستان


آندانته 
۱۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۴:۳۴

عزیزان من
اول به خاطر نثر روانش و متن زیباش به نویسنده عزیز تبریک میگم و دوم اینکه کسانی که این رمان رو خوندند میدونند که مستانه شخصیت اصلی داستان یک دختر معتقد ی ست که توجه اطرافیانش هم به او جلب شده و دوست داشنتی ست روسری جلوی نامحرم که از سرش نمیفته اما وقتی عاشق میشه همه چیز مجاز میشه از دست دادن تا لب گرفتن……………….
به نظرتون این عجیب نیست؟
در ضمن از وقتی که همراه امیر گیر افتادن به نظر من کتاب زیادی هندی شد


marzie 
۱۲ مهر ۱۳۹۰ ۱۳:۴۸

عالییییییییییییییی بود


farzaneh 
۱۲ مهر ۱۳۹۰ ۲۳:۰۱

واااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییییی من عاشق مهرنوش شدم با این کتاب نوشتنش سه بار خوندم خیلی هم منتظر موندم سواربربال سرنوشتش اماده شه تا بخونم ولی متاسفانه نشد هرچند پرمحتوانبود ولی خیلیییییییییییییییییییییییییییییی بامزه بود مخصوصا حاضر جوابیهای مستانه و لحن کتاب که خیلی خودمانی وواقعی بود باییییییییییی


farzaneh 
۱۲ مهر ۱۳۹۰ ۲۳:۳۱

به نظرمن بعضی از ایرادها بی مورده خب من یکی که ازدست غم وغصه ی زندگیم به رمان پناه می برم حالااگه رمان هم غم انگیز باشه باید برم بمیرم به نظر من که عالی بود دستت درد نکنه مهرنوش جوووووووووووووون چندساعتی باکتابت خوش بودم امیدوارم موفق بشی


۱۳ مهر ۱۳۹۰ ۰۳:۲۹

خیلی خوب بود


nasim 
۱۶ مهر ۱۳۹۰ ۲۱:۴۲

مهرنوش خانم واقعا داستان خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی قشنگی بود
خیلی خنده دار بود و مثل بقیه رمانا همش غم و غصه نبود امیدوارم ۱داستان خوبو باحال
دیگه مثل این بنویسید.ایشالا موفق باشید


۱۷ مهر ۱۳۹۰ ۱۴:۱۵

خیلی تعریف میکنیین باید بخونم


hami 
۱۸ مهر ۱۳۹۰ ۱۴:۲۳

خوشگل بود دور از غم و غصه های همیشگی عاشق شخصیت امیر بودم


غزاله 
۱۸ مهر ۱۳۹۰ ۲۰:۵۵

خیلی رمان قشنگیه من انقدر خندیدم که خدا میدونه کاملا رابطه باهاش برقرار کردم من از این سبکا خوشم میاد چون کل داره حتما بخونییییید اگه از این سبک رمانا میشناسید معرفی کنید یا برلم بفرستید www,ghazale.kh75@yahoo.com


donyaa 
۱۹ مهر ۱۳۹۰ ۲۳:۲۳

hi dustan ketabe ghashangi bud plz age ketabaye khorshido darid vase manam befrestid donyakhanomi@ymail.com


hani 
۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۷:۱۵

bi nahaiat bahalllllllllllllllllllllllllllllll


Yekta 
۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۷:۳۴

رمان قشنگی بود واقعا تبریک میگم.اما میشد اینقدر خلاصه نباشه و بیشتر از درد عشق بگه به خصوص که از عشق امیر چیز خاصی گفته نشده بود.ولی در کل بازم بهتون تبریک میگم.


۲۴ مهر ۱۳۹۰ ۱۶:۵۴

قشنگ بود. ممنون


کوثر 
۲۴ مهر ۱۳۹۰ ۱۹:۲۷

lمهرنوش جان خیلی قشنگ بود امیدوارم موفق باشی


mahshad 
۲۵ مهر ۱۳۹۰ ۲۱:۱۶

تو رو خودا کتاب تو این مایه ها میشناسین بهم معرفی کنین!!!!!!!خیلی عالیههههههه!


شقایق 
۰۱ آبان ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸

وااااااااااای عای ترین کتابی بود که تو عمرم خونده بودم .بازم از این رمانای قشنگ بنویس مهرنوش جوووووووون


sohakia 
۰۲ آبان ۱۳۹۰ ۱۴:۵۲

باسلام به همه
زمانی که یه کتاب تونسته انتقاد ونظرات دیگران رو به خودش جلب کنه پس میشه گفت قلم نویسنده قابل قبوله وجای پیشرفت داره
من خودم این کتاب رو خوندم وچند ایراد اساسی به این کتاب وارده
اول اینکه یک کتاب باید یه هدف مشخص رو دنبال کنه صرفا مزه پرونی توی یه کتاب دلیل بر قوی بودن یه نویسنده نیست
دوما اینکه که باید به شخصیتها خوب پرداخته بشه که توی این داستان شخصیت پردازی ضعیف بود ،اگه شیرین دوست چندین ساله است نباید از داستان به صورت ناگهانی حذف بشه
سوم اینکه همیشه یه داستان خیلی قوی باید حرفی برای گفتن داشته باشه وانتقال دهنده یه ارزش در جامعه باشه
درکل این نویسنده قلم روانی داشته وبا کار کردن روی مقوله هایی که گفته شد میتونه کتابهای پرفروش وارزشمندی داشته باشه


ATEFEH 
۰۲ آبان ۱۳۹۰ ۱۷:۵۵

سلام من واقعا از نویسنده این رمان تشکر میکنم چون این بهترین رمانی بود که تاحالا خونده بودم واز خانم کاربر می خواهم که رمان هاب دیگری هم به این زیبایی وجذابی بنویسند ممنون باز هم بخاطر رمان عالی یتان ….


مریم 
۰۵ آبان ۱۳۹۰ ۲۱:۴۰

سلام من همین الان کتاب رو خوندم ………بابا دمت گرم مهرنوش جون خیلی عالی بود خصوصا ۱۰صفحه آخر بازم از این شاهکارا بنویس بووووووووووووووووووسسسسسسسسسسس بابت کتاب قشنگت


۰۸ آبان ۱۳۹۰ ۱۶:۴۸

سلام من این رمان رو تازه خوندم واقعا به این نوسنده صدافرین باید گفت .از نظر من رمان قشنگی بود من لذت بردم .امیدوارم موفق به خوندن دیگر اثار این نویسند بشم


شیما 
۱۲ آبان ۱۳۹۰ ۲۱:۲۴

خیلی قشنگ بود


atiye 
۱۳ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۲۰

waghean ali bood age mishe romanhato baram befrest


shamim 
۱۳ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷

bacheha bikhilale baghyero in ketab aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod yani fogholade bod be nevisandasham


پارمیدا 
۱۵ آبان ۱۳۹۰ ۱۵:۴۰

من خیلی وقته رمان های این سایتو می خونم ولی این رمان واقعا ارزش خوندنشو داشت.


سحر 
۱۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳

رمان خیلی خنده دار باحالی بود. بچه ها میشه لطفا چندتا رمان خنده دار مثل همین کتاب معرفی کنید؟


آرزو 
۲۱ آبان ۱۳۹۰ ۲۲:۰۴

واقعاخیلی کتاب باصفایی بود .مهرنوش جون ایول داری…امیدوارم نویسنده موفقی بشی.هرچند که سالی که نکوست از بهارش پیداست.باتشکرازسایت۹۸iaخسته نباشید.یک دنیا ممنون….دوستان باز هم از این کتابهای خوب معرفی کنید مرسی.


shadi 
۲۳ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵

یکی از بچه ها این کتابو بهم معرفی کرده از نظردوستا هم معلومه که کتاب قشنگیه بخونم بینم چطوره


barq 
۲۳ آبان ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵

تعریفش روخیلی شنیدم منم میخوام بخونم میگن یکی ازبهترین کتابهای رمانست خداکنه این طورباشه


بهار 
۲۴ آبان ۱۳۹۰ ۲۳:۲۱

واقعا کتابش خیلی عالی بود نویسندش معرکست منتظرم کتابهای جدیدشو بخوم


۲۶ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۳۲

میشه چند تا کتاب مثل تمنای وجود به من معرفی کنید؟ JUDYABBOTT_1375@YAHOO.COM


shadi 
۲۷ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۵۰

واقعا عالی وخیلی قشنگ اگه میشه اسم نویسنده اصلی شم بنویسید نه فقط اسم اونی رو که تایپ کرده……..یبه این میگی نویسنده ی خوب


شیما 
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۴:۵۴

خیلی عالی بود
خییییییییییییییییییییییییلی


اشک اطلسی 
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰

از تعریف دوستان معلوم کتاب جالبیه بخونم ببینم چطوره


رازقی 
۳۰ آبان ۱۳۹۰ ۱۳:۵۷

خیلی زیبا بود مهرنوش جون بازم منتظر رمان بعدیت هستیم


۳۰ آبان ۱۳۹۰ ۲۰:۱۶

عالی بود مرسی مهرنوش جون


parniya 
۰۱ آذر ۱۳۹۰ ۲۰:۲۵

بالاخره از من دانلود شد!مرسی…!!!


۰۲ آذر ۱۳۹۰ ۰۱:۱۷

man ghablan khondamesh ama faramosh kardam mishe yeki akharesho bege chi shod?????


۰۳ آذر ۱۳۹۰ ۲۳:۱۷

عالی بود واقعا عالی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش راستی کمند جان آخرش بعد از انکه فرار میکنن تو بیمارستان همدیگه رو بوس میکنن!!!


