موضوعات
بایگانی

رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا نام کتاب : آیین من (جلد ۱ و ۲)
رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا نویسنده : کاربران سایت نودهشتیا
رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا حجم کتاب : ۲٫۶ کیلوبایت
رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا دسته » ادبیات » رمان عاشقانه

رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا قالب کتاب : PDF

رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا تعداد صفحات : ۳۶۰

رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا پسورد : www.98ia.com

رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیا منبع : wWw.98iA.Com

رمان ایرانی و عاشقانه آیین من (جلد 1 و 2) | کاربران انجمن نودهشتیاخلاصه داستان:

سمانه به عقد آئین همکار و دوست خانوادگیشان درمیآید درحالیکه آئین عاشق دیگری است و به اجبار خانوده اش با او ازدواج کرده. سمانه بخاطر علاقه به شوهرش تصمیم دارد آئین را متوجه حضور خود کند ولی آئین تمام حواسش متوجه آتوسای مرموز است و به سمانه خیانت میکند. با ترک آئین توسط آتوسا او کم کم متوجه حضور سمانه میشود ولی نمی تواند با خودش کنار بیاید. سمانه که کودک سر راهی ای را به فرزندی می پذیرد و کم کم زندگیش رنگ و بوی عشق میگیرد ولی آتوسا بازمیگردد و سمانه با تصمیمی ناگهانی همه کسانی را که دوست دارد ترک میکند.
قسمت دوم
۳-۴ سال میگذرد و سمانه بازمیگردد حالا که درسش تمام شده به عنوان رزیدنت به بیمارستان پدرشوهرش برای همکاری بازمیگردد و متوجه میشود قضایا با اون چیزی که فکر میکرده متفاوت است. او ناگزیر است برای سها دخترش شناسنامه بگیرد و مقدمات طلاقش را فراهم کند پس به سراغ آئین می رود اما…

 


بعد از کلیک بر روی دانلود کتاب ،10 ثانیه صبر کنید و روی که در بالا و وسط صفحه قرار دارد ، کلیک کنید تا به صفحه دانلود منتقل شوید.


دسته : رمان ایرانی ، رمان و داستان ، نوشته کاربران سایت
در صورتیکه توی دانلود و باز کردن کتابها مشکلی دارید ، اینجا رو بخونید .
برچسب : , , , , , , ,

بازی آنلاین استراتژیک امپراطوری های جاوید

امپراطوری های جاوید محبوبترین و پیشرفته ترین بازی استراتژیک آنلاین میباشد که به بیش از 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده است. در این بازی شما یکی از دو نژاد امپراتوری ها و یا صحرانشینان را انتخاب کرده و در کنار هزاران بازیکن دیگر لرزه بر تن دشمنان خود می اندازید.

جوایز : در طول سرور مدیریت پاداش های روزانه هفتگی و ماهانه را به بازیکنان برتر اهدا میکند و در پایان هر سرور به بازیکنان و اتحادهای برتر پاداش های ارزنده ای اهدا میگردد.

در کمتر از یک دقیقه ثبت نام و سپس نژاد خود را انتخاب کرده و فرمانروایی خود را آغاز کنید.

بازی امپراطوری های جاوید به دانلود نیاز ندارد و کاملا رایگان است.

-شبنم- 
۱۳ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۴۳

ادامه ی این رمان نوشته شده و به زودی برای دانلود گذاشته میشه


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۰:۱۴

mamnon az zahmati ke baraie taipe roman ke shidin kheili khob bod faght zodtar edamasho bezarin


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۰:۳۹

حسابی میره رو ا عصاب ادم خوب شد سمانه ولش کرد لایقش نبود مرتیکه ی ضعیف النفس
زودتر بقیه شو بذارین اخه توخماری موندن سخته


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۲:۱۵

سلام بچه ها من آیین۲ را هم خوندم اصلا خوب نبود این یکی خیلی جذاب تره ولی در کل عالیییییییییییی بود!


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳:۱۶

واقعا زیبا بود منتظر قسمت دومش هستم و امیدوارم پایان قسمت دومش خوب باشه ممنون از تمام دوستان برای تایپ این کتاب


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳:۲۳

واقعا پسر اینقدر می تونه عاشق باشه و در برابر دیگری اینقدر سرد از نظر من عشقی در کار نبود و همش یه جور هوس بود تا زمانی که اتوسا بود به سمانه حتی نگاه نمی کرد چه برسه به … ولی از وقتی که اتوسا رفت با سمانه بیشتر بود در ضمن غلط املائی هم زیاد داشت.


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳:۳۶

کتاب خوبی بود.خوبیش این بود که متفاوت از بقیه ی رمان ها نوشته شده بود…….وای وای چقدم که صحنه داشت


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۲۰:۲۰

kheyli ghashange khob shod gozasht raft vali hesabi mondam to khomari key baghiasho mizarin?


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۲۲:۳۰

اییییییییییییییییییییییی عالی بود خیلی قشنگه عزیزم ولی ای Ùƒاش اخرشو یه جور دیگه تموم میÙƒردی


ناشناس 
۱۴ شهریور ۱۳۸۹ ۲۳:۵۶

man ke kheyli asabam khord shod akharesh kheyli bad tamoom shod


ناشناس 
۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ۱۲:۰۱

vaghean romane bahaliiiiiiiiiiiiiiiii bood


ناشناس 
۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳:۳۴

ketabi bod shabihe aram vali man az in kheyli bishtar khosham omad!


ناشناس 
۱۵ شهریور ۱۳۸۹ ۱۶:۱۲

سلام ،خسته نباشید ،رمان خوبی بود .متشÙƒرم


ناشناس 
۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ۰۱:۴۵

mishe nevisande in ketab ro moarefi konin?

——–

مدیر: این کتاب نوشته چند تا از بچه های انجمنه


ناشناس 
۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ۱۲:۴۸

سالم
ممنون از مدیر سایت من نتونستم دانلود کنم کمکم کنید در قسمت win zip خالی هست شایدام فونتش مشکل داره تورو خدا درستش کنید
باتشکر

———-

مدیر: لینک و فایل هر دو سالم هستن. مجدد تلاش کنید


ناشناس 
۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۲۹

لعنت به این آتوسا که همیشه بدترین موقع پیداش میشد


ناشناس 
۱۶ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۴۱

اصلا با حال نبود که اتی رو می خواست بابا سمانه به این مهربونی البته سمانه به دردش می خورد واسه ….


ناشناس 
۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۰۱:۰۴

عالی محشر بیست یکتا بی همتا و…. زودتر بقیشو بذارین لطفا خواهشا


ناشناس 
۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۱:۲۸

ممنون کتاب قشنگی بود….. اما بااین کارای سمانه بااین که خودم هم دخترم اما از این جور دخترای ذلییییییییییل بدم اومد.
…. وای خدای من مرد هم انقدرسنگ دل ؟؟؟؟؟؟ دوست داشتم جای سمانه بودم اون وقت هر قت ایین حرف بیخود میزد یه سیلی ابدار نوش جانش میکردم. مگه نگفتید ایین ۲ حاضره پس چرانمیذارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟موندیم تو خماریییییییییی


ناشناس 
۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۰۸:۴۷

واقعاً عالی بود ، امیدوارم Ùƒاربران محترم سایت بازهم از این رمانهای زیبا بنویسند.


ناشناس 
۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۴:۱۲

راستی مگه آیین نمی خواست با سمانه زندگی کنه ؟
اینجوری که از حرفاش بر میومد عاشق سمانه شده بود . خواهشا جواب بدین


ناشناس 
۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۲:۰۶

سلام خیلی جالبه من شوÙƒه شدم اینقدر واقعی بود Ùƒه منو یاد خودم انداخت چنین تجربه ای به این شÙƒل ندارم ولی خیلی جاهاش شبیه زنگیه منه چقدر هم خوب نوشته شده بود تا حالا راجع به هیچ Ùƒتابی نظر نداده بودم ولی این یÙƒی محشر بود Ùƒاش ائین ۲ را هم زودتر بگذارید.خسته نباشید دستتون درد نÙƒنه.


ناشناس 
۱۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۴:۵۱

یکی بهم بگه چرا وقتی دختری عاشق میشه انقد خودشو ذلیل میکنه؟؟؟؟؟


ناشناس 
۲۰ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳:۵۰

سلام ، کتاب خیلی جالبی بود دست نویسنده عزیزش درد نکنه اشاا.. شاهد آثار بهتری از ایشون باشیم
ولی خدایی یه جاهایی دلم می خواست این آیین رو میزدم از دوستی هم که آدرس قسمت ۲ رو داده بود ممونم


ناشناس 
۲۰ شهریور ۱۳۸۹ ۲۱:۰۵

سلام.چرا کتاب ایین ۲ رو توی صفحه اصلی نمیذارید تا دانلودش راحت تر باشه


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۰:۴۰

از دوست عزیزی که لینک آیین ۲روگذاشتن خیلی خیلی ممنونم


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۰۶

خیلی خیلی عالی بود


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۳۶

آیین ۱ رو تو ۱۰ ساعت پشت سر هم یه روز خوندم بس که جذاب بود،تا ببینیم دومیش چطوره،مرسی که دومیشو گذاشتین


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۴۲

ولی خدایی صحنه های توپی داشت،این همه رمان خوندم حتی تو خارجیاش هم اینقدر صحنه های عاشقونه رو با جزییات توضیح نمیداد،ولی تو این نویسنده وقتی دید حسابی تو دلت قیلی ویلی رفت بعد صحنه رو تموم میکنه،خوبه ها!باحاله،


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۲:۴۴

میگم من آخرش نفهمیدم این رمانو کی نوشته


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۱:۲۸

ادامه آیین من:
http://www.forum.98ia.com/t65207.html
من از اینجا خوندمش آخرش خوب تموم میشه


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۴:۰۵

بچه های نود و هشتیا خواهشا بازم کتابایی قشنگی مثل ایین من بزارید هم یک و خوندم هم دو رو محشره


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۴:۵۲

کتابای این مدلی که بعد از ازدواج عشق بوجود میاد زیاد نوشته شده مثل رایکا ،آرام،خشم وسکوت . . .تا چند سال من از خشم و سکوت واقعا خوشم میومد جوری که همیشه میرفتم دوباره میخوندمش خیلی روم تاثیر گذاشته بود،الان که آیین من و خوندم همونجوری شدم شاید حتی خیلی بیشتر،واقعا محشره و من از هیچ جاش نمیتونم ایرادی بگیرم،ولی لطفا آیین ۲ رو برید درستش کنید. هم خیلی کوتاهه هم اولاش موضوعایی رو که به اصل داستان ربطی نداره زیاد کش داده،هم مثلا لازم نبود در مورد ساسان زیاد گفته بشه،یا زندگی پریا و سامان،و سمانه هم هی اینجمله تکراری رو میگفت که اونا چقد خوشبختن ومن نیستم و خلاصه این چیزا،فکر کنم یه کم سرسری نوشته شده،میشه خیلی بیشتر روش کار کرد و از این خیلی بهتر باشه،گرچه جاهای قشنگی هم داشت.روی هم رفته کارتون عالیه خصوصا تو آیین ۱


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۰۳

بابا برید تو آیین من ۲ هم یه کم ازون صحنه های ناب عاشقونه اضافه کنیدمثل آیین من۱،تصحیحش کنید لطفا،مثلا مثل اون صحنه ی توی بیمارستان بذارید که یکی از پرستارا میاد میبینتشون


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۰۸

نه بابا سانسور چیه همه ی جذابیتش به همین بود


ناشناس 
۲۱ شهریور ۱۳۸۹ ۲۱:۴۴

واقعا که شخصیت یک زن رو پایین آوردید !
وقتی بفهمید همسرتون یه زن داره که زنه حامله هم هست چی کار می کنید ؟ !!!!!!!!!!!!!!
یه دقیقه فحش و لعنت می کنید و دقیقه ی دیگه از قد و هیکل همسر دلبندتون تعریف می کنید ؟!
شما که خودتون دخترید احترامی برای شخصیت اصلی کتاب که یه دختر هم هست قائل نیستید وای به حال بقیه .
انقدر تو خماری ماچ و بوس و چیزای دیگه مونده بودید ؟!
خب برید داستان های س … بخونید این که فرقی با اونا نداره هدف از خوندن یکیه .

وارد جزئیات شدن کیفیت کار و پایین میاره ! داستان و از مضمون اصلی دور می کنه . دیگه فوقش یه ماچ و بوس … نه که …

فکر کنید چهارتا پسر هم این رمان و بخونن و بعد به ریش نویسنده های دخترش بخندن .


ناشناس 
۲۲ شهریور ۱۳۸۹ ۱۸:۰۷

به نظر من که خیلی کتاب مسخره ای بود کسایی هم که از ای دسته کتابای جلف خوششون میاد می تونن برن چنتا فیلم سوپر ببینن تا بیشتر حال کنن………………..فقط یه سوال از اوناییکه از این کتاب اینقدر تعریف میکنن اگه اون صحنه ها رو از کتاب حذف کنن و بعد بخونن بازم انقدر خوششون می یاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ناشناس 
۲۲ شهریور ۱۳۸۹ ۲۱:۵۸

سلام مرسی از این همه کتاب خوب که به ایمیلم میفرستید واقعا ممنون.البته اگه قسمت ۲آیین من رو هم بذارید نمره تون ۲۰ میشه فقط زودتر از فضولی مردیم.


