تبلیغات

                                

موضوعات
بایگانی

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) نام کتاب : همه ی هستی من

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) نویسنده : sun daughter (کاربر انجمن نودهشتیا)

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) حجم کتاب : ۲٫۲۲ مگابایت

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) تعداد صفحات : ۴۸۲

 

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) با تشکر از sun daughter  برای نوشتن این رمان زیبا  .

رمان ایرانی و عاشقانه همه هستی من | sun daughter (کاربر انجمن) خلاصه داستان :

همه ی هستی من در رابطه با دختری است به نام هستی که با تمام غرور و تکبرش عاشق پسری از هم کلاسی هاش میشه و در صدد اینه که حس عشق مانی مقدم رو بیدار کنه و در این بین اتفاقتی که میفته و زندگی ادمهایی که با این دو نفر در ارتباط هستند پایه های قصه رو تشکیل میده….


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید

امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.

جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.

بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

مانتو تابستانه گیلدا

مانتو تابستانه طرح گیلدا دوخته شده از بهترین پارچه نخی که مناسب ترین پوشش برای فصل تابستان است. در طراحی این مانتو از نقش های بسیار زیبای آجر چینی استفاده شده که زیبایی این پوشش را دو چندان می کند.

از مزایای این محصول به همراه داشتن یک سنجاق سینه زیبا در طرح مانتو می باشد که طراحی آن کاملا بر اساس نقوش مانتو صورت گرفته است.

این محصول در دو رنگ (قرمز و مشکی) و همچنین (سبز و مشکی) عرضه شده است

(لطفا در هنگام ثبت سفارش در قسمت پیغام رنگ مورد نظر خود را ذکر نمایید)

paliz 
۱۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۷:۲۲

kheylee ketabe ghashangi hast hatman bekhonid.

    بهار 
    ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۲

    خیلی قشنگبوووووود.عالی بود.فقط بد خلاصه شده.جذابترم میشه خلاصه کرد


    m.sh 
    ۳۰ تیر ۱۳۹۱ ۰۱:۱۰

    vaghean azab avar bod namardie ye dokhtar va ahmaghisho bi ehsasisho neshon dad unghad gerye kardam k majbor shodam az espry ghalb estefade konam vaghean bad tamum shod ba in k motefavet tamum shod ama akharesh dg adam tahamol nadasht edeme bd ghashang ama azar dahande mayos konande az eshgh.



atlai 
۱۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۷:۵۴

ketabe khubi ya na?


الناز 
۱۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۳۷

وقتی دانلود میکنم باز نمیشه


Yasi 
۱۳ تیر ۱۳۹۰ ۲۱:۲۸

بچه ها قشنگ بود بخونین …
ولی حتما رمان راننده سرویس از این نویسنده و هم بخونین…


............... 
۱۳ تیر ۱۳۹۰ ۲۲:۲۸

fogholadas har chand akharesh ar mizanam :D
vali kheili ghashange
daste nevisandash


N A R S A N 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۰۰:۴۱

من خوندمش خیلی قشنگه بخونید حتما
رمانای بچه های سایت حرف نداره دست همشون درد نکنه


reyhane 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۰۲:۵۱

khily ghashange…………lutfan ea roman ke ghamgine moarefi konid


mosafere zaman2012 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۰۷

خیلی اخرش غمگین تموم شد.


۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۴:۵۱

سلام.رمانه قشنگیه من خوندم حتما بخونید….راستی رمان درباره ی پارتی و دخترایی که گول پسرا رو میخورن بهم معرفی کنید!!!ممنون میشم


negar 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۲۲

salam,man roman ro danlod kardam ama niyaz be password dare, mishe begin paswordesh chiye???

    s.m 
    ۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶

    من هنوز نخوندم ولی امیدوارم گفته ی دوستان درست باشه



گیس گلابتون 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۲۶

پسوورد همه رمانهای سایت:
http://www.98ia.com


بهنوش 
۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۰۹:۴۲

من دیشب کتاب رو تمام کردم.اینکه گاهی مرزی بین گفت و گوها وجود نداشت گاهی منو گیج میکرد.نگارش خوبی داشت و من ازگفت و گوها لذت میبردم.شخصیت به خوبی تعریف شده بودن.با اینکه آخرش به شدت غمگین تموم شد اما اونقدر تاثیرگذاربود که من نیم ساعت تمام اشک ریختم(نخندید بابا)
به نویسنده ی خوبش تبریک می گم.امیدوارم موفق باشه و کارای بهتری با فرجام خوب ازش ببینیم.ممنون


shirin 
۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۵۵

taze shoro be khonan kardamo nazari felan nadaram


parastoo 
۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۲۲

kheili ghashang bud….ama akharesh kheili ghamgin tamum shod…hatman dl konid


samira 
۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۷:۵۲

هنوز نخوندمش امیدوارم خوب باشه


مهسا 
۱۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۳۶

سلام رمان قشنگی بود ولی میتونست پایان بهتری داشته باشه اینکه هستی اینقدر راحت از عشقی که ازش دم میزد و حتی به خاطرش رو غرورش پا گذاشت. گذشت و رفت و حتی نخواست تو آخرین لحظه کنارش باشه برا من قابل درک نیست ولی بازم به نویسندش برا نگارش خوبش تبریک میگم


۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۰۱:۱۷

سلام رمان خیلی زیبایی بود کاش آخرش بهم می رسیدند. ولی برای منی که زیاد رمان میخونم خیلییییییییییییییییی رمان متفاوتی بود از شخصیت مانی خیلی خوشم اومد. منون از نویسنده خوبش براتون آرزوی موفقیت می کنم.خیلی خوب بود همه نکات نگارشی رعایت شده بود


reyhane 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۰۲:۱۸

khiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii ghashange motefavate.mer3ooooooooooooooooooo