نینا 
۰۷ آذر ۱۳۹۰ ۱۷:۰۲

مرسی خیلی عالی بود حتی از همخونه هم قشنگ تر بود پایان قشنگی هم داشت


bita 
۰۸ آذر ۱۳۹۰ ۱۴:۵۹

خیلی قشنگ بود عالی بود


همدم بانو 
۰۸ آذر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۱

من تازه اینجا عضو شدم و اصلا هم به دانلود کتاب اینا وارد نیستم الان این رمان را دانلود کردم اما وقتی میخوام بازش کنم ازم رمز میخواد باید چی کار کنم ؟؟؟؟ ادمین عزیز لطفا راهنمایی کنید


۱۰ آذر ۱۳۹۰ ۰۹:۳۰

مهرنوش خانم خیلی قشنگ بود واقعا داستانتون پرمعنی و اصل مفهوم عاشقی رو رو میرسوند مرسی


miu miu 
۱۱ آذر ۱۳۹۰ ۱۹:۰۲

…..  :
فقط خواهشا با دیدن این انتقادها یا لحن تندشون سرد نشو و باز هم بنویس چون رمانت در کل خوب بود.تمرین کنی نویسنده میشی.نترس الکی نمیگم اگه بد بود میگفتم من خیلی رکم!اگرم که دنبال نویسنده شدن نیستی و دنبال پولی که همین الانم موفق شدی و واسه چاپش اقدام کن!چون از کامنتای موافق معلومه که مخاطبین عوام رمانتو خیلی دوس دارن

یعنی شما جزو خواصی!!!!


۱۲ آذر ۱۳۹۰ ۲۳:۲۵

هنوز نخوندمش دارم دانلودش میکنم
دقت کردین فقط دخترا رمان میخوند من هرچی نظراتو گشتم یه پسر پیدا نکردم البته
ممکنه جرأت نکردن اسمشونو بنویسند
اخه اقلیتند و ترسیدند از جمع دخترای گل
هرکی موافقه اعلام کنه


sorina 
۱۳ آذر ۱۳۹۰ ۱۸:۵۵

میشه چند تا کتاب تو مایه های غریبه آشنا معرفی کنید


sorina 
۱۵ آذر ۱۳۹۰ ۱۶:۵۱

خیلی قشنگ بود.از این نوع رمانها کی خونده لطفا معرفی کنید


آوین 
۱۹ آذر ۱۳۹۰ ۱۵:۴۹

واقعا قشنگ بود.کسی رمان قشنگ دیگه ای سراغ داره که ارزش خوندن داشته باشه؟تو همین مایه ها کل کل


سارا 
۲۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۴:۵۰

ببخشید دوستان می شه به من هم بگید از چیه این خوشتون امده


سارا 
۲۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۴:۵۵

اوین حتما همه هستی من با به رنگ شب رو بخون . توپن


mahshid 
۲۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۸:۳۷

اقا عالی بود با این همه انتقاد


سارا 
۲۱ آذر ۱۳۹۰ ۱۰:۲۰

بابا شورشو در نیارین دیگه . واقعا چرت و پرت بود


صنم 
۲۱ آذر ۱۳۹۰ ۱۳:۱۴

خیلی زیبا بود واقعا نویسنده فهمیده ای داشته اصلا حاشیه نرفته. کتاب دیگه ای از ایشون هست به من معرفی کنید؟


avin 
۲۳ آذر ۱۳۹۰ ۱۷:۱۵

اره عزیزم دستت درد نکنه


رازقی 
۲۳ آذر ۱۳۹۰ ۲۲:۰۶

خیلی کتاب شیرینی بود توصیه میکنم حتماً بخونیدش


صنم 
۲۴ آذر ۱۳۹۰ ۱۷:۵۷

سلام بچه ها رمان خوب به من معرفی کنید


۲۵ آذر ۱۳۹۰ ۰۰:۵۸

رمانشششش بیببسسسسسسسسست حتما حتما بخونیدشششششششش . با تشکر برق سه فاز


۲۵ آذر ۱۳۹۰ ۰۸:۱۹

دوستان عزیز سلام مهرنوش هستم نویسنده تمنای وجودم ..البته نویسنده که نمیشه گفت چون به قول یکی از بچه هایاینجا ماها آبروی اونها رو میبریم…
ممنون از لطف دوستان و نظراتتون ..اما من نمیدونم چرا من رو مریم ریاحی ..مودب پور و خیلی نوینده های دیگه مقایسه کرده بودن!!!!
در ضمن خیلی ها نوشته بودن که من کوپی از زومانهای دیگه کرده بودم و توی رومان با کمی تغییر ادامه دادم.
خیلی ها میگفتن که من اصلا تو حال و هوای ایران نبودم و تو کار و رشته عمرانشون اغراق کرده بودم.جواب سوال اول اینه که میخوام یه کتاب به من بگین که عین این باشه!!!بله موضوعش تکراری بود اما کوپی برداری نبود ..جواب سوال دوم من الان ۱۰ سال هستش که ایران زندگی نمیکنم و مسلما با طبق اون زمان که ایران بودم یا چیزهایی که الان میشنوم این رومان رو نوشتم.
خیلی از دوستان گفته بودن مستانه همش در حال فحش دادن بود…میشه به من هم بگید چه فحشی رو به زبون آورد اون هم فحشهای رکیک…بله همش در حال نفرین و این چیزا بود اما به یاد ندارم فحش رکیک زده باشه….
در هر صورت این نوشته رومان و یا طنز برای دل خودم بود که دوست داشتم با شما سهیم بشم.و اصلا هم قرار نیست به چاپ برسونم که به قول یکی از دوستان هدفم درآوردن پول باشه….به لطف دوستان تصمیم به نوشتن نوشته دیگه کردم که اسمش سوار بر بال سرنوشت هستش …..
ار همه دوستان چه اونها که مارو کوبوندن چه اونهایی که تشویق کردن ممنونم


Miss.mona 
۲۶ آذر ۱۳۹۰ ۲۱:۰۴

مهر ۹۰  :
دوستان عزیز سلام مهرنوش هستم نویسنده تمنای وجودم ..البته نویسنده که نمیشه گفت چون به قول یکی از بچه هایاینجا ماها آبروی اونها رو میبریم…
ممنون از لطف دوستان و نظراتتون ..اما من نمیدونم چرا من رو مریم ریاحی ..مودب پور و خیلی نوینده های دیگه مقایسه کرده بودن!!!!
در ضمن خیلی ها نوشته بودن که من کوپی از زومانهای دیگه کرده بودم و توی رومان با کمی تغییر ادامه دادم.
خیلی ها میگفتن که من اصلا تو حال و هوای ایران نبودم و تو کار و رشته عمرانشون اغراق کرده بودم.جواب سوال اول اینه که میخوام یه کتاب به من بگین که عین این باشه!!!بله موضوعش تکراری بود اما کوپی برداری نبود ..جواب سوال دوم من الان ۱۰ سال هستش که ایران زندگی نمیکنم و مسلما با طبق اون زمان که ایران بودم یا چیزهایی که الان میشنوم این رومان رو نوشتم.
خیلی از دوستان گفته بودن مستانه همش در حال فحش دادن بود…میشه به من هم بگید چه فحشی رو به زبون آورد اون هم فحشهای رکیک…بله همش در حال نفرین و این چیزا بود اما به یاد ندارم فحش رکیک زده باشه….
در هر صورت این نوشته رومان و یا طنز برای دل خودم بود که دوست داشتم با شما سهیم بشم.و اصلا هم قرار نیست به چاپ برسونم که به قول یکی از دوستان هدفم درآوردن پول باشه….به لطف دوستان تصمیم به نوشتن نوشته دیگه کردم که اسمش سوار بر بال سرنوشت هستش …..
ار همه دوستان چه اونها که مارو کوبوندن چه اونهایی که تشویق کردن ممنونم

مهرنوش عزیزم من خودم رمانای زیادی خوندم و با اطمینان میتونم بگم که موضوع تو تکراری نبود و از خیلی رمانایی که چاپ شده بود و خونده بودم بهتر بود پس واقعا عنوان نویسنده شایسته ی تو هستش …..
مطمئن باش اگه این کتاب چاپ بشه طرفدارهای زیادی پیدا میکنه ….
دوستایی که میگن از چیه این رمان خوشتون اومده دلیلتونو بگین کاملا تا اشکال کار مشخص بشه …..
اتفاقا شخصیت مستانه خیلی جالب بود نه جلف بود نه اعتقادیو زیر پا گذاشته بود ….

    ۲۸ آذر ۱۳۹۰ ۲۲:۳۷

    mehrnosh jan aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bod man emroz az sar dadr dashtam mimordam ama ye chend safhe az romaneto khondam arome arom shodam fogholade khade dar va ali bod ba hamin poshtekar edame bede



نینا 
۲۸ آذر ۱۳۹۰ ۱۴:۴۳

خیلی قشنگه راستی پرشان هم قشنگه


Flora.Fairy 
۳۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۵:۵۰

اولاً خیلی رمانش باحال بود من کلی خندیدم دمت گرم نوشین جان.
بعدش هم مگه همه رمانهای عالم باید یه نتیجه براتون دست و پا کنه که راضی بشین. رمان می تونه سرگرم کننده و خنده دار هم باشه. سرگرم کننده و خنده دار باشه بهتره، ما که از بس از این قصه مصه ها نتیجه گرفتیم مردیم از تجربه.
مهرنوش جان از اونجاییکه منم ای کمکی دستی تو نوشتن دارم می تونم بگم که خیلی قلمت روون و دل نشین بود. درسته موضوعش یکم کلیشه ای و تکراری بود ولی جنبه های مثبتش بیشتر بود از خیلی از رمانهای دیگه صد برابر بهتر بود.
لطفاً اگه چیز دیگه ای تو مایه های این داستان سراغ دارید بگید. ضمناً منشی مدیر رو خوندم ولی اصلاً با این قابل مقایسه نیست. خیلی هم خنده دار نیست، دختره بیشتر پررو و چشم سفید و بی تربیت بود تا بامزه. این مستانه شخصیت خیلی باحالی داشت.