ناشناس 
۲۳ شهریور ۱۳۸۹ ۰۰:۳۶

مثل همیشه عالی بود و ممنون

خسته نباشید


ناشناس 
۲۳ شهریور ۱۳۸۹ ۰۶:۴۱


ناشناس 
۲۳ شهریور ۱۳۸۹ ۱۶:۱۵

آخه چقدر یه زن باید ذلیل باشه؟ هااااااااااااااااااااااان؟

چقدر دلم واسه هم جنسای خودم میسوزه
کاش لااقل هیچ جنس مذکری این رمان رو نمیخوند
با نظر دوستان هم موافقم اگه صحنه های انچنانیش رو حذف کنند هیچی ازش نمیمونه


ناشناس 
۲۴ شهریور ۱۳۸۹ ۰۴:۴۲

منننننننننننننننننننننننننننننننن آیین من۲ می خوام


ناشناس 
۲۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۱:۴۴

هر کاری کردم دانلود نشد.کمکم کنید.

———-

مدیر: فایل سالمه . مجدد تلاش کنید


ناشناس 
۲۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۷:۰۱

کتاب بدی نبود ولی اگه جاهای جلفش رو سانسور میکردن بهتر میشد.نه؟
لطفا کتابایی مثل اغاز دوست داشتن بهم معرفی کنید.ممنون از سایت خوبتون.


ناشناس 
۲۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۷:۰۶

کتاب بدی نبود ولی اگه جاهای جلفش رو سانسور میکردن بهتر میشد نه؟لطفا کتابهایی مثل اغاز دوست داشتن بهم معرفی کنید.ممنون از سایت خوبتون.


ناشناس 
۲۴ شهریور ۱۳۸۹ ۱۷:۲۲

می شه چندتا کتاب مثل همین معرفی کنید……………….جون مادرتون-سجاد


ناشناس 
۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ۰۳:۴۸

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
سمانه کرم بود


ناشناس 
۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ۱۷:۳۱

سلام بچه ها بدویید برید کتاب گیلاس زمستانی بخش نظرات یه بحثی راه افتاد برید حالشو ببرید


ناشناس 
۲۵ شهریور ۱۳۸۹ ۱۸:۰۱

سلام ممنون از همه بچه هایی که حمتنوشتن این کتابو کشیدن.زیبا بود.tnx


ناشناس 
۲۶ شهریور ۱۳۸۹ ۰۱:۳۲

سمانه خیلی دختر بی شخصیتی بود !
یه ذره غرور نداشت .
هر دفعه خودش و برای پسر درست می کرد بعد پسر اونو می برد سمت تخت و بعدشم که کار تموم می شد می گفت محض عشق و حال بود وگرنه من از تو خوشم نمیاد بهت احساسی ندارم .
هم شخصیت پسر بی ثبات بود هم دختر اصلا شخصیتی نداشت .
بیشتر نشون می داد نویسنده افکار و امیال سک… داره و می خواد اینارو به خواننده منتقل کنه .


ناشناس 
۲۶ شهریور ۱۳۸۹ ۱۹:۰۹

وارد قسمت تالار گفتمان شوید به قسمت کتاب های کامل شده مراجعه کنید در صفحه ی ۳ ایین من ۲ را پیدا میکنید.رز


ناشناس 
۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۰۰

اول از همه ممنون واسه سایت خوبتون و خسته نباشید.داستان جذابی داشت ولی خوب ایراداییم داشت مثلا اینکه به نظرم خیلی خلاصه بود درسته که میگن نباید رمانو خیلی کشش داد ولی بدون کشدار بودن اون کتاب اصلا رمان نیس میشه داستان.اخر داستان تکلیف خیلی چیزا معلوم نیست.و همچنین برادر ائین که اصلا انگار وجود نداشت پس نبایدم حرفی در موردش اول داستان زده میشد.ولی در کل قشنگ و خودمونی بود ممنون.


ناشناس 
۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ۲۳:۴۵

جون مامان خودت !!!!!!!
برو رمان های س…بخون .


ناشناس 
۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ۰۱:۱۴

اصلا رمان خوب و جالبی نبود!!!
من اولاشو خوندم و ولش کردم.
تا چه حد باید شخصیت دختر رو پایین آورد؟
هر آدمی غرور،شخصیت و کلی ویژگی های دیگه داره در صورتیکه این دختر فقط یه دختر دست پا چلفتی و بی عرضه بود که آبروی همه ی دخترا رو زیر سؤال می برد.
با چه فکری این رمان نوشته شده؟!!
والا آدم می مونه…!


ناشناس 
۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۵۲

من بقیه شو خوندم خیلی زود تمومیدن ولی در کل خیلی قشن بود دستتون طلا mer30^1000


ناشناس 
۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ۱۷:۴۵

سلام بجه ها خیلی خوب بود و خیلی خیلی بهتر تموم شد واقعا همگی خسته نباشید.آینده ی درخشانی در انتظارتونه شک نکنید.


ناشناس 
۲۹ شهریور ۱۳۸۹ ۱۲:۴۳

من ایین یÙƒ ودو خوندم ولی اخرش نفهمیدم چی به چی اتوسا چی شد بچه اتوسا برای Ùƒی بود اصلا بچه داشت یا نه ؟ در Ùƒل زیاد جالب نبود


ناشناس 
۲۹ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۰۱

سلام واقا بهتون خسته نباشید میگم کتابه فوق العاده قشنگیه ولی ایین من ۲ رو از کجا باید پیدا کنم ؟


ناشناس 
۲۹ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۰۱

سلام واقا بهتون خسته نباشید میگم کتابه فوق العاده قشنگیه ولی ایین من ۲ رو از کجا باید پیدا کنم ؟


ناشناس 
۳۰ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳:۴۰

وای خدای من چقدرباحال بودتوروجون هرÙƒه دوست دارین بقیه شوبذارین من Ùƒه توخماری موندم


ناشناس 
۳۰ شهریور ۱۳۸۹ ۱۵:۵۴

بچه ها آخه این چیه نوشتین آخه دخترهم انقد ضعیف النفس من که اصلا نپسندیدم آخه این عشقه اصلا یه دخترنجیب دوست داره بهش به عنوان یه کالانگاه کنن راههای خیلی زیادی وجود داره که یه دختر نظردیگرونوجذب کنه ولی تواین کتاب فقط مسائل جنسی مورد توجه بودمن که دیگه حالم داشت بهم می خوردالبته جلد۲رو نخوندم وقصد هم ندارم بخونم.یه چیز خیلی جالب هم برای من این بود که متوجه شدم چقداین چیزا طرفدار داره.این کتاب به نظرم جزءجنبه جنسی هیچی نداشت هیچی.رمان هرچه هستی باش اما…هم کار خود بچه هاست ولی من که به شخصه پسندیدم لحظه ها عاشقانه اش هم به اندازه بود انقدافراط نداشت.


ناشناس 
۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۴:۵۹

…………aeen gand nabod khiliiiiiiiiiiii sahne dasht


ناشناس 
۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۵:۰۵

manam harf shoma ro ghabo darm.. age sahne nadash hichkas nemikhondesh………………….


ناشناس 
۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ۰۹:۲۹

پس کی این آیین من ۲ رو میذارید ای بابا خسته شدیم این همه مردمو معطل خودتون کردین بذارین دیگه


ناشناس 
۳۱ شهریور ۱۳۸۹ ۱۷:۲۳

age sahne nadasht hichkas nemikhondesh.. aslan ghashng nabod………………………..;saina


ناشناس 
۰۱ مهر ۱۳۸۹ ۲۲:۴۴

من یه سوال بپرسم جوابمو میدین؟
من موندم ارشاد به چه کتابایی مجوز نمیده؟
یعنی بدتر صحنه های آیین من هم هست؟


ناشناس 
۰۲ مهر ۱۳۸۹ ۰۹:۱۷

سلام فکر نمیکنم ارشاد به این کتاب مجوز داده باشه اما خوب کتابهای بدون مجوز زیادی چاپ میشه مثلا آدم فروشان قرن بیستم که بدتر از آیین منه


ناشناس 
۰۲ مهر ۱۳۸۹ ۰۹:۱۹

سلام من آیین ۲ رو خوندم خیلی بی مزه تموم میشه اصلا فکر نکن مثل ایین من باشه خیلی چرنده


ناشناس 
۰۲ مهر ۱۳۸۹ ۱۵:۴۷

داستان تکراری بود رمان آرام هم دقیقا همین داستانو داره و صد البته جذابتر هم هست


ناشناس 
۰۳ مهر ۱۳۸۹ ۱۳:۵۱

اخرش معلوم نشد اتوسا چی شد وبچه اش مال کی بود؟؟؟؟


ناشناس 
۰۵ مهر ۱۳۸۹ ۰۲:۲۷

واقعا خیلی زشته که خواننده رو فقط و فقط از طریق مسایل جنسی به خوندن ادامه یه رمان ابگوشتی تشویق کنن
متاسفم


ناشناس 
۰۵ مهر ۱۳۸۹ ۰۲:۲۹

واقعا رمان میخوایین؟
برید غوغای همیشه رو بخونید
میفهمید رمان چیه


ناشناس 
۰۵ مهر ۱۳۸۹ ۰۸:۲۱

خیلی خوشگل بود مثل غوغای همیشه آخرشم اصلا بد تموم نشد سمانه بیخود وسط عشق اون دو تا پرید


ناشناس 
۰۹ مهر ۱۳۸۹ ۱۶:۳۰

عزیزم این کتاب نوشته ی کاربرای سایته و هیچ ربطی به ارشاد نداره.تازه چیز بدی هم توش نبوده که ارشاد نخواد بذاره چاپ بشه!


ناشناس 
۰۹ مهر ۱۳۸۹ ۱۶:۳۲

این کتاب توی این سایت نیست تو سایت kar20 البته برای موبایله.


ناشناس 
۱۰ مهر ۱۳۸۹ ۰۹:۰۹

Ùƒتاب قشنگی بود میشه لطفا بگید Ùƒی ایین ۲ رو میذارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ناشناس 
۱۲ مهر ۱۳۸۹ ۱۳:۳۵

چرااااااااااااا لینک دانلودش باز نمی شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

———مدیر: لینک سالمه مجدد تلاش کنید


ناشناس 
۱۴ مهر ۱۳۸۹ ۱۶:۵۸

وای خفمون کردین بااین آئین منتون اه اه اه اه


ناشناس 
۱۸ مهر ۱۳۸۹ ۱۸:۰۱

دختره چقدر ذلیل بود


ناشناس 
۲۳ مهر ۱۳۸۹ ۱۹:۰۱

سلام ادمین جان زبانم قاصره واسه تشکر از شما منو از یه دنیای دیگه کشوندی به دنیای خودت دنیات قشنگه آیین ۲ رو لطفآ بزار مرسی


ناشناس 
۳۰ مهر ۱۳۸۹ ۱۵:۱۲

فقط می توونم بگو خیلییییییییییییییییییییییییی توووووووووووووووووووووووووووووووپ بود.حتما بخونینین


ناشناس 
۰۱ آبان ۱۳۸۹ ۱۸:۱۳

این Ùƒتاب رو اعصاب آدم اثر می گذاره
دختره(سمانه) خیلی دختر Ùƒم ارزش و سبÙƒیه و اصلا غرور نداره
پسره(آئین)هم خیلی آدم بیخود و بی لیاقت و اعصاب خورد Ùƒنیه
اصلا خوشم نیومد


ناشناس 
۰۱ آبان ۱۳۸۹ ۱۸:۲۵


ناشناس 
۰۱ آبان ۱۳۸۹ ۱۸:۳۰


ناشناس 
۰۳ آبان ۱۳۸۹ ۱۹:۱۶

حالم از هر چی دختر مثل این بهم میخوره


ناشناس 
۰۷ آبان ۱۳۸۹ ۲۰:۴۸


مهتاب 
۲۹ آبان ۱۳۸۹ ۰۷:۲۱

اولشو خوندم وری وری نایس عزیزم موفق باشی فقط تورو خدا رماناتو بد تموم نکن دل آدم میگیره آخه همه میگن بد تموم میشه ایشالا جلد دوم خوب بشه دانلودش کردم بازم ممنون


donya 
۰۱ آذر ۱۳۸۹ ۱۹:۲۱

akharesh khoob tamoom mishe.ketabe khoshkeli ham hast


لبافان 
۰۲ آذر ۱۳۸۹ ۱۲:۴۲

سلام رمان خوبی است اما کسری زیاد داره و جای نوشتن زیاد .
مثلا اصلا از آتوسا مطلب زیاد نگفته و یا چرا آیین رو ترک کرده و کیارش در جلد اول چرا اون حرفها را به سمانه زد و کتاب دوم خییلی کوتاه بود خیلی .
و اگر کل کتاب از زبان آیین هم نوشته شود فکر کنم جال و قشنگ باشه .


میترا 
۱۴ آذر ۱۳۸۹ ۱۴:۵۴

سلااااااااام تورو خدا جلد۳ رو بذارید خواههههههههههههههههههههههش


آزاده 
۰۴ دی ۱۳۸۹ ۰۸:۱۶

خیلییییییییییییییییییییی قشنگ بود. عاشقشم.پیشنهاد میکنم که هر کی نخونده بخونه.
دست همه بچه های نودوهشت ام درد نکنه مرسییییی.