ساغی 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۰۲

با تعریف دوستان به نظر قشنگ میاد


۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۴۲

سلام.رمان خیلی قشنگیه
ممنون از سایت خوبتون و از نویسنده ی این کتاب…..


reyhane 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۲۳

motefavet va ghashang mamnooooooooooooooon


mary 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۷:۵۶

salam taze dan kardam mikham beram bekhonam omidvaram ketabe khobi bashe mamnon


۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۰۳

man ba in ke ketab ziyad mikhonam vali ta be hal ketabi ke akharesh bad tamom beshe nakhonda vali enghdr tarif kardid moshtagh shodam omid varam pashimon nasham


elham 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۱۹

خیلی قشنگ بووود حتما بخونید حتماااااا


atlai 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۵۰

bacheha man khundam kheili ghashng bod vali akharesh kheili ghamgin bod adam geryash migire vali bekhundid bad nist


abrisham 
۱۶ تیر ۱۳۹۰ ۲۰:۲۵

kheyli ghashng va motefavet bud, hatman bekhunid!!


آنیتا 
۱۷ تیر ۱۳۹۰ ۰۰:۲۲

دوستای گلم اگه به بیماری افسردگی علاقه داری حتما اینکتابو بخونین.البته اونایی که دنبال یه رمان متفاوت میگردن اینکتابو بخونن ولی خوندن اینکتاب به کسایی که ناراحتی قلبی دارن توصیه نمیشه!


100afadas 
۱۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۱۴

از اسم کتاب و شروعش مشخصه ارزش وقت گذاشتنو داره,مرسی


عسل 
۱۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۱۵

خیلی قشنگ بود ازنویسنده ی ای کتاب ممنونم


zikarishi 
۱۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۱۵

فوق العاده بود


!!!...!!!! 
۱۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۱۹

عاییییی بود


bahamin 
۱۷ تیر ۱۳۹۰ ۲۳:۱۴

omidvaram ke in dafe baz she


ناشناس 
۱۸ تیر ۱۳۹۰ ۰۲:۰۳

khaili ghashang bud


میسگت 
۱۸ تیر ۱۳۹۰ ۰۷:۵۵

ادمین جان سلام
فوق العاده بود
ممنون که به فکر مایی


۱۸ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۳۰

سلامممممممممممم.
واقعاخیلی قشنگ بود.همین امروزتمومش کردم .تاچندساعت سعی کردم با هیچ کی حرف نزنم وگرنه دیگه نمی تونستم بغضمو نگهدارم.ولی حیف شد مانی مرد پسر……
اززحمات شما کاملا ممنوننننننننننننننننننننننننننن.


عسل 
۱۸ تیر ۱۳۹۰ ۲۰:۲۱

مَن رمان ُ همین اَلان تموم کردَم عالی بود خیلی حتماً بخونین :) )

مَن کلاً رمانایی که خوندَم همشون خوب بوده اینَم یکی از اونا بود … دالان بهشت . بغض غزل . سهم مَن . فریاد بی صدا . همه ی هستی مَن . بوسه ی تقدیر و … عالی بود :*

    صبا 
    ۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۵۰

    عسل جون چه جوری کتاب رو تهیه کردی…………………….



monica 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۳۲

salam khaste nabashid. chera download mikonam baz nemishe?


مرجان 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۴۸

با سلام متن خیلی جالبی داره فقط نمیشه پرینتگرفتم لطفا کمک کنید بتونم پرینت کنم


مرجان 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۴۹

با سلام متن خیلی جالبی داره فقط نمیشه پرینت گرفت لطفا کمک کنید بتونم پرینت کنم


پریا 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۰۹

خیلی قشنگ بود … فقط یه سوال : مانی راستی راستی مُرد ؟؟؟؟
من بعد از تموم کردنش تا دو ساعت توی جو بودم … دلم می خواست به حال مانی عر بزنم :دی


مریم 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸

سلام تا صحفه ۱۷۰خوندم ولی دیگه به اخر نرسید چرا


nassim 
۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۰۸:۲۳

salam taze daram mikhunam khoda kone khub bashe


زیزیگولو 
۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹

سلم میخواستم ببینمکه چرا بعد از مدتی که دانلود میکنی دیگه پسوورد روش کار نمیکنه .راستی اگه میشه رمانهارو برام ایمیل کنید


sina 
۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۵۲

پسوردش اینهwww.98ia.com
می خوام دانلود کنم ولی نمی شه دارم دیوونه می شم البته فقط این رمان نیست من با همه ی این رمان های جدید مشکل دارم کمکم کنید


nassim 
۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۳۰

aaaaaaaaaaaaaaaali bud merc


غزال 
۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۵۶

فوق العاده بود…….


faezeh 
۲۲ تیر ۱۳۹۰ ۰۸:۴۶

عالی ،فوق العاده ، متفاوت


samira 
۲۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۱۲

خیلی قشنگ بود ولی میتونست آخرش قشنگتر تمام بشه ولی نهایت تشکر از سایت خوبتون وکتابهای زیباتون


پرستو 
۲۴ تیر ۱۳۹۰ ۲۱:۳۳

هنوز باورم نمی شه اصلا نمی تونم با کسی حرف بزنم دلم می خواد تنها باشم و گریه کنم
من معمولا از رمانی خوشم نمی اد ولی اگه خوشم بیاد هیچوقت نمی تونم فراموشش کنم از عالی هم بالا تر بود من منتظر رمان های بعدی این نویسنده عالی هستم
امیدوارم بقیه ی رمان هاشونم مثل این قشنگ والبته اخری غمگین داشته باشه


f.s 
۲۵ تیر ۱۳۹۰ ۰۷:۳۸

سلام
خوب بود. برای نویسنده آینده خوبی رو میبینم فقط اگه کتاب بیشتری بخونن و نحوه ی بیانشون رو کمی تقویت کنن میتونن به موفقیت چشمگیری دست پیدا کنن.
با سپاس


sepide 
۲۵ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۳۸

همه رمان های این سایت قشنگه
هیچوقت از خوندنشون پشیمون نمیشید
این رمان هم قشنگه بخونیدش