Flora.Fairy 
۳۰ آذر ۱۳۹۰ ۱۵:۵۷

ضمناً از اون داستانهای مودب پور هم خیلی بهتر بود. مهرنوش جان! خیلی بهتر از خیلی نویسنده هایی که کتاباشون چاپ هم شده نوشته بودی. مهم اینه که من خوشم اومد چون من از هر رمانی خوشم نمیاد. توصیف،‌ نگارش و دستور زبان خوب بود.


elahe 
۰۲ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۰۶

bahal bud,khosham umad!chanta romane khub:ghazal,hamkhune,dalane behesht,elaheye naz va hamin tamanaye vojodam!daste nevisande dard nakone


khanom gol 
۰۵ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۳۵

مهرنوشی این اولین کتاب قشنگی بود که از کاربرای نویسنده خوندم …… یه جورایی تو باعث شدی رمانای کاربرای دیگه رو هم بخونم ………….. ولی بهتر از تو تاحالا ندیدم گلم


narcis* 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۴۵

خسته نباشید…


hessam moosavi 
۱۲ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۵۹

شیما  :
خیلی عالی بود
خییییییییییییییییییییییییلی


شیرین زبون 
۱۳ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۴۴

عالللللییییییییییییییییییییییییییییییی بود اما سرعتا پایینه!!!!!!!
میکشم خودمو تا دان میشه!!!!!!!!!!!!


نرگس 
۱۵ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰

ببخشید اما از بعضی قسمتاش اصلا خوشم نیومد…!!!!


مهتا 
۱۶ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۲۲

مرسی مهرنوش جون واقعا خسته نباشی خیلی دوست داشتنی بود ممنون


۱۶ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۲

من هنوز نخوندم دارم دانلودش می کنم امیدوارم همانطور که دوستان می کن قشنک باشه


غزاله 
۱۷ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳

سلام
رمان خیلی قشنگ بود
خیلی خیلی زیاد
خیلی خوب و روون نوشته شده بود
مهرنوش جان خیلی خیلی ممنون
منتظر کتاب های بعدیت هستم
بازم ممنون


سحر 
۱۷ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۴۶

وای خیلیییییی خوب بود مرسی راستی کتاب شروع از پایان خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کمککککک!.کتابی مثل همین یا همخونه میشناسین موضوعش تکراری نباشه؟کل بازی باشه؟؟؟؟؟ ممنون


samareh 
۱۷ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۵۴

vahean in ketab chiye ke inghad hame azash tarif mikonan????? kheili bachegane neveshte….taze be taghlid az ketabe MONSHI MODIR ham neveshte!!!!!
copy khub anjam dade…..


sahar 
۱۸ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۳۶

راستی می خوام عضو سایت بشم نمی دونم چه جوری ممنون میشم راهنماییم کنید.


hosna 
۱۸ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۰۳

مرسی مهرنوش عزیزم.افرین.من خودم یکی ازبهترین رمان خوانهاهستم.ولی این یه حسی دیگه داشت.جوریکه ۱روزه تمومش کردم.ورمانایی که توصیه میکنم بخونید>تاته دنیا-درامتدادحسرت-همخونه-الهه ناز-هرگزرهایم نکن-غزال.وتمنای وجودم.تروخدایه رمانی شبیه اینابهم معرفی کنید.هم خنده داروهم کل کل پسرودختری هم پسرمغروروعاشق مثل امیر


hosna 
۱۸ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۱۶

راستی یادتون نره کتاب معرفی کنیددددددددددددددددد

باهمین مضمون.فقط اخرشون بدتمون نشه


بهار 
۲۰ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۵۵

به نظرم خیلی شبیه کتاب “چشمانی به رنگ عسل” بود… ولی بیخیال… نویسنده کله گندهاش هم کپی میکنن…
از نقش اول داستان خیلی خوشم اومد. یه جاهایی خیلی شبیه خودم میشد!!!!!!!!
در کل به همتون پیشنهاد میکنم که این رمان رو بخونید.
خسته نباشید مهرنوش جان…


بیتا 
۲۲ دی ۱۳۹۰ ۱۲:۱۷

hosna  :
مرسی مهرنوش عزیزم.افرین.من خودم یکی ازبهترین رمان خوانهاهستم.ولی این یه حسی دیگه داشت.جوریکه ۱روزه تمومش کردم.ورمانایی که توصیه میکنم بخونید>تاته دنیا-درامتدادحسرت-همخونه-الهه ناز-هرگزرهایم نکن-غزال.وتمنای وجودم.تروخدایه رمانی شبیه اینابهم معرفی کنید.هم خنده داروهم کل کل پسرودختری هم پسرمغروروعاشق مثل امیر

حسنی جان میتونی کتاب عشق زمستانی.سواربربال سرنوشت.ازدل اتش و….
روبخونی


بیتا 
۲۲ دی ۱۳۹۰ ۱۳:۲۰

کتاب جالبیه واسه من ۵دقیقه ای دان شد


نگین 
۲۲ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۳۵

ممنون…در کل رمان خوبی بود ارزش یه بار خوندنو داشت! اما:
مزایاش: قلم نویسنده خیلی باحال و زیبا بود و یه جورایی آدمو جذب میکرد! و آخرش هم خیلی خوب تموم شد!
معایبش: اولا اینکه داستان خیلیییییییییی تکراری بود و کلا روند جلو رفتن داستان ضعیف بودش! یعنی من از اول میدونستم آخرش چی میشه! کلا تموم اتفاقا تکراری بود برام! و دومین مشکل هم اینکه: چهره ی آدمای مومن رو خیلی بد نشون داده بود! مومن واقعی هیچچچچچچچ وقت در هیچ شرایط به خودش اجازه نمیده کارایی که این مستانه خانوم کرد با مرد نامحرم بکنه!!! و جالب این جا بود هروقت می خواست حجابشو حفظ کنه یا خانوم خیاط اشتباه میکرد یا شیوا شوخیش مگرفت یا….!!!!!! آخرشم که دیگه بماند چه کارایی که با پسر مردم نکرد! فکرکنم پسرا،دخترای دست نیافتنی رو بیشتر دوست داشته باشن! اگه تو واقعیت بخوای این جور کارایی رو با جنس مخالف انجام بدی،پسره بهت خیانت میکنه و عشق و حالشو که کرد میزاره میره و این وسط ضررش فقط برای دختره اس! و سومین و آخرین اشکال: این امیر فکر کنم حوری بهشتی بود! کسی عاشق واقعی هست که عشقشو با تموم خوبی ها و بدی هاش دوست داشته باشه! اگه این جوری باشه و این طور که تو خیالات مهرنوش خانوم هس یه آدمی این جوری پیدا بشه دیگه عاشق اون شدن کار سختی نیستش! هر دختری رو ببری درجا عاشقش میشه! گرچه به نظرم این جور آدمی وجود خارجی نداره و تو رویاهای دخترای ۱۷-۱۸ ساله پیدا میشه فقط!!!!!!
امیدوارم مهرنوش جون به دل نگیره این حرفا رو! من فقط نظر شخصیمو گفتم! البته اینم بگم که نسبت به خیلی رمانی دیگه برتری داشتا!
بازم مرسییییییییییییییییی :)

    honey_x 
    ۲۲ دی ۱۳۹۰ ۲۳:۴۷

    بهتره با یک اسم و نظر مشخص کامنت بزارید دوست عزیز و صد البته مودبانه! کامنتای بعدیتون حذف میشه! تکرار نکنید تا آی پیتون بسته نشه!



۲۳ دی ۱۳۹۰ ۰۳:۱۵

ب نظرم ک عالی بود


RAYA 
۲۴ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۱۷

شلام من اول که داشتم این رمان رو برمی داشتم فک میکردم یه چی تو مایه هایه چشم هایی به رنگ عسل هس ولی بعد فمیدم از اون رمان بالا هاس حتمااااااااااااااااااااابخونیدش این بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسم برای مهرنوش گلم بای


mahtab 
۲۴ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۱۶

خیییییییییییییییییلی قشنگ بود حتما بخونین خیلی میخندین


maryam 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۰۰:۱۹

من که خوره رمانم،ولی اجازه نقد این کتابو به خودم نمی دم چون ساعت ۴ صبح به زور جلو خندمو گرفتم تا کسی بیدار نشه. مهرنوش جون دستت درد نکنه خیلی قشنگ بود. همین که آدمو به خنده وا می داشت خودش کلی هنر بود


m_w 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۰:۲۱

aliiie ghashane bekhooninesh


حنانه 
۲۶ دی ۱۳۹۰ ۱۸:۲۲

من خوندمش !رمان قشنگیه .طبیعتا بعضی قسمتاش شبیه رمان های دیگه هست اما کل کل امیر و مستانه بانمکش کرده و من اخرش رو خیلی خیلی دوست داشتم برخلاف رمانهای دیگه ای ک خوندم و هیچ وقت اخرش رو دوست نداشتم !اما این یکی اخرشم بانمک تموم میشه !
درکل ارزش خوندن داره!پیشنهاد میکنم بخونیدش


مهسا 
۲۷ دی ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵

aliyeeeeeeeeeeeee


htn 
۲۸ دی ۱۳۹۰ ۰۹:۲۳

من تازه عضو سایت شدم اول فکر نمیکردم رمانای کاربرا قشنگ باشه اولین کتابی که ازشون خوندم هم سایه من بود که خیلی قشنگ بود ازون موقع همش تو سایتم این رمانم خیلی قشنگ بود خیلی با حال بود


پروانه 
۰۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۹:۴۸

بابا چرا گیر الکی میدید مهرنوش جان کتابت عزیزم عالی بود الان همه به راحتی میتونن گریه کنن چون چیزی که زیاده غم و غصه و اشک و زاری اما الان خندوندن آدما کار سختی که تو با این کتابت واقعا این کارو کردی و من و خندوندی عالی بود خسته نباشی امیدوارم موفق باشی گلم . . .