پریناز 
۱۰ دی ۱۳۸۹ ۱۴:۳۳

سلام به همگی!این قطعه رو “شبنم خانم”موقع تایپ اثرنوشتن که حکایت ماجراست.
بااجازشون:
–وقتی’ پروانه ی عشق’ در تاری بیفتد که عنکبوتش’ سیر ‘باشد تازه قصه ی زندگی شروع می شود, زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند نه بمیرد…


پریناز 
۱۱ دی ۱۳۸۹ ۰۹:۵۰

من نظراروخوندم بگمانم اگه دوستان خیلی باحساسیت به مسائل نگاه نکنن وعادی برخوردکنن بهتره(البته ببخشیدا این نظرمنه)
ضمنا”منم تبریک میگم کاربچه ها:روانی وسلیسی مکالمات عالی بود.کاشکی بعدازبهم رسیدنشونم داستان کمی ادامه میافت…


پریناز 
۱۱ دی ۱۳۸۹ ۰۹:۵۳

عذرمیخوام مگه آیین۳هم وجودداره؟
کجامیشه پیداش کرد؟adminوبچه های عزیز لطفا”جواب بدید منتظرم!

    avazkhamoosh 
    ۱۱ دی ۱۳۸۹ ۱۴:۵۷

    کتاب همین دوجلد , جلد سومی وجود نداره



نیکا 
۲۳ دی ۱۳۸۹ ۱۲:۰۹

کتابش قشنگ بود !!! ولی آیا همچین دختری پیدا می شه که با وجود این همه بی محلی بازم عاشق پسر بمونه ! درضمن پسره هم انگار با خودش درگیر بود .
ارزش خوندن و داره *


samaneh66 
۲۶ دی ۱۳۸۹ ۱۰:۱۸

کتاب خوبیه و جذابه آره اینجور زنی پیدا میشه اصولا همه زنها به خاطر زندگیشون و جونیشون کوتاه میان


samaneh66 
۲۶ دی ۱۳۸۹ ۱۷:۰۰

خیلی قشنگ بود من که خوندمش بهم رسیدن
کاربرا نوشتند یا تایپ با کاربرا بوده ؟


yasi 
۲۸ دی ۱۳۸۹ ۱۷:۰۲

من جلد ۱ رو خوندم عالی بود جلد ۲ رو هم میخونم به همه رمان خونای حرفه ای هم توصیش میکنم.


ناشناس 
۰۲ بهمن ۱۳۸۹ ۲۰:۱۸

ممنون قشنگ بود شبیه هم خونه بود یه کوچول


raha 
۰۳ بهمن ۱۳۸۹ ۱۷:۳۵

سلام میشه ۳شم بنویسیت خیلی باحاله


۰۴ بهمن ۱۳۸۹ ۱۹:۵۸

خیلی قشنگ بود


ناشناس 
۱۳ بهمن ۱۳۸۹ ۰۹:۳۰

آخه کجای این کتاب قشنگه بی محتواترین کتابیه که تاحالا خوندم بعدشم آدمین جان شما در برابر کوچکترین تاثیری که کتاباتون رو خواننده ها میذاره مسئولی لطفا بیشتر رو انتخاب کتاباتون دقت کن


sara 
۱۷ بهمن ۱۳۸۹ ۲۲:۴۱

داستانش تکراری و مثل رمان آرام بود!خیلی هم بی مزه تر از ارام!خیلی هم صحنه داشت!اه اه اه مزخرف حالم به هم خورد!


ناشناس 
۱۷ بهمن ۱۳۸۹ ۲۳:۴۶

سلام، مرسی از سایتتون و مرسی از زحماتتون. کتاب بدی نبود فقط خیلی تکراری بود. من نمی دونم چرا نویسنده ها از این موضوع دست برنمی دارند، به خدا خیلی تکراری شده دیگه یک خلاقیتم بد نیستا … !!!!


ناشناس 
۱۷ بهمن ۱۳۸۹ ۲۳:۴۷

سلام، مرسی از سایتتون و مرسی از زحماتتون. کتاب بدی نبود فقط خیلی تکراری بود. من نمی دونم چرا نویسنده ها از این موضوع دست برنمی دارند، به خدا خیلی تکراری شده دیگه، یکم خلاقیتم بد نیستا … !!!!


فرحناز 
۲۴ بهمن ۱۳۸۹ ۱۰:۰۱

میشه یه کتاب مثل آیین من بهم معرفی کنید که خیلی هم سانسور نداشته باشه؟


fati 
۲۹ بهمن ۱۳۸۹ ۲۲:۰۵

فرحناز جون اگه یه کتاب اینطوری میخوای حتما تعهد یا عشق رو بخون از لیلین پیک خیلی باحال بود مطمانان خوشت میاد


فرحناز 
۳۰ بهمن ۱۳۸۹ ۱۰:۱۱

مرسی فاطی جان…از کجا باید پیدا کنم این کتاب رو؟


ناشناس 
۰۶ اسفند ۱۳۸۹ ۲۳:۱۱

ناشناس  :چرا باید تویه کتابتون انقد دخترترو خار و ذلیل جلوه بدین!!!!!!همیشه این پسرا نیستن که غرور داشته باشنخواهشا شخصیت دخترارو برای زیبا جلوه دادن داستانتون زیر سوال نبرین.اگه میخواین داستانتون قشنگ تر باشه سعی کنین هر دو طرف به یه اندازه مغرور باشن که جذابیتشو بیشتر کنه نه این که دختره خودشو ول بده

موافقم دختره تا اینو میدید اختیار از کفش می رفت


ناشناس 
۰۶ اسفند ۱۳۸۹ ۲۳:۱۳

پررویی ایین منو کشته بود!!!؟؟؟؟؟؟؟؟


م... 
۰۶ اسفند ۱۳۸۹ ۲۳:۱۵

قول میدم هرکی تعریف کرده مذکره!!!!!۱۱۱


عاطی 
۰۷ اسفند ۱۳۸۹ ۰۲:۱۳

نمی دونم چی بایدبگم یعنی ماهاانقدرضعیف النفسیم……………………………….


ناشناس 
۰۸ اسفند ۱۳۸۹ ۰۴:۴۸

نویسنده ی این کتاب یه جنسه مذکری بوده که هم فکرش خیلی کثیف بوده هم عقده ای بوده که با این کتاب شخصیت و جایگاه یه خانومو پایین اورده.همه ی نویسنده ها کتابو به زبونه کسی مینویسند که هم جنسش باشن چون در غیره این صورت خواننده هیچ حس مشابهی نسبت به اون کسی که داره حسشو بیان میکنه نداره.
برا همینه که هر کسی واسه خودش نویسنده نمیشه


ناشناس 
۰۸ اسفند ۱۳۸۹ ۲۰:۱۲

بابامن کلی اعصابم برای سمانه خوردشد بابااین رمانه سریال که نیست هر غلطی می خواستی بکنی تو اولیش می کردی


ناشناس 
۱۱ اسفند ۱۳۸۹ ۰۸:۳۳

ادمین جان نمی تونم دانلود کنم


navadhashti 
۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ۱۳:۳۵

Chera ketabaee ke download mikonam too gooshi o computer va nemikone? HEEEEELP pliz?


navadhashti 
۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ۱۵:۰۷

TOROKHODA YEKI BE MAN PASSWORDE KETABO BEDE


۱۷ اسفند ۱۳۸۹ ۱۳:۳۲

پسورد همه کتابها(www.98ia.com)


منا 
۱۸ اسفند ۱۳۸۹ ۲۳:۰۵

romanesh kheli hot bood


مریم 
۲۲ اسفند ۱۳۸۹ ۱۶:۴۱

its perfect very very good love story…………………………………….


ناشناس 
۲۶ اسفند ۱۳۸۹ ۱۶:۲۴

بسیار بسیار بسیار قشنگ بود.دمش گرم بابا.خیلی نازه پیشنهاد میکنم بخونید


لعیا 
۲۸ اسفند ۱۳۸۹ ۱۳:۳۰

سلام آیین من بی نظیر بود ترخدا قسمت دومشم بذارین


زهرا 
۰۹ فروردین ۱۳۹۰ ۰۸:۱۱

خیلی باحال بود
بچه ها تورو خداهرکی رمان درامتدادحسرت رو داره به ایمیل من بفرسته مرسی
zrah17@yahoo.com


پروانه 
۰۹ فروردین ۱۳۹۰ ۱۱:۲۸

باحال بود .ممنون


پروانه 
۰۹ فروردین ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸

آیین ۲ را از کجا بگیرم؟//؟؟؟؟؟؟؟

    Inaz 
    ۱۰ فروردین ۱۳۹۰ ۱۳:۳۳

    من این کتابو هنوز نخوندم آخه جلد اولشو ندارم ولی می دونم که اون چیزی که شما میگین نیست واسه کتاب پای بست هم همینا رو میگفتین ولی هیچی نداشت یعنی در مقایسه با بعضی کتابا چیزی نداشت شما برین کتاب آینه رو بخونین اون وقته که می فهمین کتاب بالای ۱۸ سال چه کتابی یه . کتاب آیینه رو بخونین نویسندش ناشناسه و البته کاملا عقده ای شایدم داستان زندگی خودشو نمی دونم ولی در کل همینو بگم که خیلی خیلی بده



Inaz 
۰۹ فروردین ۱۳۹۰ ۲۳:۴۰

بازم دانلود نمیشه من دیروز کتاب دانلود کردم ولی امروز نمیشه دارم دیوونه میشم همش این صفحه برام باز میشه:http://dl.98ia.com/DVD%203/Roman/707%20-%20Aeine%20Man%28wWw.98iA.Com%29.zip
Bandwidth Limit Exceeded
The server is temporarily unable to service your request due to the site owner reaching his/her bandwidth limit. Please try again later.
تو رو خدا یه کاری بکنین
مرسی


ناشناس 
۱۰ فروردین ۱۳۹۰ ۱۱:۳۴

چرا دانلود نمی شه پس؟؟؟؟؟؟


parnaz 
۱۰ فروردین ۱۳۹۰ ۱۸:۱۵

واییییییییی خیلی قشنگ بود مرسی
هرکی نخونده پیشنهاد میکنم حتما بخونه


ناشناس 
۱۱ فروردین ۱۳۹۰ ۱۰:۰۵

از اون لینک هم استفاده کردم نمی شه!!!


niki 
۱۱ فروردین ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵

چرا دانلود نمی شه؟؟


sara 
۱۲ فروردین ۱۳۹۰ ۱۹:۳۳

قشنگ بود ولی دختره خیلی خر بود


نگین 
۱۳ فروردین ۱۳۹۰ ۲۲:۳۹

خیییییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود و دختره هم خیلی خوب با همه قضایا برخورد کرد
من عاشق آیینم خدا یکیشو به من بده البته نثه آیین باشه هاااااااااا


نگین 
۱۳ فروردین ۱۳۹۰ ۲۲:۴۱

هر کی نتونست دانلود کنه بره تو انجمن عضو شه متنشو میتونه بگیره همچنین نسخه موبایلشم هست
خیییییییییییییییلی ناز بود حتما بخونیدش


زهرا 
۱۵ فروردین ۱۳۹۰ ۱۸:۵۸

میشه مخصوص موبایلشو هم بزاری؟؟؟؟؟؟/
مرسی


ارپی 
۱۷ فروردین ۱۳۹۰ ۱۳:۵۷

کتاب جالبی بود ولی به نظرم تا اخر هم به خاطر هوسش با سمانه بود عشقی در کار نبود


من 
۱۸ فروردین ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵

برعکس همتون که میگید هیچ درسی نداشت باید بگم که:ادم باید درزندگی یه هدف والایی داشته باشه که هروقت دچار مشکل شد تا این حد ضربه نبینه.درضمن ادم باید خودشو بشناسه.ببینه اززندگیش چی میخوادتاالکی کسی رو پایبند خودش نکنه.ادم نباید مثل سمانه اینقدر ضعیف بی هویت وعروسک کوکی باشه تاهر کار خواستن باهاش بکنن.درسته که وقتی برگشت تشنه ی محبت بود امانمی بایست همون موقع که ایین اعتراف میکرد پیشش برمیگشت.این طوری شد که :لطف مداوم حق مسلم شد. من خودم دارم رمان مینویسم که برعکس تموم رمانایی که طی سالها خوندم دختر به حق خودش کاما اگاهه ومدام توش کلکله وصد البته براساس واقعیته..چون چندین ساله که در حال نوشتنشم


ناشناس 
۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ۲۰:۰۸

ah ah ah ye zare vase jense latif arzesh ghael nabood


mahsa 
۲۰ فروردین ۱۳۹۰ ۲۰:۱۰

delam vase jense khodam misooze.


نیوشا 
۲۷ فروردین ۱۳۹۰ ۱۶:۱۵

اینکه فیلتره که………


عباس 
۲۷ فروردین ۱۳۹۰ ۱۷:۲۶

ای جان چه باحال بود


Ilar 
۳۱ فروردین ۱۳۹۰ ۱۸:۳۳

هرکاری میکنم نصفه دانلود میشه وقطع میشه
بازم نمیشه
میشه برام میلش کنین
ممنون


زهرا 
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲۱:۲۲

خیلی ماه بود این کتاب ولی ای کاش جلد دومش هم به با حالی جلد اولش بود . انگار جلد دوم رو با عجله نوشته بود . ولی جلد اول فوق العاده بود.


sahar 
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۶:۳۹

هر کاری میکنم نصفه دانلود میشه چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


sara 
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲۲:۴۳

م…  :قول میدم هرکی تعریف کرده مذکره!!!!!۱۱۱

ایول دمت گرم باهات موافقم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱


sara 
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۲۲:۴۵

نگین  :خیییییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود و دختره هم خیلی خوب با همه قضایا برخورد کردمن عاشق آیینم خدا یکیشو به من بده البته نثه آیین باشه هاااااااااا

آخه عزیزم یه افغانی گیرت بیاد که بهتر از آیینه!!!!!!!!!!!اه اه اه


سارا 
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۰۶:۴۳

ترو خدا بگیین ۲ کوجاست


nina 
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳

سلام .با تشکر از سایت خیلی خوبتون. رمان قشنگی بود .


bahar... 
۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۹:۳۴

سلام…
ای کاش عشق و با خواهشهای نفسانی اشتباه نگیریم…
بهار…


hedie 
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۰:۲۹

سلام ایین من خیلی قشنگ بود لطفا رمانهایی در این سبک رو به من معرفی کنید


pana 
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵

سلام قشنگ بود مرسی


رضوان 
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۷:۱۵

خوب بود ولی اول بگید ببینم اصلا مگه می شه دختری با پسری ازدواج بکنه بعد هم بدونه که شوهرش عاشق یکی دیگست و از اون متنفره ؟ آخه شما بگین اصلا می شهههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد هم این همه پایبند باشه به شوهرش؟ نمیشه دیگهههههههههههههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


نیلو 
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۳:۰۸

ااااااااااااااااااااااااااااااااااه دانلود میکنم باز نمیشه چیکار کنم؟


آسمان 
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ ۱۹:۳۴

با بهار موافقم.