Nazlii 
۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۰۹:۲۱

سلام .. تبریک به این نویسنده خوب ..به نظرم عالی بود …


نونو 
۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۳۲

الان تمومش کردم و هنوزم دارم گریه میکنم قشنگ بود و شخصیت مانی محشر .واقعا ناراحتم.دیگه تصمیم دارم رماناییو که آخرش اینجوریه نخونم .خیلی احساساتی شدم


mojdeh 
۰۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۹

واقعان برای این رمان به نویسنده تبریک میگم فقط فکر نمی کنم پایان غم انگیز به زیبایی رمان کمکی کنه.


hasti 
۰۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۲۶

واقعا قشنگ بود.خیلی زیاد.من به جای هستی عاشق مانی شدم.خیلی گریه کردم.در کل عالی بود


محیا 
۱۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۵

فقط میتونم بگم عالی بود خیلی جالب تر میشد اگه اخرش خوب تموم میشد


رها 
۱۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۹:۲۰

هرچی کتاب دان میکنم ارور میده و باز نمیشه


sepide 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۱

رمان واقعا قشنگیه ولی خیلی بد تموم میشه


elena 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۴۵

mmmmeeeeeerrrrccccciiiiiiii


هانا 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۰۱

این نویسنده کارش عالیهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه امیدوارم همیشه موفق باشه


مرضیه...! 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۷

عالی بود فقط شخسیت مانی کمی اغراق امیز بود ولی عالیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه…………………………..


مرضیه...! 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۴۹

راستـــــــــــــــــــــتی دست نویسنده اش هم پر قدرت……………..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


pegah 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۱۰

khaili naz bod man halak shodam az bas gerye kardam.vaqan ghashang bod.mamnon


asal 
۱۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۲۰

bacheha man har chi download mikonam baz nemishe!!!!!!!!!. toro khoda yeki vasam befreste be idim..mamnnon misham..inam idim:asaljoojoo56@yahoo.com


hiam 
۱۴ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۵۲

vaaaaaaaay khaaaaaaaaaaaaiiiiiiiiilyyyyyyyyyyyyy ghashaaaaaaaaaaaang bo0o00o0o0d


مریم 
۱۵ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۸

عالی بود و متفات………
نویسندش خیلی قلم خوبی داره……دستش طلا
می خوام راننده سرویسم دانلود کنم


۲۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۴

ketabesh alieeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee!!!hatman bekhunidesh.man asheghe romanaye in nevisandam


گیتی 
۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۰۳

کتابش قشنگه و سرگرم کننده ست.حتما بخونید!!!!


۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۳۰

عالی لو به نظرم رمانایی کهآخرش غمگین تموم می شه بیشتر تو ذهن می مونه


Niloo 
۳۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۴۷

عالی بود خیلی گریه کردم کاش مانی نمیمرد خیلی حالمو گرفت من خیلی رمان میخونم اما این دومین رمانی بود که به خاطرش یه عالمه گریه کردم…


میترا 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۳۱

این کتاب واقعا ارزش خوندنش رو داشت!
راننده سرویس رو هم خوندم!
هر دوش عالی بود.به خاطر هر دو از نویسنده خوبش ممنونم.چند وقتی بود کتابی که به دلم بشینه نخونده بودم!!!!!!!!!
منتظر بقیه نوشته هاش هستم…


رها 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۰:۴۳

خیلی عالی بود حتما بخونیدش


مهرناز 
۰۶ شهریور ۱۳۹۰ ۰۲:۴۹

سلام به دوستای خوبم……من جلد ۱ رمان الهه ناز رو خوندم خیلی قشنگ بود و لی آخرش دختره مرد و من تا چند روز حالم بد بود واسه همین دیگه رمانی که آخرش بد تموم شه نمی خونم…..پس با چیزایی که شما گفتین اینم نمی خونم.ولی اونی که خودتو دل شکسته معرفی کردی و دنبال رمانای مزخرفی که توش دخترا گول پسرا رو می خورن می گردی ،رمان ساقی و فریاد بی صدا رو بخون.ممنون از سایت خوبتون.


omol 
۱۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۱۲

خیلی قشنگ بود .


دریا 
۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۲۲

چرا اخرش اینجوری شد؟ کلی ناراحت شدم البته یه خوبی که داشت این بود که مثله همه ی رمانای ایرانی اخرش همه چی به خوبی و خوشی تموم نشد اینطوری یه فرفی ام داشت مرسی از نویسنده واقعا” عالی مینویسن مرسیییییییییی


helya 
۲۹ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۳۷

سلام نویسنده عزیز قلم خوبی دارید نه اینکه کامل است اما زیبا و باور پذیر می نویسید به شما تبریک میگویم و امیدوارم شاهد کارهای بهتری از شما باشیم …امید وارم نهال اندیشه تان همیشه سبز و بارور باشد ….


۰۷ مهر ۱۳۹۰ ۱۴:۵۷

خیلی قشنگ بود اما اخرش خیلی غمگین بودمن که خیلی گریه کردم جری که مامانم تعجب کرد


sindy 
۱۲ مهر ۱۳۹۰ ۱۶:۴۳

به نظر من که عاااالی بودش ممنون sun daughter


بهاره 
۱۳ مهر ۱۳۹۰ ۱۵:۱۲

ای کاش آخرش غمگین نبود کتاب راننده سرویس که خیلی عالی بود


Yekta 
۱۶ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۱

خییییییییییلیییییییییییییییی قشنگ بود.تنها کتابی بود که اینجوری واسش اشک ریختم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من خودمو واسه مانی هلاک کردم.عاشقش بودم.