مارال 
۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ۰۰:۲۶

کتاب خیلی خیلی قشنگی هستش به همه سفارش میکنم که بخونینش واقعا حال ادمو عوض میکنه من که عاشقشم و با وجود اینکه خیلی وقته دانلودش کردم اما هر وقت دلم میگیره این کتاب رو میخونم.مهرنوش جون دستت درد نکنه.چرا دیگه کتاب نمیدی مهرنوش جون؟


مسعود 
۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ۰۰:۵۶

با سلام و احترام
کتاب بسیار جالب و روانی بود مهرنوش خانم تبریک میگم و بیصبرانه منتظر دومی هستم امیدوارم که زیاد منتظر نمانم

در مورد نقد لیلا خانم درست میگن وسط داستان شیرین را تنها گذاشتی و بعد در اخر اعترافات امیر را هم نادیده گرفتی که مخاطب فکر میکرد عشق یکطرفه باشه اگر در آخر روی تخت بیمارستا امیر اعتراف به عشق خود نسبت به مستانه از روزهای اول میکرد شاید کمی ظولانی میشد ولی مخاطب را در مورد سیلی که زده بود ارضا مینمود

با این نقد هیچی از این داستان زیبا کم نخواهد کرد مرسی


darya 
۰۵ بهمن ۱۳۹۰ ۰۰:۴۹

eftezaaaaaaaaaaaaaaah bud,,,,,man nemifahmam in roman kojash jalebo khande dar bud…beshedat bachegane va bi asaaaaas,,,hich harfi va3 goftan nadasht


sahar 
۰۷ بهمن ۱۳۹۰ ۲۳:۰۷

khob bod ketab tipe ketabaye nazi safavi soragh nadarin?


yasi khanom 
۰۹ بهمن ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶

فداااااااااااااااااااااااااااااااااااااات شم مهروش جون …. خیلی توپ بود
من که عاشقش شدم … با این بار میشه ۱۷ باری که این رمانو میخونم


sara 
۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ۱۵:۴۷

kheyli ghashang neveshti mehrnosh jan ama age kami az zabane amir ham va ehsasatesh migofti foghaladeh mishod .. dar har hal man ke kheyli hal kardam va dosesh dashtam … lots of love to u


setareh 
۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۰۴:۴۴

binazir bod,koli khandidam


سحرناز 
۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ۲۱:۴۵

امیدوارم خوب باشه با این همه تعریف . من که دارم دانلودش میکنم ولی الان سه ساعته که از سه درصد بالاتر نرفته !!!!!


غزل 
۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵

مهرنوش جون قلم خیلی قوی و رسایی داری…. واقعا عالی بود…. دستت طلا خانوم


الهام 
۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۲۳:۵۸

سلام من الان دارم دانلودش می کنم و با این تعریف هایی که دوستان کردن واقعا مشتاق شدم بخونم.. ممنون…..


تینا 
۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ۱۲:۰۷

کتاب قشنگ و جالبی بود.ولی آخرش میتونست بهتر تموم بشه. خیلی یهویی به هم رسیدن و امیر اصلا چیزی ابراز نکرد.
ولی در کل قشنگ و خنده دار بود.آفرین


مهسا 
۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ۱۷:۵۱

بهترین رمانی بود


بهار 
۱۳ بهمن ۱۳۹۰ ۲۱:۳۶

عاااااااااااااااااااااالللللللییییییییییییییییییی بود
واقعا قشنگ بود چون خیلی به واقعیت نزدیک بود
واقعا ممنون مهرنوش جان
قلمت واقعا گیراس


zeinab 
۱۶ بهمن ۱۳۹۰ ۱۵:۵۳

واقعن قشنگ بود
بهترین رمانی بود که تاحالا خونده بودم!
چرا این نویسنده دیگه رمان نذاشته؟خیلی قشنگ مینویسه!


هستی یا نیستی 
۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ۱۳:۴۱

بد نبود هیچ اتفاق خاصی که به داستان هیجان بده توش نبود الی چند صفحه آخر اما تیکه های نویسنده خیلی با حال بود بیشتر کتاب برا تیکه هایی که امیر مستانه به هم می انداختم خوندم بازم از سایت خوبتون ممنون


۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ۲۳:۵۴

خدا بگم چیکارت نکنه دختر!
خوابم نمیبرد گفتم ۲۰ صفحه از این رمان رو بخونم شاید خوابم بگیره! چشم از کامپیوتر برداشتم دیدم صبح ساعت ۷ شده!!!!!!!
بیخوابی خوبی بود ;-)


مینا 
۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۸:۴۱

واقعااااااااااااااا عالییییییییییی بود پیشنهاد میکنم حتما بخونین


Nashenas 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۰۵:۰۷

Yani vaghean aliiiiiiiiiiiiiiiiiiii bood hatman bekhooninesh hatman.


rayka 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷

chanta ketab jadid ke akharesh khob bashe moarefi konid
lotfaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaan


مریم گلی 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۴۴

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وانجا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سر عشق بازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کاخر ملول کردی از دست و لب گذیدن
فرصت شمار صحبت کزین دو راه منزل
جون بگزریم دیگر نتوان به هم رسیدن
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی
یارب به یادش آور درویش پروریدن
این شعر خیلی شبیه ماجرای مستانه و امیره نه؟


rayka 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۴۷

ok


melina 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۳:۳۸

akhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh jon akhar shodam:)):))kheili romane bahallie man ta hala 20 bar khondamesh:*


rayka 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴:۲۰

ketabe khobi bod man ke koli khandidam
tope top bod mrsi dastt tala


elnaz 
۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ۲۳:۳۲

salam ghashang bud merc


یزدان 
۲۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۲:۳۴

به نظر من :
-اگه شخصیت مستانه پسر بود رمان شرایط بهتری پیدا میکرد چون زیاد زیبنده نیست که یه دختر (( داش مشتی )) حرف بزنه به عنوان مثال : مستانه به خودش میگفت تو که خوش نداری … این جور حرف زدن یه دختر ( برای آقایون مخصوصا ) یه جورایی چندش آوره ! همونطور که اگه یه پسر با ناز و ادا حرف بزنه زشته . دختر با لطافت و ظرافتش هست که برای آقایون جذابه .
- توی رمان من حرف هایی رو دیدم که فقط توی چت رووم دیده بودم و تا حالا ندیده بودم توی یک رمان اینجوری به طور مستقیم از این جور کلمات استفاده بشه مثلا اونجا که به شیوا گفت : انگار این پسر خاله تو … آسمون وا شده و افتاده پایین و اونجا که بازم گفت : این اقای رضایی این حرف ( نقشه (؟)) رو از کجای تمبونش درو ورد اینا زیبنده که نیستند هیچ خیلی هم … مخصوصا اگه یه خانم بگه !
من رمان رو تا آخر نخوندم و تا همینجا میتونم نظر بدم .
با اینحال گل بی عیب خداس امیدوارم که رمان های بعدیتون معروفیت جهانی پیدا کنه .


zaha 
۲۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۹:۴۹

خیلی قشنگ بود


ثاره 
۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ۱۳:۲۱

واقعا افتضاح بود.بعد از این همه تعریف فک نمیکردم اینقدر سطحی باشه!!!!!
همش سوء تفاهم ، یک زندگیه کاملا معمولی و به بخار!
از این همه تعریف متعجبم!


Rose sefid 
۲۷ بهمن ۱۳۹۰ ۲۰:۵۳

سلام ،من تازه عضو شدم.از تمام شما که نظر میدید ممنونم،همیشه وقتی میخواستم رمان بخرم اگر از آخرش خوشم میومد میخریدم مونده بودم چکار کنم؟کسی میتونه به من کمک کنه؟یه کوچولو برای مچ شدن با این سایت کمک میخوام


۲۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴:۵۴

مهرنوش عزیز خسته نباشی .اگه نکاتی که یزدان گفته رو رعایت کنی خیییییلی بهتر میشه. در کل من خوشم اومد.مرسی


دریا 
۲۹ بهمن ۱۳۹۰ ۱۷:۱۳

من دقیقا همین الان رمان و تموم کردم، یعنی واقعا واجب بود بیام نظرموهمین الان بگم، مهرنوش جون دستت طلاااااااااااااااا، یعنی واقعا اند رمان بود، باور کن از دیروز عصر تا امروز صبح نشستم یه بند تمومش کردم
خسته نباشی، و خیلی خیلی مرسی گلم
درضمن ۱۰۰% منتظر کارای بعدیت هستم و هستیم :D


No Name 
۰۲ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷:۱۲

رمان خیلی قشنگی بود نسبت به نقاط قوتش نقاط ضعف کمی داشت
بایه سری اصطلاحاتش خیلی حال کردم نکنه۱۸-هستم خیلی جالب بود
راستی مستانه یه کم ناگهانی خودمونی شد ولی…بازم میگم خیلی قشنگ وخیلی خیلی جذاب بود


nazi 
۰۳ اسفند ۱۳۹۰ ۲۰:۳۵

خیلی وقت بود هرچی کتاب خوندم جدی بود وقتی اینو خواندم کلی روحیم عوض شد
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
باتشکر<3


aram 
۰۵ اسفند ۱۳۹۰ ۰۱:۳۹

تبریک میگم مهرنوش جان خیلی قشنگ بود بعد از چند تا رمان غمگینی که این آخریا خونده بودم بجاش سر این رمان حسابی خندیدم مرسی


sheitoonak 
۰۶ اسفند ۱۳۹۰ ۲۲:۲۶

خیلی خیلی داستان قشنگی بود بهتون تبریک میگم مهرنوش خانوم
امیدوام رمانهای بعدیتون هم مثل این یکی قشنگ و جذاب بشه.
راستی بچه ها اون بالا زیر دانلود نوشته توصیه کنید میدونید منظورش چیه!!!شایدم برا قشنگی سایتشون گذاشته باشن!!!من که نفهمیدم!!!
۵۰۰ نفر نظر دادن و اکثریت که چی بگم همه از این رمان تعریف کردن ولی فقط ۹۰ نفر توصیه کردن…خوب هر کی ندونه میگه حتما رمانش خوب نبوده.


sara 
۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱۴:۴۷

عالی عالی عالی بود .ممنونم


paradara 
۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۱۲:۲۳

داستان قشنگی بود. ممنون


zeinab 
۱۲ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷:۴۰

سلااام
عالییییییییییییییییی بو
خیلی وقت بود اینجوری نخندیده بودم
مرسیییییییییییییییی


zeinab 
۱۳ اسفند ۱۳۹۰ ۰۹:۱۶

سلااااااااام.
خیلییییییییییی قشنگه.حتما بخونید.
اگرم خوشتون اومدن حتما دکمه ی توصیه کنید رو بزنید تا جزو رمان های توصیه شده توسط کاربران بشه!!!