مینا 
۰۲ خرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۵۸

خیلی خیلی باحال بود


افسون 
۰۸ خرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۲۹

لینک خرابههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه


saghar 
۱۰ خرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۲۳

bad naboood kharrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr aein avaziiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
dar kol osko bazi boood


شازده 
۱۱ خرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۲۴

سلان من جلد ۱ و ۲ کتاب رو خوندم این کتاب از آزادی بیان بالایی برخوردار بود شاید اگه نویسنده اول داستان شخصیت قویتری به سمانه میداد کتاب از لحاظ محتوا برای خواننده خیلی پربارتر بود،در کل پیشنهاد میکنم بخونیدش داستان نه اما سبک نوشتنش متفاوته.


ریحانه 
۱۶ خرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۴۷

خیلی مزخرف بود اخه چه معنی میده دختر انقدر ذلیل باشه فقط داره التماس میکنه پسره که دیگه هیچی یه ادم بدبخت توسری خور


;,dv 
۲۰ خرداد ۱۳۹۰ ۲۲:۰۳

خوب بود


یاسی 
۲۳ خرداد ۱۳۹۰ ۰۸:۵۴

خیلی عالی بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووود مرسی


;) 
۲۳ خرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۳۸

بهار جان دمت گرم!!!!!!!


parinaz 
۲۶ خرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۱۷

chera download nemisheeeeeeeeeeee???
khahesh mikonam komak koniiiiiiiiiiiiiiiiin


hana 
۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۲۸

hich kodom az ketaba dow nemishe


فرنوش 
۲۸ خرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۲۴

خیلی قشنگ بود مرسی لذت بردم


۰۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱

تا حالا ۳ بار امتحان کردم دانلود میشه ولی باز نمیکنه چیکار کنم؟کمکم کنید


پریناز 
۰۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۵۷

رمان روونی بود… ولی اشکالات اساسی زیاد داشت
۱- فکر نمیکنم یه آدم عاشق وقتی با چشم خودش ببینه که داره بهش خیانت بشه… مث سابق عاشق بمونه
۲- تو اون نامه اسم کیارش آورده شده بود… در صورتی که شادی میگه نبوده
۳-اصلا موضوع آتوسا دلیل فرار کردنش و بعد برگشتنشو دوباره رفتنش مشخص نشد… اصلا هدف آتوسا از این کارا چی بود؟؟؟؟
۴- آرتین برادر آیین و ساسان برادر سمانه جز سیاه لشکر داستان بودن؟؟؟؟
۵-نباید وارد جزییات زندگی زناشویی میشد… به این صراحت.
۶- علت تهدید کردنای بعضی افراد توی داستان اصل مشخص نبود… هرکی از راه میرسید مدام سمانه رو توبیخ میکرد
۷- اون آخریا رفتار گرم پدرومادر سمانه با آیین کاملا بی معنی بود
۸- سمانه فصل بهار به شیراز میره و ۶ ماه بعد که آیین میره شیراز بازم فصل بهار بود!!!
۹-چرا آیین که داشت عاشق سمانه میشد با اومدن آوسا سعی در نگه داشتن آتوسا میکرد؟؟؟
۱۰-از اول سمانه با این فکر که خانواده مخالف طلاقش هستن اصلا با اونها درمورد مشکلش مشورت نمیکرد و بیشتر با غریبه ها ( مثلا مهرداد و سهند) دردودل میکرد ولی در بخش دوم کتاب نشون میده برادرش سامان هم میتئنست تکیه گاه خوبی واسش باشه…
۱۱- و ایراد اساسی ضعیف بودن سمانه در برابر خواسته های آیین بود
تنها نقطه مثبت کتاب روون بودن داستان بود که مانع میشد آدم احساس خستگی کنه…
ممنون میشم نویسنده های این کتاب به نقد من پاسخ بدن


نیلوفر 
۰۳ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۵۹

وای هنوز هم باز نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواهشا سریعتر رسیدگی کنید.ممنون از سایته بی نظیرتون


ناشناس 
۰۵ تیر ۱۳۹۰ ۰۸:۰۶

کاش کتاب رو با فرمت موبایل هم می گذاشتید این طوری راحتتر می شد خوند


کامران 
۰۶ تیر ۱۳۹۰ ۰۸:۰۸

واقعا چی فکر کردین که این کتاب رو نوشتین بدبخت های کثافت حالم از همتون بهم می خوره این همه کتاب خوندید فقط این مزخرفات رو از توش استنباط کردین آشغالا شما هوس رو با عشق اشتباه گرفتید واقا خرید که فکر کردید همه ی ز ندگی این کثافت کاری هاس که تو ذهن مریض شماست فکر کنم یک مشت ترشیده این کتاب رو نوشتن که در حسرت شوهر دارن می سوزن واقعا ذهن مریض و بیماری دارید آشغال های هوس باز هرچی صفت بد تو دنیا هست شمایید به وزارت ارشاد گزارش می کنم تا سایتتون رو تخته نند کثافت ها۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰


Adi 
۰۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۳:۴۵

be relax kamran.the only thing that I can say to you is that : go to hell.
I dont think that you are Iranian . because they cant speak in this way


رومینا 
۰۶ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۵۴

کامران خان شما که ادعاتون میشه چرا با وجود اینهمه نظر از طرف دوستان خوندینش؟؟؟؟؟؟من فکر می کنم شما خوددتون مشکل دارید!!!!!!!!!به نظر من این کتاب یه پیام میتونست داشته باشه اونم اینکه نباید عاشق هر بی سروپایی شد که زندگیو این طوری به بازی بگیره.


هیلدا‏ ‏کیانی 
۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۰۳:۳۵

کامران‏ ‏خان‏ ‏تو‏ ‏که‏ ‏جنبه‏ ‏نداری‏ ‏از‏ ‏این‏ ‏کتابا‏ ‏نحون‏ ‏جون‏ ‏میترسم‏ ‏پس بیفتی‏ ‏.به‏ ‏نظر‏ ‏من‏ ‏رسانای‏ ‏م.iaهمشون‏ ‏عالین


setare 
۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۲۵

salam.chera man vaghty in roman ro download mikonam baz nemikone?????????
mishe ba format jar ham bezarid?????????
ya har kas agar toonest bizahmat baram ersalesh kone.mamnoon misham
merc bekhatere saite binaziretoon
http://www.rrr_evol@yahoo.com


خاطره 
۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۴۶

کمی تاقسمتی با نظر آقای کامران موافقم .
واقعا این آشغالا ارز خوندن نداره
من که همش رو نخوندم


۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۳۵

تا نصف دانلود میشه چه کار کنم


۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۳۶

تا نصف دانلود میشه چه کار کنم؟

    Star_69 
    ۰۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۰:۵۴

    مشکل از اینترنتتونه عزیزم.



یلدا 
۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۱

یه پیشنهاد برای نویسنده دارم:اسم شخصیت های رمانو از ایرانی به خارجی تغییر بده .به نظرم اینطوری معقول تره .اخه کدوم دختر ایرانی بی هیچ دلیلی با پسری که میدونه عاشق یکی دیگست ازدواج میکنه؟؟؟؟؟یا کدوم پسری حاضر میشه با یه دختره حامله ازدواج کنه و بگه من با گذشتت کاری ندارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ا کوم دختری از پسری که دوسش نداره حامله می شه مگه قبل از اینکه باهاش ازدواج کنه مگه اینکه هرزه باشه؟؟؟!!!!!!!!!


دلارام 
۰۷ تیر ۱۳۹۰ ۲۳:۰۱

منم اصلا خوشم نیومد.خیلی مسخره بود از اول تا اخر به دختره بد وبیراه گفتم.با رومینا جونم کاملا موافقم(یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شدطلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم)


هستی 
۰۹ تیر ۱۳۹۰ ۰۰:۴۲

سلام، کاش یاد میگرفتیم که لازم نیست نظرمون رو تحمیل کنیم! فکر میکنم درک بالا و احترام به حقوق دیگران میخواد! که تو آدمهای مذهبی نمیشه پیدا کرد!


N!loOfar 
۱۰ تیر ۱۳۹۰ ۱۸:۳۹

chera ad az downlod baz nemishe??????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????


setare 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۱۳

چرا هنوز مشکلش حل نشده؟؟؟؟؟؟؟؟


یاسی 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۱۶

من نه مذهبی ام نه چیز دیگه!رمان های خارجی هم دوست دارم…ولی این کتاب واقعا مذخرف بود!!!فکر کنم بهتر بود تو دسته کتابهای تخیلی میذاشتنش!!!!آخه یه همچین چیزی اصلا امکان نداره!!!!
به نظر من که نویسنه یک پسر بوده که فکر کرده با خوندن چندتا رمان میتونه از افکار و احساسات دختر ها سر در بیاره و از طرف اونا یه همچین چیز مسخره ای بنویسه!!!
تا به حال رمان که چه عرض کنم؟تا به حال مطلب به این آبکی و مذخرفی نخونده بودم!!!
افتضاح بود!من به نظر بقیه کاری ندارم ولی باعث تعجبمه که چجوری ازش تعریف میکنن!!!!احتمالا افکاری مشابه نویسنده دارن!!!!!


یه دختر 
۱۴ تیر ۱۳۹۰ ۱۶:۱۸

من نه مذهبی ام نه چیز دیگه!رمان های خارجی هم دوست دارم…ولی این کتاب واقعا مذخرف بود!!!فکر کنم بهتر بود تو دسته کتابهای تخیلی میذاشتنش!!!!آخه یه همچین چیزی اصلا امکان نداره!!!!
به نظر من که نویسنه یک پسر بوده که فکر کرده با خوندن چندتا رمان میتونه از افکار و احساسات دختر ها سر در بیاره و از طرف اونا یه همچین چیز مسخره ای بنویسه!!!
تا به حال رمان که چه عرض کنم؟تا به حال مطلب به این آبکی و مذخرفی نخونده بودم!!!
افتضاح بود!من به نظر بقیه کاری ندارم ولی باعث تعجبمه که چجوری ازش تعریف میکنن!!!!احتمالا افکاری مشابه نویسنده دارن!!!!!


سکوت دریا 
۱۸ تیر ۱۳۹۰ ۲۰:۴۵

سلام.من تازه عضو این سایت شدم اما هنوز یه دونه رمان هم نتونستم دانلود کنم. اگه میشه راهنماییم کنید.


سعیده 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۱۹:۲۲

خوب نبود واقعا اگه خوب بود نویسنده جرئت میکرد اسمش رو بنویسه


غزل 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۲۱:۳۰

به نظر من هم هم شخصیت یک زن رو بی نهایت پایین اورده.و کتابش فوق العاده سطحی و کلیشه ای.من از قلم نویسندش اصلا خوشم نیومد .اصلا ارزش خوندن نداره. البته این نظر منه.


غزل 
۱۹ تیر ۱۳۹۰ ۲۱:۳۷

من با نظر یلدا کاملا موافقم وبه نظرم هم سمانه هیچ عشقی نداره همش هوسه.این نویسنده تحت تاثیرفیلم های اروپایی قرار گرفته.


setare 
۲۰ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۴۲

bacheha khahesh mikonam yeki in roman ro baram befreste
man nemitoonam downloadesh konam
kkkkomakkkkkkkkk
http://www.rrr_evol@yahoo.com


bahar... 
۲۰ تیر ۱۳۹۰ ۱۷:۵۳

سلام…
سعیده جون نویسنده ی این رمان یک نفر نیست که اسمشو بنویسه…
بلکه بیشتر بچه های سایت هستن…
افراد زیادی با سلیقه های مختلف میان اینجا…
چون من از این رمان خوشم نمیاد دلیل نمیشه دیگران هم خوششون نیاد…
هرکسی یه سلیقه ای داره…
و ما حق توهین به عقایده دیگران رو ندارین…
ممنون…
بهار…


ارمغان 
۲۱ تیر ۱۳۹۰ ۱۴:۰۷

منم اون قدر خوشم نیومد.به نظر من ضعیف بود.
سمانه خیلی خودشو کوچیک کرد و بعضی از مسائل خیلی راحت بیان می شد که با ارزش های جامعه ما هم خوانی نداشت.من ادم مذهبی نیستم و از سانسور کتابا هم بیش از حد بدم می یاد ولی اینم این جوری دیگه درست نیست.
در کل رمانش ترکیبی بود یعنی زندگی مسالمت آمیز این دو نفر مثل همخونه و ترک کردن خونه به مدت ۳ سال مثله غزال.
وقتی آدم رمانای قوی می خونه دیگه از این سبک رمان خوشش نمی یاد.
این رمان برای موقعی که واقعا از بی رمانی بخوای بمیری خوب بود.


farnaZ 
۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۰۴:۰۷

وااااای لطفـــــا لینک دانلــودشو واسه موبــایلم بدین..جلد ۱و۲ .. لطفــا زوود !


nana 
۲۷ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۲۱

be nazare man k kheili ali bud daste goleto0n dard nakone aslanam takhayoli nabud faghat ye zarre samane zaif bud …..