Yekta 
۱۶ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۴

خییییییییییلیییییییییییییییی قشنگ بود.تنها کتابی بود که اینجوری واسش اشک ریختم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من خودمو واسه مانی هلاک کردم.عاشقش بودم.موضوعش هم جدید یود مخصوصا آخرش که آدم دهنش باز میمونه.سایتون حرف نداره.بازم به کاربرای انجمن.خیلی عالی مینویسن.مرسی ازتون.


Yekta 
۱۶ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۸

راستی نوشین جون قربونت!!!!همینا رو خوندی که افسرده شدی دیگه.یه مشت کتاب احساسی و پر هیجان.ولی سلیقه ات حرف نداره. منم همه کتابایی رو که میگیو خوندم.همه عالین.ولی اینو نخون بدتر میشی.من که دو روزه داقونم.


sanaz 
۱۶ مهر ۱۳۹۰ ۱۳:۱۲

عالی بود


Yekta 
۲۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۷:۲۹

زهره جون بهت بر نخوره ها ولی تو نمیتونی خودتو جای بقیه بذاری.من خودم نوزده ساله ام و این چیزا رو خوب فهمیدم.یکی که میگه میره تو فکرش حتما یه جای کارش تو همین موضوعه بوده.حتما به حالتی مثل این کشیده شده بوده.چرا حالشو میگیری آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


۲۴ مهر ۱۳۹۰ ۰۲:۱۹

salam chera ktabo dawnlod mikonam baz nemishe

    Star_69 
    ۲۴ مهر ۱۳۹۰ ۰۹:۲۶

    کتابها به صورت زیپ هستن و باید پسوردشون رو بزنید پسورد همه ی کتابهای نودهشتیا اینه:
    http://www.98ia.com



۲۷ مهر ۱۳۹۰ ۰۷:۵۹

تعریفش روشنیده بودم خوشحالم که دارم دانلود میکنم خدا کنه تا آخر دانلود بشه


نفس 
۰۲ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۱۶

کتاب قشنگی بود خیلی خوشم اومد


۰۴ آبان ۱۳۹۰ ۰۲:۲۷

چقد نظر !!!

همه ام متفاوت بود خب حالا که کسی به کسی نیس ما هم زانتیاییم !

درباره رمان جونم براتون بگه که ( البته من در سطح انتقاد کردن نیستم ولی خب حیای گربه تا اطلاع ثانوی تعصیله ) مثل همه رمانا هم خوبی داره هم بدی… !

خوبیش اینه که عامیانس نگارشش و سبک طنزش باعث نمیشه از خوندنش خسته بشی

اما عیب هاش:

۱- نویسنده از مانی یه شخصیت رویایی ساخته طوری که فکر نمیکنم همچین پسری که این همه هوش و استعداد داشته باشه وجود داشته باشه ( البته همه پسرا با هوشن ولی نه تا این حد … ! )
۲- پسری که تا این حد هوش داره از نگاهی به اون عمیقی که یه دختر بهش میکنه نفهمه که دختر عاشقشه این چیزا ارزش رمان رو میاره پایین ( اینا نظر شخصیمه ).

در کل میشه گفت مثل رمانای جدید اولش نسبتاً همچین یه نموره شاد بود ولی از وسط به بعد دیگه … !

کسایی هم که به قول زهره خانوم عاشق ابقوره هستن برن رمان پریچهر رو بخونن و هی دبه پر کنن

ببخشد پر حرفی کردم


۱۳ آبان ۱۳۹۰ ۱۲:۰۶

سلام
رمان خوبی بود اما ۲ تا مشکل اصلی داشت : اول اینکه شخصیت مانی خیلی اغراق آمیز بود!!! این آقا پسر در تمام هنر ها و ریاضی و مهندسی و پزشکی و همه و همه رتبه ی عالیو اورده بود!!!! دومم اینکه از رو اسمه رمان آدم میتونه آخرشو حدس بزنه و بفهمه که مانی عاشق هستیه!!!! همه ی هستی من معلومه که داستان یه عاشق و معشوقه که اسم معشوقه هستی هستش!!!!!!! لابد عاشقه هم مانیه دیگه!!
و آخرررررررر داستانننننننننن!!!! حالمو گرفت واقعا!!!! کاش به هم میرسیدن!!!!
در کل رمان خوبی بود…پیشنهاد می کنم بخونیدش…
منتظر کارای بعدی این نویسنده هستیم!


رازقی 
۲۷ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۳۵

ممنون از زحماتتون نخوندمش امیدوارم جالب باشه واسه نویسنده ارزوی موفقیت میکنم


۰۴ آذر ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳

وااااااااااااااااااااای من این رمانو بالای ۱۰بار خوندم و همشم گریه کردم.به ۱۰۰ نفرم گفتم خوندن گریه کردن
وااااااااااااااااااای خیلی قشنگه
من تابستون خوندم یه هفته افسرده بودم!


royayeman 
۱۰ آذر ۱۳۹۰ ۲۳:۴۳

کتاب سایه معشوق از همه کتاباغمکیتن تره یعنی اکه اونو بخونین ٠٠٠من که خودم ١ماه افسردکی کرفتم„„„


۱۱ آذر ۱۳۹۰ ۲۰:۲۹

واییی جقدر طرفدار داره رین رمان من الان دانلودش کردم برم زودتر بخونمششششش


mel 
۱۴ آذر ۱۳۹۰ ۱۴:۳۸

این نویسنده سان داتر کارش عالیه
نوتریکا – راننده سرویس و همه ی هستی من
دمش گرم


@N@N 
۱۵ آذر ۱۳۹۰ ۰۱:۲۲

وااااااااااای عالی بود.