Aram 
۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ۰۰:۴۸

از نظر من که واقعا قشنگ بود
ممنون…


رویا 
۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ۱۶:۵۹

سلام به همه ی دوستان عزیز. کتاب قشنگی بود . ارزش خوندن داشت


مبینا 
۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ۱۸:۲۸

عالی بود عاااااااااااااااالی مهرنوش جون بازم بنویس


پریسا 
۲۳ اسفند ۱۳۹۰ ۱۳:۲۹

سلام
خیلی خوب مهرنوش جونم . واقعا بهی تبریک می گم .تک بود تک
امیدوارم بازم بتونی به این خوبی بنویسی .
تبریک تبریک تبریک


ساحل03 
۲۳ اسفند ۱۳۹۰ ۱۴:۴۱

خیلیییییی عالی بود مهرنوش جان . من که تا حالا رمان به این قشنگی نخونده بودم. موفق باشی عزیزم


سروناز 
۲۴ اسفند ۱۳۹۰ ۱۴:۴۵

منم خوشم اومد کارت عالی بووود.حتما چاپش کن.البته نتیجه اخلاقی خاصی نداشت و آخرش یکم دختره از اعتقاداتش زده بود ولی خوووووب بود.من که ساعت ۳ نصف شب اینقد خندیدم که نگووو.مرسییی


somayeh 
۲۶ اسفند ۱۳۹۰ ۲۱:۰۱

salam be hame besiar ziba bud dastetun dard nakone


پونه 
۱۰ فروردین ۱۳۹۱ ۰۹:۱۵

سلام اگه بخوام ازتوکامپیوتربخونمش بایدچیکارکنم؟


mahta 
۱۰ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲

slm.man balad nistam email behkunam.mishe yeki komakam kone

:-( (


ماهگل 
۱۱ فروردین ۱۳۹۱ ۲۲:۵۶

سلام!
خیلی رمان قشنگی بوووووووووووووووووود!
خیلی خنده دار بود!
نخونید از دست رفته!
خیلی قشنگ بود………
مهرنوش خیلی باحالی!


تیلیا 
۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۲۹

از تعریف دوستان مشتاق شدم بخونم /والا


sahar 
۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ۲۳:۵۸

سلام خیلی قشنگه حتما بخونیدش.


سارا 
۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲

خیلی خوب بود


maryam 
۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۰۱:۲۲

salam.kheyli romane ghashangiye.faghat mehrnosh jan age mishe lotf kon va bazam romanhaye digei toye hamin mayeha bezar.mer30


sharareh 
۲۴ فروردین ۱۳۹۱ ۱۶:۲۳

kheili ghashang bood man ke asheghe ein roman shodam har vaght delam migire mikhoonamesh age mishe ye roman dg dar hamin maie ha be man moarefi konid akharesh khob bashe va kole roman ham depres konande nabashe mikham shakhsiate pesaresh ham mese hamin amir bashe mamnoon


آشفته 
۲۸ فروردین ۱۳۹۱ ۱۹:۳۵

خیلی قشنگه………….


۲۸ فروردین ۱۳۹۱ ۲۲:۲۶

سلام واقعا ازتون ممنونم عاشق این کتابم خیـــــــــــــــــــــــــــلی قشنگه از نویسندشم تشکر میکنم باریک قدرت تفکر و خلاقیت


asal 
۳۱ فروردین ۱۳۹۱ ۰۳:۱۱

خیلی خیلی قشنگ بود
مرسی


Tina 
۳۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۲:۳۰

بهترین کتابی بود که از این سایت خوندم.مرسییییی
مهرنوش جان به نوشتن تو این سبک ادامه بده.سوار بر بال سرنوشتت رو هم خیلی دوست دارم.


شیرین 
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳

عالی بود.من و همه فک و فامیلم خوندیمش


asal 
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۰:۱۱

kheli kheli ghashang bood mehrnoosh joon
khaste nabashi azizam


مانیا 
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۱۲

kheyli kheyli khob bod


۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۰:۳۱

از نظر من این رمان خیلی زیبا بود! باورم نمیشه یک کاربر این رمان رو نوشته باشه!! فوق العاده طنز بود و خود به خود آدم رو جذب میکرد. واقعا به نویسنده تبریک میگم.


فرشته 
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۸:۲۹

عالی بود این کاربر باید خیلی ذهن خلاقی داشته باشه من یک روز و نیم تموم کردم اونم تو موبایل


saghar 
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۹:۰۱

سلام من ۴ بار این کتاب رو دانلود کردم ولی زمانی که میخوام بخونمش ارور میده نمیدونم چرا فقط این کتاب و چند تای دیگه رو این خطا میده ممکنه یکی از دوستان راهنماییم کنه خیلی دلم میخواد بخونمش بازم از کمکتون ممنون


mina 
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۱۵

moshtagh shodam che ghad tarif


مهرنوش 
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۷:۳۵

خیلی عالی بود اونقدر جذاب بود که حتی یک جملشم جا ننداختم.طنز زیبایی داشت .


لیتیوم 
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۳۸

چه عجب بالاخره بعد خوندن ی رمان اشکم در نیومد.
از هر کسی که واسه این زحمت کشیده واقعا ممنوم.


sara 
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۱۶

سلام خیلی قشنگ بود


پروانه 
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۲:۱۶

نسبتا جالب بود. با اینکه از ابتدا آخرش معلوم بود اما باز هم آدم دلش می خواست اون رو بخونه.
دیگه اینکه چه عجب که یک نفر محرم نامحرم متوجه میشد که البته اون هم آخر داستان یادش رفت نامحرم یعنی چه! اما باز عم به دلیل رعایت این مسئله در داستان از نویسنده اش تشکر می کنم.
جالبه که نویسنده های خانم در رمانهایشان حتما روی مسئله غیرت داشتن شخصیت پسر و ساده و متین و کم آرایش بودن شخصیت دختر تاکید دارند و البته حقیقت بیرونی هم همین است.
باز هم ممنون


fateme 
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۵:۳۳

من که خیلی موقع خوندنش خندیدم….برادرم ازم میپرسید خل شدی؟منم بهش میخندیدم


mehrnush 
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۵۰

نمی دونم چرا ۵۹۰ تا نظر دادین ولی توصیه نکردین اگ از این رمان خوشتون اومد ازتون خواهش میکنم بعد از نظر دادن حتما در قسمت بالا اونو توصیه کنین و ستاره دارشم بکنین من بازم از مهر نوش جون تشکر میکنم چون برای بار دوم اونو خوندم و خندیدم مرسیییییییی


محمد فردین 
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۳۳

سلام به همه بچه های ۹۸ia و مخصوصا به مهرنوش به خاطر این داستان زییییبااا. راستی بچه ها اگه میخوایین که هم بخندین و هم گریه کنین که بیشترشو باید گریه کنین من پیشنهاد میکنم که کتاب رسم عاشقی رو هم دانلود کنین و بخونین.خیییییلی قشنگ و عالی بود.


f.m 
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۴۳

خیلی ممنون کتاب خیلی قشنگی بود ولی چندتا اشکال داشت
اول اینکه داخلش از اصطلاحات انگلیسی مثل tv و چندتا چیز دیگه استفاده می شد که یه کم تو ذوق می زنه
دوم شخصیت مستانه که یه دختر با حجاب و نسبتا مقید بود ولی در آخر داستان یعنی بعد دزدیده شدن کاملا این شخصیتشو از دست داد مخصوصا اون تیکه آخرش تو بیمارستان خیلی تو ذوق من زد انگار یهو همه چی رو کنار گذاشت


pari 
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۲۱

اه چقدر دختره بی تربیته.اولاش کسل کننده بود ولی ای بد نبود.


هانیه 
۰۱ خرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۵۲

سلام مهرنوش جون کتابت خیلی قشنگه ولی من میخوام بدونم چرا پسرا فقط تو داستانا با یه نگاه عاشق میشن و درباره دختره کنجکاو میشن ولی تو دنیای واقعی تا یه سالم که کنار یه دختر کار کنن متوجهش نمیشن و اصلا نمیبیننش ولی کلا کتابت خیلی بامزه بود و من اصلا با فحشا مشکلی ندارم چون اگه موضوع فقط فحشای ذهنی باشه همه خیلی هم دست و دل بازتر از دختر داستان میشن ولی بنظرم پسر داستان یکم زیادی پررو و مغرور بود من اگه جای دختر داستان بودم خیلی بدتر پراشو میچیدم


arezoo 
۰۵ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۵۷

خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی عـــــــــــــالـــــــــــــــیه


درنا 
۰۶ خرداد ۱۳۹۱ ۰۵:۱۸

مثل رمان های دیگه بود اما خیلی کمدی هم بود مخصوصا سوتی دادن ها
شخصیت مستانه جالب بود
به خوندنش می ارزه


pari 
۰۷ خرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۲۳

بچه ها خواهش میکنم بهم بگید……چه جوری میشه واسه رمانای کاربران سایت نظر گذاشت؟؟

    honey_x 
    ۰۸ خرداد ۱۳۹۱ ۰۸:۴۷

    همین کامنتایی که اینجا میذارید، نویسنده ها میبینن و درصورت لزوم جوابتونم میدن!



samira 
۰۹ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰

واقعا جزء بهترین رمانهایی بوده که تا حالا خوندم


jigul 
۱۱ خرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۲۵

قبلا خوندمش خیلییییییییییییییییی خیلیییییییییییییییییی توپه.


یگانه 
۱۳ خرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۱۶

واقعا بی تظیر بود


سمانه 
۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۵۶

بسیلر عالی بود افرین به نویسندش بوس بوس بوس


۲۱ خرداد ۱۳۹۱ ۰۹:۵۶

عالی وبامزه بو د دستش درد نکند بازهم تشکر
علی دانشگاه کابل


mahsa 
۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۱۲

واقعا که قشنگ و بامزه بود.لذت بردم از خوندنش


mohadese 
۲۵ خرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۲۳

همه رمان ها تو گوشیم دانلود شده به جز این یکی میگه قالبش خرابه لطفا بررسی کنید


ay3an 
۲۵ خرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۱۸

kheyli romane ghashngiye dou3 dashtam man :x


۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۳۹

وای من که عاشقشم فکر کنم یه۶باری خوندمش


shabnam 
۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۰۲

KHEILI GHASHANG BODAM KASHKI BAZAM EDAMEH DASHT MAMNONAM


raha 
۲۷ خرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۰۷

agha man daram inja hang mikonam danlood nemishe eroor mideeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee!!!