ریحانه 
۲۸ تیر ۱۳۹۰ ۱۵:۱۴

خیلی رمان قشنگی بود!!!!!!!!!!!!
بهتون توصیه میکنم حتما بخونیدش!!!!!!


radvin24 
۰۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۵

به نظر من موضوع این رمان خیلی خوب بود و واقعا دختر هایی هستند که به خاطر عشقشون از این کارا می کنند و ما دختر ها باید از نویسنده ها ممنون باشیم و به همه ام توصیه می کنم بخونند
هم موضوع خوبه هم قلم


memolnice 
۰۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۲۹

بد نبود اما یه کم غیر واقعی بود و بعضی جاهاش اصلا خوب پرداخت نشده بود مثلا اصلا معلوم نشد آتوسا چطوری به آئین خیانت کرده


shadi 
۰۴ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۰۶

خیلی قشنگ بود من که خوشم اومد
دستتون دردنکنه


کامران 
۰۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۵۶

خانم هیلدا کیانی شما که جنبه دارین برین کتاب های س…ک…. بخونید دیگه رمان عشقی خوندنتون چیه از دخترایی مثل شما حالم بهم می خوره که از نفستون دستور میگیرین بدبخت


کامران 
۰۵ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۰۵

خانم رومینا هر کسی نظر خودش رو داره و توهین کردن به هم جایز نیست شما از کجا می دونید که من همه ی کتاب رو خوندم انثدر زود قضاوت نکن به نظر من تو خودت سر تا پا ایراد و مشکلی می خواستی احترام خودت رو نگهداری من یه نظر دارم دیگرانم یک نظر حالا که بی احترامی کردی منم میگم که تو یه دختر ترشیده بدبخت تشنه شوهری که داری میمیری بددددددددددددددددددددددددددبخخخخخخخخخخختتتتتتتتتتتتتت


setareh 
۰۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۳۶

chera bad az download baz nemikone?????????????yani chera nesfe down mishe????????????????????????????????????????????????????????????????
admin jan k o m a k


ناشناس 
۰۷ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۰۷

سلام

چیزی که برای من خیلی عجیب بود اینه که آدم دکتر مملکت باشه و انقدر ضعیف عمل کنه و ارزش خودش و ندونه

در کل به نظر من رمان غیر واقعی بود و بعضی از قسمتها خسته کننده و تکراری بود

اما بازم ممنون


سولیدا 
۰۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۰۹

ببخشید این چه بیغامیه میده:
E:/The archire is either in unknown format or damaged
یعنی ناقص دانلود شده؟


شیدا 
۰۹ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۳۴

تقریبا هرروز دارم امتحان میکنم اما هنوز مشکل اینکه کامل دنلود نمیشه رفع نشده………
بقیه رمان ها مشکلی نداره نمیدونهم چرا این اینجوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


۱۰ مرداد ۱۳۹۰ ۰۳:۱۳

خوب بود ولی دختر حیف شد


mounes 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۲:۲۹

jaleb bood


پریسا 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۱۲

وای.این چی بوووووود؟؟؟یه جاهاییش خیلی خسته کننده بود.
غیر واقعی هم بود.آخه آدم دکتر این مملکت باشه و اینقدر ذلیل باشه؟؟؟
نویسنده ش کی بود بچه ها؟


پریسا 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۰۲

من هم با ناشناخته موافقم.
اصلا بعضی جاهاش واسه من غیر قابل هضم بود
روم نمیشد بعضی جاهاشو بخونم بخدا
یعنی زندگی مشترک همش بر پایه ی هوس و لذته؟من که از هر چی ازدواجه حالم بهم خورد وقتی این کتابو خوندم.آخه توی بیمارستانم جای این کاراست.چی بگم….؟؟؟
امیدوارم نویسنده این کتاب با دید بهتری کتاب بعدیشو بنویسه….
وای هنوزم تو شوکم….!!!!


مریم 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۹:۵۲

به نطرم خیلیم قشنگه لااقل پسرارو اونجوری که هستن نشون می ده نه مثله بقیه رمانا که انگار پسرای توش از مریخ اومدن


malusak 
۱۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۱۵

جالبه.با مریم جووووووووووووونم موافقم پسرا همشون همین شکلی هستن.


وpdni 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۴

man ayine 1 ro bishtar dost dashtaam..akhee midonam namardaa hamishee namardaan..hichvaghtaam dorost besho nistan..az mardaye intori moteenafeeraam..ama ayine 2 :benazaram vase rohiye dadan khobee:P:)


مریم 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۱۷

مرسی ملوسک جوووووووونم . تازه اینجا که پسره از اول سمانه رو نمی خواست ولی تو زندگی ها ی امروزه حتی اگر دختره رو هم دوس داشته باشه اهل خیانت هس


لیلا 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۰:۰۰

سرگرم کننده بود.
از نظرات پرتنش بچه ها تعجب کردم و کنجکاو شدم این کتاب رو بخونم. ادم بعد از خوندن داستان چند تا سوال تو ذهنش می یاد، یعنی داستان جاهایی نا مفهومه.
۱- سمانه چرا باید اینقدر به آیین وفادار باشه و تحملش کنه(معمولا برای یک عشق یا پایبندی دیرینه یا یک گذشته عاشقانه آدم میتونه اینقدر خیانت رو تحمل کنه. به نظرم نویسنده میتونه با اضافه کردن یک قسمت عاشقانه در دوران دانشجویی سمانه این رابطه با ایین رو توصیف کنه)
۲- کسانی که گفتند حتما باید سانسور می شد من زیاد موافق نیستم. جامعه ما همه چیزش سانسور شده، فیلمش، کتابهای درسیش، رفت و آمد افراد، حتی روابط خانوادگی. حالا چطور باید از موضوعات زندگی مشترک اطلاع داشته باشه و چطور روشهای ابراز عشق رو یاد بگیره. البته به اینکه در زندگی مشترک ابراز عشق فقط به سکس ختم بشه موافق نیستم. یعنی اگه آیین نسبت به سمانه دلبستگی پیدا کرده بود می تونست بهتر نشون بده و سمانه از اون روابط نتیجه عاشق بودن آیین رو می گرفت.
۳- آتوساداستانش مشخص نبود. بالاخره با آیین بود یا پسر عموش.(به نظرم نویسنده باید در داستان آتوسا تجدید نظری بکنه) نامه های خانواده آتوسا برای چی به ایین نوشته می شد؟ برای کمک به اتوسا یا سمانه؟ نامه ها و داستان ضدو نقیض بودن.
۴- دختر سر راهی بزرگ کردن زیاد معقولانه نبود. و این طور راحت وارد زندگی ادم نمشه که.
۵- اخر داستان باید کمی زندگی ایین و سمانه رو ادامه می داد و پشیمانی و رویش عشق ایین نسبت به سمانه رو و پشیمانیش از ارتباط نامعقولانه و اینکه چطور یک عشق پاک میتونه جای عشق هوس باز رو بگیره بهتر توصیف می کرد.


مریم 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۱۳

داستان جالب بود ولی به شخصیتها پرداخت نشده بود همه مجهول موندن برخلاف نثر زیباش انگار می خواست زود تموم بشه


mahdis6764 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۴۸

راستش منم با ناشناخته و پریسا موافقم منکه وقتی این جور رمانا رو میخونم از هر چی زندگی مشترکه متنفر میشم تصمیم میگیرم تا آخر عمر ازدواج نکنم تا این همه تحقیر نشم
اگه دنبال مرد واقعی میگردین برین رمان دالان بهشت نازی صفوی رو بخونین اگه یه نفر پیدا شد بگه من یه همچین مردی با یه همچین زندگی نمیخوام اسممو عوض میکنم
در ضمن من یه دختر مذهبی هستم اما به هیچ وجع با این اقا کامران موافق نیستم رفتار ایشون خیلی زننده تر از نوشته های کتابه واقعا براش متاسفم اگه اینجری میخواد بقیه رو ارشاد کنه


پریسا 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۵:۰۸

ممنون مهدیس جان.کتاب دالان بهشت یه کتاب نابه.اصلا نمیشه با بقیه رمانا مقایسه ش کرد.اینا مثلا دکتر بودن با این طرز تفکرشون.آیین که فقط زندگی بایه دختر رو بر پایه ی لذت میدید حالا چه آتوساچه سمانه یا هرشخص دیگه ای که میخواد باشه اشکال نداره فقط یه دختر خوشگل باشه.سمانه هم فقط منتظر یه حرکت از طرف آیین بود…!!!متاسفانه همچین آدمهایی خیلی زیادن…!
ولی آدم هایی با شخصیتی مثل محمد توی رمان دالان بهشت کجا و امثال مثل این آیین بی شخصیت کجا!!!


dokhtarak 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۲۸

makhsuse mobilesho nadarin man nemitunam intori donlowd kona,


mahsa 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۶:۳۲

من با نظر مهدیس جان و پریسا جان موافقم.دالان بهشت واقعا کتاب خوبیه.به نظر من اگه همه پسرا مثل محمد دالان بهشت بودند دخترا هیچ غمی نداشتن.حتما دالان بهشت رو بخونین همخونه رو هم همینطور. بیشتر به آقا پسرا پیشنهاد میکنم این ۲رمان رو بخونن و ۱چیزایی رو یاد بگیرن


پری 
۱۲ مرداد ۱۳۹۰ ۱۷:۱۵

رمان خوبی نبود وقتتون رو تلف نکنید


مبینا 
۱۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۰:۴۸

به نظر من رمان یه چیز هایی باید توش رعایت بشه که خیلی در نظرمن مهم مثل حرمت عشق حرمت داره زن هم حرمت داره از مرد هایی که زن هارا به شکل بازیچه می بینن متنفرم خواهش می کنم در رمان خوندن به این موارد نگاه کنند اگر رمان می خواید که مثل این باهش برید فریاد را بخونید من که هنگام خوندن این کتاب ها حس چندشی سرتا سر وجودم رادر بر می گرد واقعا واسه نویسنه کتاب متا سفم


mahdis6764 
۱۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴

راستش من اینجور تحقیر ها وبی احترامی ها به عشق و جنس زن رو فقط توی کتاب هایی که کاربران سایت میبینم مخصوصا نویسنده های خانم نمیدونم دلیلش چیه ولی امیدوارم این اشخاص به این اعتقاد پیدا نکرده باشن که یه زن هیچ چیزی غیر از جسمش برای جلب توجه نداره یا عشق همون روابط جنسیه
من جدا از تمام هم جنسای خودم میخوام حداقل خودمون برای خودمون ارزش واحترام قایل باشیم واجازه ندیم به عنوان یه ابزار توی دست مردا در بیایم
تا دیر نشده به خودمون بیایم


kimia 
۱۶ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۱۹

وای خدا تموم شد عاشق این رمانم ۹ ۱۰ بار خوندم ای کاش ۱ نفر مثه ایین تو زندگی ما هم بود


۱۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹

عااااااااااااالی بود!!!!!!!!!!!!ای کاش آخرشو طولانی تر مینوشتن.


ali 
۱۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۰۵

ُلام خوندمش بعدنبودامااگر بیشتر رو شخصیت ها وموضوع داستان کارشده بود بهتر بود خیلی شل بودمثل این بود که فقط می خواد خواننده رو سرگرم کنه


delaram 
۱۷ مرداد ۱۳۹۰ ۲۳:۵۳

خیلی قشنگ بود. هرکی نوشته قلمش خیلی خوب بوده امیدوارم ۲ هم همینطور قشنگ باشه.مررررررررررررررررررررررسی


طیبه 
۱۹ مرداد ۱۳۹۰ ۰۱:۰۷

جیگره این رمان ………..


mojde 
۲۱ مرداد ۱۳۹۰ ۲۱:۴۴

به نظرم قشنگ نبود.با عقل جور در نمیومد .آخه کی همچین زندگیو تحمل میکنه.من که خوشم نیومد


۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۰۲:۲۱

منم با مبینا جون ومهدیس جون مواقم.!
درضمن با ناشناخته هم موافقم چراکه بنظرمن هم این عشق نبود بلکه هوسبود!اونم یک هوس تمام وکمال!!!!!


سحر 
۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ۱۳:۲۷

واقعا کتاب بی خودی بود . ببینم اگه این آیین واقعا عاشق سمانه بودن چرا برای پیدا کردنش تلاش نکرده در صورتی که راحت می تونسته بره شیراز خونه دوستشون .از این آب گوشتی تر پیدا نمی شد . منم با ali موافقم فقط می خواست خواننده رو سرگرم کنه .


SHAbnam 
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۰

سلام کتابایی که pdf هستن رو گوشی اجرا نمیشه لطفا بگین چیکار کنم؟


سحر 
۳۱ مرداد ۱۳۹۰ ۱۸:۱۵

اصلا کلا دخترا بدبختن چه توی واقعیت چه غیر واقعیت همه ی پسرا بدون استثنا دخترا رو برا ی حال خودشون می خوان یعنی فکر کنم خدا هم کلا زن رو برا همین آفریده ولی نمی دونم چرا بعضی از دخترا خودشون رو برا این جماعت دو رو وبی قلب کوچیک می کنن.


me_ned 
۰۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۳:۰۸

واقعا رمان خواندنی بود
دقیقا همونجوری بود که تو واقعیت ممکنه اتفاق بیفته
هر کس نخونه از دستش رفته


f.b 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۰۳:۲۸

فقط محض مسائل جنسی نوشته شده بود. مضمونی نداشت. انقدر جوون هارو توی محدودیت قرار دادن که دیگه همه فکر و ذهن بعضیها شده همینا….