الهام 
۱۶ آذر ۱۳۹۰ ۱۴:۲۷

رمان خوبی بود و نگارش خوبی هم داشت.تو بعضی قسمتها غلو شده بود مخصوصا اون قسمت که پسره این همه مدت الاف دختره بوده و با ماشین تعقیبش میکرده.مگه فیلم هندیه؟ولی رابطه ی مانی و مادرش رو خیلی قوی به تصویر کشیده بود و من بیشتر از همه از این قسمتش خوشم اومد تقریبا مثل رابطه ی من و مادرم بود.در کل دست نویسندش درد نکنه امیدوارم رمانهای بیشتری ازش بخونم


۳۰ آذر ۱۳۹۰ ۲۱:۲۶

خیلی قشنگ بود
و غمگین
کلی گریه کردم
هستی خلی بد بوددددددددددددددددددددددددددددد


ملیکا 
۰۶ دی ۱۳۹۰ ۱۶:۳۰

فوق العاده بود.


هما 
۰۷ دی ۱۳۹۰ ۱۵:۱۰

خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلییییییییییی فوق العادست عاشقشم تاحالا دوبار خوندمش عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


الناز 
۱۱ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۱۲

وای اصلا نمیتونستم خودمو کنترل کنم شاید فکر کنید گریه نداره ولی من داغون داغونم خیلی افسرده شدم نمیدونم چیکار کنم کمک


الهام 
۱۴ دی ۱۳۹۰ ۱۹:۱۸

بچه ها تو رو خدا تونظراتتون آخر داستانو نگید.فقط بگید داستان بده خوبه یا عالیه.ممنون میشم


ghaazaleh 
۲۰ بهمن ۱۳۹۰ ۲۱:۲۷

واااااااااااااااااااااااااای خیلی دپ شدم کاش اخرش خوب تموم می شد خط هشتمم خیلی غم انگیز بود ۲ تاییشو پشت سر هم خوندم کلییییییییییییییییی حالمو گرفت ولی تا همین صفحه اخر عاشششششششششششقش شدم فقط کاش خوب تموم می شد


صنم 
۲۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۷:۳۱

سلام رمان قشنگی بود به خاطر پایان غمگینش کلی گریه کردم. اما یک عیب داشت اونم اینکه دختری احساساتی و عاشق مثل هستی خیلی راحت لحظه های آخر مانی رو تنها گذاشت و رفت مسافرت بعدشم گفت چقدر خوش گذشت نه به شوری اوایل داستان نه به بی نمکی آخرش معلوم میشه عشق دختره از این عشق آبکی های لحظه ای بوده


منا 
۱۱ اسفند ۱۳۹۰ ۲۲:۴۶

سلام خورشید جون من این رمان رو یه روزه خوندم واقعا عالیییییییییییییییییییییی بود دستتون درد نکنه واقعا مر۳۰ من که پای تموم رمانهارو در آوردم تا به حال رمان به این قشنگی نخونده بودم بازهم مر۳۰ واقعا خسته نباشید ممنون خیلییییییییییییییییییی عالیهههههههههههههههه
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.


۲۵ اسفند ۱۳۹۰ ۱۵:۰۸

واقعا کتاب فوق العاده ای بود. دست نویسندش درد نکنه. من که کلی از این رمان لذت بردم. با این که آخرش تلخ تموم شد ولی تا آخرین لحظه کشش و جذابیت خودشو داشت . ممنونم


۲۵ اسفند ۱۳۹۰ ۱۵:۱۴

خیلی کتاب قشنگی بود . واقعا منو تحت تاثیر گذاشت با این پایان غمناکش. خورشید جوون دستت درد نکنه با این قلم خوب و روونت .
به همه اون کسایی که که میتونن یه پایان تلخ رو تحمل کنن پیشنهاد میدم که حتما بخونیدش.
ممنونم


۲۹ اسفند ۱۳۹۰ ۰۲:۰۹

با اینکه از کتاب رمان با پایان تلخ متنفرم اما باید اعتراف کنم عاشق این رمان شدم، عاشق مانی شدم وااااااااااای خدا مردم از غصه حرف نداره حتما بخونید مطمئن باشد داستان و شخصیت های این رمان هرگز از ذهنتون پاک


۲۹ اسفند ۱۳۹۰ ۲۱:۴۱

رمانش بدک نیست ولی اخرش خیییییییییلی بدتموم میشه اونم بااین اوضاع کاش حداقل اخرش خوب تموم میشد از رمانایی که اخرشون بد تموم میشه متنفرم م م م م م م


شقایق 
۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ۱۱:۴۴

عالی بود محشر من که خیلی خوشم اومد
مرسی


۲۳ فروردین ۱۳۹۱ ۲۰:۵۴

سلام.واقعا عالی بود. من عاشق کارها و رمان های خورشیدم.خسته نباشی


M@#$#!D 
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۹:۳۴

خیلییییییی قشنگ بود.با این ک غمگین بود و کلی سرش گریه کردم ولی بازم عااااااالی بود. ینی اگه آخرش حال مانی خوب میشد و بهم میرسیدن ب شدت آبکی میشد،ولی این پایان باعث شد احساس نکنم ک وقتم تلف شده.شخصیت مانی هم خیلی عالی بود و البته آرمانی! خورشید جون دستت درد نکنه،بازم منتظر رمانای قشنگت هستم!


۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲

خیلی داستان خوبی بود ولی آخرش خیلی بدتموم شد من کلی گریه کردم من خودم عاشق شخصیت مانی شده بودم ودرمجموع درکل خودمو تو داستان حس میکردم ولی بایک سری اتفاقاتی که تو زندگیم افتاده فهمیدم عشق کشکه واصلا وجود نداره ودر ضمن پسرا عاشق نمیشن این ما دخترای بدبختیم که اگه عشقمونو ابراز کنیم بازیچه شون میشیم واگر ابراز نکنیم توآتیش عشق میسوزیم در هر حالت ما کلا بدبختیماگه اینجوری نبود هیچ ترسی از ابراز عشق نداشتیم


مهتاب 
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۲:۴۷

واااااااای آخرش ……….. :( (((( عاشق شخصیت های رمانتون شدم خورشید جون… رمانتون واقعا قوی بود … با هر خنده ی شخصیت های داستان ناخودآگاه خندیدم… هر جا که بغض کردن منم بغض کردم… با گریه هاشونم از ته دلم گریه کردم… مخصوصا اون ته ته رمان :( موفق باشی خورشید خانوم !! :*


۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۳۰

خورشید جون مرسی از رمان قشنگت… مثل کارای دیگه ات فوق العاده بود ….فقط کاش مثل نوتریکا ادامه اش بدی حیف جوون خوبی مثل مانی ناکام بمیره
فقط یه سوال آدرس قبرو دقیق نوشتی این یعنی واقعت داستان؟


درنا 
۰۳ خرداد ۱۳۹۱ ۰۴:۲۲

من همین چند دقیقه پیش کتاب را تمام کردم و تا الان داشتم آبغوره میگرفتم
ولی چون پایانش را با تشکر از تمامه کسانی که در نظر هاشون آخر داستان را گفته بودن از اول داستان تا یه تقی به توقی می خورد گریه میکردم
داستان خوبی بود اما حاشیه زیاد داشت
ممنون از کتاب هاتوهاتون و سایت زیبایتان :)


rose 
۱۸ خرداد ۱۳۹۱ ۱۲:۲۳

در کل داستان خوب بود ولی آخرش خیلی غمگین تموم شد … دلم خیلی گرفت .. به نظر من هم مانی مقصر بود هم هستی !!!!!!!!!!!!

کاش یه گزینه زیر هر کتاب می بود که نشون بده داستان در کل غمگینه یا شاد


hasti 
۲۰ خرداد ۱۳۹۱ ۰۲:۲۱

kheyli ghashang booooooooooooooooooooooood ama ghamgin :(


prometeos 
۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۲۴

ghashang bod mersi.kesheshe balayi dasht.


بهاره 
۱۶ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۹

خیلی قشنگ بود.اشکمونو درآورد.حیف شد مانی مرد آخی جوون بود بیچاره…


maryam 
۱۹ تیر ۱۳۹۱ ۰۵:۰۳

محشر بود الان ساعت ۵صبحه تمومش کردم تزبس گریه کردم دیگه خوابم نمیبره.اگه اه هم میرسیدن میشد مثل بقیه رمانای آبکی.قشنگیش به پایان متفاوتش بود.ممنون ازنویسنده عزیز.۱دونه هم بوس.


mahtab 
۲۴ تیر ۱۳۹۱ ۰۹:۴۸

خییییییییییللللللللللیییییییییییییی قششششننننننگهههههههههههههه …….من این رمانو شاید ده بار خونده باشم ولی بازم وقتی دوباره میخونم اشکم در میاد ……ولی بازم میگم خیلی قشنگه حتما بخونیدش……………..


havva 
۲۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۳:۵۸

ســـــــــــــــــلام
رمان قشنگی بود شخصیت مانی حرف نداشت
نظرش درباره پیوند قلب خیلی برام جالب بود این که یه پسر توی این سن همچین نظری داشته باشه خیلی حالبه
ولی هستی رو دوست نداشتم چرا رفت اون که دوستش داشت هنوز
ولی اولاش که معلوم نبود کی مانی حرف میزنه کی هستی باعث میشه قاطی کنه خواننده
sun daughter ممنون از قلم زیبات


sana 
۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۰۲

رمانش قشنگ بود و خیلی تاثیر گذار …
خصوصا آخرش …
ملسی sun daughter عزیز … !


۰۶ مرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۱۴

رمانش خیلی قشنگ بود ولی من واقعا نفهمیدم آخرش چی شد اگه میشه یه نفر هم به من بگه آخرش چی شد هم چند تا رمان خنده دار بهم معرفی کنه


فاطمه 
۱۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۵۱

خیلی قشنگ بود خیلی معرکه بود
آخرشم مانی مرد دیگه همون جور که به داداشش گفته بود اون بسته رو بعد از مردنش داد به هستی


Ya30 
۱۸ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۲۴

man download kardamesh vali ba vujude un barnamehai ke pishnahad kardin bazam nemitunam bazesh konam, mishe komakam konin


نگار 
۲۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۱۶

عالی بود


۲۱ مرداد ۱۳۹۱ ۰۰:۵۴

<اقعا عالی بود


مریم 
۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۲۶

واقعا عالی بود درست یک هفته افسرده بودم همه ی دوستام هم همینطورى


Hami 
۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ۲۱:۳۶

آخه چرا مانی … من خیلی دلم گرفت sun daughter دوست دارم خیلی زیاد ازت ممنونم به خاطر این رمان با حال آخه مانی خیلی ماه بود


آیدا 
۱۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۶:۳۱

عالییییییییی بود هر کی نخونه ضرر کرده


الی22 
۲۰ شهریور ۱۳۹۱ ۱۵:۴۳

داستان قشنگی بود…شخصیت مانی هم تقریبا کامل بود مثل همه شخصیتهای خوب توی داستانها
ولی هیچ جوری تو کتم نمیره که یه دختر مثل هستی اینجوری غرورشو زیر پا بذاره


elham 
۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ۲۳:۰۵

ey baba bacheha kash akharesh ro nemigoftid.ba koli zogh dl kardam vaghti goftid pesare mimire dige doost nadashtam bekhoonamesh az hamin alan geriam gerefte.


raha 
۲۸ شهریور ۱۳۹۱ ۰۰:۰۸

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالی
یکی از بهترین کار های خورشید بود.
ممنون از شما و خسته نباشید.
بخونید که خیلی قشنگه…


raha 
۲۸ شهریور ۱۳۹۱ ۰۰:۰۹

راستی یه چیز جا موند……………………مانی
انسانی والا مقام به تمام معنا و دیگر هیچ….