نگین 
۲۸ خرداد ۱۳۹۱ ۱۸:۲۷

واقعا خیلییییییییییییی قشنگه
مخصوصا کلکل های مستانه وامیر
خیلییییییییییییییی باحاله
دست نویسنده اش خانم مهرنوش کاربر انجمن درد نکنه
رمان محشریییییییییییییییه


صدف 
۲۹ خرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۲۰

واااااااااااااااااااااای عالیه.من که تاحالا سر هیچ رمانی گریه نکردم,درکمال تعجب سراین رمان گریه کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۳۰

من نتونستم دانلودش کنم…..ناراحت….


۳۰ خرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۱۳

وای از خود ساعت ۷ تا الآن که ۱۱:۴۰ س دارم گریه میکنم اصن گریه ام بند نمیاد محشر بوددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد………
دمت گرم امیر با این شخصیت باحال و پیچیده ات……..
این مستانه ام ک گل کاشته با این سوتیاش……….
خیلی خوب بود توصیه میکنم حتما بخونین!حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااا


۰۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۵

slm khoob hastin???

in roman behtarin romani bood k tahala khoondam..

ag roman dg e shabihe ino darid lotfan moarefi konid!!

tnx!!


ترانه 
۰۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۵۶

سلام.رمان خیلی خیلی قشنگی بود.کلی خندیدم.فقط میشه چندتارمان کل کل دخترپسری مثل همین بهم معرفی کنید؟ممنون میشم.

    maryam// 
    ۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۳۶

    همسایه من.همخونه.زندگی غیر مشترک.قرارنبود اونجوری هستند که شما میخوای



بنده خدا 
۰۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۰۴

خیلی عالیه اصلا یه چیزی بالا تر از عالی محشره حتما بخونیدش


نسیم 
۰۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸

خیلی عالیه من عاشق رمانایی ام که دختره و پسره باهم کل کل کیکنن از حاضر جوابی مستانه هم خیلی خوشم اومد خوبه دختر جلوی پسره کم نیاره


good girl 
۰۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۳۰

خیلی عالیه من عاشق رمانایی ام که دختره و پسره باهم کل کل کیکنن از حاضر جوابی مستانه هم خیلی خوشم اومد خوبه دختر جلوی پسره کم نیاره


هما 
۰۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۴۴

منم خوشم امد خوبه بخونینش


هدش 
۰۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳

سلام خیلی جذاب و قشنگ هست و قلم گیرایی داره


sara 
۰۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۵۹

واقعا قشنگ بوووود مرسی ببوووسس


مارال جووون 
۱۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۵

من تنهاازچیزی که خوشم اومداین بودکه خیلییییییییییییییییییی خنده داربود…اصلایه جاهاییش من انقدربلندمیخندیدم که مامانم دعوام میکرد..یایهوهمه برمیگشتن باتعجب نگام میکردن…رمان بسیارجذابی بود…اماطوریم نبودکه مثل همخونه تاحالا۷بارخونده باشمش!!!دیگه هم نخوندمش امایک روزه تاساعت ۳شب تمومش کردم!!!


مارال جووون 
۱۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۲۷

ولی دختره هم زیادی بی ادب بود!!!!!!


fateme 
۱۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۴

s elenaآخه این کجاش محشر بود؟کجاش گریه داشت؟تو با این روحیه لطیفی ک داری توصیه میکنم بری رمان(تقدیر این بود که… )رو بخونی و ۱هفته گریه کنی
و اما نظرم راجع به رمان اصلا قشنگ نبود من به حرف این بچه هایی که گفتن قشنگه دانلود کردم بچه ها خواهشا وقتی نظر میدین راست بگین برین یه چند تا کتاب بخونین تا ببینین رمان قشنگ یعنی چی


maryam// 
۱۳ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۰۳

وحشتناک بود.یه دختر همه چی تموم و یه پسر همه چی تمومتر.هرچی پسر خوشگل و خوشتیپ و از آمریکا برگشته تو داستان هست کشته مرده دختره هستن و خواستگار از سر و روش بالا میره.این همه مهندس با تجربه به ذهنشون نرسید دو طبقه به زیر این مجتمع اضافه کنن فقط منتظر این خانوم بودن.روز اول رفته سرکار با رییس شرکت میره کافی شاپ.تازه لازم میدونه که بهش توضیح بده اون پسره کی بود و با من چیکار داشت و بعدم اشک و آه و فغان که به کسی که هنوز ۲ روز نیست میشناسش ثابت کنه من از اون دختراش نیستم .تا صفحه ۳۰ بیشتر نتونستم بخونم.تو رو خدا تو پرداخت شخصیتها و اتفاقات یه کم دقت کنید.


nazanin 
۱۴ تیر ۱۳۹۱ ۱۱:۰۴

ali bod tnx


آندیا 
۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۵۱

عااااااااااللللللللللللللللللیییییییییییی بود.ببخشید جوگیرشدم. درسته که مثل بیشتر رمانای دیگه دختره خوشگل و مانکن و پسره از اون بهتربود ولی من از اول تا آخرکتاب داشتم میخندیدم که اگه مامانم گیرنمیداد همه رو یه شبه تموم می کردم.به نویسنده تبریک میگم.


آندیا 
۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۰۳:۵۷

بعدم اینکه بقیه میگفتن دختری که مقید به حجابه و اینا چرا با پسرارفته بیرون مگه مشکلی داره؟ حداقل اینه که هیچکدوم هدف منفی نداشتند.یعنی چی دخنر بشینه تو خونه؟کافی شاپ رفتن که رفتن.به نظرمن تنها عیبش این بودکه امیرکه به قول مستانه کوه غرور بود چرا آخریکهو اونقدر رمانتیک شد؟


۱۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۵۶

khob bood mer30


saghar 
۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۵۱

wayy man ashighi roman haye astam ke tarif konan darbarash wa romantik basha wa tedade safahatesh ziyad basha wa emrozi basha naa roman haye ke ghadimi yan wa albata kal kal dashta basha akharisham khobb tamom sha………..


اناهید 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۳:۵۱

قشنگ بود مرسی


باران32 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۳۸

من پارسال خوندم خیلی خوشم اومدازنویسنده کمال تشکررودارم.


باران 
۱۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱

رمانش موضوعش جالب بود اما ای کاش به جای اینکه آنقدر روی فحش و کلمات زشت که حذفش هیچ لطمه ای به رمان نمی زنه، اصرار داشتید یک پایان بهتر براش در نظر می گرفتید چندان خنده دار نبود و پایانش مثل سریالهای ایرانی سرهم بندی شده بود این همه رمان رو کش دادید اما یه هو جمعش کردید در حالی که می تونستید با یک پایان کمی مفصل تر رمان قشنگی داشته باشید راستش ترکیب یک دختر متین با این کلمات زشت و بعضی مواقع چندش آور خیلی خیلی غیرواقعیه بیشتر شبیه افکار زنهای خلافه امیدوارم در کارهای دیگرتون موفق باشید


narges 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۲۰:۳۶

کتاب بسیار قشنگیه ارزش خوندنشو داشت


فاطمه 
۲۱ تیر ۱۳۹۱ ۱۶:۳۸

منم رمان راننده سرویس رو خوندم عالی بود حتما بخونینش:-)


bitter love 
۲۶ تیر ۱۳۹۱ ۰۰:۰۸

خیلی قشنگ بود…کلی باهاش حال کردم…دستت طلا مهرنوش جون


رها بـانـو 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۱

سلام مهرنوش جان،خسته نباشید می گم بابت رمان قشنگت :)
+طنز جالبی داشت :)
+کل کل های بین امیر و مستانه بانمک بودن :)
+پایان بندیو زیاد دوست نداشتم!
+شاید بهتر بود برخورد ها و عشقولانسای بین امیر و مستانه بیشتر باشه
+قلم خوبی داری مهرنوش جان.
+غلط املایی داشت که اگه ویرایش بشه خیلی بهتره
+شخصیت امیـر رو واقــعـــــــا دوست داشتم :) {کی دوست نداشته؟}


zeynab 
۲۹ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۷

من یه مشکلی باهاش داشتم . . .
میخواست نشون بده دختره معتقد و با حجابه خوب. . . ؟
توی مهمونی خونه امیراینا روسری میپوشه ولی قبلش میگه دامنم تا بالای زانومه!!!!
یعنی چی. . .؟؟
یعنی پاهاش معلوم بشه مشکلی نیست فقط موهاش مهمه؟؟

یکی هم اینکه آخرش اون قسمتای پلیسیش یه جوری بود من که خوشم نیومد…..


پارلا 
۰۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۱۳

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ جوووووووووووووووووووون سایت باز شده


sare 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۰:۴۴

aliii boood va vagheei


Taylor 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۵۴

رمان خیلی قشنگی بود پیشنهاد می کنم بخونید میتونم بگم یکی از بهترین رمانایی بود که خوندم مرررررررررررررررسی مهرنوش جان ما منتظر رمانای بعدی ات هستیم عزیزم . همه جاش عالی بود مخصوصا اون تیکه اش که مستانه امیر رو داشت میبرد بیمارستان و امیر براش اون اهنگ نوازش ابی رو خوند خیلی گریه دار بود ولی درکل به نظرم خیلی قشنگ بود


Taylor 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۱۳

بهتون پیشنهاد می کنم اگه میخواید رمان خوب بخونید رمانایی مثل تمنای وجودم و با من بمان ( ح.کاشانی ) و دالان بهشت و همسایه من و در امتداد حسرت و همخونه و غزال و کسی می اید و قرار نبود و زندگی غیر مشترک و هرگز رهایم نکن و ارام رو بخونید چون اخرش خوب تموم میشه و ارزش حداقل یک بار خوندن رو داره


Taylor 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱

بازم مرسی مهرنوش جون این رمان و همسایه من تنها رمانی بود که من از ۱۲ شب تا ۷ صبح یکسره خوندم و تمومش کردم ولی سر اون تیکه ای که مستانه امیر رو برد بیمارستان من فکر کردم دیگه امیر مرد چون اون اهنگ رو خوند و من همینجور تا دو ساعت گریه کردم ولی وقتی که اخرش امیر به مستانه گفت دوستت دارم دیگه نمیتونستم خندم رو مهار کنم این رمان با رمانای دیگه قشنگی دیگه ای داشت و به نظرم نمیشه گفت این از اون رمان بهتره یا اون رمان از این بهتره موضوعش برای من یک تفاوتی با سایر رمان ها داشت


Inna 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۳۶

با نظر s elen a و taylor جون موافقم به نظرم قشنگ بود و منم گریه ام گرفت و از شخصیت های داستان خوشم اومد مخصوصا ۱۰۰ صفحه اخرش هیجانش بیشتر و قشنگتر بود اخرشم خوب تموم شد و از رمان های دیگه اخرش قشنگتر بود به نظرم تمنای وجودم و همسایه من و دالان بهشت اخرش قشنگ و جالب تموم شد و متفاوت تر از بقیه رمان ها تموم شد مرسی مهرنوش جون بابت رمان قشنگت و به نظرم بینظیر بود


sana joooooooooooooooon 
۰۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۰۵

مهرنوش جون ، واقعا خسته نباشی ! قشنگ ترین رمانی که خوندم بود !
خیلی باحال بود ! منتطر کار های دیگت هستم عسیسم !


۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۲۲:۳۱

خیلی باحال بود دستت درد نکته


پارلا 
۰۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۳۳

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووود


Eli 
۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۱۲

پس چرا من از این رمان خوشم نیومد؟ مخصوصا اونجاهایی که دختره به یه جایی زل میزنه و زمان رو فراموش میکنه و هر بار امیر مچشو میگیره .آخرش هم خیلی هندی تموم شد
ببخشید مهرنوش جون من خوشم نیومد. اما ازت ممنونم
بوووووووووووووووووس


zahra 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۱۱

واقعا با نظر زینب جان موافقم خیلی ضدو نقیض داشت دختره پایبند به اعتقاداته بعد میگه دامنش تا بالای زانوشه یا آخره داستانم که اون حرکاتو در اورد به نظرم خیلی راحت از روی مسائل گذشت و توصیفی روش نداشت در کل جذاب بود و بعد از خوندن رمانای گریه دار خندیدیم من پیشنهاد میکن رمان نوبت عاشقی رو بخونید خیلی قشنگه.


آرزو 
۱۱ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۳۹

فوق العاده خوشگل بود.
مرسی


لیلای بیدل 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۰۸:۵۸

سلام خیلی خیلی خیلی رمانش قشنگ بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود


aljenab-e eshgh 
۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۵۰

مهرنوش جان،
عالیییییییییییییییییییییییییییییییی بود.فقط اگه دقت داشته باشی تهش فرشته نیست و نابود شدااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قلمت خیلی خوبه لطفا بازم بنویس عزیزم.


aljenab-e eshgh 
۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۵۳

راستی زهرا جان کهنظر دادی گفتی:ضدونقیض داشت،
در مورد دامنش درسته ولی آخرش رو دوباره بخون.مستانه زنسش بودااا


۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۵۳

سلام.من این رمان رو نخوندم ولی تعریفش رو خیلی شنیدم.از خلاصه اش معلومه که خیلی خوبه امیدوارم هین طور باشه


solmaz.hp 
۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۵۸

vay alie man asheqe amiram eyval shakhsiate6 vasf nakardanie azizam


رویا 
۲۷ مرداد ۱۳۹۱ ۰۴:۱۳

مزخرفترین کتابی که تو عمرم خوندم اگه دنبال یک کتاب عاشقانه که کیفیت بالایی هم داره مثل همسایه من هستید اصلا توصیه نمیکنم وقتتونو با خودندن این کتاب هدر بدین


فریبا 
۲۹ مرداد ۱۳۹۱ ۲۳:۳۸

سلام مهرنوش جون رمانتون خیلی قشنگ بود ولی به نظرم آخرش اصلا خوب تموم نشد شما که تا آخرشو خوب نوشتید می تونستید خیلی بهتر تمومش کنید.
و به نظرم مستانه با اعتقادات قوی ای که داشت بعضی جاها خیلی اشتباه کرده و اصلا با عقل جور در نمیومد.


dezy 
۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۰۳:۴۴

بامزه ترین و خنده دارترین رمانی بود که تا حالا خونده بودم
مهرنوش جون خیلی دوست دارم لحظه های شیرین هر چند کوتاهی رو با خوندن رمانت گذروندم
تا حالا چند بار رمانتو خوندم به شخصه عاشق سبک نوشتنتم
به نظرم بعضی از بچه های نویسنده سایت میخوان مثل تو بامزه بنویسن ولی اصلا به گرد پای تو هم نمیرسن
من دارم رمان بیقرارم کن رو هم میخونم امیوارم مثل این قشنگ باشه


هاله 
۰۴ شهریور ۱۳۹۱ ۰۹:۰۲

سلام مهرنوش جان کتابت معمولی بود اونجوری که بچه ها تعریف کرده بودن نبود البته به نظر من اینجوریه راستی زمانی که مستانه میخواست دستمال رو از دهن امیر برداره میگه چشماش بسته بود بعد باز کرد من چشماشو سریع بستم اون که دستاش بسته بود چه جوری چشمهای امیر رو بست در هر حال خسته نباشی ممنون.


ادم خوب 
۰۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۳۱

هرکی تمنا رو نخونه عمرش بر باد رفته


آنشرلی 
۰۶ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۴۷

عالیههههههههههههههههههههههههه حتما بخونیدش.


رویا 
۰۷ شهریور ۱۳۹۱ ۰۳:۵۸

یه رمان بی مزه که فقط وقتتونو میگیره


نیلوفر 
۱۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۰۶

واقعا قشنگ بووووووووود خیلی روان و حرفه ای . خیلی خندیدم تهشم که اوووووووووووووووووف


نیلوفر 
۱۱ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۱۷

به نظر من کسایی که میگن مزخرف بود از حسادت دارن میترکن.اگه بلدید بهتر بنویسید کسی جلوتونو نگرفته


kimiyaaaaaaaaa 
۱۲ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۱۲

kheily kheilyyy GHASHANG booood me3 romanaye dg nabood k pesare zerti be dokhtare ebraze alaghe kone!!az ghoroore amir kheiliiiiiii khosham oomad kheily maaah boooooooooooooddd!me30 az nevisandeye mohtaramesh


۱۲ شهریور ۱۳۹۱ ۲۳:۰۹

salam man in roman ro ghablan khondam va kheili doost dashtam ke dashte bashamesh merC gozashtinesh movafagh bashid


ely 
۱۳ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۴۵

عالی عالی عالی عالی عالی عالی…..واقعا عالی بود


sheida 
۱۳ شهریور ۱۳۹۱ ۱۴:۵۳

toooooooooooooooooooooooooooooooooopppppppppppppppppppppppp
alllllllllllllllllllllllllllliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiieeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
man ke dosesh dashtam


M.J 
۱۴ شهریور ۱۳۹۱ ۱۴:۰۷

arzeshe vaght gozashtan dashte bashe chon kheili vaghte ye romane bahal nakhundam!!!! salam man daram downloadesh mikonam!!!!!!!omidvaram ke


مهرارا 
۱۵ شهریور ۱۳۹۱ ۰۲:۵۰

با این که نظرا متفاوته اما من عین این کتاب هیچ جا ندیدم.و منو شاد میکرد.کلا هر کس یه سبک میپسنده.من که مشکلی با فحش و ایناش نداشتم.خیلی هم ناجور نبود.اما اگه کتاب این جوری رو نمیتونید بخونید به نظرم باید برید پول بدین و کتابایی که تایید ارشادرو بخونید


آیدیس 
۱۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۷:۲۶

خیلی قشنگه از اون رمانایی نیست که آدم حوصلش از خوندنشون سر بره و کش دار باشه


۱۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۸:۵۴

ghashang tarin romani bod k khondammmmmmmm


نیلوفر 
۱۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۱:۰۲

چند تا رمان شاد مثه این معرفی کنید مرسی


آتیش پاره 
۱۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱

aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii booooooooooooooooooooooood


الی22 
۲۰ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۱۲

خیلی قشنگ بود مهرنوش شاهکار بود خسته نباشی…من که از حاضرجوابیهای مستانه هم خوشم اومد هم خندیدم…هرچند که خیلی سوتی داد
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
“وجودم از تمنای تو سرشار است”
هوا آرام….شب خاموش…راه اسمانها باز


۲۳ شهریور ۱۳۹۱ ۲۰:۰۸

خیلیییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود مهرنوش جووووون
دستت مرسی
من و دوستم هانیه واقعا از رمانتون خوشمون اومد :)
منتظر رمانای قشنگ بعدیتون هستیم…. بووووووووووووووووس


شیرین 
۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ۰۲:۲۳

به نظر منم چندان جالب نبود رمان قوی تر از اینم هست متاسفم برای اونایی که میگن از حسادته مگه مسابقه ست؟؟؟
اینجا انتقاد ازاده منم دارم نظر خودمو میگم خوشم نیومد


۲۸ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۳۱

یکی از بهترین کتابایی بوده که من خوندمش و واقعا میگم دست نویسندش درد نکنه.
مهرنوش جونم بی صبرانه منتظر کتابای بعدیت هستم.
بوس بوس موفق باشی.


remedy 
۰۸ مهر ۱۳۹۱ ۰۱:۴۵

خیلی معمولی بود.