یاسی 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۱۸

حالم از این رمان بهم میخوره.واقعا اشغال بود یعنی ما زن ها انقدر ضعیفیم که اجازه بدیم هر اشغالی هر غلطی دلش میخواد با ما بکنه و بعدم که کارش تموم شدو حالشو کرد بگه من از تو بدم میادو این کارا از روی عشق نبوده بعدشم بره دنبال عشق خودشو دختره هم هیچی نگه؟!کسایی که محض مسائل جنسی از این کتاب تعریف کردن توصیه میکنم برن چهارتا فیلم س…کس..ببینن که نیازشون برطرف شه که لازم نباشه بخواطر این مسائل همچین کتابای اشغالی که هم به دخترا و هم به پسرا توهین کرده بود رو بخونن.


زهرا 
۰۲ شهریور ۱۳۹۰ ۲۱:۲۵

چرت ترین داستان بود. همون اوایل که شخصیت لوس و مسخره ی دختره که همش می رفت آویزون پسره می شد و دیدم دیگه ادامه ندادم!!!!!!!!!!!!!
نخونید که وقتتون اتلاف می کنید.


نگار 
۰۴ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۴۴

بد نبود.ولی بعضی جاها واقعا حالمو به هم زد.


hannaneh 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۰۵:۰۹

لیلا  :
سرگرم کننده بود.
از نظرات پرتنش بچه ها تعجب کردم و کنجکاو شدم این کتاب رو بخونم. ادم بعد از خوندن داستان چند تا سوال تو ذهنش می یاد، یعنی داستان جاهایی نا مفهومه.
۱- سمانه چرا باید اینقدر به آیین وفادار باشه و تحملش کنه(معمولا برای یک عشق یا پایبندی دیرینه یا یک گذشته عاشقانه آدم میتونه اینقدر خیانت رو تحمل کنه. به نظرم نویسنده میتونه با اضافه کردن یک قسمت عاشقانه در دوران دانشجویی سمانه این رابطه با ایین رو توصیف کنه)
۲- کسانی که گفتند حتما باید سانسور می شد من زیاد موافق نیستم. جامعه ما همه چیزش سانسور شده، فیلمش، کتابهای درسیش، رفت و آمد افراد، حتی روابط خانوادگی. حالا چطور باید از موضوعات زندگی مشترک اطلاع داشته باشه و چطور روشهای ابراز عشق رو یاد بگیره. البته به اینکه در زندگی مشترک ابراز عشق فقط به سکس ختم بشه موافق نیستم. یعنی اگه آیین نسبت به سمانه دلبستگی پیدا کرده بود می تونست بهتر نشون بده و سمانه از اون روابط نتیجه عاشق بودن آیین رو می گرفت.
۳- آتوساداستانش مشخص نبود. بالاخره با آیین بود یا پسر عموش.(به نظرم نویسنده باید در داستان آتوسا تجدید نظری بکنه) نامه های خانواده آتوسا برای چی به ایین نوشته می شد؟ برای کمک به اتوسا یا سمانه؟ نامه ها و داستان ضدو نقیض بودن.
۴- دختر سر راهی بزرگ کردن زیاد معقولانه نبود. و این طور راحت وارد زندگی ادم نمشه که.
۵- اخر داستان باید کمی زندگی ایین و سمانه رو ادامه می داد و پشیمانی و رویش عشق ایین نسبت به سمانه رو و پشیمانیش از ارتباط نامعقولانه و اینکه چطور یک عشق پاک میتونه جای عشق هوس باز رو بگیره بهتر توصیف می کرد.

kamelan bahat movafegham!


نگار 
۰۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۸:۵۳

کاملا با لیلا موافقم منم نفهمیدم اخر سر اتوسا چی شد؟دوست داشتم عشق و علاقه ی ایین رو به سمانه بعداز ازدواجشون رو هم می نوشت.


الهام 
۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۱۰:۳۲

خاک تو سر سمانههههههههههههههههههههههههه


۰۸ شهریور ۱۳۹۰ ۲۰:۳۸

سلام خسته نباشیدددددددددد خاک برسر سمانه که یه نموره سیاست نداشت. تکسوار عشقم نودوهشتیا داره خیلیم باحاله حتما بخونید


رها 
۱۰ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۵۲

من هنوز نخوندمشششششششششششش


نیایش 
۱۱ شهریور ۱۳۹۰ ۱۵:۰۲

داستانش بد نبود ولی اونقدرام تعریفی نبود من فک می کنم بیشتر تعریفا به خاطر چیزای دیگه است نه موضوع داستان!!!!!!!!!


ناشناس 
۱۲ شهریور ۱۳۹۰ ۲۲:۰۳

نه نیایش جان اشتباه می کنی.همه که مثل بعضی ها نیستن!


nafas 
۱۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۴۹

چرا واسه ی موبایلشو نمیذارید !!!!!!!!خوااااااااااااااااااااااااااااهش!!!!


۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ۰۰:۰۱

khak to saret ba in rman neveshtaneton
be hame dokhtara tohin karde bod age nevisande jeloye chesham bood khafash karde booodam


Tanaz 
۱۷ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۳۳

دلیل نمیشه اگرکسی از یه رمان خوشش نمیاد به نظرات دیگران و نویسندش توهین کنه.نظر هرکسی محترمه به شرط اینکه حرفشو تحمیل نکنه سارا خانوم.


parisayari 
۱۹ شهریور ۱۳۹۰ ۰۱:۰۰

با نظرطناز موافقم….ساراخانوو بهتره شما از کلمات محترمانه تری برای بیان نظرتون استفاده میکردین
با سپاس


mahsa 
۲۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۳:۴۱

aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii bud. tooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooop bud.

bu


mahsa 
۲۳ شهریور ۱۳۹۰ ۱۳:۴۶

bebinam kamran khan to ke janbe nadari chera az in ketaa mikhuni? kheili ham ketabesh ghashang bud. deletam bekhad


samira 
۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ۰۷:۱۰

خیلی مزخرف و آبکی بود


zahra 
۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ۱۹:۱۵

خیلی قشنگ بود ازخوندنش پشیمون نیستم


پرستو 
۲۷ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۰۱

زیبا وسرگرم کننده ولی کمی غیرمعقولانه.کشش وجذابیت داشت.


tandis 
۲۷ شهریور ۱۳۹۰ ۱۷:۱۷

vogholade ghashang bud


فمینیست سر سخت 
۳۰ شهریور ۱۳۹۰ ۱۶:۱۸

چرا همیشه توی همه کتاب ها دخترا ذلیل وخوارند وپسرا مغرور وبا اعتماد به نفس؟


saba 
۰۱ مهر ۱۳۹۰ ۲۱:۱۵

کلا قشنگ بود دوسش داشتم. ولی خیلی دوست داشتم این سمانه رو بزنم یعنی اینقد ذلیل میشه ادم!!!


baran 
۰۲ مهر ۱۳۹۰ ۲۳:۰۱

وااااااااااااااااااااای رمان خیلی باحالی بود ولی واقعا خاک تو سر این دختره سمانه به قول بروبچ آدمم انقدر ذلیییییییییییییییییل!


۱۱ مهر ۱۳۹۰ ۱۹:۰۳

in ketab ba hame nahamkho0niash ba farhangemo0n baz ham mishe be o0naye ke mikhan ye dars begiran komak kone in ke kheli rahat khodeto ghoro0reto miveye mamno0eye vojo0deto dar ekhtiare har kesi nazari hata age ashegh bashi behar hal az harkasi ke neveshte mamno0n


hami 
۰۳ آبان ۱۳۹۰ ۰۹:۴۵

تارا خانم رمان آرام و رمان اریکا هم تو همین مایه هاست قشنگه تو همین سایت هست .
بچه ها اینقدر سرسری راجب به سمانه قضاوت نکنید قدرت عشق خیلی بالاتر از این حرفهاست وقتی پای عشق وسط باشه دیگه غرور جایی نداره سمانه هم عاشق بود و این عاشق بودنش بود که باعث می شد بخواد که جسمشم با ایین یکی بشه اینجا دیگه حرف هوس نیست فکر نکنید اون خودشو ذلیل کرد درک کنید
وقتی یه دختر واقعاً عاشق یکی بشه دیگه حاضره از همه چیز بگذره البته واقعاً ، عشق واقعی


۰۴ آبان ۱۳۹۰ ۱۰:۳۲

hami jan mer30 az rahnamaee


آرزو 
۱۵ آبان ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱

کتاب جالبی نبود..تورو خدا این کتابو با همخونه مقایسه نکنید…همخونه الان داره میره زیرچاپ چهلم….اون کجا و این کجا…اصلا دستور آیین نگارش رعایت نشده بود وموضوع داستان هم که معلوم نشد آخرش آتوسا این وسط کدوم وری بود.؟بچه مال کی بود؟آیین یا کیارش؟آخرش هم که سرسری تموم شد.آیین هم که…به هر حال آدمین جان ممنون از زحماتتون…


شبناز 
۱۸ آبان ۱۳۹۰ ۱۳:۴۳

man nemidunam chera mizanid akharesh bad tamum shod, vala akhare ketab ke be ham residan, moshkel chie dige, ketabe kheili khubi bud,


arsia 
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۰۳:۰۰

salam
ketabe kheili ghashangi bud manmnun az site khubetun


fafa 
۲۹ آبان ۱۳۹۰ ۱۹:۳۸

kheili kheili bikhod bod!bikhodo zaeef!!sahne dashtan romano jazzab mikone mamolan ama inja asanenghad mozooesh bikhod bod k asan kolle roman engar ye dastane havasbazie ye pesar va divonegie ye 2khtar!yani 2khtari hast k enghad khodesho past be2ne?!?!toye romane ham khone masalan k y romane ghavi bod pesareo 2khtare jofteshon shakhsiate kameli dashtan ama inja …moshakhas bod az hamkhone ye taghlidai karde!vali kheili bikhod az ab daromad!


sentiment 
۰۱ آذر ۱۳۹۰ ۲۲:۵۸

سلام بچه ها اخه کی دلش میاد شهاب(رمان همخونه) رو با این مقایسه کنه!!!!!! شهاب دوست داشتنی بوددد


shohle 
۰۹ آذر ۱۳۹۰ ۰۱:۳۸

salam chera to romanaton har ke bekhad kesafat kari kone sighe mishe chera inghadar sighe bin khonevadehashon rahate va inke aslan jaryane atosa chi bod va chi shod chera raft kiyanosh chekare bod age atosa asheghe aiein bod chera khiyanat kard va dobare raft bache male ki bod va hezar cheraye dige rasti chera mardaye romanha hamishe be naghshe asli bedone dar nazar gereftan be motaahel bodaneshan nazar daran hamishe hezar koshte morde zapas daran


غزاله 
۱۵ آذر ۱۳۹۰ ۱۵:۰۳

سلام رمان خیلی خیلی خوشملی بود دستتون درد نکنه حال کردم بوس بوس


jo0jo0 
۰۸ دی ۱۳۹۰ ۰۲:۰۲

میشه بگید این پسوردو از کجا باید پیدا کرد لطفاً؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    honey_x 
    ۰۸ دی ۱۳۹۰ ۰۲:۲۸

    دوست عزیز اون بالا واضح پسوردو نوشتیم!! پسورد تمامی کتابها آدرس سایته:www . 98ia.com



jo0jo0 
۰۸ دی ۱۳۹۰ ۱۴:۰۷

کدوم بالا؟! اینجا که چیزی نیست!!!


بهار 
۰۸ دی ۱۳۹۰ ۲۲:۰۳

رمان جالبی نبود .عشق رو به لجن کشیده بود .تا اتوسا بود به سمانه محل نمیذاشت وقتی که اتوسا ترکش کرد به سمانه ابراز علاقه کرد.


۱۰ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۴۷

doost nadashtamesh,hamkhune aliii bud,goftan inam me3 une khundam ama aslan GHALAMESH be khanume riahi nemiresid,zud azin shakhe be un shakhe miparido adamo ziad tu heso jave hale khodeesh nemibord samane………


۱۹ دی ۱۳۹۰ ۲۰:۵۵

in yani chi
sare kar gozashtin mardomo
on bala neveshtin aeen man 2 bad miyaym hichi nis!!!!!!!!!!!!!!

    honey_x 
    ۱۹ دی ۱۳۹۰ ۲۱:۴۵

    کسی سرکار نذاشته شمارو.. اگه به عنوان بیشتر دقت کنید متوجه میشید!! این کتاب دوجلدی یکجا تبدیل به pdf شده! یعنی یک فایله!!



زهرا به کامران خان 
۲۵ دی ۱۳۹۰ ۱۷:۰۴

هرکسی نظری داره کامران خان. اینجا برای بازگویی اشکالای نویسنده هاست چون تجارب اولیشونه باید ایرادارو بگید تا کیفیت نوشته ها با توجه به نظراتون بره بالا نه اینکه بهشون بتوپید..درسته من خودم از این کتاب خوشم نیومد دختره آویزون بود ویه ذره غرور نداشت پسره هم که دیگه…… کتابم داشت آموزش مسایل ج* میداد به خوردمون فک کنم باید یه توبه و کفاره ای میدادیم بعد از خوندن کتابای مودب پور،همخونه ،هم سایه من(کاربر سایت) – داستانای نیلا و داستانای مهرنوش که از کاربرای سایتن عالین شخصیت مرد داستانا هم که خیلی خوبن هم چنین داان بهشت و شخصیت محمد……اینارو بخونید نظرتون عوض میشه حرفاتون رو در جاهایی مث مسنجر یا چت روم هایی که اتاق نقد دارن بذارید نه اینجا .دخترک فوتبالیست هم که در حال تایپه خنده داره و طنز اگه خواستید بخونید داستانای دیگه ای رو هم میگیم میخونین رمان کژال از ماندا معینی رو هم حتما بخونین


اریکا 
۲۶ دی ۱۳۹۰ ۰۱:۳۶

سلام من هنوز نخوندمش دارم دانلودش میکنم امیدوارم به این خوبی باشه که میگید


نسترن 
۰۷ بهمن ۱۳۹۰ ۰۳:۵۲

من اصلا خوشم نیومد!!!!!!!!!!!!!!!!!!


moddrn girl 
۰۹ بهمن ۱۳۹۰ ۱۷:۳۶

کتاب فوق العاده ای بود ….خیلی خوب بود ممنون
مررسی نویسنده جان


مهشید 
۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴:۰۶

من کاملا با لیلا موافقم….. هر چند که رمان خیلی قشنگی بود ولی خوب یه مشکل که لیلا جان هم گفت این بود که چطور انقدر راحت سمانه یه دختر سر راهی رو قبول کرد مطمئنا هیچ کس اونم توی جامعه ی ما با اینهمه مشکلبه این آسونی یه بچه ی سر راهی رو به فرزندی نمیگیره …..دیگه اینکه آخرش یکم بچه گانه بود چطور یه نفر می تونه همزمان دو نفرو دوست داشته باشه؟


مهشید 
۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۴:۰۸

من کاملا با لیلا موافقم….. هر چند که رمان خیلی قشنگی بود ولی خوب …یکی از مشکلاتش که لیلا جان هم گفت این بود که چطور انقدر راحت سمانه یه دختر سر راهی رو قبول کرد مطمئنا هیچ کس اونم توی جامعه ی ما با اینهمه مشکل به این آسونی یه بچه ی سر راهی رو به فرزندی نمیگیره …..دیگه اینکه آخرش یکم بچه گانه بود چطور یه نفر می تونه همزمان دو نفرو دوست داشته باشه؟


۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ۱۸:۵۷

بچه ها تا حالا رمان به این چرتی نخونده بودم .آشغال بووووووووووووود .


osweh 
۰۷ اسفند ۱۳۹۰ ۱۲:۲۸

به نظرم که غیر از بی شخصیت کردن دخترا هیچی برای گفتن نداشت… من که اصلاً نمی تونم درک کنم با وجود این همه خیانت دیدن و تحقیر شدن ، چطور یه آدم می تونه با یه حرف (اون هم نه یه حرف کاملاً عاشقونه و احساسی) اینطوری همه چیو ببخشه و فراموش کنه!!!!
به نظرم اگه ادامه ش نمی داد خیلی قابل قبول تر و معقول تر بود.. یعنی آیین۲ کلاً داستانو به گند کشید… بهتر بود با همون رفتن دختره داستان تموم می شد… حداقل دیگه اینقدر غرور و شخصیت یه زن رو زیر سؤال نمی برد..


sara68 
۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷:۰۴

خوب بود ولی دلم میخواست آیین و بکشم، یعنی چی که از وقتی آتوسا رفت عاشق سمانه شد!!!! از طرفی هدف سمانه از این ازدواج چی بود که با اینکه میدونست آیین کس دیگه ای رو دوست داره حاضر شد باهاش ازدواج کنه…


shabnam 
۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ۱۷:۱۶

جلد دوم این کتاب کجاست بچه هاا؟


farnaz66 
۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱۵:۴۸

واقعا واسه نویسندهی این کتاب متاسفم نمیدونم پیش خودش چی فکر کرده که این رمانو نوشته حاضرم قسم بخورم که نویسندش مذکر بوده یعنی کل زندگی فقط س.ک.س هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم چی بگم فقط می تونم بگم خیلی نویسنده ی حیوان صفتی داشته که تمام زندگی خوب براش رابطهی جنسی معنی داشته.
انسان هایی مثل آیین باید برن بمیرن مرتیکه عنتر….فکر کنم ملت روسریشون رو هم بردارن آقا تحریک میشن ……….دیوونه……..اهنخونید بابا این رمانو


farnaz66 
۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ۱۵:۵۵

با نظر آقا کامران موافقم ام تیکه ی آخرشو قبول ندارم این رمان فقط از ذست پسرا بر میادهمشون س.ک…..ی هستند


۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۱۳:۳۶

میدونین چیه؟خیلی مسخره و مذخرف بود..حالمو بهم زد..شخصیت زن رو خورد کرد…آخه کدوم دختری اینطوریه؟چه فکری درباره ی دخترا کردین که این مذخرفات رو توی کتاب آوردین ؟هان؟مذخرف ترین کتابی بود که خوندم…کتاب خوب یعنی پارلا یعنی تمنای وجودم….آخه اینا چیه مینویسین>اعتماد بنفستون منو کشته…..فک کردین واقعا دست میرمودب پور رو از پشت بستین..دارین تمام عقده هاتونو میارین سر کاغذ…واقعا براتون متاسفم


۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۱۳:۳۶

میدونین چیه؟خیلی مسخره و مذخرف بود..حالمو بهم زد..شخصیت زن رو خورد کرد…آخه کدوم دختری اینطوریه؟چه فکری درباره ی دخترا کردین که این مذخرفات رو توی کتاب آوردین ؟هان؟مذخرف ترین کتابی بود که خوندم…کتاب خوب یعنی پارلا یعنی تمنای وجودم….آخه اینا چیه مینویسین>اعتماد بنفستون منو کشته…..فک کردین واقعا دست میرمودب پور رو از پشت بستین..دارین تمام عقده هاتونو میارین سر کاغذ…واقعا براتون متاسف


sara 
۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ۲۲:۵۰

کلا مزخرف بود ولی من در این فکرم اتوسا چرا رفت اصلا شخصیتش مشخص نبود


marzieh 
۲۶ اسفند ۱۳۹۰ ۱۱:۱۷

به نظر من درسته که عشق واقعا غرور در برابر معشوق رو بی معنی میکنه ولی دلیل نمیشه که آدم مخصوصا یه زن عزت نفسشو زیر پا بذاره….اونم یه فرد تحصیل کرده ی دکتر…..!!!!! در ضمن از آیین متنفرم…چون توی هر لحظه که با سمانه بود فقط به خاطر خودش بود نه سمانه….آخرشم که از آتوسا رونده شد رفت سمت سمانه ….اونم باز به زور متوسل شد نه به عشق….!!!! شاید سمانه واقعا عاشق بود اما آیین اصلا اصلا لیاقت بازگشت سمانه رو نداشت….!!!!
کاش به این معنی عشق بهتر فکر شده بود…..!


kiyana 
۰۶ فروردین ۱۳۹۱ ۲۱:۵۲

roman kheili ghashangi bood vali aiin kheili bi rahme


sara 
۱۱ فروردین ۱۳۹۱ ۱۹:۳۵

رمانش واقعا عالی بود من تا حالا رمان به این قشنگی نخوندم خیلی تاثیر گذار بود ولی یه جاهاییش گنگ بود ولی انقدر رمانش قشنگ بود که به چشم نمیومد.
من عاشق شخصیت آیین شدم


saghar 
۱۲ فروردین ۱۳۹۱ ۲۳:۵۲

kheyliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii ghashange garche b paye ghazal nemirese vali harf nadasht


atena 
۱۳ فروردین ۱۳۹۱ ۲۲:۲۸

عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود.


سیما 
۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ۰۰:۴۹

بچه ی تو شکم آتوسا بالاخره مال کی بود؟؟اصلا همچین بچه ای وجود داشت و عاقبت چی شد؟؟آتوسا چه خیانتی به آیین کرد؟؟چرا آتوسا بعد رفتن سمانه رفت؟؟
من از اینا سر در نیوردم…دوستان عزیز میشه جوابمو بدین؟؟
بنظر من کتاب فوق العاده قشنگ و احساسی بود !!پیامشم این بود که بعد هر تلخی،شیرینیه و صبر حلال مشکلااته…


LINDA 
۱۷ فروردین ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹

رمان خیلی عالی ای بود مخصوصا ایین خیلی جیگر بود


عهد 
۱۸ فروردین ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳

من هنوز نخوندم
اما نمیدونم چرا وقتی یه دختر به خاطز عشقش یه کاری میکنه هم جنسهاش میگن ذلیله اما اگه یه پسر این کارو کنه دیگه میشه بهترین مرد روی زمین؟
امیدوارم قشنگ باشه
ممنون
یا حق


Zohreh 
۱۸ فروردین ۱۳۹۱ ۱۷:۵۱

خیلی قشنگ بود واقعا” دستتون درد نکنه …با لیلا موافقم!


shabnam banoo 
۲۱ فروردین ۱۳۹۱ ۰۸:۱۴

سلام به همگی‌.به نظر من که خیلی‌ قشنگ بود ؛و اصلا نویسنده در بعضی‌ جاها زیادروی نکرده بود.بودن با کسی‌ که عاشقشی واقعا شیرینه.همچنین خانوما خیلی‌ احساساتی هستن که اینم به خوبی‌ در کتاب مشخص بود.مرسی‌ از این نگارش.واقعا که جالب بود و موضوعش تکراری نبود.خسته نباشید.


sahar 
۲۷ فروردین ۱۳۹۱ ۱۴:۲۲

خیلی قشنگ بود واقعا ممنون ولی یه مقدار توش ابهام داشت مثلا اینکه اصلا از سرگذشت بچه آتوسا حرفی نزد که بالاخره چی شد و بچه کی بود وچه اتفاقی افتاد که آتوسا آیین رو ترک کرد وآیا واقعا با پسر عموش رابطه داشته یا نه در کل آتوسا شخصیت مرموزی داشت و اصلا خوب بهش پرداخته نشده بود و همون طور گنگ موند و در ضمن چه طور خانواده هاشون اینقدر راحت اون بچه رو پذیرفتن یه مقدار غیر منطقی بود و دور از ذهن بود ولی در کل داستان جالب و متفاوتی داشت دستتون درد نکنه و خسته نباشید.


sanaz 
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۴:۵۳

راست میگه کلید بهم زدن زندگی این داستان آتوسا بود.معلوم نشد از کجا اومد به کجا رفت….انگار میخواستن مثه فیلمایه ایرانی فقط سرو ته داستانو هم بیارن.اییییییییش.بدم اومد.داستان خوبی بود.اما اینکه بی سروته بود خیلی مزخرف بود.در ضمن سمانه هم انگار یادش رفت بپرسه چرا مهردادو شادی بچه ندارن.هه هه.زود رفت تو بغل آئینو همه چی یادش رفت داستانم تموم شد.


arezo 
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۷:۲۹

من ااصلا از این داستان خوشم نیومد – شخصیت دخترا تو این داستان خورد شده. خیلی مزخرف بود


imaginary 
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۵:۰۱

قشنگ ولی بیمحتوا .فقط برای سرگرمی .


پروانه 
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۲۳

از خوندنش پشیمون نشدم. سرگرم کننده بود. اما صحبتهای آخر آیین کمی عجیب بود با توجه به داستان. آتوسا هم که نفهمیدیم چی شد و چرا؟
یک مطلب دیگه ! چرا پسرهای داستان برای ابراز علاقشون به همسر یا دختر مورد علاقشون اینقدر مشکل دارند و همش با دعوا و بدخلقی می خوان اینو بفهمونن. برام عجیبه!


sara 
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۸:۱۰

خیلی قشنگ بود ولی خیلی شبیه کتاب آرام بود


نگار 
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۱:۰۹

من خودم دخترم . میدونم امروزا دخترایی هستن که با دیدنشون باید به سمانه گفت احسنت. به نظرم رمان خوبی بود. اونقدا هم صحنه انچنانی نداشت. دنیای جالبی داشت


۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۰۱:۱۳

کتاب جالبی بود …….. موضوع جالبی هم داشت.
دست نویسنده ی عزیز هم درد نکنه .
اما ۱ انتقاد از نویسنده ی عزیز :
کاش نقطه ی ابهامی از اتوسا نمی ذاشتی ……..


شهره 
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۵:۰۴

من هنوز این رمان رو نخوندم، ولی با توجه به نظرات مثل اینکه سمانه خیلی خودشو کوچیک میکنه، من خودم هیچوقت نمیتونم پسری رو که عاشق یه کس دیگس رو دوست داشته باشم…


فتانه 
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱۶:۲۲

عالی من عاشق این داستانم هنوزم گاهی میخونمش سمانه و آیین رو خوب میفهمم عشق یک طرفه بد دردیه


Eli Nice 
۰۵ تیر ۱۳۹۱ ۱۲:۰۳

رمان بدی نبود اما ابهامات زیادی داشت. و آخر رمان این باور را در ما ایجاد نکرده که آیین واقعا عاشق سمانه شده. به نظر میرسه با برگشتن اتوسا بازم سمانه رو ول میکنه
در کل خوب بود مرررررررسی


لادن 
۰۷ تیر ۱۳۹۱ ۱۸:۱۱

خیلی رمان خوبی بود


pastime 
۰۷ تیر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۷

شما خسته نشدید این قدر خودتون وهمجنساتون رو زیر سوال بردید من ۴۲ سالمه ازاین سایت رمان زیاد خوندم اکثر اونها هم مثل هم .یک مرد هرچقدر هم زیبا دلیل نمیشه یک دختر خوب وسالم اینطور خودش رو ذلیل کنه با خوندن این رمانها ادم احساس ذلت می کنه اونوقت به مردها ایراد می گیریم چرا به ما احترام نمی گذارند.


سارا+ 
۰۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۰۹

منم با دوستی که نوشته بود شبیه ارام بود موافقم خیلی سمانه زجر کشید خیلی تحقیر شد به نظر یه زن نباید بگذاره غرورش این طوری له بشه اخرش هم معلوم نشد بچه ی اتوسا مال ایین بوده با نه البته من فقط یکشو خوندم امیدوارم دوش خیلی بهتر باشه چون ادم این جور رمانو رو میخونه از ایندش میترسه و نا امید میشه!!!!!


pastime 
۰۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۴۳

چیز مهمی رو از دست ندادید اگر دانلود نشد یا نخوندید پیشنهاد میکنم رمان بنفشه رو بخونید


آیدا 
۱۷ تیر ۱۳۹۱ ۰۲:۴۵

رمان قشنگی بود. ولی از آیین زیاد خوشم نیومد آدم دروییی بود زمانی که احساس نیاز میکرد میرفت سمت سمانه. اگه یکی می دونه بگه هدف سمانه از این ازدواج چی بود. خیلی بده آدم خودشو به مردی تحمیل کنه. اگه یکی میدونه بگه؟؟؟؟


ریحانه 
۲۸ تیر ۱۳۹۱ ۱۹:۳۷

کاش آیین ۳ هم بیاد این ابهامات رو توضیح بده….آخرش مثله فیلم های ایرانی بود…..سمانه این قدر راحت حاضر شد باهاش زندگی کنه بعد از این همه زجر کشیدن؟؟؟؟؟؟؟؟ سها و آتوسا هم که بیخیال…..ولی یه مورد دیگم که داشت سها به عنوان یه بچه ۶ ساله اصن حرفاش ،کاراش متناسب نبود….در کل غیر واقعی بود ………..ولی من خوشم اومد :-d


سحر 
۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ۰۱:۰۱

سلام… من اولین باره که توی یه سایتی نظر میدم ولی انقدر سایتتونو دوست دارم که حیفم اومد نظر ندم… من ۳ ماهه که با این سایت آشنا شدم و الان ۲۰ تا رمان از نوشته های کاربرانو خوندم … سایتتون انقدر عالیه که من که هر هفته ۴ تا رمان از کتاب فروشی میگرفتم کلا بیخیال رمانهای بیرون و نویسنده های بیرون شدم و فقظ رمانهای کاربران سایتو میخونم … خییییییییییلی ممنون به خاطر سایت خوبتون :)


mina-j ( آوا ) 
۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ۲۱:۳۳

خیلی سرسری نوشته بود به نظرم اگه بیشتر بهش می پرداخت بهتر بود !


فروزان 
۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۱۷:۵۳

واقعا متاسم … افتضاح بود …. موضوع تکراری….شخصیت پردازی زیر صفر…..هیچ جایی هم برای عقل و منطق در این داستان نبود


مریم 
۳۰ مرداد ۱۳۹۱ ۲۰:۲۱

جدی خسته کنند شده…شبیه رمان آرم و هم خونه بود!یکم تنوع بد نیستا جامعه نویسندگی


arezoo 
۰۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۵۵

رمان خوبی نبود سمانه یه ذره عزت نفس نداشت .ابروی دخترارو برده بود.یه دختر تا وقتی از عشق طرف مقابل مطمئن نشده که نباید خودشو جلو طرف خوارو خفیف کنه .منم یکیو دوست داشتم ولی وقتی دیدم با یکی دیگست از چشم افتاد.این سمانه دیگه شورشو در اورده بود.به نظر من که غیر واقعی بود هم از نظر این که سمانه یه عشق تخیلی داشت دلیلشم گفتم.هم اینکه ایین اگه اونو دوس داشت اونطوری رفتار نمی کرد.رمان ضعیفی بود


۰۹ شهریور ۱۳۹۱ ۱۳:۱۹

خیلی خوب بود . فقط کاش یه بار سمانه یه حال اساسی از ایین میگرفت که انقدر پر رووووو نشه .


نسیم 
۱۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۸:۰۴

رمان خوبی بود ولی این سمانه خیلی به این پسره رو میداد اگه فقط یه بار بهش بی محلی میکرد همه چی درست میشد


Armi 
۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۱۵

,واقعا عالی بود


Armi 
۲۱ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۱۶

واقعا عالی بود.


مهشید 
۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ۱۱:۱۹

خوب بود اما واقعا دختره خیلی خودشو حروم کرد.


Farahnaz Johari 
۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۳۴

برای موبایل نداره؟؟؟می خوام بخونم!!!!!!!!!!!!!!!خواهشا بذارید!!!


ati naz 
۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ۱۰:۱۸

رمان خیلی قشنگی بود.آفرین به سمانه با این همه صبوریش.همیشه برای دوست داشتن و دوست داشته شدن باید صبور بود.اما کاش سمانه ۳سال خودش رو پنهان نمیکرد.


Rana 
۰۲ مهر ۱۳۹۱ ۲۱:۱۷

کتاب خیلی قشنگی بود


sshh 
۲۴ مهر ۱۳۹۱ ۱۹:۲۸

کتابش قشنگ بود ولی سمانه هم خیلی خودشو ذلیل میکرد بدم میاد از این آدما همش این دخترا باید ذلیل شن


raha 
۱۸ آبان ۱۳۹۱ ۱۱:۳۹

سمانه یه آدم ذلیل، خاک تو سر ، بدبخت بود.
آیین یه آدم از دماغ فیل افتاده ، سواستفاده گر ، مغرور بود.
چرا هیچ کس درک نمی کنه که عشق بوس آغوش و…. نیست. مگه تو عاشق عضله ی طرفی که دلت غنج میره؟؟؟؟ این هـــــــــــــــــــــــــوس.
بد نبود رمانش. اگه صحنه رو ازش حذف کنی باید دید چی میشه.
خسته نباشید نویسنده ی کار…


مریم 
۱۸ آذر ۱۳۹۱ ۱۴:۳۵

رمان قشنگی بود. غلط املایی زیاد داشت. در هر حال به نویسنده ش خسته نباشید میگم.
فقط یکم به جزیئات بیشتر تو رمان توجه می شد قابل ملموس تر بود.


۱۰ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۰۸

دستتون درد نکنه تا ۵ صبح نشستم خوندم,عصابم داغون شد از این همه صبر سمانه,اصلا نمیتونم خودموجای سمانه بزارم,خیلی سخته, ایا ممکنه یه زن تو زندگیش بتونه این همه شکیبا باشه…


امیرحسین 
۱۲ دی ۱۳۹۱ ۱۵:۵۷

داستان قشنگی بود
از خیلی از داستانا هم قشنگ تر ولی…
هیچ کدوم از شخصیت ها تکلیفشون با خودشون معلوم نبود
مهرداد یه روزه عاشق شادی شد و از سمانه دل کند
آیین بعد از هر بار س.ک.س کردن میگفت من دوستت ندارم ولی آخر داستان میگفت از قبل عاشقت شدم اگرم از قبل عاشق شده بود پس گریه برای آتوسا چی بود؟
آتوسا هم که کلا یه شخصیت مجهول بود تو داستان
کلا انگار آخر داستان با عجله تموم شد در حالی که خیلی جای کار داشت حتی اگرم نداشت حد اقل اون چیزایی رو که مجهول بود رو آخر داستان روشن میکردین
تازه سمانه هم تو کل داستان هی خودشو تحقیر می کرد آخرشم که انقدر راحت آیین رو بخشید
در کل قشنگ بود ولی انگار آخرش هول هولی نوشته شده بود


امیرحسین 
۱۲ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۰۴

یه چیز دیگه:
آتوسا آخرش آدم خوبی بود یا بد؟
اگه خوب بود چرا خیانت کرد
اگه بد بود چرا این همه هوای سمانه رو داشت؟


Elinaz 
۲۱ دی ۱۳۹۱ ۱۸:۳۳

خوب بود ولی میشد به شخصیتها بیشتر میپرداختی


۲۳ دی ۱۳۹۱ ۱۶:۳۶

salam.vaghti pasvordo mizanam eror mide.baz nemikone.chikar konam


آزاده 
۰۲ بهمن ۱۳۹۱ ۱۹:۲۸

به نظر من این کتاب بر خلاف نظر خیلی از دوستان به جامعه ما شباهت زیادی داره.متاسفانه کتابایی مثل قرار نبود و خیلی از کتابهای دیگه تنها از تفکرات دخترانه نشات می گیرن . در زندگی واقعی زن باید برای نگه داشتن شوهرش بجنگه.چون مردهای امروزی با مردهای گذشته خیلی فرق کردن. بهتون بگم که تو دور وبرتون به دنبال آرتان توی رمان قرار نبود نباشید .چون جز افسردگی مفرط چیزی براتون نخواهد داشت.به دور برتون نگاه کنین .تو خیابونا رو ببینین که چطور دخترا با دیدن یه پسر ذوق می کنن!اوقتی یه دختر اینقدر خودشو برای جنس مخالف خوار میکنه برای چی پسر بیاد ناز اون دخترو بکشه !در حالی که سمانه داستان تمام این کارها رو برای نگه داشتن شوهرش میکنه وهمچنین جلوگیری از ریخته شدن آبروش جلوی خانوادش .بازم میگم احتمال وجود داشتن آیین خیلی تو ایران بیشتره تا وجود داشتن آرتان.


آیدا 
۰۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۵:۲۹

واقعا که فوق العاده رمان مسخره و بی محتوا یی بود …………
یعنی نویسنده فقط میخواست یه چیزی نوشته باشه همین بسیاری از جمله ها کپی از رمان های دیگه بود واقعا متاسفم
نوسنده تکلیفش با خودش هم مشخص نبودانگار خودش هم وسط های داستان نظرش درباره ی شخصیت های داستان عوض میشد و هی تغییرشون میداد
و این که اینقدر یک زن ایرانی رو تحقیر کرده بود و به جزییات هم نپرداخته بود در واقع بی حوصله ازشون میگذشت و اهمیتی بهشون داده نمیشد پس مشخص شد که نویسنده مذکر بوده
متاسفم براتون آقای نویسنده


afsoongar 
۰۵ بهمن ۱۳۹۱ ۱۵:۴۳

Salam bar shoma doost darane roman in avalin bare nazar mizaram chand sale havase roman mikonam miyam soraghe shoma khaste nabashin ba in ke doctor gofte be safhe laptap kheyli negah nakon ama man nemitoonam az khire ketab begzaram va ama bayad begam ketabe aeene man ro hamin alan tamoom kardam rastesh sobh nazarate hameye doostan ro khoonadam tarsidam ketabo bekhoonam fekr kardam toosh chi neveshte .ghabool daram zaf dasht be har hal kasani mesle khanoome riyahi ba tajrobe va pokhte tar hastan .ama az hagh nagzarim aeen aslant pesare badi nabood aslant aslant bad nabood . samane yek asheghe vagheie bood man age jash boodam hamoon joori zendegi mikardam. Be nazare man aslant sahne nadasht kheyli mamooli va adi neveshte bood ke miboosan va …. Ke ina ham niyaze har fared ke aslant va Abadan ziyad va ba jozieyat naneveshteh shode bood . man be nazare hame va be fardiyate hark as ehteram mizaram . va ba in hame migam in ketab ba tamoom zafhash ghashang bood.mersi


۰۸ بهمن ۱۳۹۱ ۲۰:۲۲

رمان قشنگ وروونی بودومن دلم میخوادایین من۳یاخودکتاب به زبان ایین نوشته شه که خیلی باحال میشه.فقط یه سری مشکل داشت۱٫شخصیت دختربیش ازحدتوسری خورنشون داده شده بوداونم یه ادم تحصیل کرده وپزشک که بایدشخصیتش بالاترازاین حرفاباشه که هی تحقیرشه وازش سواستفاده کنن۲٫اتوساوکاراش تااخرمجهول موندن ومعلوم نشدبچه مال کیه۳٫مهردادچرایهوبی مقدمه والکی ازسمانه دل کند؟امادرکل قشنگ نوشته شده بود.واسه موبایلم بذارید


زینب 
۰۴ اسفند ۱۳۹۱ ۱۸:۵۵

مرسی زیبا بود


من 
۰۳ فروردین ۱۳۹۲ ۲۳:۲۵

متاسفم برای کسایید که گفتن رمانش قشنگ بود…..
درستهه کنید …پ
این کتاب فقط داره شخصیت خانوما رو خورد میکنه…..
لطفا خوهشا”پاکش کنین….


دریا 
۰۷ فروردین ۱۳۹۲ ۰۰:۴۷

ولی به نظر من واقعیت داشت حاضرم شرط ببندم بیشتر کسانی که گفتن سمانه ال و بل بود و یا کتاب چنین و چنان بود چندتا جوون مجردن که از ازدواج فقط همون چیزی و می دونن که فکر می کنن میدونن…به نظر من شخصیت سمانه خیلی جاها ی کتاب برای خیلی از زن های متاهل واقعی بود….زن در هر جایگاه و مقام و با هر تیپ و قیافه هم باشه باز هم زن وزنیت از اون جدا نیست


رها 
۱۴ فروردین ۱۳۹۲ ۰۰:۳۴

عالی بود یکی از بهترین رمان هایی بود که خوندم مرسی.


نام

ايميل

سايت

لطفا نظرات مرتبط با موضوع رو ارسال کنید ، از ارسال نظرات نامرتبط خودداری کنید ، در صورت مشاهده ی نطر نامرتبط کلیه ی نظرات شخص نظر دهنده پاک و دسترسیشان به سایت بسته می شود . برای درخواست کتاب و ارسال شعر و ... می توانید از انجمن استفاده کنید .

اشتراک گذاری

Bala tarin Donbaleh  Cloob Delicious Friendfeed Twitter Facebook Addthis to other Stumbleupon

اشتراک ایمیلی

شما هم به جمع 50000 نفری نودهشتیا بپیوندید.

با وارد کردن آدرس ایمیل تان در کادر زیر آخرین کتابها را در ایمیل تان تحویل بگیرید :

لطفا اول ایمیل تان .www نگذارید .


محبوب کنید :  اشتراک از طریق فیس بوک  اشتراک از طریق فید کتابها
رادیوی اینترنتی سور سخن شماره 4 – ویژه نوروز
کتابهای توصیه شده توسط کاربران

اشتراک از طریق فید کتابها || تالار گفتمان

 Powered by WordPress - Designed by WebAlfa