حنانه14ساله 
۰۱ مهر ۱۳۹۱ ۱۸:۳۶

نمی دونم چرا ولی حس بدی نسبت به مانی داشتم………..!!!


star99 
۰۱ مهر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۳

مردم از غصه خیلی گناه داشتن.


maryam 
۰۵ مهر ۱۳۹۱ ۱۲:۴۲

سلام. قشنگی بود. من از همون اول که قضیه هواپیما شروع شد شروع به کریه کردم. یه جاهایی اشک غم و یه جاهایی اشک شوق. بهرحال خیلی کتاب قشنگی بود. با اینکه واسه “”نبض تپنده”" هم کلی اشک ریختم. ولی ابا گریه کردن واسه اون اعصابم خورد شد ولی این کتابو دوس داشتم و از حس همدردی واسش اشک میریختم. الانم که دارم این نظرو مینویسم اشک تو چشامه. من کلی غصه خوردم چون جای هستی بودم. نه اینکه اون جوری پسررو منت کنم ولی تا یه جایی واسه موندنش ازش خواهش کردم. با همه غرورم. ولی در کل عالی بود.


رامین 
۱۳ مهر ۱۳۹۱ ۱۸:۲۴

همه ۵۰۰ صفحه یه طرف > اون یه خط و نیم اخرش هم یه طرف “برای اولین و آخرین بار به دیدارم بیا دوستت دارم – قطعه ۳۲۸ ردیف ۷ و…” زار زار گریه کردم
من یه پسرم > این اولین و آخرین رمانی بود که خوندم – من دیگه طاقت خوندن همچین رمان هایی رو ندارم
خیلی اعصابم خورد شد

    مینا 
    ۱۸ مهر ۱۳۹۱ ۱۷:۱۳

    سلام
    به معنای واقی داغون شدم…با رامین موافقم…من امروز سر کار و بودم و این کتاب و تموم کردم…..همش دلم میخواست بمیرم :(

    اما واقعا نثر خورشید رو دوست دارم…همه کتاباش رو خوندم…کتاباش آب دوغ خیاری نیست



bahare 
۱۴ مهر ۱۳۹۱ ۰۱:۰۷

منم کاملاباهات موافقم رامین جان.۲،۳صفحه اخرش اشک همه رودراورد.من که خیلی این رمان ودوست داشتم.


elishnaz 
۲۵ مهر ۱۳۹۱ ۰۲:۳۱

مرسی قشنگ بود
ولی از داستانای غم انگیز متنفرم … اههههههههههههههه


aisha 
۲۷ مهر ۱۳۹۱ ۰۸:۲۷

عالیییییییییییییییی بود!!!!ولی حیف که آخرش غم انگیز تموم شد…اون سه چهارصفحه ی آخرش اشکمو درآورده بود….


asal 
۰۵ آبان ۱۳۹۱ ۰۲:۵۴

واقعا متاسف براتون با این نظر دادنتون……اخه چرا اخرشو می گیننننننن…من که عمرا بخونمش مگه خر مغزمو لگد زده ….کم غمو غصه دارم حالا از اول تااخر داستان باید بشینم بخونم کی پسره مریضیش عود می کنه یا کی میره زیره ماشین یا رقیبش می کش


سمانه 
۲۵ آبان ۱۳۹۱ ۰۷:۰۰

فوق العاده بود عالی


ناهید 
۰۵ آذر ۱۳۹۱ ۲۰:۰۱

رمان بسیارعالی بودواقعاقشنگ بوددست نویسنده اش دردنکنه متفاوت بودشخصیت مانی رودوس داشتم


پدیده 
۰۶ آذر ۱۳۹۱ ۱۵:۰۶

کتاب فوق العاده ای بود ولی پایانش به شدت منو افسرده کرد یاد چند سال پیش خودم افتادم و بعد چند وقت تا صبح گریه کردم.


۱۹ آذر ۱۳۹۱ ۰۱:۲۵

واقعا عالی بود.اما با یک پایان غم انگیز


asal 
۱۳ دی ۱۳۹۱ ۱۷:۰۶

واقعا عالی بووووووووووووووووووووووود. من تابستون خوندم خیلی قشنگه


reyhane 
۱۷ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۲۰

خیلی خیلی خیلی عالی بود…..مخصوصا اون صفحه های آخرش!به نویسنده ی محترم هم تبریک میگم!!!!کتابت عالی بود :)


ELY 
۳۰ دی ۱۳۹۱ ۰۷:۵۵

من الان تو شوکم!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
هر چند من پایان غم انگیز دوس ندارم….ولی این عالی بود…فهمیدن اینکه مانی هستیو دوس داره آسونه ولی مدل دوست داشتنش نابه…ارزشمنده…
ممنون از خورشید عزیز
منتظر کارهای بعدیت میمونم


sara 
۰۴ بهمن ۱۳۹۱ ۱۸:۵۵

اخه چرا همه ی اینی PDFههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


MITRA 
۰۷ بهمن ۱۳۹۱ ۱۸:۲۷

عالی
عالی
عالی
عالی
و…..تابحال هرکدوم ازدوستام این رمانو خوندن دعابه جونم کردن که یه رمان عالی بهشون معرفی کردم


Pari 
۱۰ بهمن ۱۳۹۱ ۱۵:۵۶

خیلی قشنگ بود…محشر بود…فوق العاده بود! اصن هر چی بگم کم گفتم!!
ولی آخرش خیلی بد تموم شد :( ((( جوری که نصفه شبی داشتم هی گریه میکردم :(
واقعا مانی حیف بود… همچین مردایی پیدا نمیشن
سانی جون عاشق قلمتم!! بارها و بارها رماناتو خوندمو اصن از خوندنشون خسته نمیشم! موفق باشیییییییی!! :-* :-*


honey-p 
۱۱ بهمن ۱۳۹۱ ۱۹:۳۹

معرکه بود…تا حالا انقد با ی رمان یکی نشده بودم….خیلی گریه کردم ولی خوشحالم ک خوندمش و ازون دسته رمانایی بود ک آدم نمیتونه تا ۳-۴روز بعدش رمان دیگه ای شروع کنه…خورشید جون عاشقتمممم کسی ک بتونه این همه تاثیرگذار بنویسه خیلی باید متفاوت باشه! خیلی دوس دارم بیویگرافی تو بدونم…ممنون از سایت و رمان های زیباتون!