PEYMAN 
۱۸ مهر ۱۳۹۱ ۰۱:۴۱

سلام مهرنوش جون خدا قوت عزیزم انشاءا.. که خودت هم همیشه شاد و سر حال باشی چون واقعاَ دل خیلی ها رو شاد کردی به نظر من کارهات حرف نداره ظمناَ اگه میشه داستاناتو به روز کن و از کل کل های امروزی بنویس تا خواننده بیشتر بتونه بره تو عمق داستان . یادت نره که خیلی طرفدار داری و هممون هم دوست داریم پس دلمونو نشکون به کارات ادامه بده %


civil 
۲۳ مهر ۱۳۹۱ ۰۳:۰۳

عالی بود….درستش کمی طولانی بود اماااا میارزید…سوتی هاشم تازه وجدید بود مرسی ارزش خوندن داره


hani 
۰۴ آبان ۱۳۹۱ ۱۲:۰۲

جای حرف نداره اگر مثل این باکل کل وسوتی سراغ دارید معرفی کنید مرسی


مرضیه 
۱۲ آبان ۱۳۹۱ ۱۲:۲۱

خیلی عالی بود واقعا ممنون


sevil-k 
۱۹ آبان ۱۳۹۱ ۲۱:۲۰

خیلی جاب بود.ممنون.کلی خندیدم:)


sevil-k 
۱۹ آبان ۱۳۹۱ ۲۱:۲۰

خیلی جالب بود.ممنون.کلی خندیدم:)


meli 
۳۰ آبان ۱۳۹۱ ۱۹:۴۸

kheli ghashang bood


دریا 
۱۶ آذر ۱۳۹۱ ۲۱:۰۳

من خیلی وقته پیش خونده بودمش عالییییییییییی بود به چند نفره دیگه هم معرفیش کردم اونام خوندن گفتن واقعا قشنگه=)


pegah78 
۲۱ آذر ۱۳۹۱ ۱۶:۱۱

سلام بچه ها من از کتاب های غم گین خوشم نمیاد میشه به من کتاب های خنده دار در حدCOOL معرفی کنید.
THANKS


elena 
۲۱ آذر ۱۳۹۱ ۲۳:۳۹

خوبه


neda 
۱۵ دی ۱۳۹۱ ۲۰:۳۶

عالی بود حتما بخونید


نگین 
۱۹ دی ۱۳۹۱ ۱۰:۰۱

سلام مهرنوش جونم خیلی کتاب قشنگیه من قبلا خوندم…:* توصیه می کنم حتما بخونید.
فقط من زیاد از آخرش خوشم نیومد…یه کمی رو آخرش کار کنی از اینم بهتر میشه…
راستی من تو نظرا خوندم که یکی گفته بود چرا اسم زوجا بهم نمی خوره!!مثلا اسم امیر و مستانه چرا بهم ربطی نداره! وا…چه ربطی داره آخه؟؟! مثلا شما عاشق یکی میشید باید اسمش حتما به اسم شما بخوره؟! عجبا…!:))


نگین 
۱۹ دی ۱۳۹۱ ۱۰:۰۳

راستی یه نفرم به اسم selena گفته بود تا صبح گریه کردم!!! این رمان کجاش گریه دار بود؟! والا…


۲۵ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۲۲

سلام بروبچ منم خیلی وخ پیش تمنای وجودمو خوندم عالیییییییییییییههههههه…
تووووووووووووووپ…هه…ایول نگین راس میگه ها؟؟؟این جک جواد بازیا ینی چی؟؟؟
حالا اگهخ اسم تو بلقیص باشه حتما بایدبا یه غضنفر ازدواج کنی؟؟؟


یک دوست 
۲۸ دی ۱۳۹۱ ۰۷:۵۸

عالی بود خیلی قشنگ حتما بخونید….من که عاشقشم ده بارم بخونم سیر نمیشمممممممم


فاطمه 
۲۸ دی ۱۳۹۱ ۲۲:۱۷

چون دختره مثل خودم رشتش عمرانه میخونمش:)


ملیکه 
۳۰ دی ۱۳۹۱ ۱۷:۲۵

سلام … واقعا ممنون مهرنوش جون !!! بهترین رمان عمرم بود !!! دوبار خوندم بازم سیر نشدم … :)


مهرآفرین 
۳۰ دی ۱۳۹۱ ۲۰:۱۳

واااااااااااااااااااای بچه ها ممنون از نظرای کاربردیتون مثه خیلی از پستای دیگه نیست که نظرا الکی باشه و چرتو پرت بگن این نظرا کمک میکنه که کتابو دانلود کنم و نکنم و اینجوری که شما نوشتین معلومه که خوبه بازم ممنون که نظرای خیلی خوبی دادین و ممنون از نویسندش


fateme 
۰۲ بهمن ۱۳۹۱ ۱۲:۳۸

man downlodesh kardam ama pass mikhad chikarsh konam:(((((((((mikham bekhonamesh


LUTOS 
۰۳ بهمن ۱۳۹۱ ۱۵:۳۵

خیلی ممنون از نویسنده عزیز خسته نباشی من هنوز نخوندمش ولی از تعریف های بچه ها مشخص رمان قوی هست ولی میشه از این به بعد برای تنوع هم شده شخصیت اول پسر باشه چون تمتم رمانهی که تو این سایت خوندم شخصیت اولش دختر بوده بازم ممنون


۰۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۲:۱۰

خیلی خیلی قشنگه من که خیلی خوشم اومد پیشنهادمیکنم حتما بخونینش


۰۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۲:۱۶

خیلی خیلی قشنگ بود من که خیلی خوشم اومدپیشنهادمیکنم حتما بخونید


۰۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۴:۲۲

ey baba khaheshan yek
nafar komakam kone har kari mikonam don nemishe


۰۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۴:۲۳

mishe as yeki bekham ke komakam kone don nemishe


۰۶ بهمن ۱۳۹۱ ۱۵:۵۲

سلام
رمان خیلی جالبیه من یه زمانی عاشق امیر شده بودم.
عاشق اونجایی ام که امیر توماشین دم گوش مستانه میگه:

من و حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست
من و حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم.


mahsa 
۰۹ بهمن ۱۳۹۱ ۰۹:۳۹

romane kheili jalebi bood mamnoon az nevisande aziz


۰۹ بهمن ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹

عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییه
حرف ندارههههههههههههههههههههه


۰۹ بهمن ۱۳۹۱ ۱۷:۵۹

عالییییییییییییییی بود تا حالا دو بار خوندمش مهم تر از همه اینکه برای جذب خواننده عفتو حجابو تانکرده بود بذاره کنار چیزی که الان تو خیلی از رمانا رایج شده همینطور در عین سادگی خیلی خنده دار بود دستت طلا مهرنوش جون بازم بنویس


رهخانی 
۰۹ بهمن ۱۳۹۱ ۲۰:۰۶

منم خوندمش خوب بود در حین خوندنش فقط می خندیدم


هفت مقدس... 
۱۱ بهمن ۱۳۹۱ ۱۲:۰۵

عالی.ممنون مهرنوش جان


نهال 
۱۱ بهمن ۱۳۹۱ ۲۳:۲۷

این صحبت های مستانه با خودش عالی بود. :) )
نویسنده های دیگه بخونن و ببینن که حتمن لازم نیست اشک و آه و مرگ توی داستان راه بندازن تا تاثیرگذار باشه.
روند داستان پوبا و باانرژی بود.
مرسی از نویسنده


eli 
۱۲ بهمن ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳

kheili ghashang bud ,khaste nabashi nevisande tosie mikonam hatman bekhunid


باران 
۱۲ بهمن ۱۳۹۱ ۲۲:۵۷

عالییییییییییییییییییییییییییییی وبیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.


۱۳ بهمن ۱۳۹۱ ۲۰:۴۴

سلام موضوعش تکراری بود با کل کل های تکراری و بی مزه!همین!!!


shima 
۱۵ بهمن ۱۳۹۱ ۰۰:۱۴

سلام من با مهتاب موافقم واینکه رویدادهاش کمی دوراز واقعیت بود


donya 
۱۷ بهمن ۱۳۹۱ ۲۲:۳۱

فوق العاده بود خیلی دوسش داشتم کلی پاش خندیدم


fatemehirooni 
۱۸ بهمن ۱۳۹۱ ۱۹:۳۴

خیلی قشنگه حتما بخونیدش .


ریحانا 
۱۹ بهمن ۱۳۹۱ ۱۸:۱۲

فوق العاده بود من که خیلی حال کردم . به نویسنده تبریک میگم با این رمان زیباش.واقعا شخصیت امیر وجود داره ؟


بهار 
۲۱ بهمن ۱۳۹۱ ۲۲:۲۹

اسم کتاب رو که میشنوم ناخداگاه لبخند رو لبم میشنه.


mina 
۲۲ بهمن ۱۳۹۱ ۰۰:۵۰

vaghean khaste nabashid…ziba bud…besyar


fereshteh 
۲۲ بهمن ۱۳۹۱ ۲۱:۳۲

خیلی قشنگ بود مرسی


سانازی 
۲۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۹:۲۷

عالی بود خیلی قشنگه دمت گرم خیلی خندیدم مرررررسی واقعا منتظر رمان های بعدیت هستم


نیاز90 
۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ۱۸:۲۰

مرسی من که خیلی خوشم اومد ،


neGar 
۲۷ بهمن ۱۳۹۱ ۲۳:۴۰

ممنون امیدوارم خوب از اب دربیاد .. تشکـــــــــــر ♥


anahita 
۲۸ بهمن ۱۳۹۱ ۲۰:۵۷

خخخیییییییییلللللللللللللییییییییییی قشنگ بود


مرجان55 
۲۸ بهمن ۱۳۹۱ ۲۳:۰۰

من خوندم عالیه پس چرا دیگه کتاب نمی نویسی مهرنوش جونم عاشق کتابتم ۳ بار خوندمش مرسی از زحمتت منتظر کتابهای بعدی هستم


Pishi.73 
۲۸ بهمن ۱۳۹۱ ۲۳:۲۳

من عااااااااااشق این کتابم تا به حال ۷ بار خوندمش همه جمله هاشو حفظم مرسیییییی مهرنوش جون