Kimia 
۱۲ بهمن ۱۳۹۱ ۱۶:۴۵

فوق العاده بود !!! با اینکه هنوزم دارم گریه می کنم اما بازم فوق العاده بود !!!! واقعا ادمایی مثل مانی پیدا نمیشن !!! فرشته بود این ادم !!!
عالیییی نوشتی خورشید جوننن !!!
می دونمم دیگهه هیچ شخصیتی مثل مانی نمی تونه روم به این زیادی تاثیر بزارهه !!!!!


sungirl 
۱۳ اسفند ۱۳۹۱ ۰۰:۰۳

این رمان معرکه اس…
من عاشق قلم دختر خورشیدم..
شخصیت مانی واقعا ستودنی بود…
یه همچین پسری رو میشناسم…
من اصلا حس نکردم رمان میخونم…
انگار از نزدیک شاهد همه ی اتفاقات بودم…
چقدر در حق مانی بد کردن و چقدر در حق بقیه خوب کرد…
هستی لایق مانی نبود…
با اون طرز فکرش…
خیلی رمان متفاوتیه…
من کارم از گریه گذشته بود…
ذجه میزدم…
مرس دختر خورشید..مرسی..


sungirl 
۱۳ اسفند ۱۳۹۱ ۰۰:۰۵

اینم بگم که رمانات عااااااااااالیه…
مخصوصا پدر خوب…
همه ی هستیه من که بی نظیره..


mostafa 
۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ۱۵:۲۱

وافعا زیبا بود! از معدود داستانایی بودش که اشک منو در آورد! ولی به نظرم شخصیت مانی زیادی رویایی بود!
پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش!
از نویسنده کمال تشکرو دارم از دور دستشو میبوسم!


jessica 
۲۱ اسفند ۱۳۹۱ ۲۳:۲۲

رمان خییییلی قشنگی بود و واقعا اشکم درومد باهاش
و مرسی


Naghmeh 
۲۸ اسفند ۱۳۹۱ ۱۲:۵۰

من عاشق این رمانم . حدود ۷ بار خوندمش و تا الن هیچ رمانی به جذابیه این رمان نخونده بودم . واقعا به نویسندش تبریک میگم بخاطر تفکرای جذاب و زیباش… توصیه میکنم حتما حتما حتما بخووونید…


saba z 
۲۹ اسفند ۱۳۹۱ ۱۶:۱۳

واقعا نمیدونم چی بگم فقط اینکه خورشید تو معرررررررررررررررررررررررررررررررکه ای معرکه واقعا خسته نباشی رمانت فوق العاده نبود اصلا فوق فوق فوق…. فوق العاده هم براش کمه ! مرسی :-)


رها 
۰۲ فروردین ۱۳۹۲ ۱۴:۱۶

داغون شدم
داغون


yahda 
۲۷ فروردین ۱۳۹۲ ۱۴:۱۵

نویسندش نمیتونست آخرشو خوب تموم کنه؟
به خاطر یه رمان کلی گریه کردم !!


saina 
۳۰ فروردین ۱۳۹۲ ۱۵:۳۰

خیلی رمان خوندم اما عاشق این هستتتتم…
عااالی بود
با هیچ رمانی عوضش نمیکنم.


بهار 
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۲۱:۳۳

عالی بود، زیبا و باور پذیر


Eastern Lady 
۰۶ خرداد ۱۳۹۲ ۱۱:۱۱

واقعا عالـــــــی بود…
شخصیت مانی واقعا قابل ستایش بود…
این رمانو خیلی وقت پیش خوندم اما هنوزم تمام داستان تو ذهنمه، درواقع تو ذهنم حک شده…
واقعا قلم خورشید جون رو دوس دارم، رماناش یکی از یکی بهتره و موضوعاتشون کاملا متفاوتن… هرچقد از ایشون و زحماتشون تشکر کنم واقعا کمه… دستشون درد نکنه… به امید موفقیتشون و ارایه کارای بیشتر ازشون…


۲۰ خرداد ۱۳۹۲ ۰۱:۱۶

خیلی خوب بود.انقده ناراحت شدم مانی مرد.هییییی


۲۰ خرداد ۱۳۹۲ ۰۱:۱۷

خیلی خوب بود.انقده ناراحت شدم مانی مرد.دختره خورشید عالی مینویسی و بازم
بنویس که کلی طرفدار داری


نگار 
۲۴ خرداد ۱۳۹۲ ۰۱:۲۸

واقعا رمان فوق العاده زیبایی بووووووووووووود عالی حرف نداشت


هستی 
۲۷ خرداد ۱۳۹۲ ۲۲:۴۸

سلام,من این رمانو ۵ بار خوندم واسه اینکه تمام حرکات حرف های مانی تو یادم بمونه واسه اینکه بفهمم آدم میتونه در این حد خوب باشه
این رمان عالی بود عالی به معنای واقعی فوق العاده اگر به من بکن بهترین رمانی که خوندی چیه با تمام وجودم میگم….همه ی هستی من….


نام

ايميل

سايت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک گذاری

Bala tarin Donbaleh  Cloob Delicious Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other Stumbleupon

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 50000 نفری نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


محبوب کنید :  اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها
رادیوی اینترنتی سور سخن شماره 4 – ویژه نوروز
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa